᷼ᮬ︵︧𝇋⸰𝇌︵᷼ 𑂳
بیخود نترس ای بچهی تنها؛
«نام تمام مردگان یحیاست»
───────
داستان؛ داستان داور، دولیلی و شش بچهشونه.
شش بچهای که یکییکی میمیرند و هر بار پدر و مادر بیشتر در تاریکی فرو میروند. البته که قضاوتهای مردم و حرفهاشون هم بیتاثیر نیست. مردم شروع میکنند به حرف زدن دربارهشون و مرگ اون شش فرزند رو یه امتحان الهی میبینند. امتحان الهیای که داور گرفتارش شده که هر بار با عزرائیل زیبا دیدار میکنه و میشینه باهاش چای میخوره و حرف میزنه !
چیز جالبی که راجعبه این کتاب هست اینه که عباس معروفی اون رو توی ۳۰ سال نوشته،«سي سال».
𝆤࿙๋࿙࿚࿙࿚๋࿚𝆤𝆤࿙๋࿙࿚࿙࿚๋࿚𝆤𝆤࿙๋࿙࿚࿙࿚๋࿚𝆤𝆤࿙๋࿙࿚࿙࿚๋࿚𝆤
بیخود نترس ای بچهی تنها؛
«نام تمام مردگان یحیاست»
───────
اقبال اسبی است چموش و بیقرار که چهار نعل بر گوی آتشین روندهای میتازد؛ اگر لحظهای بایستد، میسوزد. پروای ایستادن ندارد، همیشه در راه است؛ و عشق تنها سوار این اسب بادماست، اگر دیر و دور باشی، اگر دستدست کنی، اقبال یا سوخته است، یا رفته است.───────
داستان؛ داستان داور، دولیلی و شش بچهشونه.
شش بچهای که یکییکی میمیرند و هر بار پدر و مادر بیشتر در تاریکی فرو میروند. البته که قضاوتهای مردم و حرفهاشون هم بیتاثیر نیست. مردم شروع میکنند به حرف زدن دربارهشون و مرگ اون شش فرزند رو یه امتحان الهی میبینند. امتحان الهیای که داور گرفتارش شده که هر بار با عزرائیل زیبا دیدار میکنه و میشینه باهاش چای میخوره و حرف میزنه !
چیز جالبی که راجعبه این کتاب هست اینه که عباس معروفی اون رو توی ۳۰ سال نوشته،«سي سال».
𝆤࿙๋࿙࿚࿙࿚๋࿚𝆤𝆤࿙๋࿙࿚࿙࿚๋࿚𝆤𝆤࿙๋࿙࿚࿙࿚๋࿚𝆤𝆤࿙๋࿙࿚࿙࿚๋࿚𝆤
نام_تمام_مردگان_یحیاست_عباس_معروفی.pdf
19.8 MB
᷼ᮬ︵︧𝇋⸰𝇌︵᷼ 𑂳
𝆤࿙๋࿙࿚࿙࿚๋࿚𝆤𝆤࿙๋࿙࿚࿙࿚๋࿚𝆤𝆤࿙๋࿙࿚࿙࿚๋࿚𝆤𝆤࿙๋࿙࿚࿙࿚๋࿚𝆤࿙๋
𝇋⸰𝇌
𝆤࿙๋࿙࿚࿙࿚๋࿚𝆤𝆤࿙๋࿙࿚࿙࿚๋࿚𝆤𝆤࿙๋࿙࿚࿙࿚๋࿚𝆤𝆤࿙๋࿙࿚࿙࿚๋࿚𝆤࿙๋
𝇋⸰𝇌
آدم شش جوانش را یکی یکی به خاک بسپارد عمری باید از دلتنگیشان زاری کند، که هنگام مرگ عزرائیل را زیبا و مهربان ببیند؟ اینهمه مصیبت برای دیدن روی زیبای عزرائیل؟ همین؟
— نام تمام مردگان يحياست
— نام تمام مردگان يحياست
درختها همه آدمهایی تنها بودند که از روزگاری دیگر گریخته به جنگل، بلوط شده بودند.
— نام تمام مردگان يحياست
— نام تمام مردگان يحياست
چرا دلتنگی آدم مثل درخت خشک نمیشد؟ چرا نمیشد دلتنگی را مثل یک بلوط خشکاند و با تبر افتاد به جانش؟
— نام تمام مردگان يحياست
— نام تمام مردگان يحياست
آدم ماندگاریاش را با درخت میسنجد. خودش را درختی سبز میبیند که تا ابد زنده است؛ ریشهاش در عمق زمین پنجه باز کرده، دستهاش را گشوده در طاق آسمان بالای سرش دنبال نور قد میکشد.
— نام تمام مردگان يحياست
— نام تمام مردگان يحياست
کیست که نداند آدمها همه هیمهاند؟ به دنیا میآیند که دوپاره شوند در لهیب شعلهها بسوزند و از خاکسترشان هیچ نماند؟ کیست که نداند؟
— نام تمام مردگان يحياست
— نام تمام مردگان يحياست
همه میدانستند فرشته مرگ رحم ندارد، از جنس درد و دهشت و داغ است، تلختر از حقیقت، مهلکتر از ضربهی تبر، مهیبتر از تاریکی.
— نام تمام مردگان يحياست
— نام تمام مردگان يحياست
به همدیگر میگفتند که خدا از بندهی محبوبش دارد امتحان میگیرد. هوم! تمام عمر از کسی امتحان بگیرند و بگویند یکی یکی جوان دسته گلت را بگذار توی قبر که قبول شوی؟ کجا قبول شوی؟ چی به دست آوری؟
— نام تمام مردگان يحياست
— نام تمام مردگان يحياست
آدم میکشند برای یک لقمه نان؟ چهجوری میخورند؟ کاش کسی این چیزها را نبیند، تعریف نکند، نشنود. اشکش بند نمیآمد؛ نه برای کشتهها، که برای آدمهای حقیر.
— نام تمام مردگان يحياست
— نام تمام مردگان يحياست
این اشرف مخلوقات چقدر کوه است؟ چقدر دریا؟ چقدر بیابان؟ اگر نیست چرا اسمش اشرف مخلوقات است؟
— نام تمام مردگان يحياست
— نام تمام مردگان يحياست
این آدمی چیست که وقتی میمیرد چنین بوی غمانگیز میگیرد؟
— نام تمام مردگان يحياست
— نام تمام مردگان يحياست
وقتی مردم سرزمینی بلاروزگار دیده و سختی کشیده باشند، افسانههاشان تلخ میشود.
— نام تمام مردگان يحياست
— نام تمام مردگان يحياست
«باز کجا سیر میکنی؟»
«توی دستهات» و تندی دستهاش را گرفت.
«عاشق کی شدهای باز؟»
«تو.»
— نام تمام مردگان يحياست
«توی دستهات» و تندی دستهاش را گرفت.
«عاشق کی شدهای باز؟»
«تو.»
— نام تمام مردگان يحياست
هر آدمی سرانجام خرج چیزی میشود؛ یکی طعمهی مرض، دیگری خرج غرض، یکی قربانی غم، دیگری شکار سم.
— نام تمام مردگان يحياست
— نام تمام مردگان يحياست
آنهمه خدا خدا کردند چرا به دادشان نرسید؟ یعنی حتی صداشان را هم نشنید؟ یعنی تمام آن رنجها را کشیدند که فقط داور دم مرگ عزرائیل را زیبا ببیند؟ زیبا و مهربان؟
— نام تمام مردگان يحياست
— نام تمام مردگان يحياست
هزار بار فکر کرده بود اگر سنگهای بیابان قیمت داشت، اگر برگها اسکناس بود، اگر دانههای برف سکه بود، همه آدمهای دنیا شاه جهان نمیشدند؟ نان به همه نمیرسید؟
— نام تمام مردگان يحياست
— نام تمام مردگان يحياست
آدمها همه یگانهاند، منحصر به فرد و یگانه. هیچ آدمی هرگز تکرار نمیشود.
— نام تمام مردگان يحياست
— نام تمام مردگان يحياست