محمد نسیمی - خبرنگار - یه رشته استوری کار کرده بود تحت عنوان #بچههای_بالا
از مجاهدت سربازان گمنام امام زمان در روزهای گذشته گفته بود که خودتون توی تصاویر ببینید و بخونید. (البته من فقط ۱۰ تصویر آوردم)
👈 اما استوری آخرش خیلی خیلی دردناک بود و جیگر آدم رو آتیش میزد. اونجایی که نوشته بود؛
«یه چیز بگم و موضوع بچههای بالا رو ببندم فعلاً
برخی از اونها بعد از شهادتشون، حتی خانوادهشون هم متوجه نمیشن اینا سرباز گمنام امام زمان (عج) بودند!»
ما ساده میریم و میایم و اصلاً خبر نداریم چه اتفاقاتی داره میافته. این وسط یه عده جوون و پیر، جون و خونشون رو میدن، بینام و بینشون ... شادی روح مطهر شهدای امنیت صلوات
#حمید_کثیری
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
از مجاهدت سربازان گمنام امام زمان در روزهای گذشته گفته بود که خودتون توی تصاویر ببینید و بخونید. (البته من فقط ۱۰ تصویر آوردم)
👈 اما استوری آخرش خیلی خیلی دردناک بود و جیگر آدم رو آتیش میزد. اونجایی که نوشته بود؛
«یه چیز بگم و موضوع بچههای بالا رو ببندم فعلاً
برخی از اونها بعد از شهادتشون، حتی خانوادهشون هم متوجه نمیشن اینا سرباز گمنام امام زمان (عج) بودند!»
ما ساده میریم و میایم و اصلاً خبر نداریم چه اتفاقاتی داره میافته. این وسط یه عده جوون و پیر، جون و خونشون رو میدن، بینام و بینشون ... شادی روح مطهر شهدای امنیت صلوات
#حمید_کثیری
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
👍7
این راه که میرویم بس دشوار است اما حق است .
هزینههای آرمانخواهی را سپر توجیه لغزشهایمان نکنیم!
🔹آرمانخواهی #هزینه دارد؛ همیشه محافظهکاران و ذینفعانِ وضع موجود و نابرابری و وابستگی و... جلوی آن میایستند. یکی برچسب و تهمت میزند، یکی به بیرون از انقلاب و اسلام هل میدهد، یکی برخورد امنیتی میکند، یکی ضربه فیزیکی میزند و... اینها همیشه هست و باید با آن مقابله کرد.
🔹 اما کسی که مبنای درست فکری دارد و در عمل نیز به مقتضای آن وفادار است، این ساختارهای بیرونی و هزینهها و برخوردها و خرفتها و کرختها و خائنها و ضرباتشان را بهانهی #توجیه انحراف و تندروی و کندروی و افراط و تفریط خود و دیگری #نمیکند. نمونهاش اینکه در برابر از راهماندهها و از نیمه راه برگشتهها، آدمهایی هستند که در برابر این برخوردها و هزینهها چپ نکردهاند و مرزها را با دشمن و جریانهای معارض و رقیب کمرنگ نکردهاند و برای کسب لایک و فالور و طرفدار و پروژه و... غیر اصولی عمل نکرده و افراط و تفریط نکردند.
🔹شاید بشود در دنیا برای توجیه انحراف، با بهانه آوردن، صرفاً دیگران را متهم کرد؛ اما در دادگاه عدل الهی و نزد آدمهای منصف، کسی که فاعل اصلی عمل است به اندازهی #ارادهاش مسئول است و بقیه هم به اندازهی تعاون در گناه یا مباشرت در جرم و آمریت و...#مسئولند.
بحثهای طلب و اراده اصولیین و فقها یا جبر و اختیار متکلمان و حکما پر است از بحث در این باره و تاریخ تفکر اجتماعی در شرق و غرب پر است از لفاظی در باب ساختار و عاملیت.
🔹 پنهان کردن #کجرویها پشت این همه چیزی از واقعیت را جابجا نمیکند. اصلا شرور و موانع و جبرها در دنیا برای #آزمایش آدمهاست.
🔹 خدا آخر و عاقبت ما را هم ختم به خیر کند تا هزینهها و برخوردها و... را سپر توجیه لغزشهایمان نکنیم.
✍🏻 صادق شهبازی
پ ن
حقیقت را همیشه برمبنای اصولی که حقانیتش بر شما اثبات شده بسنجید نه بر مبنای عملکرد افراد و اشخاص
چرا که اصول همیشه حق مطلق اند ولی آدمها بر مبنای حال فعلی قابل قیاس هستند .
@mntazera
هزینههای آرمانخواهی را سپر توجیه لغزشهایمان نکنیم!
🔹آرمانخواهی #هزینه دارد؛ همیشه محافظهکاران و ذینفعانِ وضع موجود و نابرابری و وابستگی و... جلوی آن میایستند. یکی برچسب و تهمت میزند، یکی به بیرون از انقلاب و اسلام هل میدهد، یکی برخورد امنیتی میکند، یکی ضربه فیزیکی میزند و... اینها همیشه هست و باید با آن مقابله کرد.
🔹 اما کسی که مبنای درست فکری دارد و در عمل نیز به مقتضای آن وفادار است، این ساختارهای بیرونی و هزینهها و برخوردها و خرفتها و کرختها و خائنها و ضرباتشان را بهانهی #توجیه انحراف و تندروی و کندروی و افراط و تفریط خود و دیگری #نمیکند. نمونهاش اینکه در برابر از راهماندهها و از نیمه راه برگشتهها، آدمهایی هستند که در برابر این برخوردها و هزینهها چپ نکردهاند و مرزها را با دشمن و جریانهای معارض و رقیب کمرنگ نکردهاند و برای کسب لایک و فالور و طرفدار و پروژه و... غیر اصولی عمل نکرده و افراط و تفریط نکردند.
🔹شاید بشود در دنیا برای توجیه انحراف، با بهانه آوردن، صرفاً دیگران را متهم کرد؛ اما در دادگاه عدل الهی و نزد آدمهای منصف، کسی که فاعل اصلی عمل است به اندازهی #ارادهاش مسئول است و بقیه هم به اندازهی تعاون در گناه یا مباشرت در جرم و آمریت و...#مسئولند.
بحثهای طلب و اراده اصولیین و فقها یا جبر و اختیار متکلمان و حکما پر است از بحث در این باره و تاریخ تفکر اجتماعی در شرق و غرب پر است از لفاظی در باب ساختار و عاملیت.
🔹 پنهان کردن #کجرویها پشت این همه چیزی از واقعیت را جابجا نمیکند. اصلا شرور و موانع و جبرها در دنیا برای #آزمایش آدمهاست.
🔹 خدا آخر و عاقبت ما را هم ختم به خیر کند تا هزینهها و برخوردها و... را سپر توجیه لغزشهایمان نکنیم.
✍🏻 صادق شهبازی
پ ن
حقیقت را همیشه برمبنای اصولی که حقانیتش بر شما اثبات شده بسنجید نه بر مبنای عملکرد افراد و اشخاص
چرا که اصول همیشه حق مطلق اند ولی آدمها بر مبنای حال فعلی قابل قیاس هستند .
@mntazera
#مسابقه_نذر_صلوات🌹
#اللهم_صل_علی_محمدوآل_محمد
هدیه به روح شهدای مدافع حرم استان کردستان
۱.شهید منوچهر سعیدی:
شرکت داوطلبانه در عراق ، مهندس تاسیسات بود که در عملیات انتحاری داعش در یکی روستاهای عراق به شهادت رسید . نام کتاب با محوریت شهید «حلقه ی وصل»
۲. شهید میلاد حیدری :
و
۳.مقداد مهقانی :
هر دو در عملیات کور #رژیم_صهیونیستی در سوریه به شهادت رسیدند .
هر سه شهید متولد شهر قروه هستند.
هر تعداد صلوات مد نظر دارید بفرستید .
@mntazera
#اللهم_صل_علی_محمدوآل_محمد
هدیه به روح شهدای مدافع حرم استان کردستان
۱.شهید منوچهر سعیدی:
شرکت داوطلبانه در عراق ، مهندس تاسیسات بود که در عملیات انتحاری داعش در یکی روستاهای عراق به شهادت رسید . نام کتاب با محوریت شهید «حلقه ی وصل»
۲. شهید میلاد حیدری :
و
۳.مقداد مهقانی :
هر دو در عملیات کور #رژیم_صهیونیستی در سوریه به شهادت رسیدند .
هر سه شهید متولد شهر قروه هستند.
هر تعداد صلوات مد نظر دارید بفرستید .
@mntazera
منتظران ظهور
قسمت هفدهم امیر : [به ساک دستی اش که پر از پلاکاردهای لوله شده است اشاره میکند ] پلاکاردهارو چی کار کنیم ؟! صادق: خوبه تقسیم شون کنیم تو دست های مختلف چمران: نه یه گروه هشت نفری که هر کدام یه لوله دستشونه شک برانگیزه ، دو دسته اش کنیم ؛ یه دسته شو من…
قسمت هجدهم
[نیویورک ، رو به روی ساختمان سازمان ملل ]
افرادی با ملیت های مختلف ، برای بازید از سازمان ملل مقابل نگهبانی جمع شده اند. یکی یکی بعد از کنترل الکترونیکی وارد ساختمان میشوند. جوانان ایرانی هم در بین افراد پراکنده شده اند.
مامور نگهبانی:
[خطاب به امیر به ساک محتوی پلاکاردها اشاره میکند]
اینارونمیشه ببرید داخل
امیر محتوای ساک را نشان میدهد :
میتونید داخلش روبازرسی کنید .
مامور:
بله مشکل امنیتی نیست به خاطر نظم و ترتیب کاره.
امیر به ناچار ساک را تحویل نگهبانی میدهد ،چمران که کمی عقب تر ایستاده و گفتگو دو نفر را با دقت زیر نظر دارد ، چند لوله پلاکارد را از ساک دست خودش در می آورد و ساک را در دست دیگرش میگیرد .
ادامه دارد ....
#مردرویاها
#زندگینامه
@mntazera
[نیویورک ، رو به روی ساختمان سازمان ملل ]
افرادی با ملیت های مختلف ، برای بازید از سازمان ملل مقابل نگهبانی جمع شده اند. یکی یکی بعد از کنترل الکترونیکی وارد ساختمان میشوند. جوانان ایرانی هم در بین افراد پراکنده شده اند.
مامور نگهبانی:
[خطاب به امیر به ساک محتوی پلاکاردها اشاره میکند]
اینارونمیشه ببرید داخل
امیر محتوای ساک را نشان میدهد :
میتونید داخلش روبازرسی کنید .
مامور:
بله مشکل امنیتی نیست به خاطر نظم و ترتیب کاره.
امیر به ناچار ساک را تحویل نگهبانی میدهد ،چمران که کمی عقب تر ایستاده و گفتگو دو نفر را با دقت زیر نظر دارد ، چند لوله پلاکارد را از ساک دست خودش در می آورد و ساک را در دست دیگرش میگیرد .
ادامه دارد ....
#مردرویاها
#زندگینامه
@mntazera
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 اگر خواستید بی دین نشید
عقلتون تو چشمتون نباشه
🎤 #استاد_مهدی_دانشمند
--------------------------------------------------
أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج ☀️
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
عقلتون تو چشمتون نباشه
🎤 #استاد_مهدی_دانشمند
--------------------------------------------------
أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج ☀️
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
خلخال پای زن یهودی رو فقط برای کتک خوردن دخترای کم حجاب مثال میزدند ؟!
مسئولین خوابند ؟!
برخورد فیزیکی با دختران و زنان کم حجاب دردناک و محکومه ، کتک خوردن خانمهای باحجاب چی ؟!
دل کسی به درد نیومد ؟!
این بود اون آزادی پوشش که میگفتند؟!میگفتند هر کسی برای حفظ عقیده اش آزاده ؟!
تازه اولشه
هنوز قدرت اجرایی و قانونی ندارند اینجوری به دیگران تعرض میکنند ، اگر امورات کشور بیفته دستشون چیکار میکنند ؟!
@mntazera
مسئولین خوابند ؟!
برخورد فیزیکی با دختران و زنان کم حجاب دردناک و محکومه ، کتک خوردن خانمهای باحجاب چی ؟!
دل کسی به درد نیومد ؟!
این بود اون آزادی پوشش که میگفتند؟!میگفتند هر کسی برای حفظ عقیده اش آزاده ؟!
تازه اولشه
هنوز قدرت اجرایی و قانونی ندارند اینجوری به دیگران تعرض میکنند ، اگر امورات کشور بیفته دستشون چیکار میکنند ؟!
@mntazera
👍2
تعطیلی روزهای چهارشنبه و پنجشنبه در سراسر کشور
سخنگوی دولت: با توجه به گرمای بیسابقه هوا در روزهای جاری، بهمنظور حفظ سلامت شهروندان، هیئت دولت با پیشنهاد وزارت بهداشت مبنی بر تعطیلی روزهای چهارشنبه و پنجشنبه در سراسر کشور موافقت کرد.
@mntazera
سخنگوی دولت: با توجه به گرمای بیسابقه هوا در روزهای جاری، بهمنظور حفظ سلامت شهروندان، هیئت دولت با پیشنهاد وزارت بهداشت مبنی بر تعطیلی روزهای چهارشنبه و پنجشنبه در سراسر کشور موافقت کرد.
@mntazera
👏3
🔺تولد دوازدهمین فرزند پدر ۸۷ساله بجنوردی
سرپرست بیمارستان بنت الهدی بجنورد:
🔹فرزند دوازدهم یک مرد ۸۷ ساله اهل بجنورد از مادر ۴۵ ساله، بامداد شب گذشته متولد شد.
🔹با تولد نوزاد پسر، اکنون این پدر ۸۷ساله، دارای ۸ فرزند پسر و ۴ فرزند دختر است.
🔹مادر ۴۵ ساله در فرایند فیزیولوژیک نوزاد پسر خود را به دنیا آورد و مادر و کودک در سلامت هستند.
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
سرپرست بیمارستان بنت الهدی بجنورد:
🔹فرزند دوازدهم یک مرد ۸۷ ساله اهل بجنورد از مادر ۴۵ ساله، بامداد شب گذشته متولد شد.
🔹با تولد نوزاد پسر، اکنون این پدر ۸۷ساله، دارای ۸ فرزند پسر و ۴ فرزند دختر است.
🔹مادر ۴۵ ساله در فرایند فیزیولوژیک نوزاد پسر خود را به دنیا آورد و مادر و کودک در سلامت هستند.
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
🤯3
#مسابقه_نذر_صلوات 🌹
#اللهم_صل_علی_محمدوآل_محمد
هدیه به روح ۱۵ شهید مدافع حرم استان کرمانشاه
شهدای این خطه همه در یک قاب :
شهید فریدون احمدی
شهید حسین علیخانی
شهید رضا عباسی
شهید مراد عباسی فرد
شهید سجاد حبیبی
شهید سعید قارلقی
شهید خیرالله احمدی فر
شهید حمزه کاظمی
شهید ابوذر امجدیان
شهید صادق یاری
شهید اکبر ملکشاهی
شهید اکبر نظری
شهید مهدی نوروزی
شهید ستار عباسی
شهید شاهرخ داییپور
در بین این شهدا شهیدمهدی نوروزی را لقب «شیر سامرا » داده اند . از جمله شهدایی است که در مسیر پیاده روی اربعین یک عمود با نام ایشان مزین شده است .
هر تعداد صلوات مد نظر دارید بفرستید .
@mntazera
#اللهم_صل_علی_محمدوآل_محمد
هدیه به روح ۱۵ شهید مدافع حرم استان کرمانشاه
شهدای این خطه همه در یک قاب :
شهید فریدون احمدی
شهید حسین علیخانی
شهید رضا عباسی
شهید مراد عباسی فرد
شهید سجاد حبیبی
شهید سعید قارلقی
شهید خیرالله احمدی فر
شهید حمزه کاظمی
شهید ابوذر امجدیان
شهید صادق یاری
شهید اکبر ملکشاهی
شهید اکبر نظری
شهید مهدی نوروزی
شهید ستار عباسی
شهید شاهرخ داییپور
در بین این شهدا شهیدمهدی نوروزی را لقب «شیر سامرا » داده اند . از جمله شهدایی است که در مسیر پیاده روی اربعین یک عمود با نام ایشان مزین شده است .
هر تعداد صلوات مد نظر دارید بفرستید .
@mntazera
منتظران ظهور
🔗📎🖇🔗📎🖇🔗📎🖇🔗📎🖇 #کف_خیابون_17 پاشدم آماده شدم که برم بیمارستان... اما مامانم به زور اصرار کرد که بیاد... نتونستم راضیش کنم که بمونه... تا اینکه با هم رفتیم... تو راه دوتامون مثل ابر بهار گریه میکردیم... طوری که راننده تاکسی تعجب کرده بود و دلش واسه ما میسوخت...…
#کف_خیابون_18
خیلی از این رفتارشون تعجب کردم! پرسیدم چرا خونه موندین؟ این حرفا چیه که میزنین؟ چی شده؟ چرا اینقدر پکرین؟
مامان که خیلی اعصابش به هم ریخته بود، شروع به حرف زدن کرد و گفت: «امروز مثل بچه آدم آماده شدیم و رفتیم مزون! هنوز یکی دو ساعت نبود که اونجا بودیم، یهو دیدیم کلی مامور ریختن داخل مزون و اونجا را پلمپ کردن!»
گفتم: پلمپ؟ چرا؟
مامان گفت: «چه میدونم! میگفتن به خاطر عدم رعایت شئونات اسلامی! مردیکه یه جوری یقه سفیدش را تا خرخره اش بسته بود و میگفت عدم رعایت شئونات اسلامی، که انگار خیلی مملکت گل و بلبلی داریم و همه دارن توش صبح تا شب عبادت پروردگار به جا میارن که میریزن توی روز روشن و در نون دونی مردمو میبندن و اسمش میذارن ارشاد! حالا خوبه خودمون میدونیم همین ریشیا چیکارن که واسه من ادعاشونم میشه؟!»
افسانه گفت: «رعایت شئونات اسلامی؟! لابد شئونات اسلامی اینه که پاشم برم تو مسجد محلشون شو بذارم و لباس های عهد صفوی و قجری بپوشم و بگم تقبل الله... بگم اسعد الله... یا مثلا یه تریپ خفن تنگ و ترش بزنم و یه آرایش هات ابرو هم بکنم و فقط واسه اینکه یقه سفیدها خوششون بیاد یه چادر هم بندازم رو خودم که مثلا بشم شئونات اسلامی؟!»
مامانم گفت: «آی گفتی افسانه جون! میبینی خداوکیلی اوضاع چقدر شیر تو شیره؟ جرم من و تو اینه که فقط چادر رو سرمون نمیندازیم وگرنه اگه همین تیپ... ینی دقیقا همین تیپ و تریپ آرایش و لباس را داشتیم، اما مثل زن های خودشون فقط یه چادر مینداختیم رو سرمون، الان شده بودیم حاجیه خانم رویا و حاجیه خانم افسانه! افسانه دقت کردی؟ ... حتی یکی از زن هایی که مثلا مامور بود و باهاشون اومده بود، من دقت کردم... هم ته آرایش داشت و هم لباس زیر چادرش خیلی هم گله گشاد نبود... اون وقت ما ده بیست نفر شدیم خلاف شئونات اسلامی!»
افسانه گفت: «فقط اون یه نفر نبودا... چند تا از زن هایی که ریختن داخل مزون، دقیقا خودشون را مرتب کرده بودن... ینی افشین به جون خودم قسم، قشنگ رنگ رژ و ابرو زنه تابلو بود! خب اگه آرایش و تیپ زدن بده، واسه همه بد باشه! نه واسه مایی که... وای مامان راستی! پول دانشگاهم... مامان اخراجم میکنن اگه شهریه دانشگاه را نتونم به موقع بدم!»
مامان گفت: «دانشگاهت بخوره تو سر من! ما نتونیم ماهی دو سه ملیون دربیاریم، از گور بابات میتونیم پول این خونه و شارژ ساختمون و دک و پزمون و خورد و خوراکمون دربیاریم؟! از گور بابات میتونیم سر رسید قسط و قرضمون بدیم؟!»
اون روز و اون شب، نقل حرف خونه ما یا آه و نفرین بود یا فحش و دری وری گفتن به این و اون. من که دیگه سرماخوردگیم یادم رفت و اینقدر فکر بدبختیامون بودم که حتی یادم رفت ناهار بخورم!
حتی مدام به خودم میگفتم: «ما به کار گاراژ خیلی نیاز داریم... بدبخت شدیم رفت... خدا نکنه گاراژ را از دست بدم... حالا یه وقت حکومت خبر نشه که ما بعضی وقتها که اوسا نیست و کاری هم نداریم، میشینیم دور هم و نوار شهرام شب پره گوش میدیم و گاهی وقتا یه قر کمر کوچیک هم ول میکنیم... یه وقت حکومت نفهمه و بریزن گاراژ را به بهانه عدم شئونات اسلامی تعطیل کنند!»
اون روز گذشت. مامان و افسانه تا یه هفته تقریبا بیکار بودن ونمیدونستن چیکار کنند؟! استرس و شرایط خیلی بدی در اون هفته داشتیم. اینقدر بد که حتی خبری از خنده و نشاط و شوخی تو خونمون نبود. مامان از همه بیشتر حرص میخورد. مدام چشمش به زنگ و تماس گوشیش بود اما کسی هم زنگ نمیزد به جز قوم و خویشای فضولمون!
پس انداز زیادی نداشتیم. وارد هفته دوم بیکاری مامان و افسانه شدیم. میدونستم که حتی اگر به خاطر گشنگی و تشنگی نمیریم، به خاطر فکر و غضه زیادی، مامانم یه کاری دست خودش میده!
تا اینکه یه شب که برگشتم خونه، دیدم مامان و افسانه خیلی عوض شدن... خیلی حالشون خوب بود... خوشحال بودند... از مامانم پرسیدم چی شده؟
مامانم با کلی ذوق و هیجان گفت: «بالاخره کوروش خان تماس گرفت واسم... میدونستم به کوروش میشه گفت مرد! ... پیشنهاد کار داده... گفته حالا که مزونو بستن، شمال شو دارن... ما دو سه روز شمال شو داریم... انگار بدبختی این دو هفته داره از سر و کلمون میره... من و افسانه داریم فردا میریم شمال! کوروش خان گفته به شرطی کار و شو هست، که خودمم با افسانه برم!! خب میرم. بهتره از اینه که بشینم و غصه دیر اومدن افسانه بخورم!»
ادامه دارد...
@mntazera
خیلی از این رفتارشون تعجب کردم! پرسیدم چرا خونه موندین؟ این حرفا چیه که میزنین؟ چی شده؟ چرا اینقدر پکرین؟
مامان که خیلی اعصابش به هم ریخته بود، شروع به حرف زدن کرد و گفت: «امروز مثل بچه آدم آماده شدیم و رفتیم مزون! هنوز یکی دو ساعت نبود که اونجا بودیم، یهو دیدیم کلی مامور ریختن داخل مزون و اونجا را پلمپ کردن!»
گفتم: پلمپ؟ چرا؟
مامان گفت: «چه میدونم! میگفتن به خاطر عدم رعایت شئونات اسلامی! مردیکه یه جوری یقه سفیدش را تا خرخره اش بسته بود و میگفت عدم رعایت شئونات اسلامی، که انگار خیلی مملکت گل و بلبلی داریم و همه دارن توش صبح تا شب عبادت پروردگار به جا میارن که میریزن توی روز روشن و در نون دونی مردمو میبندن و اسمش میذارن ارشاد! حالا خوبه خودمون میدونیم همین ریشیا چیکارن که واسه من ادعاشونم میشه؟!»
افسانه گفت: «رعایت شئونات اسلامی؟! لابد شئونات اسلامی اینه که پاشم برم تو مسجد محلشون شو بذارم و لباس های عهد صفوی و قجری بپوشم و بگم تقبل الله... بگم اسعد الله... یا مثلا یه تریپ خفن تنگ و ترش بزنم و یه آرایش هات ابرو هم بکنم و فقط واسه اینکه یقه سفیدها خوششون بیاد یه چادر هم بندازم رو خودم که مثلا بشم شئونات اسلامی؟!»
مامانم گفت: «آی گفتی افسانه جون! میبینی خداوکیلی اوضاع چقدر شیر تو شیره؟ جرم من و تو اینه که فقط چادر رو سرمون نمیندازیم وگرنه اگه همین تیپ... ینی دقیقا همین تیپ و تریپ آرایش و لباس را داشتیم، اما مثل زن های خودشون فقط یه چادر مینداختیم رو سرمون، الان شده بودیم حاجیه خانم رویا و حاجیه خانم افسانه! افسانه دقت کردی؟ ... حتی یکی از زن هایی که مثلا مامور بود و باهاشون اومده بود، من دقت کردم... هم ته آرایش داشت و هم لباس زیر چادرش خیلی هم گله گشاد نبود... اون وقت ما ده بیست نفر شدیم خلاف شئونات اسلامی!»
افسانه گفت: «فقط اون یه نفر نبودا... چند تا از زن هایی که ریختن داخل مزون، دقیقا خودشون را مرتب کرده بودن... ینی افشین به جون خودم قسم، قشنگ رنگ رژ و ابرو زنه تابلو بود! خب اگه آرایش و تیپ زدن بده، واسه همه بد باشه! نه واسه مایی که... وای مامان راستی! پول دانشگاهم... مامان اخراجم میکنن اگه شهریه دانشگاه را نتونم به موقع بدم!»
مامان گفت: «دانشگاهت بخوره تو سر من! ما نتونیم ماهی دو سه ملیون دربیاریم، از گور بابات میتونیم پول این خونه و شارژ ساختمون و دک و پزمون و خورد و خوراکمون دربیاریم؟! از گور بابات میتونیم سر رسید قسط و قرضمون بدیم؟!»
اون روز و اون شب، نقل حرف خونه ما یا آه و نفرین بود یا فحش و دری وری گفتن به این و اون. من که دیگه سرماخوردگیم یادم رفت و اینقدر فکر بدبختیامون بودم که حتی یادم رفت ناهار بخورم!
حتی مدام به خودم میگفتم: «ما به کار گاراژ خیلی نیاز داریم... بدبخت شدیم رفت... خدا نکنه گاراژ را از دست بدم... حالا یه وقت حکومت خبر نشه که ما بعضی وقتها که اوسا نیست و کاری هم نداریم، میشینیم دور هم و نوار شهرام شب پره گوش میدیم و گاهی وقتا یه قر کمر کوچیک هم ول میکنیم... یه وقت حکومت نفهمه و بریزن گاراژ را به بهانه عدم شئونات اسلامی تعطیل کنند!»
اون روز گذشت. مامان و افسانه تا یه هفته تقریبا بیکار بودن ونمیدونستن چیکار کنند؟! استرس و شرایط خیلی بدی در اون هفته داشتیم. اینقدر بد که حتی خبری از خنده و نشاط و شوخی تو خونمون نبود. مامان از همه بیشتر حرص میخورد. مدام چشمش به زنگ و تماس گوشیش بود اما کسی هم زنگ نمیزد به جز قوم و خویشای فضولمون!
پس انداز زیادی نداشتیم. وارد هفته دوم بیکاری مامان و افسانه شدیم. میدونستم که حتی اگر به خاطر گشنگی و تشنگی نمیریم، به خاطر فکر و غضه زیادی، مامانم یه کاری دست خودش میده!
تا اینکه یه شب که برگشتم خونه، دیدم مامان و افسانه خیلی عوض شدن... خیلی حالشون خوب بود... خوشحال بودند... از مامانم پرسیدم چی شده؟
مامانم با کلی ذوق و هیجان گفت: «بالاخره کوروش خان تماس گرفت واسم... میدونستم به کوروش میشه گفت مرد! ... پیشنهاد کار داده... گفته حالا که مزونو بستن، شمال شو دارن... ما دو سه روز شمال شو داریم... انگار بدبختی این دو هفته داره از سر و کلمون میره... من و افسانه داریم فردا میریم شمال! کوروش خان گفته به شرطی کار و شو هست، که خودمم با افسانه برم!! خب میرم. بهتره از اینه که بشینم و غصه دیر اومدن افسانه بخورم!»
ادامه دارد...
@mntazera
🔺توضیحات سخنگوی دولت پیرامون تعطیلات چهارشنبه و پنجشنبه: بخشهایی که میخواهند تعطیلی را رعایت نکنند باید مجوز بگیرند
بهادری جهرمی:
🔹فردا و پس فردا دمای هوا به طور بی سابقه افزایش پیدا میکند.
🔹این ابلاغیه شامل همه بخشهای خصوصی و عمومی میشود.
🔹موارد خاصی که نیاز به خدمات عمومی هست باید مجوز از استانداری یا وزارت مربوطه بگیرند.
@tabnakonline
جالبه. باید تو این هوای داغ بری استانداری نهایتا نامه بگیری که پنج شنبه بتونی کاسبی کنی ........خداوند به شما مدیران بیکفایت عقل سلیم بده ....
أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج ☀️
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
بهادری جهرمی:
🔹فردا و پس فردا دمای هوا به طور بی سابقه افزایش پیدا میکند.
🔹این ابلاغیه شامل همه بخشهای خصوصی و عمومی میشود.
🔹موارد خاصی که نیاز به خدمات عمومی هست باید مجوز از استانداری یا وزارت مربوطه بگیرند.
@tabnakonline
جالبه. باید تو این هوای داغ بری استانداری نهایتا نامه بگیری که پنج شنبه بتونی کاسبی کنی ........خداوند به شما مدیران بیکفایت عقل سلیم بده ....
أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج ☀️
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
❤1