‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
708 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
آرزو مرد و جوانی رفت و عشق از دل گریخت
غم نمی‌گردد جدا از جان مسکینم هنوز

روزگاری پا کشید آن تازه گل از دامنم
گل بدامن میفشاند اشک خونینم هنوز

رهی معیری
دلت می‌آید آیا از زبانی اینهمه شیرین
تو تنها حرفِ تلخی را همیشه بر زبان آری؟

نمی‌رنجم اگر باور نداری عشقِ نابم را
که عاشق از عیار افتاده در این عصرِ عیّاری

#محمدعلی_بهمنی
بیت بیت غزلم شوق پریدن دارد
وه که دیدار غزل درد کشیدن دارد

چشم نرگس شده ات باده پرستم کرده
سعی بین حرم و میکده دیدن دارد.

#شـهـریـار
نرگسِ بیمارِ تو
گشته پرستار من
تا چه کند این طبیب با دلِ بیمار من

خفتهٔ بیدار گیر
گر چه ندیدے ببین
چشمِ پر از خواب خویش دیدهٔ بیدار من.....!!

#فروغی_بسطامی
لذت وصل نداند مگر آن سوخته‌ای
که پس از دوری بسیار به یاری برسد

قیمت گل نشناسد مگر آن مرغ اسیر
که خزان دیده بود پس به بهاری برسد

#امیرخسرودهلوی
آن روز که من دل به سر زلف تو بستم
دل سرزنشم کرد، تو هم سرزنشم کن

ای حسرت عمری که به هر حال هدر شد
در بیش و کم شادی و غم سرزنشم کن

#فاضل نظری
عشق تو بلای دل درویش من است
بیگانه نمی‌شود مگر خویش من است

خواهم سفری کنم ز غم بگریزم
منزل منزل، غم تو در پیش من است

#ابوسعید_ابوالخیر
می روی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا خواهی جدایی از من تنها چرا

می روی اما بدان جانم به جانت بسته است
می نمایی این دل شوریده را رسوا چرا

#محمد_هوشمند
بوی جان هــــر نفسی از لب من می آید
تـــا شکایت نکند جان که ز جانان دورم

شب گه خواب ازاین خرقه برون می‌آیم
صبح بیـــدار شوم بـــاز در او محشورم

#مولانا
ای عشق سنگدل که به آیینه سر زدی
در سینه‌ی شکسته دلان خانه می‌کنی؟

بر تن چگونه پیله ببافم که عاقبت
چون رنگ رخنه در پر پروانه می‌کنی...

#فاضل_نظری
لذت ببر از این که گرفتار تو هستم
از این که زمین خورده‌ی آزار تو هستم

ویرانی من فرصت آباد شدن بود
مدیون همین عشق ستمکار تو هستم

#افشین_یداللهی
عاشق روی تو را گنبد گردون نکشد
مگرش جای دهی بر سر گردون دگر

عاشق تو نَخورَد حیله و افسون کسی
تو بخوان و تو بِدَم بر دلش افسون دگر

#مولانا
ترسم آن روز بیایی که نباشد بدنم
کوزه گر کوزه بسازد ز خاک بدنم

لب آن کوزه بسازد ز خاک لب من
بی خبر لب بگذاری به لبان و دهنم...

#مولانا
من می روم ز کوی تو و دل نمی رود
این زورقِ شکسته ز ساحل نمی رود

گویند دل ز عشقِ تو برگیرم ای دریغ
کاری که خود ز دستِ من و دل نمی رود!

#شفیعی_
منم ای نگار و چشمی که در انتظار رویت
همه شب نخفت مسکین و بخفت مرغ و ماهی

و گر این شب درازم بکشد در آرزویت
نه عجب که زنده گردم به نسیم صبحگاهی

سعدی جان
چیزی عزیز تر ز تمام دلم نبود
ای پارۀ دلم، که بریزم به پای تو

امروز تکیه‌گاه تو آغوش گرم من
فردا عصای خستگی‌ام شانه‌های تو

در خاک هم دلم به هوای تو می‌تپد
چیزی کم از بهشت ندارد هوای تو
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
قیصر امین پور
من عاشق  کم رویم و تو دلبر فارغ
با دلبر فارغ چه کند عاشق کمرو؟

«امید» که شد یکشبه مهمان تو، گوید:
امشب جگرم خون مکن ای یار جفاجو

مهدی اخوان ثالث
همچو موجم یک نفس آرام نیست
بسکه طوفان زا بود دریای دل

دل اگر از من گریزد وای من
غم اگر از دل گریزد وای دل

#رهی_معیری
دﻟﻢ ﺷڪﺴﺘﯽ
و ﺟﺎﻧﻢ ﻫﻨﻮز ﭼﺸﻢ ﺑﻪ راﻫﺖ
ﺷﺒﯽ ﺳﯿﺎﻫﻢ و در آرزویﻃﻠﻌﺖ ﻣﺎﻫﺖ

دراﻧﺘﻈﺎرﺗﻮ
ﭼﺸﻤﻢ ﺳﭙﯿﺪ ﮔﺸﺖ وﻏﻤﯽ ﻧﯿﺴﺖ
اﮔﺮ ﻗﺒﻮل ﺗﻮ اﻓﺘﺪ ﻓﺪای ﭼﺸﻢ ﺳﯿﺎﻫﺖ

#شهریار
این درد را چگونه توانم نهان کنم
آندم که قلبم از تو به سختی رمیده است

این شعرها که روح تو را رنج داده است
فریادهایِ یک دلِ محنت کشیده است......!!

#فروغ_فرخزاد