18 subscribers
12 photos
2 videos
1 link
[در حال جست‌و‌جوی یک جملهٔ‌ فاخر]

https://t.me/Mavaa_graph
بفرمایین🪭
t.me/BluChtBot?start=60a4a807b1dea88d8c40
Download Telegram
کلکسیونِ سیاوش قمیشی ‘
Siavash ghomayshi
درهر حالتی برای من جوابه صدای ایشون.
از تو فقط یک خجالت موند
جلو همه کسایی که تعریفتو کردم.
هر دقیقه.
Forwarded from 7600
آدما عاشق اون تصوراتی که خودشون توی ذهن‌شون از ما ساختن می‌شن نه چیز دیگه، و شاید این ناراحت کننده ترین چیز ممکن باشه، چون به محض اینکه بفهمن ما اون نبودیم ممکنه حتی ازمون متنفر هم بشن چون فرد جدیدی رو به روشون قرار گرفته.
-به نام خدایِ او
از بامداد شوم‌ْهنگام ۱۰ اسفند که هر لحظه‌اش برایم طنین انداز «مکن ای صبح طلوع» بود تا شب های بعد از آن که طولانی تر از قبل بودند و کتمان اندوه و اشک ناشدنی بود.

من فقط دلتنگ شما هستم؛ شما که عزیزی، مانند عزیزانم هستید.

هنوز زمان فعل مورد استفاده‌ام برای شما «حال» است چون برای من هیچوقت به گذشته ملحق نخواهید شد.
همانطور که خدایم گفته شهیدان راهِ او زنده اند و مرزوق.
اما‌ بحث دلتنگی‌ام حرف حساب نمی‌پذیرد.
دلتنگ چهره‌ای که دیگر قاب نمیبندد، دلتنگ صدایی که دیگر گوش هایم را نمی‌نوازد، دلتنگ لبخندی که دیگر قلبم را گرم نمی‌کند. دلتنگ شما آقای عزیزم.

چهل شبانه‌روز گذشته است اما من در سحر تلخ دهم ماه‌رمضان ۱۴۰۴ مانده‌ام و رفتن شما را مرور می‌کنم و در خود می‌گریم و به انگشتر و چفیه‌ای که روی میز گذاشته‌ایم و کنارش شمع روشن کرده‌ایم مینگرم و به پروانه‌‌ای فکر می‌کنم که برای ما در آتش سوخت.

یقین دارم که شما مانند تک‌به‌تک روزهای تمام این‌ سالها چشم‌تان به ما و کشور و خانه‌ی‌مان هست و میراثی که برای ما به جای گذاشتید را حفظ و ان‌شاءالله به صاحب اصلی‌مان،
به مولا و امام‌مان تحویل خواهیم داد.

مثل همیشه آقاجان مارو از دعای خیرت محروم نکن؛ مایی که امروز بیشتر از همیشه به دعای شما خوبان نیازمندیم و به قول سیدشهید به شما شهیدانمان نمی‌گوییم خداحافظ
بلکه می‌گوییم به امید دیدار.
آه از آن رفتگان بی‌بازگشت.
امروز بهم گفت؛ کسی که سنگینی حقیقت رو با خودش حمل کرده، تلخی دروغ نمیتونه از پا درش بیاره و من توی این جمله متوقف شدم.
‏من با نشدن مشکلی ندارم. با نشونه‌هایی از شدن، با امید‌های الکی، با فکرِ شدن مشکل دارم.
نشدم نشد، راستش دیگه حوصله بهبودش رو ندارم؛
جهان یادگار است و ما رفتنی.
وضعیت:
بد بودم. می‌دانم. اما پرنده را بلد شدم. خوش‌حال بودم. ولی آرزوی پریدن ولم نکرد. هر وقت روی بلندی می‌ایستادم نبض من در سمت پرندگی می‌زد. چیزی می‌شدم میان زمین و پرواز.


سهراب سپهری
هنوز در سفرم
@nabayad_mikhandim
بهش گفتم از زندگی چی میخوای، گفت یه زندگی دیگه.
‏من از کجا میدونستم که یک غم برای نابودی هزاران شادی کافیست عزیزم؟
2:17
مهرداد ملکی – نماهنگ دنیا رو غم گرفت
یا صاحب‌الامر عجل لنا ظهورک.
واضحه کسی که طعم زندگیو نچشیده ترسی از مرگ نداره چون براش مهم نیست که چیو میخواد از دست بده.
واقعا این روزایی که میگذره اونایی نبودن که بچگیم آرزو میکردم بزرگ بشم و ببینمشون.
فکر می‌کنم با این وضع خدا دیشب توییت زده، «خواهیم دید چه می‌شود».