یه اصطلاحی هست به اسم: « Touch starved، گرسنگی پوست یا عطش لمس » آغوش امن، تسکین پریشانیها و اضطرابهاست. که دارویی آرامشبخش برای بشر مضطرب دیروز تا انسان افسردهی امروزه
⚡1🥴1💔1🍾1
خیلی وقته که از چیزی ننوشتم، من اصلا اهل نوشتن نبودم و نیستم، چیدن کلمات کنار هم و توجه به تقدم و تاخر آنها، انتخاب نزدیک ترین کلمه به منظوری که در سرم هست، فهمیدن جایگاه درست مفعول، متمم، قید، معطوف، بدل، متمم اسم و فاعل، من حتی جای درست فعل را گم میکنم بلکه هم فراموش.
من حتی از تکرار کلمات نزدیک هم میترسم، مثلا الان گفتم "من". یادمه که توی بچگیم یه دفتر خاطرات داشتم که تا نوجوونی ام حتی یک صفحه ازش رو خودم پر نکردم فقط چند صفحه ایش پر شد از یادگاری معلم های دبستان، استاد تکواندو ام, امضای اون استاد کره ایی که دیدم و جمله ای که چون کره ای بود تا به امروز نتوانستم بخوانمش.
انگار ناخودآگاهم قبل از اینکه سنم به این برسد که اهمیت نوشتن و بار کلمات را درک کنم، تصمیمش را گرفته بود که به تصویر کشیدن زیباتر از ادای کلمات است.
من حتی از تکرار کلمات نزدیک هم میترسم، مثلا الان گفتم "من". یادمه که توی بچگیم یه دفتر خاطرات داشتم که تا نوجوونی ام حتی یک صفحه ازش رو خودم پر نکردم فقط چند صفحه ایش پر شد از یادگاری معلم های دبستان، استاد تکواندو ام, امضای اون استاد کره ایی که دیدم و جمله ای که چون کره ای بود تا به امروز نتوانستم بخوانمش.
انگار ناخودآگاهم قبل از اینکه سنم به این برسد که اهمیت نوشتن و بار کلمات را درک کنم، تصمیمش را گرفته بود که به تصویر کشیدن زیباتر از ادای کلمات است.
❤4
صدای سوپر ایگوی تو سرم ترکیبی از رضا براهنی و اولین رواندرمانگری که رفتم رو داره.
🥴1
از بدی های بالا دستی بودن تو کار اینه که تا ابد رابطه تون سطحی میمونه و هیچوقت صمیمی نمیتونی باشی.
👍2
دیشب خانم راننده تپسی تمام مسیر و [در قالب روانشناسی زرد] درمورد احترام به پدر و مادر و ازدواج صحبت کرد.
😁1