This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پند گفتم خط نوشتم وقت گذاشتم بیشمار
تو همان بودی ک بودی نشدی یار و قرار
حیف وافسوسی ک گاهی وقت میزاشتم برات
من رفتم تا قیامت خطهایم یادگار..
#سهیل صفایی
تو همان بودی ک بودی نشدی یار و قرار
حیف وافسوسی ک گاهی وقت میزاشتم برات
من رفتم تا قیامت خطهایم یادگار..
#سهیل صفایی
هر چند خودت از همه عالم گله دارى
تا صبح اگر شكوه كنم حوصله دارى
آشوب دلم گوش به فتواى كسى نيست
جز حرف تو كه دست در اين غائله دارى
من عاشقم و ترس ندارم تو وليكن
اقرار كنى عاشقى از من صله دارى
نه مثل پرى هستى و نه مثل فرشته
يک نوع جديدى و خودت شاكله دارى
اى خاطره ى مبهم از ياد نرفته
در قلبى و از دست ولى فاصله دارى
#سیدتقی_سیدی
تا صبح اگر شكوه كنم حوصله دارى
آشوب دلم گوش به فتواى كسى نيست
جز حرف تو كه دست در اين غائله دارى
من عاشقم و ترس ندارم تو وليكن
اقرار كنى عاشقى از من صله دارى
نه مثل پرى هستى و نه مثل فرشته
يک نوع جديدى و خودت شاكله دارى
اى خاطره ى مبهم از ياد نرفته
در قلبى و از دست ولى فاصله دارى
#سیدتقی_سیدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تکیه در هر برزن و هر کوچه راهی میزنند
شاعران هم بیت های قتلگاهی میزنند
آنقدر شور محرم در سر عشاق هست
ارمنیها هم کلیسا را سیاهی میزنند...
#یا_ابلفضل_العباس
شاعران هم بیت های قتلگاهی میزنند
آنقدر شور محرم در سر عشاق هست
ارمنیها هم کلیسا را سیاهی میزنند...
#یا_ابلفضل_العباس
گفتم بمان که گشته دلم مبتلای تو
پیچیده در سراسر جانم هوای تو
در عالم خیال و یقین و گمان و شک
زل میزنم به خنده و ناز و ادای تو
ماییم و چله ای که گذشته است در فراق
در گوش ما به جاست کماکان صدای تو
خواهم که دفتری بسرایم به شرح عشق
دیوان اگر چه گفته نشاید ثنای تو
گیرم که عالمی همگی بی وفا شوند
ما را به خاطر است دمادم وفای تو
شاهی تو را سزا و گدایی از آن من
بر من همین بس است که باشم گدای تو
شبهای من اگر چه به بغض و به غم گذشت
این جان اگر که امر نمایی فدای تو
#مژگان_تولایی
پیچیده در سراسر جانم هوای تو
در عالم خیال و یقین و گمان و شک
زل میزنم به خنده و ناز و ادای تو
ماییم و چله ای که گذشته است در فراق
در گوش ما به جاست کماکان صدای تو
خواهم که دفتری بسرایم به شرح عشق
دیوان اگر چه گفته نشاید ثنای تو
گیرم که عالمی همگی بی وفا شوند
ما را به خاطر است دمادم وفای تو
شاهی تو را سزا و گدایی از آن من
بر من همین بس است که باشم گدای تو
شبهای من اگر چه به بغض و به غم گذشت
این جان اگر که امر نمایی فدای تو
#مژگان_تولایی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لبخند تو اندازهی خورشید قشنگ است
چشمان شما معجزهی حضرت محبوب
ای روشنیِ زندگیام صبح قشنگ است
وقتی که بخوانم ز نگاهت غزلی خوب
#شهریار
چشمان شما معجزهی حضرت محبوب
ای روشنیِ زندگیام صبح قشنگ است
وقتی که بخوانم ز نگاهت غزلی خوب
#شهریار
اندر دِل ما قصه ی دلخواه تو هستی
بر ظلمت این شام سیاه ماه تو هستی
من در خم گیسوی تو گیرم به قیامت
گم گرده رَهم ,باز بیا راه تو هستی
شطرنج زدیم و به دلت مات شده ام
سرباز اسیری منم و شاه تو هستی
دریاب دمی ساقه ی پژمرده مارا
باران لطیفی و به گه گاه تو هستی
روشن بِنما این همه تاریکی و غربت
ای که به شب تار دلم ماه تو هستی
#فرهاد ترکمان
بر ظلمت این شام سیاه ماه تو هستی
من در خم گیسوی تو گیرم به قیامت
گم گرده رَهم ,باز بیا راه تو هستی
شطرنج زدیم و به دلت مات شده ام
سرباز اسیری منم و شاه تو هستی
دریاب دمی ساقه ی پژمرده مارا
باران لطیفی و به گه گاه تو هستی
روشن بِنما این همه تاریکی و غربت
ای که به شب تار دلم ماه تو هستی
#فرهاد ترکمان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من درد تورازدست آسان ندهم
دل برنکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم
#مولوی
دل برنکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم
#مولوی
طبیعتی که نشسته است توی چشمانت
ندیده میکشدم باز سوی چشمانت
اگرچه سبک غزل کهنه می شود اما
شفاگر است مسیحای کوی چشمانت
همیشه شرم عجیبی نشسته در جانم
اگر نیامده ام روبروی چشمانت
دوباره بغض نکن،رحم کن به آهوها
که کرده اند توسل به خوی چشمانت
نصیب من که نبودی تو لااقل بگذار
تسلی ام بدهد آرزوی چشمانت
#سیدضیاء_موسوی
ندیده میکشدم باز سوی چشمانت
اگرچه سبک غزل کهنه می شود اما
شفاگر است مسیحای کوی چشمانت
همیشه شرم عجیبی نشسته در جانم
اگر نیامده ام روبروی چشمانت
دوباره بغض نکن،رحم کن به آهوها
که کرده اند توسل به خوی چشمانت
نصیب من که نبودی تو لااقل بگذار
تسلی ام بدهد آرزوی چشمانت
#سیدضیاء_موسوی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وصف رخسار تو را دیدم و دلدار شدم
من به هر آینهای در پی دیدار شدم
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم زیبای تو را دیدم و بیمار شدم
#عارف_همدانی
من به هر آینهای در پی دیدار شدم
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم زیبای تو را دیدم و بیمار شدم
#عارف_همدانی
با من چه کرده ای که بدون نگاه تو
گم می شوم میان تب و اشک و آه تو
دل بی اراده سوی تو پرواز می کند
هر ره که می روم شده غایت به راه تو
عصیان نمی کنم_تو مگر فاسقم کنی
خوشتر مگر حلاوتی است از گناه تو
من دوست دارمت_چه کنم باورم کنی؟
ای من فدای کنج لب بوسه گاه تو
در ملجاء جوار تو مأوا گرفته ام
بعد از پناه حق_شده ام در پناه تو
در کوره راه سرد و مخوف حیات ما
سرمستم از معاشقه ی گاه گاه تو
#مرتضی_شاکری
گم می شوم میان تب و اشک و آه تو
دل بی اراده سوی تو پرواز می کند
هر ره که می روم شده غایت به راه تو
عصیان نمی کنم_تو مگر فاسقم کنی
خوشتر مگر حلاوتی است از گناه تو
من دوست دارمت_چه کنم باورم کنی؟
ای من فدای کنج لب بوسه گاه تو
در ملجاء جوار تو مأوا گرفته ام
بعد از پناه حق_شده ام در پناه تو
در کوره راه سرد و مخوف حیات ما
سرمستم از معاشقه ی گاه گاه تو
#مرتضی_شاکری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برق دو چشمان شما خورشید روز افروز من
از برکت لبخندتان شیرین شده هر روز من
با چشمکی ازجانبت دل دست وپا گم میکند
قلب و دل و جان برده ای غارتگر مرموز من
#الهام_رازقی
از برکت لبخندتان شیرین شده هر روز من
با چشمکی ازجانبت دل دست وپا گم میکند
قلب و دل و جان برده ای غارتگر مرموز من
#الهام_رازقی
کسی نگفته که طاقت بیار و حوصله کن
بیا برای من از هرچه خواستی ، گِله کن
تو در ازای دلت جان بخواه آری جان
من اهل چانهزدن نیستم، معامله کن
در آزمونِ خزان، برگ سرشکستهتر است
کم التفات بر این برگههای باطله کن
بگیر بر خودت آسان و پیش چشم جهان
بچرخ و دست بزن، پا بکوب و هلهله کن
از آشیانه اگر خستهای و میخواهی
به کوچ تن بدهی، اقتدا به چلچله کن
علاجِ فاصله وصل است، بیبهانه مرا
بگیر تنگ در آغوش و ختمِ غائله کن
#حمیدرضا_حامدی
بیا برای من از هرچه خواستی ، گِله کن
تو در ازای دلت جان بخواه آری جان
من اهل چانهزدن نیستم، معامله کن
در آزمونِ خزان، برگ سرشکستهتر است
کم التفات بر این برگههای باطله کن
بگیر بر خودت آسان و پیش چشم جهان
بچرخ و دست بزن، پا بکوب و هلهله کن
از آشیانه اگر خستهای و میخواهی
به کوچ تن بدهی، اقتدا به چلچله کن
علاجِ فاصله وصل است، بیبهانه مرا
بگیر تنگ در آغوش و ختمِ غائله کن
#حمیدرضا_حامدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کیست که هرنفس مرا تازه حیات میدهد
گرتو نگوئی آن منم کیست بگوید آن توئی
کیست که ذره ذره دل میبرد از برم نهان
هست عیان چو آفتاب دلبرمن نهان توئی
#فیض_کاشانی
گرتو نگوئی آن منم کیست بگوید آن توئی
کیست که ذره ذره دل میبرد از برم نهان
هست عیان چو آفتاب دلبرمن نهان توئی
#فیض_کاشانی
دلي شكسته تر از ناي ني لبك دارم
يواش!دست نزن!شيشه ام ترك دارم
چقدر وسوسه در چشم انتخاب من است
كه بر صداقت آينه نيز شك دارم
رفيق!بار غريبي به دوش من مانده است
كه احتياج به يك دوست،يك كمك دارم
صدا زدم كه به من در قبال سكه ي زخم
چه ميدهيد؟!يكي گفت:من نمك دارم
من و تو هر دو غريبيم و آشناي سكوت
خوشم به اينكه غمي با تو مشترك دارم
#محمد_کاظمی
يواش!دست نزن!شيشه ام ترك دارم
چقدر وسوسه در چشم انتخاب من است
كه بر صداقت آينه نيز شك دارم
رفيق!بار غريبي به دوش من مانده است
كه احتياج به يك دوست،يك كمك دارم
صدا زدم كه به من در قبال سكه ي زخم
چه ميدهيد؟!يكي گفت:من نمك دارم
من و تو هر دو غريبيم و آشناي سكوت
خوشم به اينكه غمي با تو مشترك دارم
#محمد_کاظمی