واضحه کسی که طعم زندگیو نچشیده ترسی از مرگ نداره چون براش مهم نیست که چیو میخواد از دست بده.
کاش میشد با همین هوای امروز تهران، مشهد میبودم و تو مسجد گوهرشاد روبهروی گنبد مینشستم و فقط نگاهش میکردم.
وخیم بودن حالم رو میشه از مقدار فنجون قهوهای که روزانه میخورم فهمید؛ روزایی که خوبم هیچی. دیروز و امروز؟ جمعاً ۱۲ تا.
هزاربار سرم خورد به سنگ اما تهشم به این جمله رسیدم که به وایب اولیه که از برخورد با آدما میگیری، اعتماد کن.
اگر سخن میان من و تو پایان یافت و راههای وصال قطع شدند و جدا و غریبه گشتیم، از نو با من آشنا شو.