Evolving…
شب چهارصد و شصت و سوم» خدایا ممنون بابت: اتمام پروژه پایتون قسمت اول شروع رمان جدید شروع نوشتن ابرازی
شب چهارصد و شصت و چهارم»
خدایا ممنون بابت:
همصحبتی با دوستان
عبور کردن
صبر
خدایا ممنون بابت:
همصحبتی با دوستان
عبور کردن
صبر
Evolving…
شب چهارصد و شصت و چهارم» خدایا ممنون بابت: همصحبتی با دوستان عبور کردن صبر
شب چهارصد و شصت و پنجم»
خدایا ممنون بابت:
کتابخونه رفتن
نشانه ها
صبر
خدایا ممنون بابت:
کتابخونه رفتن
نشانه ها
صبر
Evolving…
شب چهارصد و شصت و پنجم» خدایا ممنون بابت: کتابخونه رفتن نشانه ها صبر
شب چهارصد و شصت و ششم»
خدایا ممنون بابت:
شروع زبان خوندن
صبر
امید
خدایا ممنون بابت:
شروع زبان خوندن
صبر
امید
چند وقت پیش یه اتفاقی افتاد بود که واقعا فکر کردنش بهش حالم رو بد می کرد و واقعا اینکه کسی ازش باخبر بشه این حس رو بهم دست میداد که آبروم میره و خیلی بد میشه و اینا و شروع کردم در مورد اون و احساسی که دارم ژورنال نوشتن و در نهایت باعث شد به این نتیجه برسم ، نه واقعا اونقدر ها هم بد نشد
خلاصه که میتونم یکی از فواید ژورنال نویسی رو باز شدن ذهن بگم و چیزی که تو جا فکری میگفتن درست بود ، ذهن فرصت پردازش کردن پیدا میکنه
#ژورنال
خلاصه که میتونم یکی از فواید ژورنال نویسی رو باز شدن ذهن بگم و چیزی که تو جا فکری میگفتن درست بود ، ذهن فرصت پردازش کردن پیدا میکنه
#ژورنال
Evolving…
شب چهارصد و شصت و ششم» خدایا ممنون بابت: شروع زبان خوندن صبر امید
شب چهارصد و شصت و هفتم »
خدایا ممنون بابت:
حرف زدن با دوستم
امید
خستگی
خدایا ممنون بابت:
حرف زدن با دوستم
امید
خستگی
Evolving…
شب چهارصد و شصت و هفتم » خدایا ممنون بابت: حرف زدن با دوستم امید خستگی
شب چهارصد و شصت و هشتم»
خدایا ممنون بابت:
حال دوستام خوبن
انتخاب واحدی که میتونست بدتر باشه ولی نسبتا خوب بود
صبر
خدایا ممنون بابت:
حال دوستام خوبن
انتخاب واحدی که میتونست بدتر باشه ولی نسبتا خوب بود
صبر
Evolving…
شب چهارصد و شصت و هشتم» خدایا ممنون بابت: حال دوستام خوبن انتخاب واحدی که میتونست بدتر باشه ولی نسبتا خوب بود صبر
شب چهارصد و شصت و نهم»
خدایا ممنون بابت :
زودرسین
کتاب قیمت قدیم
امید
خدایا ممنون بابت :
زودرسین
کتاب قیمت قدیم
امید