بوسه ات مرحله ی پر هیجانی دارد
چشم و ابروت عجب تیر و کمانی دارد!
نکند وارث لبخند مونالیزایی!
که لبت مثل لبش، راز نهانی دارد
هُرم آغوش تو یعنی که خدا هم با تو
گاهگاهی هوس خوشگذرانی دارد
کاش تکلیف مرا چشم تو روشن بکند!
که خریدار تو بودن چه زبانی دارد؟
با دوتا بوسه بیا امر به معروف کنیم!
لذتی بیشتر از چشم چرانی دارد
بعد آشوب بزرگی که لبت برپا کرد
چشم تو فتنه ی یک جنگ جهانی دارد!
بوسه ات ولوله انداخته در اندامم
حتم دارم لبت اکسیر جوانی دارد!
#فرشیدتربیت
#شعر
چشم و ابروت عجب تیر و کمانی دارد!
نکند وارث لبخند مونالیزایی!
که لبت مثل لبش، راز نهانی دارد
هُرم آغوش تو یعنی که خدا هم با تو
گاهگاهی هوس خوشگذرانی دارد
کاش تکلیف مرا چشم تو روشن بکند!
که خریدار تو بودن چه زبانی دارد؟
با دوتا بوسه بیا امر به معروف کنیم!
لذتی بیشتر از چشم چرانی دارد
بعد آشوب بزرگی که لبت برپا کرد
چشم تو فتنه ی یک جنگ جهانی دارد!
بوسه ات ولوله انداخته در اندامم
حتم دارم لبت اکسیر جوانی دارد!
#فرشیدتربیت
#شعر
جهان نه ناظریست و نه نجاتدهنده. ما بودیم که نقش ناظر را بر او تحمیل کردیم، و انتظار نجات را در دل واژههایی گذاشتیم که هیچگاه پاسخگوی امیدمان نبودند. هر بار که در برزخِ نتایج، دست بهسوی بیرون دراز کردیم، فراموشمان شد این خود ما بودیم که مسیر را امضا زدیم.
هیچچیز بهقدرِ تلاش برای اثبات خود به جهانی که مشغول خویش است، آدم را خسته نمیکند. ما سالها دویدیم، فریاد زدیم، خواستیم دیده شویم، بیآنکه بپرسیم اصلاً چرا؟ شاید سکوت، همان چیزیست که از ابتدا باید انتخابش میکردیم؛ نه برای تسلیم، که برای نجات.