‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
710 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باز آی، که از جـان اثری نیست مرا
مدهوشم و از خود خبری نیست مرا

خواهم که به جانب تو پرواز کنم
اما چه کنم بال و پری نیست مرا

#هلالی_جغتایی
من بغضِ باران در دل تنگِ کویرم
از ذهن تو دورم ولی امکان‌پذیرم

راه گریزی هرگز از عشقت ندارم
رودم که افتادی چو دریا در مسیرم

پشت سکوتم حرف‌ها دارم برایت
رو به سقوطم پیش تو گر سربه‌زیرم

نشکسته من را رفتنت، از هم گسسته
شیشه نبودم، نازک امّا چون حریرم

بی‌تو هوای زندگی چون مرگْ سرد است
قدری در آغوشم بکش تا جان بگیرم...

#وجیهه_جامه‌_بزرگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چون گلی در باغ،پیراهن دریدم در غمت
غنچه ای سر در گریبان شد،گمان کردم تویی

کشته ای در پای خود دیدی یقین کردی منم
سایه ای بر خاک مهمان شد،گمان کردم تویی

#فاضل_نظری
باران تویی، فرشته ی باریده از بهشت
ای اتفاقِ مثبتِ این روزهای زشت

بارانِ من، بهانه ی جا مانده از قدیم
ای بوی خاکِ نم زده ی چینه های خشت

گندم ترین پدیده! در این قحطی نگاه
با ردِ سبز خوشه تو را می توان نوشت

بر سقف من ببار، از امروز روشن است
تکلیفِ راه سخت و پر از شیبِ سرنوشت

جادوی سبز و مخملـیِ چشم های تو
جاری شده به شعر سیاهم، پری سرشت!

#محمدحسین_ناطقی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عشق یعنی در کمین‌گاه جنون معنا شدن
در کتاب قصه‌ی لیلی و مجنون جـا شدن


عـشـق یعنی شـب، درون خلوت تنهایی‌ات
با خیالش،خاطرش،یادش نشستن ما شدن

#پریما نامورزی
احوال دلم یک سَره باران شده بی تو
دیوانه در این شهر فراوان شده بی تو

یک لحظه تو را دیدم و عمری دل زارم
چون موی تو در باد پریشان شده بی تو

بی بال و پری در هوس وصلِ تو دائم
پابند غمی گوشه ی زندان شده بی تو

با مهرِ کسی جان به هم ریخته دیگر
هرگز نشد آباد که ویران شده بی تو

بی‌خانه زیاد است ولی قلب من عمری
آواره تر از کوچه خیابان شده بی تو

جان دادن اگر سخت‌ترین کار جهان است
آسان شده آسان شده آسان شده بی تو

گفتند که پرسیده ای از حال من انگار
احوال دلم یک سَره باران شده بی تو

#طاهره آبا ذری هریس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جمعه وقتی می‌رسد،دردِدل از بَر می‌نویسم
از تو و دلتنگی و از چشمِ بر در می‌نویسم..

قصه‌ی دلدادگی را از شبِ مهتاب و باران،،
یاد چشمان تو را، با دیده‌ی تَر می‌نویسم..

#نگار_حسینی
خوشبحالم که نگاری چو تو لیلا دارم
با تو در دشت دلم جلوه‌ی دریا دارم

خلوتم با تو شود همچو بهاری زیبا
با تو انگار که صدها گل زیبا دارم

در دلم نقش تو را تا به ابد خواهم زد
من فقط مهر تو را از تو تمنا دارم

گر چه رفتی ز کنارم دل من می‌ماند
تا که یکبارِ دگر شوق تماشا دارم

عاقبت بار غمت جان به فنا خواهد داد
تو ندانی که فقط یک دل تنها دارم

گر نباشی به دلم لشکر غم می تازد
گر چه من با دل خود قصد مدارا دارم

#سیدعلی‌خوش‌قامت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امشب از دفتر عمرم  صفحاتی خواندم

چون به نام تو رسیدم لحظاتي ماندم

همه‌ی دفتر عمرم ورقی بیش نبود

همه در دفتر مڹ حسرت دیدار تو بود


#لیلا ایزدی
بیا به خلوت دلم، فقط بهانه‌ام تویی
نسیم خوب زندگی و عاشقانه‌ام تویی

غزل غزل نگاه تو به واژه‌ها رسیده است
تو حس ناب بودنی و شاعرانه‌ام تویی

نفس نفس زدم شبی به پیش پای لحظه‌ها
هوای شعر خوب من به هر ترانه‌ام تویی

نمی‌رسم به چشم تو، که ارتفاع مطلقی
بلندی سجود  من وَ جاودانه‌ام تویی

به آسمان بیکران دلم روانه می‌شود
کبوتر رها شدم فقط نشانه‌ام تویی

فراتر از سخن شدی کجا بخوانمت خدا
سرم به زیر و خسته‌ام  بگو که شانه‌ام تویی

#نرگس_حمزه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در تلاشم مهر خود را در دل تو جا کنم
قلب خود را از محبتهای تو دریا کنم

نام زیبایت کنم حک روی سلول تنم
عاشقانه زندگی ام را به شوقت تا کنم

#صفورا_ترق
من به عشق تو قمر قاری قرآن شده ام
تا به عشقت برسم هم دم لقمان شده ام

معتکف گشته دلم درحرم حضرت عشق
من کافر شده از عشق تو سلمان شده ام

همچو پروانه شدم همدم تنهایی شمع
وچنین بود که من راهی زندان شده ام

ابن سیرین شده ام خواب تو تعبیر کنم
عاشق خواب تودر قصر سلیمان شده ام

همچو فرهاد بزن تیشه دلت را بتکان
نقش شیرین خودم بود که اکران شده ام

عشق و قران و مسلمان شدنم نعمت توست
این چنین شد که به دین تو مسلمان شده ام
‎‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌
#غلامرضا طریقی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غزل غزل بنویسم من از دو چشم سیاهت،
که برده ای دل و دین رابه ناز و طرز نگاهت

برای وصف رخِ تو، قلم به دست بنشینم.
که صد قصیده نشسته میان صورت ماهت

#الهام_رازقی