This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کنار آشنایی تو آشیانه میکنم،
فضای آشیانه را پر از ترانه میکنم
کسی سوال میکند به خاطر چه زندهای؟
و من برای زندگی تو را بهانه میکنم..!
#نیما_یوشیج
فضای آشیانه را پر از ترانه میکنم
کسی سوال میکند به خاطر چه زندهای؟
و من برای زندگی تو را بهانه میکنم..!
#نیما_یوشیج
من محبت میفروشم، تو محبت میخری ؟
خسته از تنهاییم ،من را به همره میبری ؟
شاعری هستم شکسته، مونس من دفترم
دفترم را میفروشم، شعرهایم میخری ؟
گاه گاهی گریه کردم، در میان شعرها
اشکهایم میفروشم، اب دیده میخری ؟
کاسه صبرم شده لبریز، از نامردمی
صبر هم من میفروشم ،تو آیا میخری؟
زخم خنجر یادگاری ،داده است دوست
یادگاری میفروشم ،زخم خنجر میخری ؟
من ندارم هیچ در دست، کلبه ای ویرانه ام
راستی هرگز نگفتی، دست خالی میخری ؟
بیکسم ، تنها رفیق من شده این خاطرات
خاطراتم میفروشم ، تو گذشته میخری ؟
میشود من را به مهمانی بری بر آسمان
زندگانی میفروشم ،عمر باقی میخری ؟..
باز امشب ، شهرزاد قصه گویم می شوی ؟
مایه ی آرامش بغض گلویم می شوی ؟
با طلوع خنده هایت ، در شب رویایی ام
آذرخش شعله های آرزویم می شوی ؟
ساغری از یک غزل ، دلدادگی آورده ام
لابلای غمزه ات ، مست سبویم می شوی ؟
پا نهادم با تو امشب ، بر فراز لحظه ها
در غزلهای نگاهت ، مهرجویم می شوی ؟
گاه در تنهایی ام ، در خلوتم ، پا می نهی؟
خیره بر آن قاب عکس روبرویم می شوی ؟
چشمهایم ، پر شده از التهاب خاطرات
گاه با جادوی چشمت ، پیشگویم می شوی ؟
وای... اینجاها دلم ، تنگ نگاهت می شود
درغروب لحظه هایم، های و هویم می شوی ؟
مثل اشعار پر از غربت ، پر از عاشق شدن
می وزم در یاد تو ؟ مشتاق رویم می شوی ؟
در "خیال " کوچه ها پیچیده عطر " یاس " تو
نازنینم ، باز امشب ، قصه گویم می شوی ؟
#عزت زاهدی
خسته از تنهاییم ،من را به همره میبری ؟
شاعری هستم شکسته، مونس من دفترم
دفترم را میفروشم، شعرهایم میخری ؟
گاه گاهی گریه کردم، در میان شعرها
اشکهایم میفروشم، اب دیده میخری ؟
کاسه صبرم شده لبریز، از نامردمی
صبر هم من میفروشم ،تو آیا میخری؟
زخم خنجر یادگاری ،داده است دوست
یادگاری میفروشم ،زخم خنجر میخری ؟
من ندارم هیچ در دست، کلبه ای ویرانه ام
راستی هرگز نگفتی، دست خالی میخری ؟
بیکسم ، تنها رفیق من شده این خاطرات
خاطراتم میفروشم ، تو گذشته میخری ؟
میشود من را به مهمانی بری بر آسمان
زندگانی میفروشم ،عمر باقی میخری ؟..
باز امشب ، شهرزاد قصه گویم می شوی ؟
مایه ی آرامش بغض گلویم می شوی ؟
با طلوع خنده هایت ، در شب رویایی ام
آذرخش شعله های آرزویم می شوی ؟
ساغری از یک غزل ، دلدادگی آورده ام
لابلای غمزه ات ، مست سبویم می شوی ؟
پا نهادم با تو امشب ، بر فراز لحظه ها
در غزلهای نگاهت ، مهرجویم می شوی ؟
گاه در تنهایی ام ، در خلوتم ، پا می نهی؟
خیره بر آن قاب عکس روبرویم می شوی ؟
چشمهایم ، پر شده از التهاب خاطرات
گاه با جادوی چشمت ، پیشگویم می شوی ؟
وای... اینجاها دلم ، تنگ نگاهت می شود
درغروب لحظه هایم، های و هویم می شوی ؟
مثل اشعار پر از غربت ، پر از عاشق شدن
می وزم در یاد تو ؟ مشتاق رویم می شوی ؟
در "خیال " کوچه ها پیچیده عطر " یاس " تو
نازنینم ، باز امشب ، قصه گویم می شوی ؟
#عزت زاهدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مـــن اگر گاه نـهانی بسرایـــــم غـــزلی
توکه یک مثنوی از عشقی واستاد منی
فقط این قافیه ها با تـــو ردیفند، ببین
تــــو غزل گونه ترین حالت فریاد منی
#هدی_اقبالی
توکه یک مثنوی از عشقی واستاد منی
فقط این قافیه ها با تـــو ردیفند، ببین
تــــو غزل گونه ترین حالت فریاد منی
#هدی_اقبالی
بمان برای دلم چونکه من برای توام
نرانی اَم چو غریبه که آشنای توام
خیالِ عشقِ تو از سر نمی رود بیرون
تنم تهی شده از من پُر از هوای توام
بیا بمان که به پایت ترانه ها ریزم
بیا بخوان غزلم را که همنوای توام
منی که از همه دنیا فقط تو را دیدم
دلیلِ بودنِ من شو که مبتلای توام
نیامدی اگر امشب، بدان که می میرم
نکُش مرا زِ فراقت که خود فدای توام
#شیوا_صالحی
نرانی اَم چو غریبه که آشنای توام
خیالِ عشقِ تو از سر نمی رود بیرون
تنم تهی شده از من پُر از هوای توام
بیا بمان که به پایت ترانه ها ریزم
بیا بخوان غزلم را که همنوای توام
منی که از همه دنیا فقط تو را دیدم
دلیلِ بودنِ من شو که مبتلای توام
نیامدی اگر امشب، بدان که می میرم
نکُش مرا زِ فراقت که خود فدای توام
#شیوا_صالحی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خیال آمدنت دیشبم به سر می زد
نیامدی که ببینی دلم چه پر می زد
تمام شب به خیال تو رفت و می دیدم
که پشت پرده ی اشکم سپیده سر می زد
#هوشنگ_ابتهاج
نیامدی که ببینی دلم چه پر می زد
تمام شب به خیال تو رفت و می دیدم
که پشت پرده ی اشکم سپیده سر می زد
#هوشنگ_ابتهاج
صدا رسید صدای تو از مناره ی عشق
دلم دوید به سویت به یک اشاره ی عشق
به جز تو هیچ کسی.. هیچ جا... در این عالم
نبوده است چنین در حد و قواره ی عشق
بنا به گفته ی تاریخ باستانی ها
به شکل قامت تو بوده سنگواره ی عشق
برای وصف تو کافیست دامنت، زیرا
لطیفْدامن تو بوده گاهواره ی عشق
تو چیستی؟!چه بدانم! ولی یقین دارم
که حل شده است میان تنت عصاره ی عشق!
مرا بگیر و در آغوش خود پناه بده
که نام دیگر آغوش توست، قاره ی عشق
#سیداحمد_موسوی_علوی
دلم دوید به سویت به یک اشاره ی عشق
به جز تو هیچ کسی.. هیچ جا... در این عالم
نبوده است چنین در حد و قواره ی عشق
بنا به گفته ی تاریخ باستانی ها
به شکل قامت تو بوده سنگواره ی عشق
برای وصف تو کافیست دامنت، زیرا
لطیفْدامن تو بوده گاهواره ی عشق
تو چیستی؟!چه بدانم! ولی یقین دارم
که حل شده است میان تنت عصاره ی عشق!
مرا بگیر و در آغوش خود پناه بده
که نام دیگر آغوش توست، قاره ی عشق
#سیداحمد_موسوی_علوی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
منِ خسته چون ندارم، نفسی قرار بیتو
به کدام دل، صبوری، کنم ای نگار بیتو؟
رهِ صبر چون گزینم، منِ دل به باد داده
که به هیچ وجه جانم، نکند قرار بیتو
#سعدی
به کدام دل، صبوری، کنم ای نگار بیتو؟
رهِ صبر چون گزینم، منِ دل به باد داده
که به هیچ وجه جانم، نکند قرار بیتو
#سعدی
گر تو باشے در برم من با تو بهتر میشوم
بر لب خشک شقایق ؛ شبنم تر میشوم
من همان گلبوته ے عشقم به باغ آرزو
عطر زیباے تو میخواهم صنوبر میشوم
.شد عجین با عشق افلاطونے م جانان من
تا شوم اسطوره برعشاق اختر میشوم
در هواے عشق من جانا ڪمے پرواز ڪن
بر دلم بنشین ؛ ڪه بر بامت ڪبوتر میشوم
#مهدی فرجی
بر لب خشک شقایق ؛ شبنم تر میشوم
من همان گلبوته ے عشقم به باغ آرزو
عطر زیباے تو میخواهم صنوبر میشوم
.شد عجین با عشق افلاطونے م جانان من
تا شوم اسطوره برعشاق اختر میشوم
در هواے عشق من جانا ڪمے پرواز ڪن
بر دلم بنشین ؛ ڪه بر بامت ڪبوتر میشوم
#مهدی فرجی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من که از خویش گریزان و فراری بودم
تو چه کردی که فقط با تو چنین جوشیدم
هر که با عشق عیار دل خود را سنجید
عشق را باتو و احساس دلت سنجیدم
#اسماعیل_حاج_علیان
تو چه کردی که فقط با تو چنین جوشیدم
هر که با عشق عیار دل خود را سنجید
عشق را باتو و احساس دلت سنجیدم
#اسماعیل_حاج_علیان
نیستی، از دوریات چون شمع سوسو میزنم
از غمِ تنهاییام بر خاک،... زانو میزنم
در خیالاتم که زیرِ سر برایت، شانهام،...
با سر انگشتم نوازشها به گیسو می.زنم
سر به روی شانهام وقتی که آرامیدهای
بوسه بر پیشانی و لب، تا به بازو میزنم
در نگاهت غرق و وقتی خیره در چشم منی
تا به امنِ بحرِ چشمانِِ تو پارو میزنم
در بغل آرام میگیرم، بگیری در بغل
در میانِ تنگ آغوشِ تو اردو میزنم
#جواد_کریمی
از غمِ تنهاییام بر خاک،... زانو میزنم
در خیالاتم که زیرِ سر برایت، شانهام،...
با سر انگشتم نوازشها به گیسو می.زنم
سر به روی شانهام وقتی که آرامیدهای
بوسه بر پیشانی و لب، تا به بازو میزنم
در نگاهت غرق و وقتی خیره در چشم منی
تا به امنِ بحرِ چشمانِِ تو پارو میزنم
در بغل آرام میگیرم، بگیری در بغل
در میانِ تنگ آغوشِ تو اردو میزنم
#جواد_کریمی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرا جواب میکند سکوت چشمهای تو
و باز تنگی نفس و باز هم هوای تو
دوباره میزند به این سر جنون گرفتهام
دوباره انقلاب من، دوباره کودتای تو
#شفیعیکدکنی
و باز تنگی نفس و باز هم هوای تو
دوباره میزند به این سر جنون گرفتهام
دوباره انقلاب من، دوباره کودتای تو
#شفیعیکدکنی
جانِ من مالِ تو باشد،هرچه غم داری بده
رویِ کاغذ ثبت کن هر چیز کم داری بده
تا مبادا بر تنِ نازِ تو آسیبی رسد
هرچه در اطرافِ خود قوطیِ سم داری بده
شهرِعمرت از بلاها دور بادا تا ابد
در خیالت هرچه از احساسِ بم داری بده
بختِ خوب و فالهایِ سبز ارزانی تو
طالعِ نحسی اگر در جامِ جم داری بده
چال لبخندِ تو دائم، حالِ خوبت مستمر
خطِ اخم و مشکلِ پر پیچ و خم داری بده
«آیة الکرسی» هزاران بار نذر شادی ات
در دلِ خود ذره ای اندوه هم داری بده
#جواد مزنگی
رویِ کاغذ ثبت کن هر چیز کم داری بده
تا مبادا بر تنِ نازِ تو آسیبی رسد
هرچه در اطرافِ خود قوطیِ سم داری بده
شهرِعمرت از بلاها دور بادا تا ابد
در خیالت هرچه از احساسِ بم داری بده
بختِ خوب و فالهایِ سبز ارزانی تو
طالعِ نحسی اگر در جامِ جم داری بده
چال لبخندِ تو دائم، حالِ خوبت مستمر
خطِ اخم و مشکلِ پر پیچ و خم داری بده
«آیة الکرسی» هزاران بار نذر شادی ات
در دلِ خود ذره ای اندوه هم داری بده
#جواد مزنگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یاد تو در خیال من باز چه ناز می خزد
عاشق این نوازشم ، زنده به جان عشق تو
این غزل از نگاه تو آمده بر زبان من
شاعرم از فلسفه ی فن بیان عشق تو
#مرتضی_شاکری
عاشق این نوازشم ، زنده به جان عشق تو
این غزل از نگاه تو آمده بر زبان من
شاعرم از فلسفه ی فن بیان عشق تو
#مرتضی_شاکری
دوستت دارم و دیوانه ی چشمان توام
مثل یک کلبه ی ویران شده ویران توام
دوستت دارم و از گفته ی خود خوشحالم
گفته ام عاشقم و واله و حیران توام
دوستت دارم و عاشق به دو ابروی توام
مثل جسمی تویی و من به مثل جان توام
دوستت دارم و رسوای جهانم ز رخت
تو شهنشاهی و من حاجب و دربان توام
دوستت دارم و مهرت به دلم جا کرده
تو چو ابری و خودم بارش باران توام
#سجاد نوری
مثل یک کلبه ی ویران شده ویران توام
دوستت دارم و از گفته ی خود خوشحالم
گفته ام عاشقم و واله و حیران توام
دوستت دارم و عاشق به دو ابروی توام
مثل جسمی تویی و من به مثل جان توام
دوستت دارم و رسوای جهانم ز رخت
تو شهنشاهی و من حاجب و دربان توام
دوستت دارم و مهرت به دلم جا کرده
تو چو ابری و خودم بارش باران توام
#سجاد نوری