محبوبِ آدمیزاد باید ذهنی بوسیدنی داشته باشد..
و الا لب و دهان را که شتر هم دارد..!
و الا لب و دهان را که شتر هم دارد..!
🍓7🕊1
زندگی مثل جزوه نوشتن میمونه !
شریک زندگی مثل خودکار آدمه! درسته خودکار اکلیلی نقرهای خیییلی قشنگه اما به درد جزوه نوشتن نمیخوره. آدمای عاقل اونایی هستن که یه خودکار آبی رَوون با مارک خوب انتخاب میکنن.
مارک آدم؛ شخصیت، صداقت، اصالت و تعهدشه.
شریک زندگی مثل خودکار آدمه! درسته خودکار اکلیلی نقرهای خیییلی قشنگه اما به درد جزوه نوشتن نمیخوره. آدمای عاقل اونایی هستن که یه خودکار آبی رَوون با مارک خوب انتخاب میکنن.
مارک آدم؛ شخصیت، صداقت، اصالت و تعهدشه.
🍓4
عاشق ساعت 12شب شدم
یه کالکشن 54 دقیقه ای داریوش پلی میشه تو مغازه همه کما میزنیم
یه کالکشن 54 دقیقه ای داریوش پلی میشه تو مغازه همه کما میزنیم
🍓3
اگر یک ایرانی در آمریکا برای زمین خوردن (افتادن) بگوید:
I ate the earth
نمیگویند وای این چه قدر فارسیش خوب است! بلکه میگویند چقدر انگلیسیش خراب و ویران است.
همچنین اگر کسی در ایران بگوید عطر یا عینک را پوشیدم، نمیگوییم انگلیسیش خوب است، میگوییم چه فارسی خراب و ویرانی دارد
I ate the earth
نمیگویند وای این چه قدر فارسیش خوب است! بلکه میگویند چقدر انگلیسیش خراب و ویران است.
همچنین اگر کسی در ایران بگوید عطر یا عینک را پوشیدم، نمیگوییم انگلیسیش خوب است، میگوییم چه فارسی خراب و ویرانی دارد
🍓4
خانومه گفت: «ترس باعث میشه که همهچیز رو وسط راه رها کنی.» از دیروز دارم به همهی چیزهایی که در نیمهی راه رهاشون کردم فکر میکنم. نقاشی و طرحهایی که نصفه موندن، سازی که نصفه و نیمه یاد گرفتم، شغلی که وسط راه رها کردم، زبانی که نصفه یاد گرفتم، آزمونی که واسهش درس خوندم ولی هیچوقت امتحان ندادم و… . مهمتر از همه، به همهی رابطههایی که نصفه موندن فکر کردم. هنوز هم همینطوره. بعد تا مدتها به این فکر میکنم که اگر نترسیده بودم چه اتفاقهای جالبی ممکن بود بیفته. ترس از چی؟
شاید واقعا نصفه و نیمه زندگی میکنم. مثلا اگر تمام تیکههای زندگیم رو به هم بچسبونم، احتمالا شبیه پازلهایی میشه که چند قطعهشون گم شده. پازلهای نصفه و نیمه رو دوست ندارم و برای اینکه کامل بشه باید ترس رو بذارم کنار. فردا یک قدم ازش فاصله میگیرم و روز بعدش یک قدم و نصفی. اگر هم ترس دوباره اومد دنبالم، سعی میکنم با ترس انجامش بدم.
شاید واقعا نصفه و نیمه زندگی میکنم. مثلا اگر تمام تیکههای زندگیم رو به هم بچسبونم، احتمالا شبیه پازلهایی میشه که چند قطعهشون گم شده. پازلهای نصفه و نیمه رو دوست ندارم و برای اینکه کامل بشه باید ترس رو بذارم کنار. فردا یک قدم ازش فاصله میگیرم و روز بعدش یک قدم و نصفی. اگر هم ترس دوباره اومد دنبالم، سعی میکنم با ترس انجامش بدم.
🕊4
دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست
تو مرا باز رساندی به یقینم کافیست
تو مرا باز رساندی به یقینم کافیست
🕊2
جدی امیدوارم یک روزی همهی اون چیزی بشم که دلم میخواد، یا حداقل نصفش.
🍓3
واژۀ انگلیسی yesterday درست مثل واژۀ فارسی «دیروز» ساخته شده. جزء دوم هر دوی این کلمهها یعنی واژههای day و «روز» بعدها اضافه شده و خودِ همون جزء اولِ هر دو واژه یعنی «دی» و yester در اصل به معنی دیروز بوده.
🕊1
تو کل ادبیات فارسی شما تعریف و تمجید از تابستون نمیبینی تااااا تابستون کوتاههی زدبازی.
🍓2
دختره اومده توی سوپر مارکت میگه: نیم کیلو پیکل میخواستم.
بابا بیخیال تو رو به خدا
بابا بیخیال تو رو به خدا
🕊2
قبلناً آدم کصدغدغه میدیدم کلهام کیری میشد، الان اینجوریم که افرین، آدم باید اینجوری باشه.
اینهایی که میگن یارو چون کتابش تو ایران چاپ شده پس از خودشونه یه جور دیگهای کسخلن. چهارتا کتاب ترامپ همین الان داره تو ایران -با مجوز ارشاد- تجدید چاپ میشه.
ایرانی جماعت هنوز بین کلمه "respect" و خایه مالی، فرقی قائل نشده، یعنی شما رندوم از فردا به چند نفر احترام بذار، بیا در مقابل رفتار سمی چهار تا احمق، ملاحظه مدار باش، میبینی طرف طوری سرش گیج میره، فکر میکنه کسی هست، شما کافیه چندبار تو روی فلانی بخندی توی یک مجلس، میبینی طرف داره از فردا انگشتت میکنه. همین مساله توی روابط عاطفی هم صدق میکنه، چهار بار کوتاه میای، ملاحظه اخلاق عن طرف رو میکنی؛ باید تا آخر عمر به طرف جواب پس بدی، سرش طوری گیج میره که فاز ارباب و برده میگیره. اصلا چیزی به اسم حریم شخصیت برای ایرانی جماعت تعریف نشده. همه یک جوری تخمی و به یک هاری جمعی مبتلا هستند.