. 🌹«حکمت های ناب ۴۱»🌹
✅ سفارش های جامع امام رضا(ع):
🔹 امام رضا(ع)، به عبدالعظیم حسنی فرمود:
🌷 ای عبدالعظیم حسنی!
🔹 به دوستانم، از جانب من سلام برسان و به آنان بگو که:
🔸 شیطان را به خود راه ندهند؛ و ایشان را، به «راستگویی» و «امانتداری» سفارش کن!
🔹 به آنان سفارش کن که:
🔸 خاموشی اختیار کنند و بحث و جدلهای بیهوده را رها نمایند!
🌲 به یکدیگر روی آورند و به دیدن هم بروند؛ زیرا که این کارها، باعث نزدیک شدن به من می شوند!
🌲 خود را سرگرم تکّه پاره کردن یکدیگر نکنند؛
♦️ زیرا من به جان خودم سوگند یاد کردهام که: هر کس چنین کند و یکی از دوستان مرا خشمگین سازد، از خدا بخواهم که در دنیا، سخت ترین عذاب را به او بچشاند و در آخرت، از زیانکاران باشد!
🌲 به آنان بگو که: خداوند، نیکوکار ایشان را آمرزیده و از بدکارشان گذشت کرده است؛ مگر کسی که:
🔹 به او شرک آورد،
🔸 یا دوستی از دوستان مرا آزار دهد؛
🔹 و یا نسبت به او، قصد بدی داشته باشد.
🌲 زیرا در این صورت، خداوند او را نمی بخشد، تا زمانی که از این کارها دست بردارد.
♦️ و اگر دست برنداشت، روح ایمان از دلش کَنْده شود و از ولایت و دوستی من خارج گردد و بهرهای در ولایت ما نداشته باشد!
🌲 پناه میبرم به خدا از این امر.
«اهل بیت در قرآن و حدیث، ج ۱/ ۵۳۷»
✳️🔴✳️
@hekmatenab
✅ سفارش های جامع امام رضا(ع):
🔹 امام رضا(ع)، به عبدالعظیم حسنی فرمود:
🌷 ای عبدالعظیم حسنی!
🔹 به دوستانم، از جانب من سلام برسان و به آنان بگو که:
🔸 شیطان را به خود راه ندهند؛ و ایشان را، به «راستگویی» و «امانتداری» سفارش کن!
🔹 به آنان سفارش کن که:
🔸 خاموشی اختیار کنند و بحث و جدلهای بیهوده را رها نمایند!
🌲 به یکدیگر روی آورند و به دیدن هم بروند؛ زیرا که این کارها، باعث نزدیک شدن به من می شوند!
🌲 خود را سرگرم تکّه پاره کردن یکدیگر نکنند؛
♦️ زیرا من به جان خودم سوگند یاد کردهام که: هر کس چنین کند و یکی از دوستان مرا خشمگین سازد، از خدا بخواهم که در دنیا، سخت ترین عذاب را به او بچشاند و در آخرت، از زیانکاران باشد!
🌲 به آنان بگو که: خداوند، نیکوکار ایشان را آمرزیده و از بدکارشان گذشت کرده است؛ مگر کسی که:
🔹 به او شرک آورد،
🔸 یا دوستی از دوستان مرا آزار دهد؛
🔹 و یا نسبت به او، قصد بدی داشته باشد.
🌲 زیرا در این صورت، خداوند او را نمی بخشد، تا زمانی که از این کارها دست بردارد.
♦️ و اگر دست برنداشت، روح ایمان از دلش کَنْده شود و از ولایت و دوستی من خارج گردد و بهرهای در ولایت ما نداشته باشد!
🌲 پناه میبرم به خدا از این امر.
«اهل بیت در قرآن و حدیث، ج ۱/ ۵۳۷»
✳️🔴✳️
@hekmatenab
. 🌹«ارزش دعا»🌹
✅ مونس انسان در تنهایی:
🔹 جمیل بن دراج گوید:
🔸 مردی بر امام صادق(ع) وارد شد و گفت: مولای من! سنم بالا رفته و بستگان و خویشانم، همگی مُرده اند و من نیز، می ترسم که مرگ به سراغم بیاید و کسی را ندارم که با او دمخور شوم و درددل کنم.
🔹 امام(ع) به او فرمود:
🌹 «إنّ مِن إخْوَانِكََ الْمُؤمِنینَ مَنْ هُوَ أقْرَبُ نَسَباً أوْ سَبَباً، وَ أُنسُكَ بِهِ خَیْرٌ مِنْ أُنسِكَ بِقَریبٍ، وَ مَعَ هٰذَا فَعَلَیْكَ بِالدُّعاءِ»:
🌲 در میان برادران مؤمن تو، کسانی هستند که از خویشاوندان نسبی یا سببی به تو نزدیکترند و دمخور شدن با آنها، برایت بهتر از دمخور شدن با یک خویشاوند است. با این حال، تو را به دعا کردن و راز و نیاز با خدا سفارش میکنم!
✳️🔴✳️
@hekmatenab
✅ مونس انسان در تنهایی:
🔹 جمیل بن دراج گوید:
🔸 مردی بر امام صادق(ع) وارد شد و گفت: مولای من! سنم بالا رفته و بستگان و خویشانم، همگی مُرده اند و من نیز، می ترسم که مرگ به سراغم بیاید و کسی را ندارم که با او دمخور شوم و درددل کنم.
🔹 امام(ع) به او فرمود:
🌹 «إنّ مِن إخْوَانِكََ الْمُؤمِنینَ مَنْ هُوَ أقْرَبُ نَسَباً أوْ سَبَباً، وَ أُنسُكَ بِهِ خَیْرٌ مِنْ أُنسِكَ بِقَریبٍ، وَ مَعَ هٰذَا فَعَلَیْكَ بِالدُّعاءِ»:
🌲 در میان برادران مؤمن تو، کسانی هستند که از خویشاوندان نسبی یا سببی به تو نزدیکترند و دمخور شدن با آنها، برایت بهتر از دمخور شدن با یک خویشاوند است. با این حال، تو را به دعا کردن و راز و نیاز با خدا سفارش میکنم!
✳️🔴✳️
@hekmatenab
. 🌹«حکمت های ناب ۴۲»🌹
✅ پاداش دعا کردن برای دیگران:
🔹 یونس بن عبدالرحمان گوید:
🌹 عبدالله بن جُنْدَب را در عرفات دیدم که به طرف مشعر میرفت؛ حالش از همه بهتر بود؛ دستهایش را به سوی آسمان بلند کرده و مشغول دعا بود و پیوسته، اشک از چشمانش فرو می ریخت.
🔹 به او گفتم: خداوند، امروز به عبادت تو، توجه فرمود. امروز هیچ کس بهتر از تو در این سرزمین نیست.
🌲 جواب داد: به خدا سوگند، من هرگز در این مکان برای خود دعا نکردم؛ فقط برای برادران مؤمنم دعا کردم، زیرا از موسی بن جعفر(ع) شنیدهام که می فرمود:
🌷 «مَنْ دعا لأخیه بظَهْرِ الغَیْبِ، نُودِی مِنَ الْعَرشِ و لَكَ مِأةُ ألْفِ ضِعْفٍ»:
🍀 هر کس در غیاب برادر مؤمنش برای او دعا کند، از آسمانها به او ندا میشود که برای هر دعایی که برای دیگران کردی، صد هزار برابر پاداش است!
🔹 من دوست نداشتم که این همه پاداش را رها کنم و در برابر، یک دعا برای خود کنم، که نمیدانم آیا آن هم، مستجاب می شود یا خیر.
«کافی، ج ۸/ ۵۰۸»
♻️🌺♻️
@hekmatenab
✅ پاداش دعا کردن برای دیگران:
🔹 یونس بن عبدالرحمان گوید:
🌹 عبدالله بن جُنْدَب را در عرفات دیدم که به طرف مشعر میرفت؛ حالش از همه بهتر بود؛ دستهایش را به سوی آسمان بلند کرده و مشغول دعا بود و پیوسته، اشک از چشمانش فرو می ریخت.
🔹 به او گفتم: خداوند، امروز به عبادت تو، توجه فرمود. امروز هیچ کس بهتر از تو در این سرزمین نیست.
🌲 جواب داد: به خدا سوگند، من هرگز در این مکان برای خود دعا نکردم؛ فقط برای برادران مؤمنم دعا کردم، زیرا از موسی بن جعفر(ع) شنیدهام که می فرمود:
🌷 «مَنْ دعا لأخیه بظَهْرِ الغَیْبِ، نُودِی مِنَ الْعَرشِ و لَكَ مِأةُ ألْفِ ضِعْفٍ»:
🍀 هر کس در غیاب برادر مؤمنش برای او دعا کند، از آسمانها به او ندا میشود که برای هر دعایی که برای دیگران کردی، صد هزار برابر پاداش است!
🔹 من دوست نداشتم که این همه پاداش را رها کنم و در برابر، یک دعا برای خود کنم، که نمیدانم آیا آن هم، مستجاب می شود یا خیر.
«کافی، ج ۸/ ۵۰۸»
♻️🌺♻️
@hekmatenab
. 🌹«یادبود شهادت امام محمدباقر(ع) »🌹
◾️◾️🌷◾️◾️
«رهنمودهایی از پنجمین پیشوای هدایت»
◾️◾️🌷◾️◾️
✅ ۱ - از نشانه های مؤمنان:
♦️ مؤمن کسی است که:
🔹 «چون خوشنود و سرخوش شود، خوشنودیش، او را به گناه و باطل نکشاند».
🔹 «و هرگاه به خشم آید، خشمش، او را از حق گویی دور نسازد».
🔹 «مؤمن کسی است که: اگر قدرت بیابد، قدرتش، او را به تجاوز و دست اندازی به آنچه حق او نیست، نکشاند».
«بحار، ج ۷۱/ ۳۵۸»
. 🔹🔸🔹
✅ ۲ - حقوق مؤمن بر مؤمن:
🌹 «مِنْ حَقّ المُؤمِنِ عَلیٰ أخیه المُؤمن: أنْ یُشْبِعَ جُوعَتَهُ، وَ یُوارِیَ عَوْرَتَهُ، وَ یُفرِّجَ عَنْهُ کُرْبَتَهُ، وَ یَقْضِیَ دَیْنَهُ، فإذَا مَاتَ، خَلَفَهُ فِی أهْلِهِ»:
🌺 از حقوق مؤمن بر مؤمن، این است که:
🔹 گرسنگی او را بزداید؛
🔸 بدن برهنه اش را بپوشاند؛
🔹 اندوهش را برطرف سازد؛
🔸 قرضش را بپردازد؛
🔹 و پس از مرگش، زن و فرزندان او را سرپرستی کند.
«کافی، ج۲/ ۱۶۹»
🔹🔸🔹
✅ ۳ - شیعـیان واقعی، کمیاب اند :
🌹 امام باقر(ع) فرمود: روزی پدرم در حضور اصحابش فرمود:
🌲کدام یک از شما حاضر است مقداری آتش در مُشت خود بگیرد و آن را نگه دارد تا خاموش شود؟!
🔸 همه ترسیدند و هیچکس، حاضر به این کار نشد. من برخاستم و گفتم:
🔹 پدرجان! آیا اجازه میدهید من این کار را بکنم؟
🔸 پدرم فرمود: مقصودم تو نبودی، من و تو یکی هستیم؛ بلکه مقصودم این ها بودند. پدرم، سه بار این جمله را تکرار کرد. سپس فرمود:
🌹 «مَا أکْثَرَ الْوصْفَ وَ أقَلَّ الْفِعْلَ»:
🌲 چه بسیار است حرف و چه اندک است عمل؟! براستی که اهل عمل، اندک اند.
🌲 بدانید! من، کسانی را که اهل کردار و گفتارند، هر دو را می شناسم.
🌲 به خدا سوگند، گویا زمین، آنان را زنده زنده، در کام خود فرو برده است!
«کافی، ج ۸/ ۲۲۷»
. 🔹🔸🔹
✅ ۴ - امانتداری در اسلام:
🌹 «ثَلاثٌ لَنْ یَجْعَلِ اللهُ عَزّوَجَلّ لِأحَدٍ فِیهِنّ رُخْصَةً: أدَاءُ الأمَانَةَ إلی الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ، وَ الْوَفَاءُ بِالْعَهْدِ لِلبَرّ وَ الْفَاجِرِ، وَ بِرُّ الْوَالِدَیْنِ بَرَّیْنِ کَانَا أوْ فَاجِرَیْنِ»:
🌲 سه چیز است که خداوند عزوجل، دست هیچ کس را در آنها باز نگذاشته است:
🌷 برگرداندن امانت به نیکوکار و بدکار؛
🌷 وفا کردن به عهد و پیمان، با نیکوکار و بدکار؛
🌷 و نیکی کردن به پدر مادر، خوب باشند یا بد!
«کافی، ج ۲/ ۱۶۲»
✳️🌺✳️🌺✳️
@hekmatenab
◾️◾️🌷◾️◾️
«رهنمودهایی از پنجمین پیشوای هدایت»
◾️◾️🌷◾️◾️
✅ ۱ - از نشانه های مؤمنان:
♦️ مؤمن کسی است که:
🔹 «چون خوشنود و سرخوش شود، خوشنودیش، او را به گناه و باطل نکشاند».
🔹 «و هرگاه به خشم آید، خشمش، او را از حق گویی دور نسازد».
🔹 «مؤمن کسی است که: اگر قدرت بیابد، قدرتش، او را به تجاوز و دست اندازی به آنچه حق او نیست، نکشاند».
«بحار، ج ۷۱/ ۳۵۸»
. 🔹🔸🔹
✅ ۲ - حقوق مؤمن بر مؤمن:
🌹 «مِنْ حَقّ المُؤمِنِ عَلیٰ أخیه المُؤمن: أنْ یُشْبِعَ جُوعَتَهُ، وَ یُوارِیَ عَوْرَتَهُ، وَ یُفرِّجَ عَنْهُ کُرْبَتَهُ، وَ یَقْضِیَ دَیْنَهُ، فإذَا مَاتَ، خَلَفَهُ فِی أهْلِهِ»:
🌺 از حقوق مؤمن بر مؤمن، این است که:
🔹 گرسنگی او را بزداید؛
🔸 بدن برهنه اش را بپوشاند؛
🔹 اندوهش را برطرف سازد؛
🔸 قرضش را بپردازد؛
🔹 و پس از مرگش، زن و فرزندان او را سرپرستی کند.
«کافی، ج۲/ ۱۶۹»
🔹🔸🔹
✅ ۳ - شیعـیان واقعی، کمیاب اند :
🌹 امام باقر(ع) فرمود: روزی پدرم در حضور اصحابش فرمود:
🌲کدام یک از شما حاضر است مقداری آتش در مُشت خود بگیرد و آن را نگه دارد تا خاموش شود؟!
🔸 همه ترسیدند و هیچکس، حاضر به این کار نشد. من برخاستم و گفتم:
🔹 پدرجان! آیا اجازه میدهید من این کار را بکنم؟
🔸 پدرم فرمود: مقصودم تو نبودی، من و تو یکی هستیم؛ بلکه مقصودم این ها بودند. پدرم، سه بار این جمله را تکرار کرد. سپس فرمود:
🌹 «مَا أکْثَرَ الْوصْفَ وَ أقَلَّ الْفِعْلَ»:
🌲 چه بسیار است حرف و چه اندک است عمل؟! براستی که اهل عمل، اندک اند.
🌲 بدانید! من، کسانی را که اهل کردار و گفتارند، هر دو را می شناسم.
🌲 به خدا سوگند، گویا زمین، آنان را زنده زنده، در کام خود فرو برده است!
«کافی، ج ۸/ ۲۲۷»
. 🔹🔸🔹
✅ ۴ - امانتداری در اسلام:
🌹 «ثَلاثٌ لَنْ یَجْعَلِ اللهُ عَزّوَجَلّ لِأحَدٍ فِیهِنّ رُخْصَةً: أدَاءُ الأمَانَةَ إلی الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ، وَ الْوَفَاءُ بِالْعَهْدِ لِلبَرّ وَ الْفَاجِرِ، وَ بِرُّ الْوَالِدَیْنِ بَرَّیْنِ کَانَا أوْ فَاجِرَیْنِ»:
🌲 سه چیز است که خداوند عزوجل، دست هیچ کس را در آنها باز نگذاشته است:
🌷 برگرداندن امانت به نیکوکار و بدکار؛
🌷 وفا کردن به عهد و پیمان، با نیکوکار و بدکار؛
🌷 و نیکی کردن به پدر مادر، خوب باشند یا بد!
«کافی، ج ۲/ ۱۶۲»
✳️🌺✳️🌺✳️
@hekmatenab
🌹حکمت ناب از فردوسی طوسی🌹
♻️ از محمد غزالی، متکلم بزرگ اسلامی نقل شده است که:
🌺 روزی بر منبر موعظه نشست و گفت:
💠 ای مردم! عمری است که شما را موعظه می کنم و اکنون می بینم که همهٔ موعظه های من در این بیت از همشهری من: فردوسی طوسی آمده است، و دو بیت زیر را فرو خواند:
ز روز گذر کردن اندیشه کن
پرستیدن دادگر پیشه کن
به نیکی گرای و میازار کس
ره رستگاری همین است و بس
✳️🌺✳️🌺✳️🌺✳️
@hekmatenab
♻️ از محمد غزالی، متکلم بزرگ اسلامی نقل شده است که:
🌺 روزی بر منبر موعظه نشست و گفت:
💠 ای مردم! عمری است که شما را موعظه می کنم و اکنون می بینم که همهٔ موعظه های من در این بیت از همشهری من: فردوسی طوسی آمده است، و دو بیت زیر را فرو خواند:
ز روز گذر کردن اندیشه کن
پرستیدن دادگر پیشه کن
به نیکی گرای و میازار کس
ره رستگاری همین است و بس
✳️🌺✳️🌺✳️🌺✳️
@hekmatenab
. 🌹 ذکر نجات بخش 🌹
✅ شیخ بهایی در کتاب «اربعین »؛ حدیثی از امام باقر (ع) نقل کرده که:
🌺 شخصی به نام «شیبه هذلی» نزد پیامبر (ص) رفت و گفت:
🔹ای رسول خدا ! من پیر شده ام و سن من بالا رفته است و مرا توانایی به عمل نماز و روزه و حج و جهاد - که خود را به آنها عادت داده ام - نمانده است. پس ای رسول خدا، دستوری سبک یادم بده تا خدای، مرا از آن بهره رساند.
🍀 پیامبر (ص) فرمود: گفتارت را دوباره بازگو کن!
🌺 شیبه، سه بار سخنش را بازگو کرد.
🍀 رسول خدا (ص) فرمود: در پیرامون تو، درخت و کلوخی نیست مگر آن که از رحمت تو به گریه افتاد.
✡ وقتی نماز صبح را گزاردی، ده بار بگو:
💠 «سبحان الله العظیم و بحمده و لا قوة الا بالله العلی العظیم»؛
که البته خدای عزوجل، تو را به گفتن آن، از کوری و دیوانگی و بیماری خوره و تنگدستی و رنج پیری نگه میدارد!
🌺 شیبه گفت: ای رسول خدا ! این برای دنیای من است، از برای آخرت چه باید کرد؟
✡ رسول خدا (ص) فرمود: بعد از هر نماز می گویی:
🌹«اللهم اهدنی من عندك، و افض علیّ من فضلك، وانشر علیّ من رحمتك، و انزل علیّ من برکاتك»!
🍀 شیبه این کلمات را بگرفت و برفت.
✅ پس رسول خدا (ص) فرمود: اگر بدین دستور عمل کند و به عمد، آن را ترک نگوید، درهای هشتگانه بهشت به رویش گشوده شود، از هر کدام خواهد، داخل بهشت شود!
✳️🌹✳️🌹✳️🌹✳️
@hekmatenab
✅ شیخ بهایی در کتاب «اربعین »؛ حدیثی از امام باقر (ع) نقل کرده که:
🌺 شخصی به نام «شیبه هذلی» نزد پیامبر (ص) رفت و گفت:
🔹ای رسول خدا ! من پیر شده ام و سن من بالا رفته است و مرا توانایی به عمل نماز و روزه و حج و جهاد - که خود را به آنها عادت داده ام - نمانده است. پس ای رسول خدا، دستوری سبک یادم بده تا خدای، مرا از آن بهره رساند.
🍀 پیامبر (ص) فرمود: گفتارت را دوباره بازگو کن!
🌺 شیبه، سه بار سخنش را بازگو کرد.
🍀 رسول خدا (ص) فرمود: در پیرامون تو، درخت و کلوخی نیست مگر آن که از رحمت تو به گریه افتاد.
✡ وقتی نماز صبح را گزاردی، ده بار بگو:
💠 «سبحان الله العظیم و بحمده و لا قوة الا بالله العلی العظیم»؛
که البته خدای عزوجل، تو را به گفتن آن، از کوری و دیوانگی و بیماری خوره و تنگدستی و رنج پیری نگه میدارد!
🌺 شیبه گفت: ای رسول خدا ! این برای دنیای من است، از برای آخرت چه باید کرد؟
✡ رسول خدا (ص) فرمود: بعد از هر نماز می گویی:
🌹«اللهم اهدنی من عندك، و افض علیّ من فضلك، وانشر علیّ من رحمتك، و انزل علیّ من برکاتك»!
🍀 شیبه این کلمات را بگرفت و برفت.
✅ پس رسول خدا (ص) فرمود: اگر بدین دستور عمل کند و به عمد، آن را ترک نگوید، درهای هشتگانه بهشت به رویش گشوده شود، از هر کدام خواهد، داخل بهشت شود!
✳️🌹✳️🌹✳️🌹✳️
@hekmatenab
. ✅ اخلاق اسلامی ✅
.🌹 پرهیز از ستم بر مردم 🌹
✡ عبدالله بن وضاح گوید:
🔹 من با یکی از غیرمسلمانان داد و ستد داشتم و او هزار درهم نقره از مال مرا که بر عهده اش بود، نمی داد.
💠 او را نزد قاضی بردم، منکر بدهی خود شد و ناگزیر کار به قسم کشید و او به دروغ سوگند خورد و طلب من سوخت شد.
♻️ بعدها اموال فراوانی از او به دست من افتاد و من تصمیم گرفتم هزار درهم از آن را بابت آنچه از او طلب داشتم، بردارم و اگر به قاضی شکایت کرد، به دروغ قسم بخورم که ادعای او در مورد این که هزار درهم دیگر از مال او در نزد من است، باطل است.
♻️ اما وقتی این تصمیم را با امام کاظم (ع) در میان نهادم، حضرت مرا اکیدا از این کار نهی کرد و فرمود:
✡ «لا تأخذ منه شیئا، إن کان ظلمك فلا تظلمه»:
🌺 چیزی از او مگیر، اگر او بر تو ستم کرد، تو بر او ستم مکن!
✅ لذا من از آن کار منصرف شدم.
«تهذیب، ج ۶ ص ۲۸۹»
. ✳️🌹✳️🌹✳️
@hekmatenab
.🌹 پرهیز از ستم بر مردم 🌹
✡ عبدالله بن وضاح گوید:
🔹 من با یکی از غیرمسلمانان داد و ستد داشتم و او هزار درهم نقره از مال مرا که بر عهده اش بود، نمی داد.
💠 او را نزد قاضی بردم، منکر بدهی خود شد و ناگزیر کار به قسم کشید و او به دروغ سوگند خورد و طلب من سوخت شد.
♻️ بعدها اموال فراوانی از او به دست من افتاد و من تصمیم گرفتم هزار درهم از آن را بابت آنچه از او طلب داشتم، بردارم و اگر به قاضی شکایت کرد، به دروغ قسم بخورم که ادعای او در مورد این که هزار درهم دیگر از مال او در نزد من است، باطل است.
♻️ اما وقتی این تصمیم را با امام کاظم (ع) در میان نهادم، حضرت مرا اکیدا از این کار نهی کرد و فرمود:
✡ «لا تأخذ منه شیئا، إن کان ظلمك فلا تظلمه»:
🌺 چیزی از او مگیر، اگر او بر تو ستم کرد، تو بر او ستم مکن!
✅ لذا من از آن کار منصرف شدم.
«تهذیب، ج ۶ ص ۲۸۹»
. ✳️🌹✳️🌹✳️
@hekmatenab
❎ جنگ با خداوند:❎
همه گناهانی که ما انسانها مرتکب میشویم، در یک کفه، و بیادبی و بیاحترامی به خداوند، در کفه دیگر!
خداوند به گناهکاران مهلت میدهد، تا جایی که گاهی مردم از صبر و بردباری خداوند نسبت به گناهکاران شگفتزده میشوند، اما هرگز نشنیدهام که کسی با وجود بیاحترامی به خداوند، نجات یافته باشد! از نمرود تا فرعون، از قارون تا قوم عاد و ثمود، و همچنین قوم لوط.
سنت خداوند این است که هر کس به او بیاحترامی کند، مردم در او، شگفتیهای قدرت خدا را خواهند دید.
سپاس خداوندی را که جبّاران را هنگامی که در قلمرو و قدرتش با او به مبارزه بر میخیزند، در هم میشکند. به هوش باشیم، چرا که تاریخ درسهای بسیاری دارد!
🚺 به عنوان نمونه:
✅ 1. کشتی تایتانیک، پس از کشتی نوح علیهالسلام، دومین کشتی معروف تاریخ است! در زمان ساختش، این کشتی یک شاهکار مهندسی و پیشرفتی بزرگ در صنعت دریانوردی به شمار میرفت! طول آن 269 متر، عرضش 200 متر و عمقش 18 متر بود. ظرفیتش 2435 مسافر بهعلاوه 885 نفر خدمه بود.
این کشتی معروف، همانطور که خداوند در قرآن فرموده است: «در میان امواجی به بزرگی کوهها» حرکت میکرد. اما همین دومین کشتی معروف تاریخ، در اولین سفرش غرق شد!
زمانی که برای اولین بار کشتی تایتانیک به آب انداخته شد، خبرنگاران برای پوشش این رویداد جمع شدند. یکی از خبرنگاران، از مالک کشتی «توماس اندروز»، درباره ایمنی و قدرت این کشتی پرسید، و او پاسخ داد:
«این کشتی غیرقابل غرق شدن است. حتی خود خدا هم نمیتواند آن را غرق کند». اما خیلی طول نکشید که توماس اندروز فهمید که خداوند متعال میتواند!
✅ 2. رئیسجمهور برزیل، «تانکریدو نِواس»، در جریان مبارزات انتخاباتی خود گفته بود: «اگر پانصد هزار رأی بیاورم، حتی خدا هم نمیتواند مرا از رسیدن به ریاست جمهوری بازدارد».
♦️او، آرا را به دست آورد، اما یک روز قبل از مراسم تحلیفش، به بیماری واگیرداری مبتلا شد و پس از یک ماه، بدون این که حتی یک روز هم روی صندلی ریاست جمهوری بنشیند، به هلاکت رسید.
🔹 آری، انا من المجرمین منتقمون!
@hekmatenab
همه گناهانی که ما انسانها مرتکب میشویم، در یک کفه، و بیادبی و بیاحترامی به خداوند، در کفه دیگر!
خداوند به گناهکاران مهلت میدهد، تا جایی که گاهی مردم از صبر و بردباری خداوند نسبت به گناهکاران شگفتزده میشوند، اما هرگز نشنیدهام که کسی با وجود بیاحترامی به خداوند، نجات یافته باشد! از نمرود تا فرعون، از قارون تا قوم عاد و ثمود، و همچنین قوم لوط.
سنت خداوند این است که هر کس به او بیاحترامی کند، مردم در او، شگفتیهای قدرت خدا را خواهند دید.
سپاس خداوندی را که جبّاران را هنگامی که در قلمرو و قدرتش با او به مبارزه بر میخیزند، در هم میشکند. به هوش باشیم، چرا که تاریخ درسهای بسیاری دارد!
🚺 به عنوان نمونه:
✅ 1. کشتی تایتانیک، پس از کشتی نوح علیهالسلام، دومین کشتی معروف تاریخ است! در زمان ساختش، این کشتی یک شاهکار مهندسی و پیشرفتی بزرگ در صنعت دریانوردی به شمار میرفت! طول آن 269 متر، عرضش 200 متر و عمقش 18 متر بود. ظرفیتش 2435 مسافر بهعلاوه 885 نفر خدمه بود.
این کشتی معروف، همانطور که خداوند در قرآن فرموده است: «در میان امواجی به بزرگی کوهها» حرکت میکرد. اما همین دومین کشتی معروف تاریخ، در اولین سفرش غرق شد!
زمانی که برای اولین بار کشتی تایتانیک به آب انداخته شد، خبرنگاران برای پوشش این رویداد جمع شدند. یکی از خبرنگاران، از مالک کشتی «توماس اندروز»، درباره ایمنی و قدرت این کشتی پرسید، و او پاسخ داد:
«این کشتی غیرقابل غرق شدن است. حتی خود خدا هم نمیتواند آن را غرق کند». اما خیلی طول نکشید که توماس اندروز فهمید که خداوند متعال میتواند!
✅ 2. رئیسجمهور برزیل، «تانکریدو نِواس»، در جریان مبارزات انتخاباتی خود گفته بود: «اگر پانصد هزار رأی بیاورم، حتی خدا هم نمیتواند مرا از رسیدن به ریاست جمهوری بازدارد».
♦️او، آرا را به دست آورد، اما یک روز قبل از مراسم تحلیفش، به بیماری واگیرداری مبتلا شد و پس از یک ماه، بدون این که حتی یک روز هم روی صندلی ریاست جمهوری بنشیند، به هلاکت رسید.
🔹 آری، انا من المجرمین منتقمون!
@hekmatenab
🌹 اجماع عملی بر نفی قیامت!
شادروان استاد حسین شفیعی (۱۳۰۲_۱۳۷۸)، پیری اهل دل، معرفت و ادب و شخصیتی شناخته شده نزد اهالی علم و فرهنگ اصفهان بود که از بسیاری تعینات و تکلفات مرسوم دنیا پرهیز داشت. او هیچ گاه لباس روحانیت بر تن نکرد و با دسترنج خویش روزگار میگذراند. نه پیش پای کسی برمیخاست و نه برخاستن کسی نزد پای خود را خوش میداشت. درویشانه و در حال می زیست؛ نه برگذشته افسوس میخورد و نه غم فردا را داشت.
این ویژگی ها مرهون همنشینی و ملازمت طولانی وی با وارستگانی نیک نفس همچون حاج میرزا علی آقا شیرازی بود. او همچون استادش نهج البلاغه را چنان از دل بیان می کرد که لاجرم بر دل می نشست. در اتاقش قاب شعری به این مضمون نصب بود که به خوبی حکایت از بینش و سبک زندگی او داشت:
هر که را افتاد در این جا گذر
شاه باشد یا گدای رهگذر
هرچه دارد از تعین های خلق
بایدش بگذاشتن بیرون در
باری او نگاهی انتقادی به روحانیت داشت و همواره به نقل از استاد خویش میگفت: «اجماع عملی علما بر نفی قیامت است».
کنایه از این که این طایفه در عمل به آنچه می گویند باور ندارند و برخلاف آن عمل میکنند. همان ویژگی که فردوسی در وصف آن می گوید:
زیان کسان از پی سود خویش
بجویند و دین اندر آرند پیش
سعدی نیز می گوید:
ترک دنیا به مردم آموزند
خویشتن سیم و غله اندوزند
این سخن در واقع به نفاق و سودجویی در لباس دین اشاره دارد که میتوان آن را مهم ترین آفت سرمایه اجتماعی روحانیت و مایه بی اعتبار شدن دین دانست.
نا همخوانی گفتار و کردار از ناپسند ترین ویژگی های اخلاقی و مهم ترین آسیب در دعوت و تبلیغ دینی است و دو حالت دارد: در حالت نخست فرد دیگران را به کاری نیک امر و سفارش میکند، ولی خود اهل آن نیست و به آن عمل نمیکند. در حالت دوم برعکس، فرد دیگران را از کاری زشت باز میدارد ولی در نهان خود مرتکب آن میشود و به گفته حافظ «چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند».
در قرآن از ناهمخوانی گفتار و کردار به شدت نهی شده و از هر دو حالت آن سخن رفته است و دارندگان آن سرزنش شده اند. برای حالت نخست، بنی اسراییل را سرزنش میکند که مردم را به نیکی فرمان می دهند، اما خود را فراموش میکنند «أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ، بقره/ ۴۴».
همچنین اهل ایمان را از این که چیزی بگویند که خود اهل عمل کردن بدان نیستند به شدت باز میدارد. «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ.صف/2»
اما حالت دوم در این آیه از زبان شعیب بیان شده است:
«وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَىٰ مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ» (هود/ ۸۸). «خالَفَ إِلَىٰ» همان گونه که صاحب المیزان بیان کرده است به معنای میل کردن است. بنابراین همچنان که در بیشتر ترجمه ها بیان شده، ترجمان ساده و روان این سخن این است: «هرگز نمیخواهم آنچه شما را از آن باز می دارم، مرتکب شوم».
برخی از مترجمان«خالَفَ إِلَىٰ» را به معنای ضدیت و ناسازگاری ورزیدن دانسته و آن را چنین ترجمه کرده اند: «و من نمی خواهم در مورد آنچه شما را از آن باز می دارم با شما ناسازگاری ورزم». اما با توجه به زمینه و قرائن، ترجمه بیان شده دقیق تر به نظر می رسد.
گویا شعیب به مهم ترین آسیب فراروی رهبران و مبلغان دین توجه داشته و میخواسته است به این اتهام مخالفان پاسخ دهد که میگفتند او به توصیه های خود پایبند نیست و کارهایی که شما را از آن ها نهی کرده را انجام می دهد. یا شاید مردم چنین پیشینهای از رهبران دینی داشتهاند و شعیب با رد آن میگوید من مانند آنان نیستم و خود نیز به آنچه میگویم پایبند هستم.
پیران دردمند و خردمندی همچون شفیعی، ناهمخوانی کردار و گفتار عالمان دین را آسیبی جدی نه برای روحانیت، بلکه بر ارزش و اعتبار دین می دیدند و با ادعای «اجماع عملی بر نفی قیامت»؛ همان نکته ای را بیان میکردند که سخن شعیب نیز به آن اشاره داشت.
حضرت حافظ نیز در وصف آن چنین سروده است:
گوییا باور نمیدارند روز داوری
کاین همه قلب و دغل در کار داور میکنند
شادروان استاد حسین شفیعی (۱۳۰۲_۱۳۷۸)، پیری اهل دل، معرفت و ادب و شخصیتی شناخته شده نزد اهالی علم و فرهنگ اصفهان بود که از بسیاری تعینات و تکلفات مرسوم دنیا پرهیز داشت. او هیچ گاه لباس روحانیت بر تن نکرد و با دسترنج خویش روزگار میگذراند. نه پیش پای کسی برمیخاست و نه برخاستن کسی نزد پای خود را خوش میداشت. درویشانه و در حال می زیست؛ نه برگذشته افسوس میخورد و نه غم فردا را داشت.
این ویژگی ها مرهون همنشینی و ملازمت طولانی وی با وارستگانی نیک نفس همچون حاج میرزا علی آقا شیرازی بود. او همچون استادش نهج البلاغه را چنان از دل بیان می کرد که لاجرم بر دل می نشست. در اتاقش قاب شعری به این مضمون نصب بود که به خوبی حکایت از بینش و سبک زندگی او داشت:
هر که را افتاد در این جا گذر
شاه باشد یا گدای رهگذر
هرچه دارد از تعین های خلق
بایدش بگذاشتن بیرون در
باری او نگاهی انتقادی به روحانیت داشت و همواره به نقل از استاد خویش میگفت: «اجماع عملی علما بر نفی قیامت است».
کنایه از این که این طایفه در عمل به آنچه می گویند باور ندارند و برخلاف آن عمل میکنند. همان ویژگی که فردوسی در وصف آن می گوید:
زیان کسان از پی سود خویش
بجویند و دین اندر آرند پیش
سعدی نیز می گوید:
ترک دنیا به مردم آموزند
خویشتن سیم و غله اندوزند
این سخن در واقع به نفاق و سودجویی در لباس دین اشاره دارد که میتوان آن را مهم ترین آفت سرمایه اجتماعی روحانیت و مایه بی اعتبار شدن دین دانست.
نا همخوانی گفتار و کردار از ناپسند ترین ویژگی های اخلاقی و مهم ترین آسیب در دعوت و تبلیغ دینی است و دو حالت دارد: در حالت نخست فرد دیگران را به کاری نیک امر و سفارش میکند، ولی خود اهل آن نیست و به آن عمل نمیکند. در حالت دوم برعکس، فرد دیگران را از کاری زشت باز میدارد ولی در نهان خود مرتکب آن میشود و به گفته حافظ «چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند».
در قرآن از ناهمخوانی گفتار و کردار به شدت نهی شده و از هر دو حالت آن سخن رفته است و دارندگان آن سرزنش شده اند. برای حالت نخست، بنی اسراییل را سرزنش میکند که مردم را به نیکی فرمان می دهند، اما خود را فراموش میکنند «أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ، بقره/ ۴۴».
همچنین اهل ایمان را از این که چیزی بگویند که خود اهل عمل کردن بدان نیستند به شدت باز میدارد. «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ.صف/2»
اما حالت دوم در این آیه از زبان شعیب بیان شده است:
«وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَىٰ مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ» (هود/ ۸۸). «خالَفَ إِلَىٰ» همان گونه که صاحب المیزان بیان کرده است به معنای میل کردن است. بنابراین همچنان که در بیشتر ترجمه ها بیان شده، ترجمان ساده و روان این سخن این است: «هرگز نمیخواهم آنچه شما را از آن باز می دارم، مرتکب شوم».
برخی از مترجمان«خالَفَ إِلَىٰ» را به معنای ضدیت و ناسازگاری ورزیدن دانسته و آن را چنین ترجمه کرده اند: «و من نمی خواهم در مورد آنچه شما را از آن باز می دارم با شما ناسازگاری ورزم». اما با توجه به زمینه و قرائن، ترجمه بیان شده دقیق تر به نظر می رسد.
گویا شعیب به مهم ترین آسیب فراروی رهبران و مبلغان دین توجه داشته و میخواسته است به این اتهام مخالفان پاسخ دهد که میگفتند او به توصیه های خود پایبند نیست و کارهایی که شما را از آن ها نهی کرده را انجام می دهد. یا شاید مردم چنین پیشینهای از رهبران دینی داشتهاند و شعیب با رد آن میگوید من مانند آنان نیستم و خود نیز به آنچه میگویم پایبند هستم.
پیران دردمند و خردمندی همچون شفیعی، ناهمخوانی کردار و گفتار عالمان دین را آسیبی جدی نه برای روحانیت، بلکه بر ارزش و اعتبار دین می دیدند و با ادعای «اجماع عملی بر نفی قیامت»؛ همان نکته ای را بیان میکردند که سخن شعیب نیز به آن اشاره داشت.
حضرت حافظ نیز در وصف آن چنین سروده است:
گوییا باور نمیدارند روز داوری
کاین همه قلب و دغل در کار داور میکنند
🌹 تفاوت دنیا و آخرت:
🔹 تکامل علمی و عملی در دنیا ممکن است، لیکن تکامل عملی در آخرت ممکن نیست ، بلکه فقط کمال علمی برای هر انسانی وجود دارد.
🔸 در دنیا انسان می تواند هر لحظه بیاموزد و دانش و تجربیات خودش را بالا ببرد. همچنین می تواند با اعمال نیک و شایسته، از نظر عملی به درجات بالا صعود کند.
🔹 اما در آخرت، انسانها از نظر علمی نیز خیلی مجهولات برایشان کشف می شود و پرده غیب کنار می رود و عالم برزخ و قیامت و فرشتگان و بهشت و جهنم و آثار عمل خود و دیگران را می بیند و از نظر علمی تکامل پیدا میکند. اما از نظر عملی، هیچ تکاملی برای آنها وجود ندارد.
🔸 لذا انسانهای زیانکار وقتی آن صحنهها را می بینند، به درگاه خدا عرضه می کنند:
پروردگارا، ما را به دنیا برگردان تا اعمال صالح انجام دهیم، ولی دیگر امکان رجوع برای آنان وجود ندارد.
🔹 برخی آیات شریفه دال بر این مطلب عبارتند از:
۱- سوره مومنون، آیه ۹۹-۱۰۰
۲- سوره انعام آیه،۲۷-۲۸
۳- سوره فاطر، آیه ۳۷
۴- سوره زمر، آیه ۵۶
۵- سوره احزاب، آیه ۶۴-۶۷
. 🔹🔹🔹
🔹 تکامل علمی و عملی در دنیا ممکن است، لیکن تکامل عملی در آخرت ممکن نیست ، بلکه فقط کمال علمی برای هر انسانی وجود دارد.
🔸 در دنیا انسان می تواند هر لحظه بیاموزد و دانش و تجربیات خودش را بالا ببرد. همچنین می تواند با اعمال نیک و شایسته، از نظر عملی به درجات بالا صعود کند.
🔹 اما در آخرت، انسانها از نظر علمی نیز خیلی مجهولات برایشان کشف می شود و پرده غیب کنار می رود و عالم برزخ و قیامت و فرشتگان و بهشت و جهنم و آثار عمل خود و دیگران را می بیند و از نظر علمی تکامل پیدا میکند. اما از نظر عملی، هیچ تکاملی برای آنها وجود ندارد.
🔸 لذا انسانهای زیانکار وقتی آن صحنهها را می بینند، به درگاه خدا عرضه می کنند:
پروردگارا، ما را به دنیا برگردان تا اعمال صالح انجام دهیم، ولی دیگر امکان رجوع برای آنان وجود ندارد.
🔹 برخی آیات شریفه دال بر این مطلب عبارتند از:
۱- سوره مومنون، آیه ۹۹-۱۰۰
۲- سوره انعام آیه،۲۷-۲۸
۳- سوره فاطر، آیه ۳۷
۴- سوره زمر، آیه ۵۶
۵- سوره احزاب، آیه ۶۴-۶۷
. 🔹🔹🔹
✅ در باره قضاوت غیرمنصفانه:
🔸 کسی را قضاوت نکنید، فقط برای اینکه گناهانش با گناهان شما فرق دارد.
🔹 انسانها را از روی عکس هایشان قضاوت نکنید. هیچ انسانی از دلتنگی هایش عکس نمی گیرد.
🔸 قاضی فقط خداست.
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیک و گر بد، تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
🔹 با نگاه کردن به زندگی کسی، او را قضاوت نکنید. ما دلایل انتخاب های او را نمی دانیم.
🔸 پیش از آن که در باره راه رفتن کسی اظهار نظر کنی، چند دقیقه با کفشهای او راه برو.
🔹هیچ کس در این دنیا کامل نیست. اگر از آدم ها به خاطر اشتباهاتشان دوری کنی، همیشه تنها خواهی ماند. پس کمتر قضاوت کن و بیشتر عشق بورز.
🔸 فکر کردن دشوار است، به همین خاطر است که بیشتر قضاوت می کنند.
🔹 برای شاد بودن کافی است:
کمتر اخم کنید، بیشتر لبخند بزنید.
کمتر گلایه کنید، بیشتر سپاسگزار باشید.
کمتر قضاوت کنید، بیشتر بپذیرید.
🔸دنیا جای قشنگ تری برای زندگی می شد اگر به جای قضاوت کردن، همدیگر را درک می کردیم.
. 🔹🔸🔹
🔸 کسی را قضاوت نکنید، فقط برای اینکه گناهانش با گناهان شما فرق دارد.
🔹 انسانها را از روی عکس هایشان قضاوت نکنید. هیچ انسانی از دلتنگی هایش عکس نمی گیرد.
🔸 قاضی فقط خداست.
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیک و گر بد، تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
🔹 با نگاه کردن به زندگی کسی، او را قضاوت نکنید. ما دلایل انتخاب های او را نمی دانیم.
🔸 پیش از آن که در باره راه رفتن کسی اظهار نظر کنی، چند دقیقه با کفشهای او راه برو.
🔹هیچ کس در این دنیا کامل نیست. اگر از آدم ها به خاطر اشتباهاتشان دوری کنی، همیشه تنها خواهی ماند. پس کمتر قضاوت کن و بیشتر عشق بورز.
🔸 فکر کردن دشوار است، به همین خاطر است که بیشتر قضاوت می کنند.
🔹 برای شاد بودن کافی است:
کمتر اخم کنید، بیشتر لبخند بزنید.
کمتر گلایه کنید، بیشتر سپاسگزار باشید.
کمتر قضاوت کنید، بیشتر بپذیرید.
🔸دنیا جای قشنگ تری برای زندگی می شد اگر به جای قضاوت کردن، همدیگر را درک می کردیم.
. 🔹🔸🔹
✅ انسان در گرو اعمال خویش:
داد درویشی از ره تمهید
سر قلیان خویش را به مرید
گفت از دوزخ، ای نکوکردار
قدری آتش به روی آن بگذار
بگرفت و ببرد و باز آورد
عقد گوهر، ز درج راز آورد
گفت در دوزخ آنچه گردیدم
درکات جحیم را دیدم
آتش و هیزم و زغال نبود
اخگری بهر اشتعال نبود
هیچ کس آتشی نمی افروخت
زآتش خویش هر کسی می سوخت
🔹 عقد گوهر ز درج راز: یعنی جهنم ,(درج راز) مانند یک صندوقچه از اسرار و تجربیات پنهان است ، هنگامی که کسی به آنجا می رود و این اسرار را می بیند ، تجربهای گرانبها - که مانند یک گردنبند از جواهر است (عقد گوهر)، کسب میکند.
شعر از صغیر اصفهانی
داد درویشی از ره تمهید
سر قلیان خویش را به مرید
گفت از دوزخ، ای نکوکردار
قدری آتش به روی آن بگذار
بگرفت و ببرد و باز آورد
عقد گوهر، ز درج راز آورد
گفت در دوزخ آنچه گردیدم
درکات جحیم را دیدم
آتش و هیزم و زغال نبود
اخگری بهر اشتعال نبود
هیچ کس آتشی نمی افروخت
زآتش خویش هر کسی می سوخت
🔹 عقد گوهر ز درج راز: یعنی جهنم ,(درج راز) مانند یک صندوقچه از اسرار و تجربیات پنهان است ، هنگامی که کسی به آنجا می رود و این اسرار را می بیند ، تجربهای گرانبها - که مانند یک گردنبند از جواهر است (عقد گوهر)، کسب میکند.
شعر از صغیر اصفهانی
🌹 یک حبه انگور و حکایت مسجد چهارصد ساله:
🔹 حاج آقای قرائتی نقل میکنند:
روزی به مسجدی رفتم که امام جماعت آنجا، دوست پدرم بود. ایشان گفتند: «داستان بنا شدن این مسجد در این شهر، قصهای عجیب دارد؛ اجازه دهید برایتان تعریف کنم.»
🔸 روزی، شخص ثروتمندی یک مَن (حدود سه کیلوگرم) انگور خرید و به خدمتکارش گفت: «انگورها را به خانه ببر و به همسرم بده، و بعد به سراغ کسب و کارم میروم.»
بعد از ظهر که از کار به خانه برگشت، از همسرش خواست: «لطفاً انگورها را بیاور تا دور هم با بچهها بخوریم.»
همسرش با خنده گفت: «من و فرزندانت تمام انگورها را خوردیم؛ خیلی هم خوشمزه و شیرین بود!»
🔹 مرد با تعجب پرسید: «تمامش را خوردید؟!»
زن لبخند دیگری زد و پاسخ داد: «بله، تمامش را.»
🔸 مرد کمی ناراحت شد و گفت: «یک مَن انگور خریدم، یک حبهاش را هم برای من نگذاشتهاید؟!»
او ناراحت شد و پس از لحظهای تفکر، ناگهان از جا برخاست و از خانه خارج شد. همسرش که از رفتارش شرمنده شده بود، او را صدا زد، اما جوابی نشنید.
🔹 مردِ ناراحت اما متفکر، به سراغ شخصی رفت که در آن شهر املاک خوبی داشت. به او گفت: «یک قطعه زمین در جایی از شهر که مردمش به مسجد نیاز دارند، میخواهم.» و آن را نقد خریداری کرد. سپس نزد معمار شهر رفت و او را برای ساخت و ساز دعوت به کار کرد و گفت: «لطفاً همراه من بیایید.»
معمار را به سر زمینی که خریده بود برد و به او گفت: «میخواهم مسجدی برای اهالی این محل بنا کنی و همین حالا هم جلو چشمانم ساخت و ساز را شروع کن.»
معمار نیز با دیدن عجله مرد، تمام وسایل و کارگران را آورد و کار ساخت مسجد آغاز شد. مرد ثروتمند، وقتی از شروع کار مطمئن شد، به خانه بازگشت.
🔸 همسرش با نگرانی پرسید: «کجا رفته بودی مرد؟ چرا بیخبر و بیجواب؟!»
🔹مرد در پاسخ گفت: «هیچ، رفته بودم یک حبه انگور از مال دنیاییام را برای سرای باقی خودم کنار بگذارم. اگر همین الان هم بمیرم، خیالم راحت است که حداقل یک حبه انگور ذخیره دارم!»
🔸 همسرش با تعجب پرسید: «چطور؟ مگر چه شده؟ اگر بابت انگورها ناراحت شدی، حق با شما بوده؛ ما کملطفی کردیم، معذرت میخواهم.»
♦️ مرد با ناراحتی گفت: «شما حتی یک دانه از یک مَن انگور هم به یاد من نبودید و مرا فراموش کردید. البته این خاصیت این دنیاست و تقصیر شما نیست... این اتفاق در حالی افتاد که من هنوز بین شما زنده هستم؛ چگونه انتظار داشته باشم بعد از مرگم مرا به یاد بیاورید و برایم صدقه دهید؟!»
و بعد، قصه خرید زمین و ساخت مسجد را برای همسرش تعریف کرد.
✅ امام جماعت تعریف میکرد که طبق این نقل مشهور، چهار صد سال است که این مسجد بنا شده و ۴۰۰ سال است که این مسجد، صدقه جاریه برای آن مرد محسوب میشود؛ چرا که او از یک دانه انگور، درس و عبرت گرفت.
🌹ای انسان، قبل از مرگ برای خود عمل خیر انجام بده و منتظر کسی مباش که بعد از مرگت کار خیری برایت انجام دهد. محبوبترین افراد نیز ممکن است تو را فراموش کنند، حتی اگر فرزندانت باشند. از همین حالا به فکر فردای خود باشیم.
. 🍏🍎🍏
🔹 حاج آقای قرائتی نقل میکنند:
روزی به مسجدی رفتم که امام جماعت آنجا، دوست پدرم بود. ایشان گفتند: «داستان بنا شدن این مسجد در این شهر، قصهای عجیب دارد؛ اجازه دهید برایتان تعریف کنم.»
🔸 روزی، شخص ثروتمندی یک مَن (حدود سه کیلوگرم) انگور خرید و به خدمتکارش گفت: «انگورها را به خانه ببر و به همسرم بده، و بعد به سراغ کسب و کارم میروم.»
بعد از ظهر که از کار به خانه برگشت، از همسرش خواست: «لطفاً انگورها را بیاور تا دور هم با بچهها بخوریم.»
همسرش با خنده گفت: «من و فرزندانت تمام انگورها را خوردیم؛ خیلی هم خوشمزه و شیرین بود!»
🔹 مرد با تعجب پرسید: «تمامش را خوردید؟!»
زن لبخند دیگری زد و پاسخ داد: «بله، تمامش را.»
🔸 مرد کمی ناراحت شد و گفت: «یک مَن انگور خریدم، یک حبهاش را هم برای من نگذاشتهاید؟!»
او ناراحت شد و پس از لحظهای تفکر، ناگهان از جا برخاست و از خانه خارج شد. همسرش که از رفتارش شرمنده شده بود، او را صدا زد، اما جوابی نشنید.
🔹 مردِ ناراحت اما متفکر، به سراغ شخصی رفت که در آن شهر املاک خوبی داشت. به او گفت: «یک قطعه زمین در جایی از شهر که مردمش به مسجد نیاز دارند، میخواهم.» و آن را نقد خریداری کرد. سپس نزد معمار شهر رفت و او را برای ساخت و ساز دعوت به کار کرد و گفت: «لطفاً همراه من بیایید.»
معمار را به سر زمینی که خریده بود برد و به او گفت: «میخواهم مسجدی برای اهالی این محل بنا کنی و همین حالا هم جلو چشمانم ساخت و ساز را شروع کن.»
معمار نیز با دیدن عجله مرد، تمام وسایل و کارگران را آورد و کار ساخت مسجد آغاز شد. مرد ثروتمند، وقتی از شروع کار مطمئن شد، به خانه بازگشت.
🔸 همسرش با نگرانی پرسید: «کجا رفته بودی مرد؟ چرا بیخبر و بیجواب؟!»
🔹مرد در پاسخ گفت: «هیچ، رفته بودم یک حبه انگور از مال دنیاییام را برای سرای باقی خودم کنار بگذارم. اگر همین الان هم بمیرم، خیالم راحت است که حداقل یک حبه انگور ذخیره دارم!»
🔸 همسرش با تعجب پرسید: «چطور؟ مگر چه شده؟ اگر بابت انگورها ناراحت شدی، حق با شما بوده؛ ما کملطفی کردیم، معذرت میخواهم.»
♦️ مرد با ناراحتی گفت: «شما حتی یک دانه از یک مَن انگور هم به یاد من نبودید و مرا فراموش کردید. البته این خاصیت این دنیاست و تقصیر شما نیست... این اتفاق در حالی افتاد که من هنوز بین شما زنده هستم؛ چگونه انتظار داشته باشم بعد از مرگم مرا به یاد بیاورید و برایم صدقه دهید؟!»
و بعد، قصه خرید زمین و ساخت مسجد را برای همسرش تعریف کرد.
✅ امام جماعت تعریف میکرد که طبق این نقل مشهور، چهار صد سال است که این مسجد بنا شده و ۴۰۰ سال است که این مسجد، صدقه جاریه برای آن مرد محسوب میشود؛ چرا که او از یک دانه انگور، درس و عبرت گرفت.
🌹ای انسان، قبل از مرگ برای خود عمل خیر انجام بده و منتظر کسی مباش که بعد از مرگت کار خیری برایت انجام دهد. محبوبترین افراد نیز ممکن است تو را فراموش کنند، حتی اگر فرزندانت باشند. از همین حالا به فکر فردای خود باشیم.
. 🍏🍎🍏
🌹 دلیل بدبختی: مقایسه:
🔹 در کتاب «راه هایی برای بدبخت کردن خودتان» اشاره شده که:
🔸 سادهترین راهکار برای احساس بدبختی، همین سرک کشیدن به زندگی دیگران و مقایسه آن با زندگی خودتان است.
🔹 شاید گمان کنیم که با این سرک کشیدن ها، فقط حس کنجکاوی مان را ارضاء می کنیم ، اما بهایی که در قبال آن پرداخت می کنیم، «احساس بدبختی» است. حقیقت این است که ما در ازای ارضای حس کنجکاوی مان، هیچ چیزی به دست نمی آوریم.
🔸 ما باید انرژی و کنجکاوی مان را فقط و فقط برای مراقبت از زندگی خودمان به کار بگیریم، به همین خاطر است که باید با دیگران دوست بشویم، نه اینکه تماشاگر صرف زندگی آنها باشیم. زندگی ما، باید چیزی فراتر و مهمتر از چند عکس از زندگی دیگران باشد.
♦️ خودتان را مجبور به احساس بدبختی نکنید.♦️
(از کتاب: تصمیم گرفتم خودم باشم)
. ☘ 🌺 ☘
🔹 در کتاب «راه هایی برای بدبخت کردن خودتان» اشاره شده که:
🔸 سادهترین راهکار برای احساس بدبختی، همین سرک کشیدن به زندگی دیگران و مقایسه آن با زندگی خودتان است.
🔹 شاید گمان کنیم که با این سرک کشیدن ها، فقط حس کنجکاوی مان را ارضاء می کنیم ، اما بهایی که در قبال آن پرداخت می کنیم، «احساس بدبختی» است. حقیقت این است که ما در ازای ارضای حس کنجکاوی مان، هیچ چیزی به دست نمی آوریم.
🔸 ما باید انرژی و کنجکاوی مان را فقط و فقط برای مراقبت از زندگی خودمان به کار بگیریم، به همین خاطر است که باید با دیگران دوست بشویم، نه اینکه تماشاگر صرف زندگی آنها باشیم. زندگی ما، باید چیزی فراتر و مهمتر از چند عکس از زندگی دیگران باشد.
♦️ خودتان را مجبور به احساس بدبختی نکنید.♦️
(از کتاب: تصمیم گرفتم خودم باشم)
. ☘ 🌺 ☘
🌹 پوشاندن عیب دیگران:
🔸 سالها پیش در کلاسی شلوغ، ساعت مچی گرانقیمت یکی از دانشآموزان ثروتمند گم شد. دانشآموز با گریه به معلم گفت: «آقا، ساعت من دزدیده شده!»
🔹 معلم رو به بچهها کرد و گفت: «هر کس ساعت را برداشته، لطفاً پس بدهد.» اما هیچکس تکان نخورد.
🔸 معلم که نمیخواست پای پلیس و ناظم به میان بیاید و آبروی کسی برود، فکری کرد و گفت: «همه شما بلند شوید و رو به دیوار بایستید و چشمانتان را محکم ببندید. من جیبهای شما را یکییکی میگردم. تا وقتی نگویم، هیچکس نباید چشمانش را باز کند».
🔹 دانشآموزان اطاعت کردند. در میان آنها، پسری فقیر بود که ساعت را برداشته بود. او از ترس میلرزید و عرق سردی بر پیشانیاش نشسته بود. او میدانست که تا چند لحظه دیگر، آبرویش جلوی همه میرود، از مدرسه اخراج میشود و دیگر نمیتواند سرش را بالا بگیرد.
🔸 معلم شروع به گشتن کرد... جیب اول، دوم، سوم... تا این که به پسرک فقیر رسید. دست معلم ساعت را در جیب او لمس کرد.
🔹 پسرک منتظر فریاد معلم بود، اما... معلم ساعت را برداشت و بدون هیچ مکثی به سراغ نفر بعدی رفت!. او تمام جیبهای دانشآموزان را تا نفر آخر گشت.
🔸 سپس گفت: «خب، چشمانتان را باز کنید. ساعت پیدا شد.» و ساعت را به صاحبش داد، بدون این که نامی از دزد ببرد. آن روز گذشت و معلم هرگز، حتی با یک نگاه معنیدار، به روی آن پسر نیاورد که او دزد بوده است.
🔹 سی سال گذشت... آن پسرک فقیر حالا مرد موفقی شده بود. روزی معلم پیرش را دید و با شوق نزد او رفت و گفت:
«استاد، مرا میشناسید؟ من همان شاگردی هستم که آن روز ساعت را دزدیدم و شما جیبش را گشتید اما رسوایش نکردید. شما زندگی مرا نجات دادید. اگر آن روز مرا معرفی میکردید، آیندهام تباه میشد. میخواستم بپرسم چطور توانستید آنقدر بزرگوار باشید و حتی بعد از آن ماجرا هم نگاهتان به من عوض نشد؟»
🔸 معلم پیر لبخند مهربانی زد، دست روی شانه مرد گذاشت و جملهای گفت که مرد را همانجا روی زمین میخکوب کرد:
🌹 «پسرم... راستش را بخواهی من اصلاً نمیدانستم ساعت را تو برداشتهای! چون من هم موقع گشتن جیبهایتان، چشمانم را بسته بودم...».
🔹 مرد به پای معلم افتاد و اشک ریخت. معلمی که نخواست حتی خودش چهره شاگردش را در حال خطا ببیند تا مبادا قضاوتش نسبت به او تغییر کند...
🌹 آری، خداوند ستار العیوب است و پوشاندن عیب دیگران، هنر مردان خداست.
. 🍎🍏🍎
🔸 سالها پیش در کلاسی شلوغ، ساعت مچی گرانقیمت یکی از دانشآموزان ثروتمند گم شد. دانشآموز با گریه به معلم گفت: «آقا، ساعت من دزدیده شده!»
🔹 معلم رو به بچهها کرد و گفت: «هر کس ساعت را برداشته، لطفاً پس بدهد.» اما هیچکس تکان نخورد.
🔸 معلم که نمیخواست پای پلیس و ناظم به میان بیاید و آبروی کسی برود، فکری کرد و گفت: «همه شما بلند شوید و رو به دیوار بایستید و چشمانتان را محکم ببندید. من جیبهای شما را یکییکی میگردم. تا وقتی نگویم، هیچکس نباید چشمانش را باز کند».
🔹 دانشآموزان اطاعت کردند. در میان آنها، پسری فقیر بود که ساعت را برداشته بود. او از ترس میلرزید و عرق سردی بر پیشانیاش نشسته بود. او میدانست که تا چند لحظه دیگر، آبرویش جلوی همه میرود، از مدرسه اخراج میشود و دیگر نمیتواند سرش را بالا بگیرد.
🔸 معلم شروع به گشتن کرد... جیب اول، دوم، سوم... تا این که به پسرک فقیر رسید. دست معلم ساعت را در جیب او لمس کرد.
🔹 پسرک منتظر فریاد معلم بود، اما... معلم ساعت را برداشت و بدون هیچ مکثی به سراغ نفر بعدی رفت!. او تمام جیبهای دانشآموزان را تا نفر آخر گشت.
🔸 سپس گفت: «خب، چشمانتان را باز کنید. ساعت پیدا شد.» و ساعت را به صاحبش داد، بدون این که نامی از دزد ببرد. آن روز گذشت و معلم هرگز، حتی با یک نگاه معنیدار، به روی آن پسر نیاورد که او دزد بوده است.
🔹 سی سال گذشت... آن پسرک فقیر حالا مرد موفقی شده بود. روزی معلم پیرش را دید و با شوق نزد او رفت و گفت:
«استاد، مرا میشناسید؟ من همان شاگردی هستم که آن روز ساعت را دزدیدم و شما جیبش را گشتید اما رسوایش نکردید. شما زندگی مرا نجات دادید. اگر آن روز مرا معرفی میکردید، آیندهام تباه میشد. میخواستم بپرسم چطور توانستید آنقدر بزرگوار باشید و حتی بعد از آن ماجرا هم نگاهتان به من عوض نشد؟»
🔸 معلم پیر لبخند مهربانی زد، دست روی شانه مرد گذاشت و جملهای گفت که مرد را همانجا روی زمین میخکوب کرد:
🌹 «پسرم... راستش را بخواهی من اصلاً نمیدانستم ساعت را تو برداشتهای! چون من هم موقع گشتن جیبهایتان، چشمانم را بسته بودم...».
🔹 مرد به پای معلم افتاد و اشک ریخت. معلمی که نخواست حتی خودش چهره شاگردش را در حال خطا ببیند تا مبادا قضاوتش نسبت به او تغییر کند...
🌹 آری، خداوند ستار العیوب است و پوشاندن عیب دیگران، هنر مردان خداست.
. 🍎🍏🍎
Forwarded from حسینیه امام رضا (ع)
شب اول سخنرانی
حجت الاسلام و المسلمین کریمی نیا
🎤سخنرانی
🔹حجت الاسلام و المسلمین کریمی نیا
🔸با موضوع زیباییهای اخلاق
1️⃣شب اول سخنرانی
Join 🔜🆔https://t.me/ImamRezaHosseinieh
🔹حجت الاسلام و المسلمین کریمی نیا
🔸با موضوع زیباییهای اخلاق
1️⃣شب اول سخنرانی
Join 🔜🆔https://t.me/ImamRezaHosseinieh