چـکـامـهـ زار 🌘📜
455 subscribers
540 photos
75 videos
10 files
365 links
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛
پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند
سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند.
2024/12/2
Download Telegram
مرا ببر به همان کوچه‌های شاد کودکی،
مرا ببر به آنجا که غافل از دغدغه‌های زندگی بودیم.
مرا ببر به آن کوچه‌هایی که با گل و خاک بازی می‌کردیم،
و ترس‌مان این بود که مادر نازنین خبر نشود.
می‌رفتم زیر شیر آب و می‌کوشیدم تا خاک لباسم را پاک کنم،
اما از بدی‌ها بدتر می‌شد و مادر می‌آمد و می‌گفت:
"وایی پسر جان، به خدا اگر شب بیمار شدی،
از دکتر خبری نیست!
مرا ببر به آن کوچه‌ها که در آن مردم را آزردم،
و گاه دلخوشی‌هایم را با خنده‌های بلند به اشتراک گذاشتم.
مرا ببر به آن جا که دلم می‌خواست دیوانه‌وار زندگی کنم،
زیرا دیوانگی در آن روزگار با زندگی‌ام همخوان بود.
ای کاش این ای کاش‌ها باقی نمانند،
و همه آرزوهایم به حقیقت تبدیل شوند.
#_بِی‌تٰابْ 💌
2❤‍🔥1🔥1
«حافِظ عَلىٰ من تحب
فالقلب لا يفتح أبوابهُ دائِماً...»

+مراقب کسی باش که دوستش داری
چرا که درهای قلب همیشه باز نیست...

#_عربیات
🔥41
روزی اگر ترا از نزدیک بیبینم...

ادامه اش با شما.👀
1
گفت: خواهرت را دوست داری؟

"خواهــرم... " 🫠

او چیزی‌ست فراتر از واژه‌ی دوست‌داشتن

او ریشه‌ای‌ست در وجودم،
نبضی‌ست در قلبم،
و نوری‌ست در تاریکی روزهایم.

دوست داشتن برای او کم‌است...
او را باید "زندگی" کرد.
او را باید با تمام نفس‌ها حس کرد...


#حسنا_سادات
3❤‍🔥1🔥1
Forwarded from ꌗꍟꉣꍟꃅꋪ
روزی اگر تو را از نزدیک بیبینم،آنقدر محو آن چشمان قاتلت خواهم شد که خود در خود نیابم.
تو را قاتل خواب های شب ام میدانم و زیباترین مجرم که تا به حال شناخته ام.!
بدون آزرم میایم کنارت می ایستم و می گویم:
آنقدر دلم برای دیدن این چشم ها جان داد که دیگر حتا حاظر به دیدنت نشد و خود در آن شب ها باخت..
آنقدر تو را تصور کرد که دیگر غرق خیالت شده و به حقیقت اعتمادی ندارم...!
گفت: برو به کارت برس دیگر من آنی قبلی نیستم برو زمانت را حدر نده! آخرین جملات ات را بگو و بدان من که زمانی که به تو می خواستم بپرسم نبودی!
من بودم تو ندیدی بدان منی مه شب و روز برای دیدنت لحظه می شماردم در این لحظه چه ها دارم که برای تو بسرایم..؟
حال که در کنارم هستی میخواهم در همین چند دقیقه ای که خود زنده احساس میکنم برایت این بسرایم لاکن قبل از آن سوالی دارم وقتی نمی خواستی مال من شوی چرا در قلبم ریشه خود را دواندی که حال دارد قلب من را با رشد اش مجروح می کند..؟؟

پس بشنو بگو چرا ؟

تو آباد بودی چرا در ویرانه ای من افتادی؟
در بین خلق خدا در کاشانه ای من افتادی؟

یک منی بدبخت و در حین خوشبخت بود؟
در این جهان فقط دل من برای شکست بود؟

من را ویرانه تر ز ویران ساخت عشق تو
مگر خانه این بیچاره کجاست جز دل تو؟

من ز خدا و ز جهان فقط تو را خواستم
باین همه جفا نه،من یاری تو را خواستم

مگر منی بیچاره نمی گفتم عاشق تو ام؟
ز آن مجنونِ عاشق خیلی مجنون تر ام؟

مگر تو نمی گفتی عشق من چو مهند است؟
در این گم‌گشته آواز من چون مطرب است؟

حالا چه شد؟ شدم یک بیگانه ناشناس من
تو مگر همش نمی گفتی چون سپهرم من؟



#سـپـهـرآرا
🔥42



هیچ گاه زنده‌گی به عقب بر نمی‌گردد
تا می‌توانی خوبی و گذشت را پیشه کن.

#حکمت_رحمانی
2🔥2

از همه خسته‌ام ،دوست دارم بخوابم
اما به تنهایی نمی‌توانم.
🔥31
غمِ ماجرا این‌جاست که من واقعاً باور کرده بودم
که می‌خواهی کنار من باشی...
👩🏻‍🦯🥀
3💔2🔥1
هیچ‌وقت قول کسی‌را برایش یا آوری نکنیم؛ قول‌های فراموش شده همان‌دروغ‌هایی است که از سر اجبار بودند!

شب‌بکام🍃
🔥2💯21❤‍🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
2💔1
من نمیارم به روم ولی دلم تنگه... 🖤
3
آری عزیزکَم لحظاتی هم وجود دارد  که نه می‌خواهی کسی را دوست بداری و نه می‌خواهی کسی ترا  دوست بدارد.


#دوشیزه_سادات
💔62
هیچ هم زیبا نبودی من تو را زیبا کشیدم
بی‌جهت اغراق کردم دلبر و رعنا کشیدم.
2🔥2
تو از فصل پاییز زیباتری
من از فصل پاییز تنهاترم
3🔥2
می‌دانی عزیزم؛
من در این جهان، تصمیمی به جز گرفتن دستان گرمت ندارم.
بیا و مرا به تصمیمم برسان
.
2🔥2
"چیزی نیست "عبارتیست
که آن را می گوییم وقتی درونمان
لبریز از همه چیز است.

- محمود درویش
3🦄1