شادی بطلب که حاصل عمر دمی ست
هر ذره ز خاک کیقبادی و جمی ست
احوال جهان و اصل این عمر که هست
خوابی و خیالی و فریبی و دمی ست
#خیام
هر ذره ز خاک کیقبادی و جمی ست
احوال جهان و اصل این عمر که هست
خوابی و خیالی و فریبی و دمی ست
#خیام
باران تویی! فرشته ی باریده از بهشت
ای اتفاقِ مثبتِ این روزهای زشت
بارانِ من! بهانهی جا مانده از قدیم ...
ای بوی خاکِ نم زده ی چینه های خشت
گندم ترین پدیده! در این قحطی نگاه
با ردِ سبز خوشه تو را می توان نوشت
بر سقف من ببار، از امروز روشن است
تکلیف راهِ سخت و پر از شیبِ سرنوشت
جادوی سبز و مخملیِ چشم های تو ،
جاری شده به شعر سیاهم ، پری سرشت ...
#محمد حسین ناطقی
ای اتفاقِ مثبتِ این روزهای زشت
بارانِ من! بهانهی جا مانده از قدیم ...
ای بوی خاکِ نم زده ی چینه های خشت
گندم ترین پدیده! در این قحطی نگاه
با ردِ سبز خوشه تو را می توان نوشت
بر سقف من ببار، از امروز روشن است
تکلیف راهِ سخت و پر از شیبِ سرنوشت
جادوی سبز و مخملیِ چشم های تو ،
جاری شده به شعر سیاهم ، پری سرشت ...
#محمد حسین ناطقی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از بغض پرم کمی امانم بدهید
راهی به گریز از خفقانم بدهید
من میوه ی زردی از درخت دردم
دیریست رسیده ام تکانم بدهید
#عارف_خوشرودی
راهی به گریز از خفقانم بدهید
من میوه ی زردی از درخت دردم
دیریست رسیده ام تکانم بدهید
#عارف_خوشرودی
فانوس نشاندم سَرِ هر کوچه ، کجایی؟
پروانه یِ بی پیله یِ من... دور چرایی؟
مجنونم وآواره چشمان سیاهت
لیلای منی کاش که رویت بنمایی
یک عمرنشستم سرراهت ولی افسوس
یک بار نشد بال گشایی و بیایی
بنشین ودمی شعربخوان دلبر نازم
از مولوی وحافظ و بیتی ز سنایی
#رحمان_مرسلی
پروانه یِ بی پیله یِ من... دور چرایی؟
مجنونم وآواره چشمان سیاهت
لیلای منی کاش که رویت بنمایی
یک عمرنشستم سرراهت ولی افسوس
یک بار نشد بال گشایی و بیایی
بنشین ودمی شعربخوان دلبر نازم
از مولوی وحافظ و بیتی ز سنایی
#رحمان_مرسلی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عـاشقان را در بهشت آرام نیست
عشق بازی کار هر خودکام نیست
کـام نتوان یافتن در راه عــشــق
غیر نـاکامی درین ره کام نیست
#فیض_کاشانی
عشق بازی کار هر خودکام نیست
کـام نتوان یافتن در راه عــشــق
غیر نـاکامی درین ره کام نیست
#فیض_کاشانی
نوبهارم کوچ کرده، از پرستوها بپرس
برکهای خشکیدهام، از دستة قوها بپرس
قایقی وارونهام، در بندری بیاسکله
حال و روزم را فقط از بغض پاروها بپرس
بانگاهی بیرمق، دریا تماشا میکنم
نور فانوس مرا از برج و باروها بپرس
گاهگاهی دل به دریا میزنم؛ اما چه سود!
در دلم شوقی نمانده، از فراسوها بپرس
ساحل تنگ غروب از تور بیماهی پر است
یأس چندینساله را از چشم جاشوها بپرس
هیچ کس از تلخی تقدیر من چیزی نگفت
سرنوشتم را فقط از فال بدگوها بپرس
#علی_اصغر_شیری
برکهای خشکیدهام، از دستة قوها بپرس
قایقی وارونهام، در بندری بیاسکله
حال و روزم را فقط از بغض پاروها بپرس
بانگاهی بیرمق، دریا تماشا میکنم
نور فانوس مرا از برج و باروها بپرس
گاهگاهی دل به دریا میزنم؛ اما چه سود!
در دلم شوقی نمانده، از فراسوها بپرس
ساحل تنگ غروب از تور بیماهی پر است
یأس چندینساله را از چشم جاشوها بپرس
هیچ کس از تلخی تقدیر من چیزی نگفت
سرنوشتم را فقط از فال بدگوها بپرس
#علی_اصغر_شیری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیابنشین قلم امشب که میل گفتگو دارم
شکسته بغض سنگینی که هرشب درگلو دارم
بیا تا پرده بردارم من از اسرار این سینه
هزاران حرف ناگفته هزاران آرزو دارم....!!
#جواد الماسی
شکسته بغض سنگینی که هرشب درگلو دارم
بیا تا پرده بردارم من از اسرار این سینه
هزاران حرف ناگفته هزاران آرزو دارم....!!
#جواد الماسی
هر سینہ ڪجا محرم اسرار تو باشد؟
هر دیدہ ڪجا لایق دیدار تو باشد؟
مستان دل اغیار چہ لازم ڪہ درین عهد
هر جاے ڪہ قلبے است بہ بازار تو باشد
هر آینہ آن دل ڪہ قبول تو نیفتد
ڪے قابل عڪس مے رخسار تو باشد
من خاڪ رهت گشتم و گردے ڪہ پس از من
برخیزد ازین خاڪ هوادار تو باشد
تو گرد ڪسے گرد ڪہ او گرد تو گردد
تو یار ڪسے باش ڪہ او یار تو باشد
غیر از تو نشاید ڪہ ڪسے در دلش آید
آنڪس ڪہ دلش محرم اسرار تو باشد
سلمان اگر از یار غمے در دلت آید
باشد ڪہ غم یار تو غمخوار تو باشد
اے صوفے اگر جرعہ این بادہ بنوشی
زان پس گرو میڪدہ دستار تو باشد
ظاهر نشود تا همہ از سر ننهے دور
فرقے ڪہ میان سر و دستار تو باشد...
#سلمان_ساوجی
هر دیدہ ڪجا لایق دیدار تو باشد؟
مستان دل اغیار چہ لازم ڪہ درین عهد
هر جاے ڪہ قلبے است بہ بازار تو باشد
هر آینہ آن دل ڪہ قبول تو نیفتد
ڪے قابل عڪس مے رخسار تو باشد
من خاڪ رهت گشتم و گردے ڪہ پس از من
برخیزد ازین خاڪ هوادار تو باشد
تو گرد ڪسے گرد ڪہ او گرد تو گردد
تو یار ڪسے باش ڪہ او یار تو باشد
غیر از تو نشاید ڪہ ڪسے در دلش آید
آنڪس ڪہ دلش محرم اسرار تو باشد
سلمان اگر از یار غمے در دلت آید
باشد ڪہ غم یار تو غمخوار تو باشد
اے صوفے اگر جرعہ این بادہ بنوشی
زان پس گرو میڪدہ دستار تو باشد
ظاهر نشود تا همہ از سر ننهے دور
فرقے ڪہ میان سر و دستار تو باشد...
#سلمان_ساوجی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفتم به هیچکس دل خود را نمیدهم
اما دلم برای همان هیچکس گرفت
افسردگی به خسته دلی از زمانه نیست
افسرده آن دلیست که از همنفس گرفت
# فاضل_نظری
اما دلم برای همان هیچکس گرفت
افسردگی به خسته دلی از زمانه نیست
افسرده آن دلیست که از همنفس گرفت
# فاضل_نظری
گفتی به جای عشق سراغ از هوس بگیر
پس هرچه را که عشق به من داده پس بگیر
محتاج آب و دانه شدن حق من نبود
ای مرگ! انتقام مرا از قفس بگیر
برگی درخت را به تمنا گرفته بود
طوفان به برگ گفت مرا دادرس بگیر
ای عشق! تا هنوز نفس میکشم بیا
از چنگ روزگار مرا باز پس بگیر
ما غرق میشویم در این موجها، تو نیز
چون من برای بوسهی آخر نفس بگیر
#فاضل_نظری
پس هرچه را که عشق به من داده پس بگیر
محتاج آب و دانه شدن حق من نبود
ای مرگ! انتقام مرا از قفس بگیر
برگی درخت را به تمنا گرفته بود
طوفان به برگ گفت مرا دادرس بگیر
ای عشق! تا هنوز نفس میکشم بیا
از چنگ روزگار مرا باز پس بگیر
ما غرق میشویم در این موجها، تو نیز
چون من برای بوسهی آخر نفس بگیر
#فاضل_نظری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پند گفتم خط نوشتم وقت گذاشتم بیشمار
تو همان بودی ک بودی نشدی یار و قرار
حیف وافسوسی ک گاهی وقت میزاشتم برات
من رفتم تا قیامت خطهایم یادگار..
#سهیل صفایی
تو همان بودی ک بودی نشدی یار و قرار
حیف وافسوسی ک گاهی وقت میزاشتم برات
من رفتم تا قیامت خطهایم یادگار..
#سهیل صفایی
هر چند خودت از همه عالم گله دارى
تا صبح اگر شكوه كنم حوصله دارى
آشوب دلم گوش به فتواى كسى نيست
جز حرف تو كه دست در اين غائله دارى
من عاشقم و ترس ندارم تو وليكن
اقرار كنى عاشقى از من صله دارى
نه مثل پرى هستى و نه مثل فرشته
يک نوع جديدى و خودت شاكله دارى
اى خاطره ى مبهم از ياد نرفته
در قلبى و از دست ولى فاصله دارى
#سیدتقی_سیدی
تا صبح اگر شكوه كنم حوصله دارى
آشوب دلم گوش به فتواى كسى نيست
جز حرف تو كه دست در اين غائله دارى
من عاشقم و ترس ندارم تو وليكن
اقرار كنى عاشقى از من صله دارى
نه مثل پرى هستى و نه مثل فرشته
يک نوع جديدى و خودت شاكله دارى
اى خاطره ى مبهم از ياد نرفته
در قلبى و از دست ولى فاصله دارى
#سیدتقی_سیدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تکیه در هر برزن و هر کوچه راهی میزنند
شاعران هم بیت های قتلگاهی میزنند
آنقدر شور محرم در سر عشاق هست
ارمنیها هم کلیسا را سیاهی میزنند...
#یا_ابلفضل_العباس
شاعران هم بیت های قتلگاهی میزنند
آنقدر شور محرم در سر عشاق هست
ارمنیها هم کلیسا را سیاهی میزنند...
#یا_ابلفضل_العباس
گفتم بمان که گشته دلم مبتلای تو
پیچیده در سراسر جانم هوای تو
در عالم خیال و یقین و گمان و شک
زل میزنم به خنده و ناز و ادای تو
ماییم و چله ای که گذشته است در فراق
در گوش ما به جاست کماکان صدای تو
خواهم که دفتری بسرایم به شرح عشق
دیوان اگر چه گفته نشاید ثنای تو
گیرم که عالمی همگی بی وفا شوند
ما را به خاطر است دمادم وفای تو
شاهی تو را سزا و گدایی از آن من
بر من همین بس است که باشم گدای تو
شبهای من اگر چه به بغض و به غم گذشت
این جان اگر که امر نمایی فدای تو
#مژگان_تولایی
پیچیده در سراسر جانم هوای تو
در عالم خیال و یقین و گمان و شک
زل میزنم به خنده و ناز و ادای تو
ماییم و چله ای که گذشته است در فراق
در گوش ما به جاست کماکان صدای تو
خواهم که دفتری بسرایم به شرح عشق
دیوان اگر چه گفته نشاید ثنای تو
گیرم که عالمی همگی بی وفا شوند
ما را به خاطر است دمادم وفای تو
شاهی تو را سزا و گدایی از آن من
بر من همین بس است که باشم گدای تو
شبهای من اگر چه به بغض و به غم گذشت
این جان اگر که امر نمایی فدای تو
#مژگان_تولایی