This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دل من رای تو دارد سر سودای تو دارد
رخ فرسوده زردم غم صفرای تو دارد
سر من مست جمالت دل من دام خیالت
گهر دیده نثار کف دریای تو دارد
#مولانا
رخ فرسوده زردم غم صفرای تو دارد
سر من مست جمالت دل من دام خیالت
گهر دیده نثار کف دریای تو دارد
#مولانا
گفتم بمان که گشته دلم مبتلای تو
پیچیده در سراسر جانم هوای تو
در عالم خیال و یقین و گمان و شک
زل میزنم به خنده و ناز و ادای تو
ماییم و چله ای که گذشته است در فراق
در گوش ما به جاست کماکان صدای تو
خواهم که دفتری بسرایم به شرح عشق
دیوان اگر چه گفته نشاید ثنای تو
گیرم که عالمی همگی بی وفا شوند
ما را به خاطر است دمادم وفای تو
شاهی تو را سزا و گدایی از آن من
بر من همین بس است که باشم گدای تو
شبهای من اگر چه به بغض و به غم گذشت
این جان اگر که امر نمایی فدای تو
#مژگان_تولایی
پیچیده در سراسر جانم هوای تو
در عالم خیال و یقین و گمان و شک
زل میزنم به خنده و ناز و ادای تو
ماییم و چله ای که گذشته است در فراق
در گوش ما به جاست کماکان صدای تو
خواهم که دفتری بسرایم به شرح عشق
دیوان اگر چه گفته نشاید ثنای تو
گیرم که عالمی همگی بی وفا شوند
ما را به خاطر است دمادم وفای تو
شاهی تو را سزا و گدایی از آن من
بر من همین بس است که باشم گدای تو
شبهای من اگر چه به بغض و به غم گذشت
این جان اگر که امر نمایی فدای تو
#مژگان_تولایی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مژگان به هم بزن كه بپاشی جهان من
كوبی زمین من به سر آسمان من
درمان نخواستم ز تو من درد خواستم
یك درد ماندگار! بلا یت به جان من
#حسین_منزوی
كوبی زمین من به سر آسمان من
درمان نخواستم ز تو من درد خواستم
یك درد ماندگار! بلا یت به جان من
#حسین_منزوی
باید امشب به نگاهِ تو فقط سر بزنم
سر به آن خلوتِ چشمانِ تو آخر بزنم
همچو یک کفترِ عاشق به غزالِ نگهت
آخر ای معجزه ی خوبِ خدااا پَر بزنم
صحبت از رویِ تو و حُسنِ تو زیبا کنم و
دائماً خانه ی دیدارِ تو را در بزنم ...
همچو حافظ شوم و بر درِ میخانه ی تو
معتکف گشته و هی حرفِ معطر بزنم
تا بخندی زِ لبت جامِ غزل نوشم و هی
سر به آن جامِ جم و ساقی و ساغر بزنم
بوسه بر مردمک و پلکِ تو زیبا زنم و
طعنه حتّی به عسل ،قند و به شِکَّر بزنم
شاعری نیییست بجز اینکه به فرمانِ دلم
باید امشب به نگاهِ تو فقط سر بزنم ...
#سید_محمد_رضا_لاهیجی
سر به آن خلوتِ چشمانِ تو آخر بزنم
همچو یک کفترِ عاشق به غزالِ نگهت
آخر ای معجزه ی خوبِ خدااا پَر بزنم
صحبت از رویِ تو و حُسنِ تو زیبا کنم و
دائماً خانه ی دیدارِ تو را در بزنم ...
همچو حافظ شوم و بر درِ میخانه ی تو
معتکف گشته و هی حرفِ معطر بزنم
تا بخندی زِ لبت جامِ غزل نوشم و هی
سر به آن جامِ جم و ساقی و ساغر بزنم
بوسه بر مردمک و پلکِ تو زیبا زنم و
طعنه حتّی به عسل ،قند و به شِکَّر بزنم
شاعری نیییست بجز اینکه به فرمانِ دلم
باید امشب به نگاهِ تو فقط سر بزنم ...
#سید_محمد_رضا_لاهیجی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیشک وگمان به هم نخواهیم رسید
تا ختم جهان به هم نخواهیم رسید
من با تو چو خطهای موازی هستیم
در طول زمان به هم نخواهیم رسید
#سعید_عندلیب
تا ختم جهان به هم نخواهیم رسید
من با تو چو خطهای موازی هستیم
در طول زمان به هم نخواهیم رسید
#سعید_عندلیب
بـه کسی سپرده ام دل، که بگو مگو ندارد
کـه بـه جز خیـالِ رویش ، دلم آرزو ندارد
چه کنم که دل نداده به گدای خانه زادش
به همان خمارِعشقۍکه نفس جز او ندارد
دلِ بی اراده ای که به رَهش سپرده سر را
وَ دگـر هــراسی از رفتـنِ آبــرو نـدارد
همهشببه دستِ سردش شده پارهپاره قلبم
نکند بـه طعنـه گوید، هـوسِ رفو ندارد؟
چه به روزگارش آمد.؟ که نگاهِ پُر فروغش
به امیدِ ردّی از من تبِ جستو جو ندارد
نفسم بُریده از بس، بـه خدا گلایـه کردم
همـه را شنیده امـا، سرِ گفت و گو ندارد
چه شود کمی ببارد شبِ آسمان چشمم؟
که برای وصفِ چشمش،قلمم وضو ندارد
#شیوا_صالحی
کـه بـه جز خیـالِ رویش ، دلم آرزو ندارد
چه کنم که دل نداده به گدای خانه زادش
به همان خمارِعشقۍکه نفس جز او ندارد
دلِ بی اراده ای که به رَهش سپرده سر را
وَ دگـر هــراسی از رفتـنِ آبــرو نـدارد
همهشببه دستِ سردش شده پارهپاره قلبم
نکند بـه طعنـه گوید، هـوسِ رفو ندارد؟
چه به روزگارش آمد.؟ که نگاهِ پُر فروغش
به امیدِ ردّی از من تبِ جستو جو ندارد
نفسم بُریده از بس، بـه خدا گلایـه کردم
همـه را شنیده امـا، سرِ گفت و گو ندارد
چه شود کمی ببارد شبِ آسمان چشمم؟
که برای وصفِ چشمش،قلمم وضو ندارد
#شیوا_صالحی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گیسوی کمندت چه خوش افسار دلم شد
هر چند که کم دیدم و بسـیار دلم شد
آشـوب گر شهـــر شقایق چه کـسی جز
طـــناز ترین دختـــر قاجار دلــم شــد
#کمال_حسینیان
هر چند که کم دیدم و بسـیار دلم شد
آشـوب گر شهـــر شقایق چه کـسی جز
طـــناز ترین دختـــر قاجار دلــم شــد
#کمال_حسینیان
چند وقتیست که آرامش جانم شدهای
شوقِ رقصیدنِ نبض و ضربانم شدهای
آمدی دست کشیدی به دلم زنده شدم
خونِ جاری شدهیِ در شَرَیانم شدهای
ای که آغوشِ من آغوشِ تو را میطلبد
بوسهی غنچه به گلبرگِ خزانم شدهای
با دوچشمی کهنگارندهی آندستِخداست
تابش عشق به شبهای جهانم شدهای
از تو لبریزِ جنونم، پرم از شور و غزل
چون که با آمدنت تاب و توانم شدهای
با تو بر گوشِ دل آهنگ خدا پیچیده
حالِ عرفانیِ هنگامِ اذانم شدهای
نامِ تو در دلِ هر قافیهام حک شده است
مثلِ ذکری همه جا وردِ زبانم شدهای
همه جا با دل و جان عشقِ تو را جار زدم
راز پنهان شده ؟؟ نه، رازِ عیانم شده ای
#مجتبی خوش زبان
شوقِ رقصیدنِ نبض و ضربانم شدهای
آمدی دست کشیدی به دلم زنده شدم
خونِ جاری شدهیِ در شَرَیانم شدهای
ای که آغوشِ من آغوشِ تو را میطلبد
بوسهی غنچه به گلبرگِ خزانم شدهای
با دوچشمی کهنگارندهی آندستِخداست
تابش عشق به شبهای جهانم شدهای
از تو لبریزِ جنونم، پرم از شور و غزل
چون که با آمدنت تاب و توانم شدهای
با تو بر گوشِ دل آهنگ خدا پیچیده
حالِ عرفانیِ هنگامِ اذانم شدهای
نامِ تو در دلِ هر قافیهام حک شده است
مثلِ ذکری همه جا وردِ زبانم شدهای
همه جا با دل و جان عشقِ تو را جار زدم
راز پنهان شده ؟؟ نه، رازِ عیانم شده ای
#مجتبی خوش زبان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قلم یاری کن از ، دلبر نویسم
به هر واژه من عاشقتر نویسم
به لوح دل نگارم ماهِ رویش
به دورش حلقهء اختر نویسم
#یڪـتا_حق_پرست
به هر واژه من عاشقتر نویسم
به لوح دل نگارم ماهِ رویش
به دورش حلقهء اختر نویسم
#یڪـتا_حق_پرست
غزل شدی که نوشتن بهانهام باشد
شبی و نصفهشبی، عشق، شانهام باشد
نتی که روی لبت جان گرفت، عاشق شد
بخوان که بغض صدایت ترانهام باشد
از عشق، نیمهی ویرانهای به جا ماندهست
نشد که کنج دلت مثل خانهام باشد
شبیه مرغ مهاجر، همای کوی توام
که دوردست نگاه تو لانهام باشد
چقدر خستهام از آرزوی بی تو محال
عجیب نیست غمت آب و دانهام باشد
همین که هستی و هستم، برای من کافیست
که شوق سر بزند، عاشقانهام باشد
#هما_توکلی_پور
شبی و نصفهشبی، عشق، شانهام باشد
نتی که روی لبت جان گرفت، عاشق شد
بخوان که بغض صدایت ترانهام باشد
از عشق، نیمهی ویرانهای به جا ماندهست
نشد که کنج دلت مثل خانهام باشد
شبیه مرغ مهاجر، همای کوی توام
که دوردست نگاه تو لانهام باشد
چقدر خستهام از آرزوی بی تو محال
عجیب نیست غمت آب و دانهام باشد
همین که هستی و هستم، برای من کافیست
که شوق سر بزند، عاشقانهام باشد
#هما_توکلی_پور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو ماهِ منیری به شبِ تارِ دلم...
دیدارِ تو شد، خواهشِ بسیارِ دلم
با من تو بمان، شامِ مرا نور ببخش
شادم که شدی همنفس و یارِ دلم
#سلیم_نائینی
دیدارِ تو شد، خواهشِ بسیارِ دلم
با من تو بمان، شامِ مرا نور ببخش
شادم که شدی همنفس و یارِ دلم
#سلیم_نائینی
تو آن گلی که به وصفش غزل شنیدنی است
و عطرِ نابِ حضورش، نفس کشیدنی است
تویی که مثل و شبیهت ندیده چشم کسی
تویی که عشوه و نازت همیشه دیدنی است
فقط نه اینکه شراب از دو چشمِ میکده ات
که شهدِ کندوی لب های تو چشیدنی است
خوشا به بختِ بلندِ نسیمِ خیره سری
که در میانهٔ گیسوی تو وزیدنی است
تپش تپش تپشِ قلب من به خاطر توست
به شوقِ بودن تو، نبضِ دل تپیدنی است
اگر مدد بکند دستِ پُر سخاوتِ عشق
به دست گرمِ تو دستانِ من رسیدنی است
بمان کنار من و شادیِ جهانم باش
بمان که با تو غم از بامِ دل پریدنی است
#حسین_فروتن
و عطرِ نابِ حضورش، نفس کشیدنی است
تویی که مثل و شبیهت ندیده چشم کسی
تویی که عشوه و نازت همیشه دیدنی است
فقط نه اینکه شراب از دو چشمِ میکده ات
که شهدِ کندوی لب های تو چشیدنی است
خوشا به بختِ بلندِ نسیمِ خیره سری
که در میانهٔ گیسوی تو وزیدنی است
تپش تپش تپشِ قلب من به خاطر توست
به شوقِ بودن تو، نبضِ دل تپیدنی است
اگر مدد بکند دستِ پُر سخاوتِ عشق
به دست گرمِ تو دستانِ من رسیدنی است
بمان کنار من و شادیِ جهانم باش
بمان که با تو غم از بامِ دل پریدنی است
#حسین_فروتن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در دل و جان گشته ایی تک گوهرم
شعر احساس منی گُلواژهی هر دفترم
دیدن چشمان نازت آرزوی من شده
ای محال عشق دور ای علت چشمترم
#سیادت
شعر احساس منی گُلواژهی هر دفترم
دیدن چشمان نازت آرزوی من شده
ای محال عشق دور ای علت چشمترم
#سیادت