چون برگ خزان پا به رکاب است دل ما
از خانه به دوشان شراب است دل ما
اینجا که منم قیمت دل هر دو جهان است
آنجا که تویی در چه حساب است دل ما
صائب تبریزی
از خانه به دوشان شراب است دل ما
اینجا که منم قیمت دل هر دو جهان است
آنجا که تویی در چه حساب است دل ما
صائب تبریزی
تـو زهـری ، زهـر گـرم سینه سـوزی،
تو شیرینی،که شـــورِ هستی ازتوست
شـراب جـام خورشیدی، که جـان را،
نشاط از تو،غـــم از تو،مستی ازتوست
#فریدون_مشیری
تو شیرینی،که شـــورِ هستی ازتوست
شـراب جـام خورشیدی، که جـان را،
نشاط از تو،غـــم از تو،مستی ازتوست
#فریدون_مشیری
شمع باشــے یا نباشے من همان پروانہ ام
تو سر عقل آمـدے من همچنان دیوانہ ام
حالتے دارم ڪہ دلتنڪَے براےآن ڪم است
دردهایے ڪہ فدایت باد اے دُردانہ ام....
ٌ#هوشنگ_ابتهاج
تو سر عقل آمـدے من همچنان دیوانہ ام
حالتے دارم ڪہ دلتنڪَے براےآن ڪم است
دردهایے ڪہ فدایت باد اے دُردانہ ام....
ٌ#هوشنگ_ابتهاج
آخر ای دلبر نه وقت عشرت انگیزی شدست
آخر ای کان شکر وقت شکرریزی شدست
تو چو آب زندگانی، ما چو دانه زیر خاک
وقت آن کز لطف خود با ما درآمیزی شدست
مولانا
آخر ای کان شکر وقت شکرریزی شدست
تو چو آب زندگانی، ما چو دانه زیر خاک
وقت آن کز لطف خود با ما درآمیزی شدست
مولانا
بیتو جوانه میزند،چشمه،به چشمِ جاریام
میشـکُفد غزل غزل، واژهی بی قراریام
میروی از کنارِ من، شِکوِه نمیکنم، بـرو
آه، فقط بگو مرا، دستِ که میسپاریام؟
#مجتبی_خوش_زبان
میشـکُفد غزل غزل، واژهی بی قراریام
میروی از کنارِ من، شِکوِه نمیکنم، بـرو
آه، فقط بگو مرا، دستِ که میسپاریام؟
#مجتبی_خوش_زبان
صبر پرید از دلم عقل گریخت از سرم
تا به کجا کشد مرا مستی بیامان تو
شیر سیاه عشق تو میکند استخوان من
نی تو ضمان من بدی پس چه شد این ضمان تو
حضرت مولانا
تا به کجا کشد مرا مستی بیامان تو
شیر سیاه عشق تو میکند استخوان من
نی تو ضمان من بدی پس چه شد این ضمان تو
حضرت مولانا
ای دیر به دست آمده بس زود برفتی
آتش زدی اندر من و چون دود برفتی
آهنگ به جان منِ دلسوخته کردی
چون در دل من عشق بیفزود برفتی
#انوری
آتش زدی اندر من و چون دود برفتی
آهنگ به جان منِ دلسوخته کردی
چون در دل من عشق بیفزود برفتی
#انوری
ابری شده ام ، نشانه اش جور شده
دلتنگی عاشقانه اش جور شده
یک شانه برای گریه هایم بفرست
باران زده و بهانه اش جور شده
#علی_صفری
دلتنگی عاشقانه اش جور شده
یک شانه برای گریه هایم بفرست
باران زده و بهانه اش جور شده
#علی_صفری
ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرا
نرم بازآمد و بگرفت در آغوش مرا
گفت:« خاموش دَرین جا چه نشستی؟» گفتم:
بوی «محبوبهی شب» میبرَد از هوش مرا
#فریدون_مشیری
نرم بازآمد و بگرفت در آغوش مرا
گفت:« خاموش دَرین جا چه نشستی؟» گفتم:
بوی «محبوبهی شب» میبرَد از هوش مرا
#فریدون_مشیری
گاهی بـرای خنده دلـم تنگ میشود
گاهی دلـم تراشه ای از سنگ میشود
گاهـی تمـامِ آبـیِ ایـن آسمـانِ مـا
یکبـاره تیره گشته و بی رنگ میشود
گاهی نفس به تیزیِ شمشیر میشود
از هرچه زندگیست دلت سیر میشود
قیصر امین پور
گاهی دلـم تراشه ای از سنگ میشود
گاهـی تمـامِ آبـیِ ایـن آسمـانِ مـا
یکبـاره تیره گشته و بی رنگ میشود
گاهی نفس به تیزیِ شمشیر میشود
از هرچه زندگیست دلت سیر میشود
قیصر امین پور
شبیهِ قاصدک هاى رها در دشت میدانم
لبت برباد خواهد داد روزى ، دودمانم را
دلم مى خواهد از یک رازِ کهنه ، پرده بردارم
امان از دستِ وجدانم که مى بندد دهانم را
#سیّد_تقی_سیّدی
لبت برباد خواهد داد روزى ، دودمانم را
دلم مى خواهد از یک رازِ کهنه ، پرده بردارم
امان از دستِ وجدانم که مى بندد دهانم را
#سیّد_تقی_سیّدی
به یغما رفتنِ اسفندمان . حیف!
دلِ زندانی و دربندمان . حیف!
زمستان می رود ؛ می آید از راه
بهاری خالی از لبخندمان .حیف!
#سهیل خراسانی
دلِ زندانی و دربندمان . حیف!
زمستان می رود ؛ می آید از راه
بهاری خالی از لبخندمان .حیف!
#سهیل خراسانی
یک نفس بی یاد جانان بر نمی آید مرا
ساعتی بی شور و مستی سرنمی آید مرا
سربسر گشتم جهانرا خشک وتر دیدم بسی
جز جمال او بچشم تر نمی آید مرا
#فیض_کاشانی
ساعتی بی شور و مستی سرنمی آید مرا
سربسر گشتم جهانرا خشک وتر دیدم بسی
جز جمال او بچشم تر نمی آید مرا
#فیض_کاشانی
مرا خیال وصالش ز سر به در نرود
اگر سرم برود عشق او ز سر نرود
من این معاینه با خود به خاک خواهم برد
که حسرت است که هرگز ز دل به در نرود
#جلالالدینعضدییزدی
اگر سرم برود عشق او ز سر نرود
من این معاینه با خود به خاک خواهم برد
که حسرت است که هرگز ز دل به در نرود
#جلالالدینعضدییزدی
امشب بزن سه تار، تو ای یار چیره دست
امشب دلم از زمین و زمان گرفته است
اینجا بجز غنودن و رنج و عذاب نیست
امشب بزن تار که بدجور دلم گرفته است
#رضارضایی.
امشب دلم از زمین و زمان گرفته است
اینجا بجز غنودن و رنج و عذاب نیست
امشب بزن تار که بدجور دلم گرفته است
#رضارضایی.
هزاران بار سویت آمدم چون موج و برگشتم
برای گفتن حرف دلم، جرأت نمیکردم
به جمع دردهایم درد عشق افزوده کی میشد؟
اگر آن روز در چشمان تو دقت نمیکردم
#محمد_عزیزی
برای گفتن حرف دلم، جرأت نمیکردم
به جمع دردهایم درد عشق افزوده کی میشد؟
اگر آن روز در چشمان تو دقت نمیکردم
#محمد_عزیزی
چندیست ندیـدهای رخ زرد مـــــرا
در وادی عشق، روح شبگرد مـــــرا
تو مرهم من هستی و من مرهم تو
من درد تو را دارم و تو درد مـــــرا
#فریدون_سراج
در وادی عشق، روح شبگرد مـــــرا
تو مرهم من هستی و من مرهم تو
من درد تو را دارم و تو درد مـــــرا
#فریدون_سراج
ترسم آن روز بیایی که نباشد بدنم
کوزه گر کوزه بسازد ز خاک بدنم
لب آن کوزه بسازد ز خاک لب من
بی خبر لب بگذاری به لبان و دهنم...
#مولانا
کوزه گر کوزه بسازد ز خاک بدنم
لب آن کوزه بسازد ز خاک لب من
بی خبر لب بگذاری به لبان و دهنم...
#مولانا
آنجا که دوست آینهام را شکست و رفت
هیچ انتظار دیگری از دیگران نبود
از خندهی ترحم مردم که بگذریم
با من کسی به غیر غمت مهربان نبود
#پوریا_شیرانی
هیچ انتظار دیگری از دیگران نبود
از خندهی ترحم مردم که بگذریم
با من کسی به غیر غمت مهربان نبود
#پوریا_شیرانی
هرچند که ویران شده ی پاییزم
هرچند که از غصه و غم لبریزم
سوگند به برگ برگ افتاده به خاک
یک روز دوباره سبز برمیخیزم
#شهراد_میدری
هرچند که از غصه و غم لبریزم
سوگند به برگ برگ افتاده به خاک
یک روز دوباره سبز برمیخیزم
#شهراد_میدری