‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
709 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
جان، آمده رفته هیجان آمده رفته
نام تو گمانم به زبان آمده رفته

احیا نگرفتم تو بگو چند فرشته
صف از پیِ صف تا به اذان آمده رفته؟

پلکی زده‌ام خواب مرا آمده برده
پلکی زده‌ام نامه‌رسان آمده رفته

امسال نبرده‌ست مرا روزه، فقط گاه
بر لب عطشی مرثیه‌خوان آمده رفته

من در به در او به جهان آمده بودم
گفتند کجایی؟! به جهان آمده رفته

ترسم که به جایی نرسم این رمضان هم
بسیار به عمرم رمضان آمده رفته

#محمد_مهدی_سیار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گر چه افتاد ز زلــفش گِـــــرهی در کارم
همچنان چشــــم، گشاد از کرمش می‌دارم

به طرب حمل مکن سرخی رویم که چو جام
خـون دل عکس بـرون می‌دهـد از رخسارم

#حافظ
«دوستت دارم» چرا هر دفعه میخندی به من؟
«دوستت دارم» کجایش خنده دارد این سخن؟

تو پریچهری، تو لیلایی ،تو شیرینی ببین
پر شده از نام هایت هر غزل هر انجمن

حسرتِ لمسِ تنت یک عمر مانده بر دلم
کاش آخر بشکند این مرزِ تنگِ پیرهن

خوش به حالش آنکه میبیند تو را هر روز و شب
وای بر حالِ منِ بیچاره ی دور از وطن

این غرورت آخرش جان مرا خواهد گرفت
«دوستت دارم» به جای خنده ها حرفی بزن

#محمدحسین_حدائق
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سوز دل، اشک روان، آه سحر، ناله شب
این همه از نظر لطف شما می‌بینم!

هر دم از روی تو نقشی زندم راه خیال
با که گویم که در این پرده چه‌ها می‌بینم؟

دوستان عیب نظربازی حافظ مکنید!
که من او را، ز محبان شما می‌بینم

#حافظ
برآمد از دلم شور غزل با ناز چشمانت
دگرگون می‌شود حال دلم با راز چشمانت

چه بوده راز گیسوی پریشانت به چشمانم
که می سوزد ز عشقت قلبم از اعجاز چشمانت

بر آمد از بلندای جهانم تیرِ مژگانت
که دلشادم به این زخم و شدم سرباز چشمانت

شب از پیمانهء سرخِ خیالت من چه گریانم
شدم مست و خراب نرگسِ شیراز چشمانت

در این غوعای مستیِ نگاهت چشم من خون شد
که برچینم گلی از گوشهء گلزار چشمانت

#سیامڪ_جعفرے‌‌
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیخود شدم ز آمدنت باده چون کشم
کامی از آن عذار و لب ساده چون کشم

جانی که در ریاضت حاجت تمام سوخت
پیش تو ای مراد خدا داده چون کشم

من عاشقم که باد مرا عیش خوش حرام
می با شکر لبان پریزاده چون کشم

#بابافغانی
بہ ڪام دل بدیدم خویشتن را
گرفتم در بر آن سیمین بدن را

بہ دستم داد زلفے ڪز نسیمش
جگر خون گردد آهوے ختن را

ببوسیدم بنا گوشے ڪہ عڪسش
طراوت داد برگ نسترن را

صنوبر قامتے ڪز رشڪ ساقش
بہ گِل درماند پا سرو چمن را

نہ در پهلو ڪہ در چشمش نشاند
اگر چون گل دهد خارے سمن را

جهانے در شڪر گیرد هرآن گه
ڪہ همچون پستہ بگشاید دهن را

چو بنماید سر دندان بہ خنده
بریزد آبرو درِّ عدن را

ز بویش زندہ وا باشد نزاری
بہ خاڪش گر فرستد پیرهن را

اگر بر تربتش روزے نهد دست
بدرّد بر خود از رقّت ڪفن را.....

#حڪیم_نزاری_قهستانے
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای کاش چو پروانه پری داشته باشم
تا گاه به کویت گذری داشته باشم

گر دولت دیدار تو در خانه ندارم
ای کاش که در رهگذری داشته باشم

از فیض حضور تو اگر دورم و محروم
از دور به رویت نظری داشته باشم

#عماد_خراسانی
تا کجا باید به دنبالت بیایم در به در؟
تا به کی می خواهی ام این گونه تو آسیمه سر؟

تیر عشقت را رها کردی و من بی واهمه
مثل سربازی فدایی سینه را کردم سپر

روسری از سر درآوردی و بعد از آن شده
روزگارم از شب موهات بانو تیره تر

بی گمان حتی خدا هم یار و همدستت شده
او که از احساس من نسبت به تو دارد خبر

او که می داند "منِ" بی "تو" عجب دیوانه ای ست
او هم انگاری که می خواهد مرا دیوانه تر

#احسان_نصری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شمع از سر خود گذشت و آزاد بسوخت
بر آتش غم خنده‌زنان شاد بسوخت

من بندهٔ شمعم، که ز بهر دل خلق
ببرید ز شیرین و چو فرهاد بسوخت

#اوحدی
هر چه کردم به ره عشق وفا بود، وفا
وانچه دیدم به مکافات جفا بود ، جفا

نفسم از مدد عشق قوی بود، قوی
سرِ ما در ره معشوق فدا بود، فدا

هر ستم کز تو کشیدیم کَرَم بود،کرم
هر خطا کز تو به ما رفت عطا بود، عطا

زخمِ کاری زفراق تو به جان بود، به جان
جان سپاری به وصال تو به جا بود، بجا...

#فروغی_بسطامی
°غم روراست‌ترین رابطه‌ها در من بود
‏با توام عشق مرا دست خیانت نسپار

‏بین‌این‌مردم‌عاشق‌ڪُش‌معشوقه‌فروش
‏مڪَذارم، مڪَذارم، مڪَذارم، مڪَذار
‏‌
#علیرضاآذر
چه خواب‌ها که برایم ندیده تقدیرم
من از سیاهی بختم همیشه دلگیرم

از آن شبی که فراقش به سینه آتش زد
میان برزخ سوزان زندگی گیرم

بدون او نفس خسته‌ام به جان آمد
بُریدم از همه‌دنیا چرا نمی‌میرم ؟

شکسته بال و پر اشتیاق و امیّدم
از عمر بی‌ثمر و از جوانی‌ام سیرم

ببین چگونه دچارم به تلخ‌کا‌می‌‌ها
از این زمانه‌ی بیرحم سخت دلگیرم

جدال پشت جدال و شکست پشت شکست
چنین نوشته شده داستان تقدیرم

#نیلوفر_بهراد
اینقدر شاکی نشو،قصدم که آزار تو نیست
عاشقم خیر سرم ،باید بمانی پیش من

اینهمه از تو نوشتم،در خیالم شاعرم
دل زتو من میبرم،باید بمانی پیش من...

#محسن_ممدوحی
میان بوسه گریزان مباش از چنگم
به من ببخش! که بی‌طاقتم؛ که دلتنگم

شراب سرخی و من جام شیشه‌ای، بنگر
که بی‌حضور تو از چهره می‌برد رنگم

به گریه، نزد تو اعجاز تازه آوردم
دو چشمه اشک که می‌جوشد از دل سنگم

رقیب را چه خیالی‌ست؟ خلق می‌دانند
که من برای تو با خویش نیز می‌جنگم

میان این‌همه رنگین‌کمان چشم‌نواز
مبین که ابر سیاهم؛ ببین که یک‌رنگم!

#حسین‌_دهلوی