✍️ حسین حسینی پناه
موسسه بلوغ (The Maturity Institute) با ارائه چارچوبی منحصر به فرد، ارزیابی بلوغ کلی سازمان را به سطحی فراتر از بررسی صرف بخشهای مجزا ارتقا میدهد. این موسسه، تمرکز خود را بر چگونگی بهرهبرداری سازمان از سرمایه انسانی به عنوان عاملی حیاتی برای موفقیت در دنیای رقابتی امروز معطوف میکند.
در راستای این رویکرد، ماتریس بلوغ مدیرعامل/منابع انسانی به عنوان ابزاری ساده اما کاربردی، تصویری روشن از بلوغ سازمانی را ارائه میدهد. این ماتریس، روابط بین مدیرعامل و منابع انسانی را بر اساس سطوح بلوغ هر دو طرف دستهبندی میکند:
🟥 مدیرعاملِ نابالغ + منابع انسانیِ نابالغ: در این حالت، مدیرعاملی که درک صحیحی از منابع انسانی و اهمیت آن ندارد، فردی را به عنوان مدیر منابع انسانی جذب میکند که در دنبال نکردن سیستمها، سیاستها و اقدامات منابع انسانی باارزش بالا با او همدست است. چنین وضعیتی، سازمان را در چرخهای معیوب از فرصتهای از دست رفته و عدم پیشرفت نگه میدارد.
🟧 مدیرعاملِ بالغ + منابع انسانیِ نابالغ: مدیرعامل از ناتوانی تیم منابع انسانی در جایگزینی اقدامات حرفهای به جای شیوههای منسوخ و غیرکارآمد در حوزه منابع انسانی سرخورده میشود. این ناکارآمدی، مانعی بر سر راه تحقق اهداف استراتژيک سازمان و ارتقای سطح عملکرد آن ایجاد میکند.
🟧 مدیرعاملِ نابالغ + منابع انسانیِ بالغ: با وجود وجود تیمی توانمند در حوزه منابع انسانی، درک نادرست مدیرعامل از اهمیت و نقش منابع انسانی، مانعی بر سر راه پیادهسازی اقدامات استراتژیک و نوآورانه در این حوزه میشود. این عدم همراستایی، مانع از بهرهبرداری کامل از ظرفیتهای منابع انسانی و ارتقای سطح عملکرد سازمان میگردد
🟩 مدیرعاملِ بالغ + منابع انسانیِ بالغ: در این سناریوی ایدهآل، درک متقابل مدیرعامل و تیم منابع انسانی از اهمیت استراتژیک منابع انسانی، همافزایی قدرتمندی را ایجاد میکند. این همراستایی، نیروی محرکی برای حکمرانی اثربخش منابع انسانی و بهرهبرداری با ارزش بالا از منابع انسانی به منظور نیل به تعالی سازمانی تبدیل میشود.
@hrmguide
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5
🔸مایکل لوبوف در کتاب «بزرگترین اصل مدیریت در دنیا» مینویسد پاداش برانگیزاننده و موثر پاداشی است که این ١٢ ویژگی مهم را دارد:
@hrmguide
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5
در سالهای اخیر، مفهومی تحت عنوان استعفای خاموش (Quiet Quitting) در فضای منابع انسانی و مدیریت سازمانی مطرح شده که گرچه نام آن تداعیکننده ترک شغل است، اما در واقع به معنای «کنارهگیری روانی» از کار محسوب میشود. در این وضعیت، کارکنان بهجای ترک فیزیکی محل کار، از لحاظ ذهنی و انگیزشی از کار فاصله میگیرند. آنها تنها وظایف رسمی و تعریفشده خود را انجام میدهند و از پذیرش مسئولیتهای اضافی، تلاشهای داوطلبانه یا درگیر شدن در فعالیتهای فراتر از شرح شغل، خودداری میکنند.
علل بروز این پدیده را میتوان در عواملی چون فقدان انگیزه، عدم قدردانی، نبود مسیر رشد شغلی، خستگی و فرسودگی شغلی، یا احساس بیعدالتی در محیط کار جستوجو کرد. وقتی کارکنان احساس کنند که تلاشهای آنها نادیده گرفته میشود، یا تعادلی بین زندگی شخصی و شغلی وجود ندارد، ممکن است بهصورت ناخودآگاه به استعفای خاموش روی آورند.
اگرچه در ظاهر این افراد همچنان در سازمان حضور دارند، اما مشارکت واقعی آنها در فرآیندهای کاری کاهش یافته و این موضوع میتواند بهرهوری، خلاقیت و روحیه تیمی را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد.
برای مدیران و رهبران سازمانی، استعفای خاموش یک هشدار جدی است که باید بهعنوان فرصتی برای بازنگری در سیاستهای منابع انسانی و فرهنگ سازمانی تلقی شود. از جمله راهکارهای مقابله با آن میتوان به برقراری ارتباط مؤثر با کارکنان، تعریف مسیرهای شغلی روشن، ایجاد فرصتهای یادگیری و پیشرفت، تقویت فرهنگ قدردانی و ایجاد تعادل میان کار و زندگی اشاره کرد.
در نهایت، استعفای خاموش نه یک بحران، بلکه نشانهای برای بازآفرینی محیط کار و بازسازی اعتماد و انگیزه در میان کارکنان است.
@hrmguide
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3
با افزایش تمایل مدیران به بازگشت کامل کارکنان به محیط کار، سؤال کلیدی این است: چگونه محیطی بسازیم که بهرهوری، تعامل و رضایت کارکنان را بالا ببرد؟
مطالعهای در مدرسه کسبوکار لندن نشان میدهد طراحی فضای اداری میتواند به شکل جدی بر عملکرد کارکنان، روابط سازمانی و حتی هزینهها اثر بگذارد. باکی آکینسانمی اویدجی، معمار و استاد استراتژی، چهار راهکار کلیدی ارائه کرده است:
☀️ ۱. نور، هوا، صدا
نور طبیعی، کیفیت هوا و دمای مناسب مستقیماً بر سلامت روان، میزان همکاری و حتی نرخ استعفا تأثیر دارند. از نور بسیار شدید یا محیطهای تاریک بپرهیزید. همچنین، سکوت کامل لازم نیست؛ یک همهمه ملایم حس تعلق و تعامل اجتماعی ایجاد میکند.
🏗 ۲. طراحی ترکیبی فضا
محیطهای باز همکاری را تسهیل میکنند اما ممکن است پر سر و صدا شوند. بهترین راهحل، ترکیبی از فضاهای باز برای تعامل و اتاقهای خصوصی برای تمرکز است. این تعادل، خلاقیت و بهرهوری را همزمان تقویت میکند.
🎨 ۳. خلاقیت و شخصیسازی
اجازه دهید کارکنان با اشیای شخصی مثل عکس، گیاه یا وسایل تزئینی فضای خود را شکل دهند. این کار حس مالکیت و تعلق را افزایش میدهد. فضاهای رنگی و خلاقانه انرژی بیشتری به محیط میبخشند.
🌿 ۴. پایداری و سبز بودن
طراحیهای پایدار و سازگار با محیطزیست، هم به سلامت کارکنان کمک میکند و هم هزینههای بلندمدت را کاهش میدهد. این رویکرد، انگیزه و وفاداری کارکنان را نیز تقویت میکند.
هر تغییر طراحی، باید با استراتژی و فرهنگ سازمانی همخوان باشد. فضای کاری آرمانی یک نسخه واحد ندارد؛ بلکه نتیجه شناخت درست نیازهای انسانی و اهداف سازمانی است.
📚 منبع: London Business School
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اخيرا مبحث بدبینی سازمانی، به ویژه در زمینه رفتار سازمانی توجه زیادی را جلب کرده است. در حال حاضر، مطالعات تجربی و نظری زیادی در زمینه بدبینی سازمانی و عوامل سازمانی و مدیریتی مربوط به آن انجام گرفته است
بدبین فردی است که نگاهی بد به بیشتر امور دارد. کانتر و میر ویس در شرحی مختصر، بد بینی را همراه با دروغگویی، به نمایش گذاشتن چهره ای نادرست از دیگران و از بین بردن مزایای آنها دانسته اند و این طرز فکر را که مردم فقط به فکر خودشان هستند، ویژگی انسان بدبین معرفی کرده اند و معتقدند که نگرش های بدبینانه درباره زندگی به موازات نگرش های مرتبط با کارند
عوامل سازمانی مؤثر بر بدبینی سازمانی
در سراسر دنیا عوامل متعددی به عنوان علل ایجاد بد بینی در سازمان ها معرفی شده است. اگر این عوامل را به دو دسته عوامل سازمانی و مدیریتی دسته بندی کنیم، در این تحقیق سعی شده است به برخی عوامل سازمانی به وجود آورنده بدبینی در سازمان اشاره شود.جیمز ، عواملی را به عنوان پیش بینی کننده های بدبینی سازمانی مطرح کرد.
🔵چهار عاملی که جیمز نام برده است عبارت اند از :
🎯 نقض قراردادهای روان شناختی؛( عدم اعتماد سازمانی)
🎯سیاست های سازمانی؛ ( عملکرد ضعیف سازمان)
🎯استنباط از صداقت وعدالت سازمانی؛
🎯 حمایت سازمانی درک شده توسط کارکنان.( تعدیل نیروی کار)
یافته های جیمز نشان داد وقتی کارکنان احساس می کنند رفتارهایشان به انتخاب خودشان نیست (سیاست های سازمان)، با کارکنان باور می کنند تخلف از مقررات و تقابل به مثل بین سازمان و کارکنان به وجود می آید (نقض قراردادهای روانشناختی)، بدبینی آنها نسبت به سازمان بیشتر می شود و بدون توجه به نوع بی عدالتی (توزیعی، رویه ای و تعاملی)، وقتی درک بی عدالتی در سازمان زیاد باشد، بدبینی در سازمان افزایش می یابد.
👈از طرفی، وقتی کارکنان عقیده دارند سازمان برای کمک هایشان ارزش قائل است و نگران رفاه و آسایش آنهاست (حمایت سازمانی) نگرش های بدبینانه کاهش می یابد
📌انواع بد بینی سازمانی
اندرسون و با من بدبینی را در سه حالت اندازه گیری کردند: ۱. بدبینی نسبت به یک سازمان خاص و مدیریت آن سازمان؛ ۲. بدبینی کلی نسبت به سازمان های تجاری و مدیران اجراییشان؛ ۳. بدبینی کلی نسبت به ماهیت انسان
📌نتایج بدبینی سازمانی
آبراهام از نخستین کسانی بود که تحقیقی تجربی را برای بررسی اثر بدبینی سازمانی رضایت شغلی، تعهد سازمانی، از خودبیگانگی، و رفتار شهروندی سازمانی انجام داد. او در مقاله اش به سه نوع بدبینی اشاره کرد: 1. بدبینی شخصیتی؛ ۲. بدبینی سازمانی؛ ۳. بدبینی اجتماعی .
او پیش بینی کرد بدبینی سازمانی با رضایت شغلی، تعهد سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی ارتباط منفی دارد و با از خود بیگانگی ارتباط مثبت دارد.
نتایج مطالعه آبراهام نشان داد هر سه نوع بدبینی با رضایت شغلی ارتباط دارد. بدبینی شخصیتی و بدبینی سازمانی باعث کاهش رضایت شغلی و بد بینی اجتماعی باعث افزایش رضایت شغلی می شود، افرادی که از رفتار انسان درک منفی داشتند (بد بینی شخصیتی) و درباره تلاش ها برای تغییر بدبین بودند (بدبینی سازمانی)، از شغلشان رضایت کمتری داشتند و افرادی که معتقد بودند جامعه از قراردادهای روان شناختی تخطی می کند، از شغلشان رضایت بیشتری داشتند.
📌راهکارهای مدیریتی:
۱.🎯 حمایت سازمان و مدیریت از کارکنان در جهت کسب اعتماد زیر دستان افزایش یابد.
۲.🎯زمینه های مشارکت بیشتر کارکنان در تصمیم گیری در حوزه هایی که مستعد ايجاد بدبینی است، فراهم شود
۳.🎯عوامل تأثیرگذار بر رضایت کارکنان شناسایی شود و تسهیلات لازم فراهم شود.
۴.🎯 عدالت در توزیع پاداش ها و جبران خدمات کارکنان رعایت شود و برای کارکنان شفاف سازی شود
۵. 🎯میزان حقوق و مزایای مدیر و منطق پرداخت آن برای کارکنان شفاف باشد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
یک رهبر موفق باید نیازها و خواستههای کارمندان خود را بشناسد. همچنین، توجه به کارکنان یک کسب و کار و ایجاد ارتباط موثر با آنها اهمیت زیادی دارد. در ادامه به تعدادی از دلخوریهایی که کارمندان در محل کار با آن مواجهند میپردازیم.
🔺به مشکلات و اختلافات آنها توجهی نمیشود
تحقیقی که در این زمینه انجام شد نشان داد، تقریبا یکچهارم کارمندان اعلام کردند عملکرد بخش منابع انسانی محل کارشان در حل مشکلات و اختلافات رضایتبخش نیست.
🔺کارمند سخت کار میکند، مدیر به اعتبار و سرمایه میرسد
در یک نظرسنجی ۱۷ درصد کارمندان گفتند کارفرمایشان با ایدههای آنها اعتبار زیادی پیدا میکند اما آنها هیچ بهرهای از ایدهی خودشان نمیبرند.
🔺امکان پیشرفت در کار وجود ندارد
بنابر یک نظرسنجی، تنها ۴۱ درصد کارمندان با قطعیت اعلام کردند کارفرمایشان به آنها کمک میکند در شغلشان پیشرفت کنند.
🔺کارفرما اشتیاق و انگیزهای در آنها ایجاد نمیکند
در یک پژوهش، تنها ۳۵ درصد کارمندان اعلام کردند کارفرمایشان برای آنها الهامبخش است و کمک میکند با اشتیاق زیاد به کارشان بپردازند.
🔺از کارمندان به اندازه کافی قدردانی نمیشود
نتایج یک نظرسنجی نشان داد ۶۳ درصد کارمندان احساس میکردند به قدر کافی به خاطر دستآوردهایشان از آنها قدردانی نمیشود.
🔺توجهی به استراحت کارمندان نمیشود
نظرسنجی جدیدی نشان داد ۸۰ درصد مدیران ادعا میکنند به استراحت کارمندان اهمیت زیادی میدهند و به اندازهی کافی به آنها مرخصی میدهند. 67 درصد کارمندان گفتند هرگز چنین حرفی از کارفرمایشان نشنیدهاند یا در زمان درخواست مرخصی، با مخالفت آنها مواجه شدهاند.
🔺کارمندان وظایف مشخصی ندارند
وقتی کارمندان ندانند دقیقا چه کاری باید انجام دهند، چطور میتوانند عملکرد خوبی از خود نشان دهند؟ بنا بر یک نظرسنجی، 57 درصد کارمندان از اینکه کارفرمایشان دستورات مشخصی به آنها نمیدهد گله داشتند.
🔺خیلی از مدیران برای کارمندان وقت نمیگذارند
در تحقیقی، نیمی از کارمندان گفتند در اغلب مواقع مدیران برای دیدارهای دسته جمعی با کارمندان وقت دارند، اما برای هر یک از آنها به طور جداگانه وقت نمیگذارند.
🔺مدیران توجه کافی به کارمندان ندارند
براساس تحقیقی، ۳۶ درصد از کارمندان گله داشتند که مدیران هیچ اهمیتی نمیدهند که نام آنها را بدانند.
🔺میزان حقوق دریافتی عادلانه نیست
نتایج تحقیقی در سال ۲۰۱۷ میلادی نشان میدهد تنها ۲۰ درصد کارمندان ادعا میکنند حقوقشان عادلانه است.
🔺هیچ شفافیتی در شرکت وجود ندارد
شفافیت در کار، از جمله عواملی است که باعث میشود کارمندان یک شرکت خوشحال و راضی باشند. خیلی از شرکتها خصوصا درباره پرداختیها این شفافیت را به وجود نمیآورند.
🔺هیچ بازخوردی از مدیر نمیگیرند
مدیران اندکی به کارمندانشان بازخورد لازم را میدهند، هر چند این کار واقعا نیاز است. زیرا هم به کارفرما و هم به کارمند در راستای پیشرفت سازمان کمک میکند.
🔺زیرنظرگرفتنِ دقیق مدیران باعث تضعیف روحیه کارمندان میشود
خیلی از کارمندان میگویند کارفرمای آنها تمام حرکاتشان را زیر نظر دارند و فرصت درست کار کردن را از آنها میگیرند. طبق نتایج یک مطالعه، ۶۸ درصد کارمندان میگویند مدیریت ذرهبینی باعث شده روحیهشان در کار تضعیف شود.
🔺تبعیض در محل کار باعث کاهش بهرهروی کارمندان میشود
مطالعه دیگری نشان میدهد ۵۶ درصد کارفرمایان حتی قبل از اینکه عملکرد کارمندان ارزیابی شود یکی از افراد محبوبشان را برای ارتقا جایگاه در ذهن دارند و ۹۶ درصد نیز حتی بعد از انجام فرآیند ارزشیابی عملکرد، این ارتقا را به همان فرد مورد نظر میدهند. جالب است بدانید، ۷۵ درصد کارمندان میگویند در محل کارشان با چنین تبعیضهایی مواجه شدهاند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
وقتی میخواهیم نیروی جدیدی استخدام کنیم، یکی از سوالات کلیدی این است: نیروی باتجربه بهتر است یا بیتجربه؟ فرض کنیم که سطح مهارت فنی هر دو یکسان است. حال انتخاب شما چیست؟
نیروی باتجربه ممکن است بهواسطه سالها کار در سازمانهای دیگر، عادتها و فرهنگ خاصی را با خود بیاورد که تغییر دادن آن دشوار باشد. این افراد با خود “فرهنگ کاری” به مجموعه میآورند. بنابراین اگر به دنبال ساخت یک فرهنگ خاص در تیم خود هستید، باید در استخدام این افراد با دقت بیشتری عمل کنید.
در مقابل، نیروی بیتجربه معمولاً از لحاظ رفتاری و فرهنگی شکل نگرفته و راحتتر میتوان آن را با فرهنگ سازمانی مورد نظر تطبیق داد. اما نباید این نکته را فراموش کرد که اگر منابع کافی برای آموزش این افراد ندارید، انتخاب نیروی بیتجربه میتواند چالشبرانگیز باشد.
برخی نکات راهبردی در تصمیمگیری:
✔️ اگر بودجه محدود دارید، نیروی بیتجربه گزینه مناسبتری است.
✔️ برای موقعیتهای حیاتی و حساس، حتماً نیروی باتجربه استخدام کنید.
✔️ در استارتاپها، انعطافپذیری نیروی بیتجربه مزیت مهمی است.
✔️ در صورت نبود دانش فنی کافی در تیم، نیروی باتجربه ضروری است.
✔️ اگر فرصت آموزش ندارید، نیروی باتجربه انتخاب بهتری است.
✔️ در نقشهای مدیریتی، انتخاب نیروی بیتجربه خطرناک است.
✔️ در کسبوکارهایی با رشد سریع، تجربه نقش کلیدی دارد.
در نهایت، نسبت درست از افراد باتجربه و بیتجربه در سازمان، یک عامل مهم در موفقیت تیم شماست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔸امروزه ایجاد روابط بهتر شغلی نیز به یکی از ضروریترین مولفههای مورد نیاز برای رشد و ترفیع تبدیل شده است. از آنجاکه پیشرفت شغلی حاصل شبکهسازی است، کیفیت روابط کاری میتواند بهطور گسترده بر شانس بالا رفتن از نردبان پیشرفت شغلی بیفزاید.
🔸اکنون که از دلایل اهمیت سرمایهگذاری در زمینه توسعه و بهبود روابط حرفهای آگاه شدهاید، باید با راهکارهای تقویت پیوندهای شغلی برای توسعه مسیر شغلی خود آشنا شوید:
1️⃣ سخت نگیرید.
اگر در حال پیوستن به یک سازمان هستید، با یک جلسه غیررسمی برای آشنایی بیشتر این کار را آغاز کنید. از تجارب آنها بپرسید، از تخصصهای خاص آنها و اینکه آیا بهعنوان یک عضو جدید پذیرای سوالات شما خواهند بود یا نه؟
2️⃣ تواضع و قدردانی را تمرین کنید.
هیچکس نمیخواهد با شخصیتی «همه چیز دان» وقت بگذراند. اگر چنین خصوصیت رفتاری داشته باشید به احتمال زیاد تعداد زیادی از افرادی را که طالب همکاری با شما هستند از دست خواهید داد. همیشه از افرادی که شما را در یادگیری و پیشرفت بهویژه در آغاز فعالیتتان در سازمان یاری میکنند، قدردانی کنید. چرا که این موضوع احتمال شکلگیری روابط مثبت را افزایش میدهد.
3️⃣ مشاهدهگر خوبی باشید.
قبل از هرگونه اظهارنظری، زمان کافی برای درک فرهنگ و هنجارهای موجود اختصاص دهید. اطمینان حاصل کنید که برای تصمیمات سازمان احترام قائل هستید. این احترام و کنجکاوی به پیوندهای عمیق حرفهای ختم خواهند شد.
4️⃣ در سختترین شرایط هم صریح و صادق باشید.
باید برای اصلاح برخی روابط شکست خورده اقدام کنید. بهترین توصیه در این خصوص تشخیص مسالهای است که منجر به ایجاد مشکل شده است، مسوولیت آن را بر عهده بگیرید. جلسهای خصوصی با فرد مورد نظر ترتیب دهید تا با او گفتوگو کرده و عذرخواهی کنید. هرگز برای عذرخواهی دیر نیست.
5️⃣ از روابط کاری خود انتظارات روشنی داشته باشید.
کسب اطمینان از شفافیت انتظارات شما از اعضای تیم نکتهای مهم است. هر چه صراحت بیشتر باشد اعتماد به نفس اعضای تیم بیشتر خواهد بود و آنان از تمام توان خود برای برای انجام خواستههای شما استفاده خواهند کرد.
6️⃣ تعامل و مشارکت را فراموش نکنید.
تقدیر و تشویق راهکاری برای اطمینان دادن به کارکنان است، اطمینان از اینکه ارزشمند هستند. هرچه این اطمینان بیشتر باشد بیشتر برای موفقیت سازمان تلاش خواهند کرد.
7️⃣ به یاد داشته باشید همکاران و اعضای تیم هم انسان هستند
صرفنظر از سمتی که هر شخصی در سازمان دارد، او یک انسان است، درست مثل شما. با آنها مانند هر فرد دیگری تعامل داشته باشید. علایق آنها را بشناسید، با رویاها، زندگی شخصی، عادات و سرگرمیهای مورد علاقه آنها آشنا شوید. هر چه بیشتر با آنها آشنا شوید روابط عمیقتر و بهتری خواهید داشت.
8️⃣ تفاوتهای فردی را بپذیرید.
دانستن اینکه چه رفتاری مناسب تعامل با هر یک از همکاران است، به مهارتهای خاصی نیاز دارد. همه ما انسان هستیم و تجربیات و پیشزمینههای مختلفی داریم که شکلدهنده شخصیت ما هستند. به این تفاوتها احترام بگذارید.
@hrmguide
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
در بسیاری از سازمانها، نمودار سازمانی نشان میدهد چه کسی به چه کسی گزارش میدهد؛ اما واقعیت این است که جریان واقعی اطلاعات، همکاری و تصمیمگیری معمولاً از مسیرهای دیگری عبور میکند. تحلیل شبکه سازمانی (Organizational Network Analysis یا ONA) یکی از نوآورانهترین ابزارهای منابع انسانی است که بهجای تمرکز بر ساختار رسمی، روابط واقعی میان کارکنان را بررسی میکند.
در ONA با استفاده از دادههایی مانند همکاری در پروژهها، ارتباطات کاری، نظرسنجیها و تعاملات بین تیمی (با رعایت اصول حریم خصوصی)، نقشهای از شبکه ارتباطات سازمان ترسیم میکند. این نقشه نشان میدهد چه افرادی بیشترین تأثیر را در انتقال دانش دارند، چه تیمهایی بهخوبی با یکدیگر همکاری میکنند و کدام بخشها در انزوا قرار گرفتهاند.
یکی از یافتههای جالب تحقیقات اخیر این است که همیشه مدیران، اثرگذارترین افراد سازمان نیستند. در بسیاری از موارد، کارکنانی که عنوان مدیریتی ندارند، به دلیل ارتباط گسترده با همکاران، نقش کلیدی در انتقال اطلاعات، حل مشکلات و ایجاد هماهنگی ایفا میکنند. این افراد که گاهی از آنها با عنوان Influencers یا Knowledge Brokers یاد میشود، سرمایههای پنهان سازمان هستند.
کاربردهای ONA بسیار گسترده است. واحد منابع انسانی میتواند از این روش برای شناسایی رهبران غیررسمی، بهبود همکاری بین واحدها، تسهیل مدیریت تغییر، طراحی برنامههای جانشینپروری و حتی پیشبینی ریسک خروج کارکنان کلیدی استفاده کند. همچنین در پروژههای ادغام شرکتها، ONA به مدیران کمک میکند نقاط ضعف ارتباطی را پیش از تبدیل شدن به یک بحران شناسایی کنند.
البته استفاده از این ابزار نیازمند رعایت کامل اصول اخلاقی و حفظ حریم خصوصی کارکنان است. هدف از تحلیل شبکه سازمانی، کنترل افراد یا نظارت بر مکالمات آنها نیست؛ بلکه شناخت الگوهای همکاری و حذف موانع ارتباطی برای ایجاد محیطی کارآمدتر است. به همین دلیل، سازمانهای پیشرو معمولاً دادهها را بهصورت تجمیعشده تحلیل کرده و درباره هدف استفاده از آن، شفافیت کامل با کارکنان دارند.
در دنیای امروز، مزیت رقابتی سازمانها تنها به جذب استعدادها وابسته نیست؛ بلکه به توانایی آنها در ایجاد ارتباطات مؤثر میان همین استعدادها بستگی دارد. گاهی مشکل اصلی یک سازمان کمبود نیروی متخصص نیست، بلکه نبود ارتباط میان متخصصانی است که هر روز در کنار یکدیگر کار میکنند. ONA به مدیران منابع انسانی کمک میکند این ارتباطات پنهان را ببینند، آنها را تقویت کنند و سازمانی چابکتر، یادگیرندهتر و نوآورتر بسازند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
در دنیای پرشتاب و رقابتی امروز، دیگر مدیریت منابع انسانی به شیوه سنتی پاسخگوی نیازهای سازمانهای پیشرو نیست. آنچه سازمانها را در مسیر رشد و تحول قرار میدهد، تعالی منابع انسانی است؛ مفهومی فراتر از استخدام، آموزش یا ارزیابی عملکرد. تعالی منابع انسانی، به معنای پرورش یک سیستم انسانی پویا، یادگیرنده و همراستا با اهداف کلان سازمانی است.
در رویکرد تعالی، کارکنان صرفاً ابزار اجرا نیستند، بلکه شرکای راهبردی سازمان محسوب میشوند. سرمایهگذاری بر توسعه فردی و حرفهای نیروی انسانی، فراهمکردن فرصتهای یادگیری مستمر، و ارتقای مهارتهای نرم همچون ارتباط، همکاری و حل مسئله، از ارکان اصلی تعالی است.
سازمانهایی که به تعالی منابع انسانی میپردازند، به دنبال ساخت محیطی هستند که در آن انگیزش، مشارکت فعال، خلاقیت و مسئولیتپذیری تقویت شود. در این مسیر، نقش رهبران کلیدی است. رهبری اثربخش نه تنها الگوی رفتاری مثبت ایجاد میکند، بلکه فرهنگ یادگیری و اعتماد را در سازمان نهادینه میسازد.
یکی از ابزارهای کاربردی در این زمینه، مدلهای تعالی سازمانی مانند EFQM است که بهطور ویژه به محور «نتایج مربوط به کارکنان» توجه دارد. در این مدلها، تعالی منابع انسانی یعنی ایجاد سیستمی که از جذب تا نگهداشت، از توسعه تا بهرهوری، همه در خدمت توانمندسازی افراد برای تحقق اهداف مشترک است.
در نهایت، تعالی منابع انسانی مساوی است با ساخت سازمانی زنده، منعطف و آیندهنگر. سازمانهایی که به این رویکرد متعهد باشند، نهتنها در حفظ و ارتقای سرمایه انسانی موفقترند، بلکه آمادگی بیشتری برای نوآوری، سازگاری با تغییرات و دستیابی به مزیت رقابتی دارند.
تعالی منابع انسانی، نقطه تلاقی بین انسان، ارزش و پیشرفت است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
یکی از مهمترین وظایف منابع انسانی، همراستا کردن سرمایه انسانی با اهداف سازمان است. جذب افراد توانمند بهتنهایی موفقیتآفرین نیست؛ بلکه باید اطمینان حاصل شود که مهارتها، انگیزهها و رفتار کارکنان در راستای استراتژی سازمان هدایت میشوند. سازمانهایی که این همراستایی را ایجاد میکنند، معمولاً تصمیمهای سریعتر، نوآوری بیشتر و نرخ ترک خدمت پایینتری دارند.
از سوی دیگر، منابع انسانی نقش مهمی در ایجاد محیطی ایفا میکند که کارکنان بتوانند بهترین عملکرد خود را ارائه دهند. این موضوع تنها به آموزش یا پرداخت حقوق محدود نمیشود؛ بلکه شامل طراحی تجربه کارکنان، توسعه فرهنگ سازمانی، ایجاد امنیت روانی، فرصتهای یادگیری، بازخورد مستمر و مسیرهای شغلی شفاف است. زمانی که کارکنان احساس کنند سازمان به رشد آنها اهمیت میدهد، تعهد و مسئولیتپذیری نیز افزایش پیدا میکند.
امروزه منابع انسانی بیش از هر زمان دیگری به دادهها متکی شده است. استفاده از تحلیل دادههای منابع انسانی (HR Analytics) به مدیران کمک میکند تا الگوهای عملکرد، دلایل خروج کارکنان، اثربخشی آموزشها و حتی احتمال فرسودگی شغلی را پیش از تبدیل شدن به بحران شناسایی کنند. این رویکرد باعث میشود تصمیمها بر پایه شواهد اتخاذ شوند، نه صرفاً تجربه یا حدس مدیران.
نکته مهم دیگر، نقش منابع انسانی در توانمندسازی مدیران است. بسیاری از چالشهای عملکردی سازمان، مستقیماً ناشی از ضعف مدیریت تیمهاست. منابع انسانی با آموزش مهارتهایی مانند رهبری، مدیریت تعارض، کوچینگ و ارائه بازخورد مؤثر، کیفیت تصمیمگیری مدیران را افزایش میدهد و در نتیجه عملکرد کل سازمان نیز بهبود پیدا میکند.
در نهایت، عملکرد پایدار سازمان حاصل تلاش یک واحد خاص نیست؛ بلکه نتیجه همکاری همه بخشهاست. منابع انسانی زمانی ارزش واقعی خود را نشان میدهد که بتواند میان اهداف کسبوکار، نیازهای کارکنان و توانمندی مدیران تعادل ایجاد کند. در چنین شرایطی، منابع انسانی دیگر یک واحد پشتیبان نیست، بلکه به یکی از مهمترین موتورهای رشد، نوآوری و مزیت رقابتی سازمان تبدیل میشود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3
۱. آگهی استخدامی که به زبان خشک و رسمی نوشته شده است. بعضی از آگهیها متقاضی را سوم شخص خطاب میکنند: «فرد منتخب این موارد را در اختیار خواهد داشت.» چرا به مخاطبان خود این را القا میکنید که انتخابشان نخواهید کرد؟
۲. آگهیهایی که محدوده حقوق را تعیین نمیکنند. شما با این کار دارید وقت متقاضی و خودتان را تلف میکنید و تلویحا این پیغام را میدهید: «ما محدوده حقوقی در نظر داریم اما نمیخواهیم به شما بگوییم به این امید که رقم پیشنهادی شما کمتر باشد.»
۳. سیستمهای ردیابی کمسرعت که جویندگان کار را وادار میکنند دهها فرم اینترنتی پر کنند. در این سیستمها از تعاملات انسانی خبری نیست. در اینجا نیز شما دارید یک پیغام واضح به متقاضی میفرستید: «شما یکی از دهها نفری هستید که به این شغل علاقهمند است. برای ما مهم نیست چه کار کنی. میتوانی فرم پر کنی یا بروی پی کارت.»
@hrmguide
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
▪️منابع انسانی : نیروی انسانی به عنوان بزرگترین و مهمترین دارایی سازمان شناخته شده، چنانکه سایر منابع مثل سرمایه و مواد اولیه و ماشین آلات بدون مدیریت صحیح آن از بین خواهند رفت یا به درستی به کار گرفته نخواهند شد.
▪️سرمایه انسانی: اگر منابع انسانی سازمان در مسیر اهداف و استراتژی های سازمان عمل نمایند، آنگاه ما سرمایه انسانی خواهیم داشت و این فرآیند را مدیریت سرمایه انسانی تعریف می کنیم.
هر گاه از منبع استفاده نماییم تمام می شود، ولی سرمایه روز به روز ارزش افزوده پیدا می کند. پس بایستی روی افراد سرمایه گذاری کنیم تا تبدیل به سرمایه شوند.
@hrmguide
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
یکی از چالشهای کمتر دیدهشده در منابع انسانی، پدیدهای به نام وابستگی سازمان به افراد کلیدی (Key Person Dependency) است.
فرض کنید فقط یک نفر در شرکت دقیقاً میداند یک فرایند مهم چگونه انجام میشود، ارتباط اصلی با یک مشتری بزرگ در اختیار اوست، یا اطلاعات حیاتی یک پروژه فقط در ذهن او قرار دارد.
در ظاهر، داشتن چنین نیروی توانمندی یک مزیت است؛ اما از نگاه منابع انسانی، این وضعیت میتواند یک ریسک جدی باشد.
اگر آن فرد ناگهان استعفا دهد، ارتقا بگیرد، به واحد دیگری منتقل شود یا حتی چند هفته در دسترس نباشد، چه اتفاقی میافتد؟
سازمانهایی که مدیریت دانش و جانشینپروری مناسبی ندارند، معمولاً تازه در همین لحظه متوجه عمق مشکل میشوند.
نکته مهم اینجاست که راهحل، کمکردن اهمیت افراد توانمند نیست؛ بلکه باید دانش فردی را به قابلیت سازمانی تبدیل کرد.
برای کاهش این ریسک، منابع انسانی میتواند چند اقدام عملی انجام دهد:
🔹 شناسایی موقعیتهایی که فقط یک نفر قادر به انجام کامل آنهاست
🔹 مستندسازی دانش، فرایندها و تصمیمات کلیدی
🔹 آموزش حداقل یک نیروی جایگزین برای نقشهای حیاتی
🔹 اجرای برنامههای Cross-Training بین اعضای تیم
🔹 طراحی جانشینپروری نه فقط برای مدیران، بلکه برای متخصصان کلیدی
🔹 بررسی «ریسک خروج» افراد حیاتی در جلسات برنامهریزی نیروی انسانی
یک سؤال ساده میتواند وضعیت سازمان را مشخص کند:
اگر یکی از افراد کلیدی تیم فردا دیگر سر کار نیاید، کدام فعالیت متوقف میشود؟
پاسخ به همین سؤال، نقاط آسیبپذیر پنهان سازمان را آشکار میکند.
منابع انسانی مدرن فقط مسئول جذب و نگهداشت استعدادها نیست؛ یکی از وظایف مهم آن، ساختن سازمانی است که از توانایی افراد بهره ببرد، اما به هیچ فردی وابسته نباشد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
در منابع انسانی معمولاً کاهش نرخ ترک خدمت یک موفقیت محسوب میشود. اما یک شاخص کمتر دیدهشده میتواند تصویر متفاوتی نشان دهد: Regrettable Staying؛ ماندن افرادی که حضورشان دیگر ارزش قابلتوجهی برای سازمان یا خودشان ایجاد نمیکند.
گاهی کارمند مدتهاست انگیزهای برای رشد ندارد، عملکردش در حداقل قابلقبول متوقف شده و مسئولیت جدیدی نمیپذیرد؛ اما همچنان در سازمان باقی میماند. نه آنقدر ضعیف است که اخراج شود و نه آنقدر مؤثر که سازمان از ماندنش منتفع شود.
این وضعیت میتواند از ترک یک نیروی خوب هم پرهزینهتر باشد؛ زیرا بهتدریج استاندارد عملکرد تیم را پایین میآورد و این پیام را منتقل میکند که «حداقل عملکرد کافی است».
🔹 بنابراین HR نباید فقط بپرسد: چند نفر سازمان را ترک کردند؟
سؤال مهمتر این است:
چه کسانی ماندهاند، چرا ماندهاند و آیا ماندن آنها هنوز برای دو طرف ارزش ایجاد میکند؟
مدیریت استعداد فقط درباره Retention نیست؛ گاهی باید کیفیت ماندگاری را هم اندازه گرفت.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
برای تبدیل شدن به یک مدیر یاریدهنده بهجای یک مدیر دستوردهنده، باید رویکردی حمایتی و تشویقی در مدیریت اتخاذ کنید. این رویکرد شامل تقویت همکاری، اعتماد و انگیزه در تیم است. در ادامه چند روش برای تبدیل شدن به یک مدیر یاریدهنده بیان شده است:
1. گوش دادن فعالانه:
به جای اینکه تنها به کارکنان خود دستور دهید، به حرفهای آنها گوش دهید. این کار به شما کمک میکند تا بهتر نیازها و دغدغههایشان را درک کنید و بتوانید راهحلهای مناسبی ارائه دهید. گوش دادن فعال باعث میشود کارکنان حس کنند نظراتشان اهمیت دارد و شما برای کمک به آنها آمادهاید.
2. ایجاد اعتماد و احترام:
یک مدیر یاریدهنده با ایجاد فضایی بر پایه اعتماد و احترام میتواند تیمی متحدتر و با انگیزهتر بسازد. نشان دهید که به تواناییهای افراد اعتماد دارید و آنها را به چالش بکشید تا بهترین عملکردشان را نشان دهند.
3. راهنمایی و حمایت به جای دستور دادن:
به جای اینکه به کارکنان خود بگویید چه کاری انجام دهند، به آنها کمک کنید تا خودشان راهحلها را پیدا کنند. سؤالات مناسب بپرسید، آنها را راهنمایی کنید و به جای کنترل مستقیم، فضایی برای رشد و تصمیمگیری مستقل فراهم کنید.
4. تشویق به همکاری و کار تیمی:
یک مدیر یاریدهنده به جای تقسیم دستورات، تیم را تشویق میکند تا با هم کار کنند و از تواناییهای همدیگر بهرهمند شوند. این رویکرد باعث ایجاد حس مسئولیتپذیری در تیم و ارتقاء انگیزه جمعی میشود.
5. ارائه بازخورد سازنده:
به جای انتقادهای مستقیم یا دستورات سختگیرانه، بازخوردهای سازنده ارائه دهید که به کارکنان کمک کند نقاط ضعف خود را بهبود ببخشند و از نقاط قوتشان بهرهمند شوند. بازخورد سازنده به رشد و توسعه فردی و حرفهای کمک میکند.
6. تفویض مسئولیتها و اعتماد به تیم:
به کارکنان خود اعتماد کنید و مسئولیتهای مهم را به آنها بسپارید. تفویض اختیار به تیم نشاندهنده اعتماد شما به آنهاست و این کار میتواند به افزایش انگیزه و اعتماد به نفس آنها کمک کند.
7. حمایت در شرایط سخت:
وقتی که کارکنان با چالشها یا مشکلات مواجه میشوند، به جای سرزنش، از آنها حمایت کنید و به دنبال راهحلهای مشترک باشید. این کار باعث ایجاد روحیه قویتر و وفاداری بیشتر در تیم خواهد شد.
با استفاده از این رویکردها، شما میتوانید مدیر یاریدهندهای باشید که کارکنان به او احترام میگذارند و از کار با او لذت میبرند، زیرا حس میکنند که شما در مسیر رشد و موفقیت آنها شریک هستید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
وقتی حجم کار یک واحد بالا میرود، اولین واکنش بسیاری از مدیران این است:
«یک نفر دیگر استخدام کنیم.»
اما قبل از انتشار آگهی استخدام، HR باید سؤال دیگری بپرسد: آیا واقعاً با کمبود نیرو مواجهیم یا نقشها بد طراحی شدهاند؟
در بعضی سازمانها، یک موقعیت شغلی بهمرور تبدیل به مجموعهای از وظایف نامرتبط میشود. کارمندی که برای تحلیل داده استخدام شده، گزارش مدیریتی تهیه میکند، جلسات را هماهنگ میکند، اطلاعات سیستم را وارد میکند و حتی بخشی از کارهای اداری را هم انجام میدهد.
نتیجه؟
نهتنها فرد دائماً احساس کمبود وقت دارد، بلکه سازمان هم تصور میکند به نیروی بیشتری نیاز دارد.
اینجاست که مفهوم Role Creep اهمیت پیدا میکند؛ یعنی گسترش تدریجی مسئولیتهای یک شغل بدون اینکه طراحی آن شغل دوباره بررسی شود.
قبل از تأیید یک استخدام جدید، HR میتواند سه سؤال ساده مطرح کند:
🔸 کدام فعالیتها واقعاً باید توسط این موقعیت انجام شوند؟
🔸 کدام کارها میتوانند حذف، استاندارد یا اتوماتیک شوند؟
🔸 آیا وظایف فعلی هنوز با هدف اصلی این شغل ارتباط دارند؟
گاهی نتیجه این بررسی جالب است: سازمان متوجه میشود به «یک نفر بیشتر» نیاز ندارد؛ بلکه به یک فرایند بهتر و نقش شفافتر نیاز دارد.
📌 مدیریت منابع انسانی فقط مدیریت تعداد کارکنان نیست.
یکی از نقشهای مهم HR این است که مطمئن شود ساختار کار به اندازه خود افراد، درست طراحی شده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔸 از کسانی که سازمان را ترک میکنند بهره ببرید
هنگامیکه کارمندی سازمان را ترک می کند، شما فرصتی طلایی در پیش رو دارید که بیاموزید چگونه کار خود را بهتر انجام دهید. از این کارمندان میتوانید اطلاعات مفیدی بدست بیاورید که شما را در بهبود فعالیتهایتان کمک خواهد کرد.
درست در روز آخر و هنگامیکه فرد تسویه حساب خود را گرفته است با او قرار یک مصاحبه بگذارید.
آنها دیدگاه های خود و همکارانشان را نسبت به مدیریت سازمان، به راحتی بیان می کنند. فقط کافیست سؤالات هوشمندانه بپرسید و به پاسخ ها را بخوبی بشنوید.
از آنها بخواهید تا نظرات خود در خصوص اشتباهات شما و سازمانتان را بیان کنند. از گفته هایشان یادداشت برداری کنید، سپس گفته های آنها را پیگیری کنید تا بتوانید ضعفهای خودتان و سازمان را کشف کنید.
اغلب کارکنان، حتی آنهایی که ناراضی هستند، بی طرفانه درباره ی اطلاعات و دیدگاه های خود صحبت کنند. وقتی ببینند که شما می خواهید از دانسته هایشان مطلع شوید ، معمولا آنها را آزادانه در اختیارتان می گذارند. چون دیگر ترسی ندارند و تسویه حسابشان را گرفته اند.
اینکار را اگر به درستی انجام دهید از شما مدیری نیرومندتر و خردمندتر می سازد.
🤩 کانال راهنمای منابع انسانی
🎮 @hrmguide
هنگامیکه کارمندی سازمان را ترک می کند، شما فرصتی طلایی در پیش رو دارید که بیاموزید چگونه کار خود را بهتر انجام دهید. از این کارمندان میتوانید اطلاعات مفیدی بدست بیاورید که شما را در بهبود فعالیتهایتان کمک خواهد کرد.
درست در روز آخر و هنگامیکه فرد تسویه حساب خود را گرفته است با او قرار یک مصاحبه بگذارید.
آنها دیدگاه های خود و همکارانشان را نسبت به مدیریت سازمان، به راحتی بیان می کنند. فقط کافیست سؤالات هوشمندانه بپرسید و به پاسخ ها را بخوبی بشنوید.
از آنها بخواهید تا نظرات خود در خصوص اشتباهات شما و سازمانتان را بیان کنند. از گفته هایشان یادداشت برداری کنید، سپس گفته های آنها را پیگیری کنید تا بتوانید ضعفهای خودتان و سازمان را کشف کنید.
اغلب کارکنان، حتی آنهایی که ناراضی هستند، بی طرفانه درباره ی اطلاعات و دیدگاه های خود صحبت کنند. وقتی ببینند که شما می خواهید از دانسته هایشان مطلع شوید ، معمولا آنها را آزادانه در اختیارتان می گذارند. چون دیگر ترسی ندارند و تسویه حسابشان را گرفته اند.
اینکار را اگر به درستی انجام دهید از شما مدیری نیرومندتر و خردمندتر می سازد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
خرید آنلاین با کوروش کارت؛ قدرت خرید بیشتر برای پرسنل شما و تا 23% تخفیف بیشتر
خرید در بیش از 3500 شعبه افق کوروش و هایپر فامیلی در سراسر کشور
و همچنین خرید آنلاین از اکالا با کوروش کارت افق کوروش
مزایای کوروش کارت سازمانی:
- طراحی کارت با نام و لوگوی سازمان
- تخفیفهای دائمی و پلکانی
- ارائه گزارشهای تحلیلی و مالی برای سازمان
- ایجاد حس تعلق خاطر در کارکنان با خدمات رفاهی هدفمند
شماره تماس: 42701124-021
https://l.okcs.com/b2b/
خرید در بیش از 3500 شعبه افق کوروش و هایپر فامیلی در سراسر کشور
و همچنین خرید آنلاین از اکالا با کوروش کارت افق کوروش
مزایای کوروش کارت سازمانی:
- طراحی کارت با نام و لوگوی سازمان
- تخفیفهای دائمی و پلکانی
- ارائه گزارشهای تحلیلی و مالی برای سازمان
- ایجاد حس تعلق خاطر در کارکنان با خدمات رفاهی هدفمند
شماره تماس: 42701124-021
https://l.okcs.com/b2b/
بسیاری از افراد در پستهای مدیریتی خودشان را گم میکنند و عصبانیت و بیاحترامی را به حساب ابهت میگذارند؛ ولی مدیران موفق به ارزش حفظ شخصیت کارمندان آگاه هستند. مدیران خردمند سعی میکنند بهجای ایجاد فضای دیکتاتوری، احترام کارمندانشان را کسب کنند. این کار باعث وفاداری کارمندان و فداکاری بیشتر آنها، در راستای تحقق منافع شرکت میشود.
در محیط کاری بازدهی افراد به هویت آنها وابسته است. از کارمندان تحقیرشده نمیتوان انتظار انجام کاری فوقالعاده داشت. عموما وقتی عمل اشتباهی سر میزند، آن رفتار بیشتر از سهلانگاری یا بیتوجهی، به حساب شخصیت و فرهنگ خاطی گذاشته میشود. هیچ کس تمایل به شنیدن توهین و سرزنش ندارد.
رئیس خوب عزت نفس کارمندان را خدشهدار نمیکند
عزت نفس و شخصیت کارمندان در سلسه مراتب اجتماعی یک محیط کاری سالم، از قداست برخوردار است. کارمندان در این سن تغییرناپذیر هستند. شاید بتوان از انجام عملی ممانعت کرد؛ ولی هرگز نمیتوان ذهنیت کسی را بدون آن که خودش به درک لازم رسیده باشد، تغییر داد. ضربه زدن به عزت نفس دیگران باعث میشود آنها بدون امکان بازیابی، عمری با سرافکندگی زندگی کنند. به همین دلیل مدیر خوب برای کارمندانش احترام قائل است. بهترین عکسالعمل برای رفتارهای ناشایست، انتقاد کردن غیر مستقیم از نفس عمل بهجای زیر سؤال بردن شخصیت فرد است.
رفتار محترمانه مقبولیت بیشتری دارد
نتیجهی مطالعات مختلف حاکی از آن است که به دلیل احساس پوچی، احتمال اینکه افراد به انتقادهای توهینآمیز توجه کنند بسیار اندک است. یافتن روش مناسب برای بازخوردهای منفی، تأثیر آن را بهمراتب افزایش میدهد. گوشزد کردن سلسله مراتب اجتماعی در جوامع انسانی تأثیر منفی روی احساس عزت نفس مخاطبان میگذارد. شاید به این دلیل است که نمره دادن به دانشآموزان برای تشویق آنها کمتر از توصیهی دوستانه تأثیر دارد. با نسبت دادن نمره، هر دانش آموز از بیشترین به کمترین طبقهبندی میشود. شخصی که در نفس خود احساس کمارزشی داشته باشد، انگیزهای برای رشد و اعتلا نخواهد داشت.
افراط و تفریط در احترام نتیجهای ندارد
سرزنش و عصبانیت به دلایل ذکرشده نتیجهی مثبتی نخواهد داشت. در عین حال خوشرویی و تعارفهای بیش از اندازه هم باعث پررویی و حق به جانبی افراد خاطی خواهد شد. بهتر است در رفتارتان ترکیبی از احترام و انتقاد غیر مستقیم به کار ببرید. درعین حال به طرف مقابل بفهمانید که این احترام همیشگی نیست. حفظ عزت کارمندان در کنار نظم و اقتدار باعث دلبستگی آنها به شما میشود که موجب بازدهی بیشتر و انسجام سازمان خواهد شد.
@hrmguide
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM