قهوهاش همیشه سرد میشود، چون بیشتر از نوشیدنش، به بخارش خیره میماند.
کتاب میخواند، نه برای فرار از تنهایی، بلکه برای اینکه تنهاییش معنای عمیقتری پیدا کند.
لبخند میزند، اما لبخندش شبیه پردهایست که روی ویرانهای کشیدهاند. زیبا، اما بیفایده.
کسی نمیفهمد در دلش چه میگذرد؛ فقط خودش میداند که سکوت، امنترین جاییست که برای پنهان شدن پیدا کرده.
نه قهرم، نه دلخور. فقط فهمیدم سکوت گاهی باشکوهتر از هر توضیحیست.
آدم که بزرگ میشود، یاد میگیرد عقب بکشد… نه با فریاد، با یک قدم آرام و بیصدا.
نه میرود که برگردد، نه میماند که دیده شود. فقط خودش را از میانهی شلوغی بیرون میکشد،
یخزده، آرام، اما شریف.
گاهی نبودن، قویترین شکلِ بودن است.
آدم که بزرگ میشود، یاد میگیرد عقب بکشد… نه با فریاد، با یک قدم آرام و بیصدا.
نه میرود که برگردد، نه میماند که دیده شود. فقط خودش را از میانهی شلوغی بیرون میکشد،
یخزده، آرام، اما شریف.
گاهی نبودن، قویترین شکلِ بودن است.
دل تو امروزیه| مسعود بختیاری
"ساختمان متروکه"
دل تو امروزیه قصه ی دوست داشتنو باور نداره🍃
از دور، درخششیام که حسرت میآفریند؛
اما کسی نمیداند
پشت این وقار خاموش،
دلی نشسته که بیصدا
هر شب فرو میپاشد.
اما کسی نمیداند
پشت این وقار خاموش،
دلی نشسته که بیصدا
هر شب فرو میپاشد.
مثل یک معجزه ای، علت ایمان منی؛
همه هان و بله هستند، شما جان منی.
همه هان و بله هستند، شما جان منی.
دلتنگی یک ایهامِ،
معانی دور و نزدیک داره.
دلتنگی یعنی لبریز شدن کاسه صبر..
کم اوردن ،
بغض کردن ،
تو خودت فرو رفتن ....
معانی دور و نزدیک داره.
دلتنگی یعنی لبریز شدن کاسه صبر..
کم اوردن ،
بغض کردن ،
تو خودت فرو رفتن ....
چشمانت
انقلابی پنهان دارد
امّا صدایت کودتاست
ماندهام دل را به کدام ببازم
انقلابی پنهان دارد
امّا صدایت کودتاست
ماندهام دل را به کدام ببازم