‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
709 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
لب، فروبسته‌ام از ناله و فریاد، ولی
دلِ ماتم‌زده در سینه‌ی من نوحه‌گر است

گریه و خنده‌ی آهسته و پیوسته‌ی من
همچو شمعِ سحر آمیخته با یکدگر است

#رهی_معیری
آنچنان زیبا تومیخندی که جادو میشوم
مثل یک کودک دمادم پر هیاهو میشوم

تا به گل ها میرسی آنها خجالت میکشند
غنچه ها گل می دهند منهم غزلگو میشوم

شهریار
تـــــــــــو نبودی و به پاهای خدا افتادم
دست بی رحم ترین ثانیه ها افتادم

تو نبودی و تبِ فاصله ها پیــــــــرم کرد
عاشقِ شعر شدم، شعر زمینگیرم کرد....

#کاظم_بهمنی
هر دم دل خسته‌ام برنجاند یار
یا سنگدل است، یا نمیداند یار

از دیده به خون نوشته‌ام قصهٔ خویش
می‌بیند و هیچ بر نمیخواند یار

#مولانا
بر شانه‌ی من، بارِ غمت سنگین است
مانند دلم، رباعی‌ام غمگین است

از راه رسید عید، اما بی تو
نوروز فقط "اوّلِ فروردین" است

#سجاد_رشیدی‌پور
رنگِ لبخندِ تو ای دنیا! تماشایی نبود
آنچه ما دیدیم زینت بود، زیبایی نبود

آنچه را مردم غریوِ کوچ می‌پنداشتند
هیچ غیر از ناله‌ی مرغانِ دریایی نبود

#فاضل_نظری
یا رب از عرفان مرا پیمانه‌ای سرشار دِه
چشمِ بیـنا، جانِ آگـاه و دل بیـدار دِه

 هر سرِ موی حواسِ من به راهی می‌رود
این پریشان سِیر را در بزمِ وحدت بار دِه

#صائب_تبریزی
درد یعنی که نماندن به صلاحش باشد
بنویسی که خدا پشت و پناهش باشد

برود ، بغض کنی ، خرد شوی ، دم نزنی
که دلت تشنهٔ یک لحظه نگاهش باشد

#فاضل_نظری
کاش چون برگِ خزان رقصِ مرا
نیمه شب "ماه" تماشا می کرد

در دلِ باغچهٔ خانهٔ تو
شورِ من، ولوله برپا می کرد...!

#فروغ_فرخزاد
گیرم که شرط عقل به جز احتیاط نیست
ای خواجه! احتیاط کجا؟ عاشقی کجا؟

فرقی میان طعنه و تعریف خلق نیست
چون رود بگذر از همه سنگ ریزه‌ها

#فاضل_نظری
زندگی را فرصتِ تکرار نیـست

قبلِ هر کاری در آن اندیشه کـن

راز و رمزش را خلاصه می کنم

شاد بنــواز و محبت پیـشه کـن...

#امید_قهرمانی
نه شوق داشتنِ برگ و بار دارم من
نه هیچ سنخیتی با بهار دارم من

بهار و فصلِ نو ارزانی خودت ای عشق!
درون سینه غمی ماندگار دارم من

#محمد_پورمرادی
باخبر هستی نگاهم بی‌قرار چشم توست؟
عاشق دیوانه‌ات چشم‌انتظار چشم توست

طبعِ شعرم با کس دیگر نمی‌سازد، ولی
تا بخواهی، طبعِ شعرم سازگار چشم توست

#سید_احمد_حسینیان
عشق  بر عاشق ، دهد دستور را،
عقل کي  فهمـد چنین  منظور را،

تا نگردی  عاشق  از این  ماجـــرا،
کـــای  تواني  کرد درک  نکته هـــا،

#مولانا
سالها جان کَندم و چیزی نگُفتی ، جُز سکوت !
پاسخِ تلخِ تو را ، عَکس العَمل نامیده اند

بَس که پیشِ چشمِ این نامردُمان خَندیده ام
حاصلِ شب گریه هایم را غَزل نامیده اند..

#محسن_نظری
من از آغاز راهم تا به پایان با تو می مانم
دلیل عاشقی های خودم هرگز نمی دانم

نباشی می شود آوار بغضت در گلوی من
نباشی مثل یک دیوانه من درگیر زندانم

#امیر_عباس_خالق_وردی
با آنکه دلم در غم هجرت خون است
شادی به غم توأم، ز غم افزون است

اندیشه کنم هر شب و گویم یارب
هجران که چنین است، وصالش چون است؟

#انوری
گرچه مستیم و خرابیم چو شب های دگر
باز کن ساقیِ مجلس سرِ مبنای دگر

امشبی را که در آنیم غنیمت شمریم
شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگر

#عماد_خراسانی
شب نیست دلا که از غمش خون نشوی
وز دیده به جای اشک بیرون نشوی

چون نیست امید آنکه بر گردد کار
ای دل پس کار خویشتن چون نشوی

(انوری)
مژگان به هم بزن که بپاشی جهان من
کو بی زمین من به سر آسمان من

درمان نخواستم ز تو من درد خواستم
یک درد ماندگار ،،، بلایت به جان من،،،

حسین منزوی
ای آنکه مرا ؛ بستهٔ صد دام کنی...
گوئی که برو در شب و پیغام کنی...

گر من بروم ؛ تو با که آرام کنی..؟
همنام من ای دوست که را نام کنی..؟

مولانا