پژوهش در علوم سلامت
پارت یک. 🔬 در نگارش پژوهشی، انتخاب واژگان دقیقتر به شفافیت، دقت و انسجام علمی متن کمک میکند. در این تلگراف، جایگزینهای آکادمیک واژههای پرکاربرد را مرور کردهایم. 📌برای مشاهده رشته پیام کلیک کنید. 📚@healsearch
پارت دو.
🔬 در نگارش پژوهشی، انتخاب واژگان دقیقتر به شفافیت، دقت و انسجام علمی متن کمک میکند.
در این تلگراف، جایگزینهای آکادمیک واژههای پرکاربرد را مرور کردهایم.
📌برای مشاهده رشته پیام کلیک کنید.
📚@healsearch
اصطلاحات مهم مربوط به پژوهشگر (Researcher)
1️⃣ H-Index (اچ ایندکس)
مهمترین شاخصی که تقریباً همه اسمش را شنیدهاند.
تعریف:
شاخصی برای سنجش:
✅ بهرهوری پژوهشگر
و
✅ میزان استناد به مقالات او
به صورت همزمان
تعریف کنکوری:
یک پژوهشگر دارای H-index برابر h است اگر:
h مقاله داشته باشد که هر کدام حداقل h بار استناد شده باشند.
مثال
فرض کنید تعداد استنادها:
25، 20، 18، 10، 8، 5، 3
H-index چند است؟
مقاله پنجم 8 استناد دارد.
مقاله ششم فقط 5 استناد دارد.
پس:
✅ H-index = 5
نکته تستی
H-index فقط تعداد مقاله نیست.
H-index فقط تعداد استناد هم نیست.
بلکه ترکیبی از هر دو است.
2️⃣ Citation (استناد)
تعریف: هر بار که مقالهای توسط پژوهشگران دیگر در مقالاتشان مورد استفاده قرار گیرد.
مثال:
اگر مقاله شما در 30 مقاله دیگر ارجاع داده شود:
✅ 30 Citation
نکته کنکوری:
استناد بیشتر معمولاً نشاندهنده تأثیر علمی بیشتر است.
3️⃣ Self-Citation (خوداستنادی)
تعریف:
وقتی پژوهشگر به مقالات قبلی خودش استناد میکند.
مثال:
من در مقاله جدیدم به مقاله سال قبل خودم ارجاع میدهم.
📌 استناد محسوب میشود اما ارزش آن کمتر از استناد دیگران است. 📚@healsearch
1️⃣ H-Index (اچ ایندکس)
مهمترین شاخصی که تقریباً همه اسمش را شنیدهاند.
تعریف:
شاخصی برای سنجش:
✅ بهرهوری پژوهشگر
و
✅ میزان استناد به مقالات او
به صورت همزمان
تعریف کنکوری:
یک پژوهشگر دارای H-index برابر h است اگر:
h مقاله داشته باشد که هر کدام حداقل h بار استناد شده باشند.
مثال
فرض کنید تعداد استنادها:
25، 20، 18، 10، 8، 5، 3
H-index چند است؟
مقاله پنجم 8 استناد دارد.
مقاله ششم فقط 5 استناد دارد.
پس:
✅ H-index = 5
نکته تستی
H-index فقط تعداد مقاله نیست.
H-index فقط تعداد استناد هم نیست.
بلکه ترکیبی از هر دو است.
2️⃣ Citation (استناد)
تعریف: هر بار که مقالهای توسط پژوهشگران دیگر در مقالاتشان مورد استفاده قرار گیرد.
مثال:
اگر مقاله شما در 30 مقاله دیگر ارجاع داده شود:
✅ 30 Citation
نکته کنکوری:
استناد بیشتر معمولاً نشاندهنده تأثیر علمی بیشتر است.
3️⃣ Self-Citation (خوداستنادی)
تعریف:
وقتی پژوهشگر به مقالات قبلی خودش استناد میکند.
مثال:
من در مقاله جدیدم به مقاله سال قبل خودم ارجاع میدهم.
📌 استناد محسوب میشود اما ارزش آن کمتر از استناد دیگران است. 📚@healsearch
در سال ۲۰۲۱، مجله معتبر Nanomaterials مقالهای با عنوان «جذب و دفع هیدروژن در الکتروکاتالیزورهای نانولوله کربنی» منتشر کرد.
اما سالها بعد، پس از بررسیهای دقیق، کمیته اخلاق دانشگاه نوا در لیسبون اعلام کرد که نمیتواند صحت وابستگی سازمانی نویسندگان دوم و سوم و حتی منشاء اصلی مطالعه را تأیید کند!
این اتفاق یک یادآوری شگفتانگیز برای همه پژوهشگران است: وابستگی سازمانی فقط یک خط متن زیر نام شما نیست؛ بلکه بخشی از اصالت، مسئولیتپذیری و مسیر پژوهشی مقاله شماست.
@healsearch
اما سالها بعد، پس از بررسیهای دقیق، کمیته اخلاق دانشگاه نوا در لیسبون اعلام کرد که نمیتواند صحت وابستگی سازمانی نویسندگان دوم و سوم و حتی منشاء اصلی مطالعه را تأیید کند!
این اتفاق یک یادآوری شگفتانگیز برای همه پژوهشگران است: وابستگی سازمانی فقط یک خط متن زیر نام شما نیست؛ بلکه بخشی از اصالت، مسئولیتپذیری و مسیر پژوهشی مقاله شماست.
@healsearch
🟣آیا ترس از نبود گوشی (نوموفوبیا) کارایی پرستاران را کم میکند؟
اضطراب، دلشوره و احساس ناامنی ناشی از همراه نداشتن، خاموش شدن یا عدم دسترسی به تلفن همراه؛ پدیدهای نوظهور که به یکی از چالشهای رفتاری عصر دیجیتال تبدیل شده است. در مطالعهای تازه که در ژورنال معتبر BMC Nursing (2026) منتشر شده است، رابطه میان این اضطراب دیجیتال و عملکرد شغلی پرستاران مورد بررسی قرار گرفته است.
🔸نتایج جالب و غافلگیرکننده این پژوهش:
👈بیش از ۷۱ درصد از پرستاران شرکتکننده، به نوموفوبیای «متوسط تا شدید» مبتلا بودند (۵4 درصد متوسط و ۱7 درصد شدید) و تنها کمتر از ۲ درصد آنها هیچگونه وابستگی و هراسی نداشتند.
👈برخلاف تصور اولیه، این مطالعه ارتباط آماری معناداری بین شدت نوموفوبیا و عملکرد شغلی خودگزارشدهیشده پرستاران پیدا نشد. به نظر میرسد تعهد حرفهای و وجدان کاری پرستاران مانع از آن میشود که وابستگی عاطفی به گوشی، روی مراقبت از بیمار اثر مستقیم بگذارد.
👈پرستارانی که روزانه بیش از ۷ ساعت از گوشی هوشمند استفاده میکردند، نمره اضطراب نوموفوبیای آنها به شکل معناداری (بیش از ۲۱ نمره) بالاتر از همکارانی بود که ۱ تا ۳ ساعت از موبایل استفاده میکردند.
👈استفاده مکرر از گوشی در طول شیفت و احساس درونی «من بیش از حد از گوشی استفاده میکنم»، بیشترین ارتباط را با اضطراب جدایی از تلفن همراه داشت.
https://link.springer.com/article/10.1186/s12912-026-05445-7
@healsearch
اضطراب، دلشوره و احساس ناامنی ناشی از همراه نداشتن، خاموش شدن یا عدم دسترسی به تلفن همراه؛ پدیدهای نوظهور که به یکی از چالشهای رفتاری عصر دیجیتال تبدیل شده است. در مطالعهای تازه که در ژورنال معتبر BMC Nursing (2026) منتشر شده است، رابطه میان این اضطراب دیجیتال و عملکرد شغلی پرستاران مورد بررسی قرار گرفته است.
🔸نتایج جالب و غافلگیرکننده این پژوهش:
👈بیش از ۷۱ درصد از پرستاران شرکتکننده، به نوموفوبیای «متوسط تا شدید» مبتلا بودند (۵4 درصد متوسط و ۱7 درصد شدید) و تنها کمتر از ۲ درصد آنها هیچگونه وابستگی و هراسی نداشتند.
👈برخلاف تصور اولیه، این مطالعه ارتباط آماری معناداری بین شدت نوموفوبیا و عملکرد شغلی خودگزارشدهیشده پرستاران پیدا نشد. به نظر میرسد تعهد حرفهای و وجدان کاری پرستاران مانع از آن میشود که وابستگی عاطفی به گوشی، روی مراقبت از بیمار اثر مستقیم بگذارد.
👈پرستارانی که روزانه بیش از ۷ ساعت از گوشی هوشمند استفاده میکردند، نمره اضطراب نوموفوبیای آنها به شکل معناداری (بیش از ۲۱ نمره) بالاتر از همکارانی بود که ۱ تا ۳ ساعت از موبایل استفاده میکردند.
👈استفاده مکرر از گوشی در طول شیفت و احساس درونی «من بیش از حد از گوشی استفاده میکنم»، بیشترین ارتباط را با اضطراب جدایی از تلفن همراه داشت.
https://link.springer.com/article/10.1186/s12912-026-05445-7
@healsearch
SpringerLink
Investigation of the relationship between nomophobia and job performance among nurses
BMC Nursing - Nomophobia may contribute to anxiety, attentional distraction, and compulsive smartphone-checking behaviors, which could interfere with nurses’ work-related functioning. This...
نکته جالب این مقاله بالا به نظرم شجاعت نویسنده ها در تفسیر نتیجه غیرمعنی دار بود:
بسیاری از پژوهشگران وقتی میبینند فرضیه اصلیشان رد شده و رابطه معنادار نشده است، دستپاچه میشوند و ادعا میکنند که: ثابت شد که نوموفوبیا هیچ ربطی به عملکرد شغلی ندارد. اما نویسندگان این مقاله با بلوغ کامل علمی نوشتند: این نتیجه نشان نمیدهد که نوموفوبیا ارتباطی با عملکرد شغلی ندارد، بلکه نشان میدهد با حجم نمونه فعلی، شواهد آماری کافی برای اثبات این رابطه پیدا نشد. آنها به نتایج غیر معنی دار برچسب قطعیت نزدند
بسیاری از پژوهشگران وقتی میبینند فرضیه اصلیشان رد شده و رابطه معنادار نشده است، دستپاچه میشوند و ادعا میکنند که: ثابت شد که نوموفوبیا هیچ ربطی به عملکرد شغلی ندارد. اما نویسندگان این مقاله با بلوغ کامل علمی نوشتند: این نتیجه نشان نمیدهد که نوموفوبیا ارتباطی با عملکرد شغلی ندارد، بلکه نشان میدهد با حجم نمونه فعلی، شواهد آماری کافی برای اثبات این رابطه پیدا نشد. آنها به نتایج غیر معنی دار برچسب قطعیت نزدند
پژوهش در علوم سلامت pinned «🟣آیا ترس از نبود گوشی (نوموفوبیا) کارایی پرستاران را کم میکند؟ اضطراب، دلشوره و احساس ناامنی ناشی از همراه نداشتن، خاموش شدن یا عدم دسترسی به تلفن همراه؛ پدیدهای نوظهور که به یکی از چالشهای رفتاری عصر دیجیتال تبدیل شده است. در مطالعهای تازه که در ژورنال…»
Forwarded from Nursing Research and Education
Content Validity.xlsx
88.4 KB
📌 فایل اکسل جهت ارزیابی روایی محتوایی کمی
🔹 نسبت روایی محتوا (CVR)
🔹 شاخص روایی محتوا (CVI)
🔹 آماره Kappa اصلاحشده (MKS)
#روش_تحقیق
----------
📚🔍 @nursing_research_and_education
🔹 نسبت روایی محتوا (CVR)
🔹 شاخص روایی محتوا (CVI)
🔹 آماره Kappa اصلاحشده (MKS)
#روش_تحقیق
----------
📚🔍 @nursing_research_and_education
با سلام خدمت دوستان. امروز صبح ی مقاله خوندم نکته ای به ذهنم رسید که میل داشتم به اشتراک بگذارم:
یکی از رایجترین خطاهای متدولوژیک در مقالات مداخلهای، استفاده نادرست از آزمون تی برای مقایسه نتایج پیشآزمون و پسآزمون است. بسیاری از محققان برای نشان دادن اثر مداخله، نمرات را قبل و بعد در هر گروه با آزمون تی مقایسه میکنند و یا تفاوت پسآزمون دو گروه را صرفاً با آزمون تی مستقل میسنجند. مشکل اینجاست که حتی اگر دو گروه در ابتدای مطالعه از نظر آماری با هم تفاوتی نداشته باشند، نمره پیشآزمون یک متغیر مخدوشکننده است که مستقیماً بر نمره پسآزمون اثر میگذارد و نادیده گرفتن آن میتواند نتایج را دچار سوگیری کند. برای حل این مشکل، تحلیل استاندارد و مورد انتظار داوران ژورنالهای معتبر، استفاده از تحلیل کوواریانس است که در آن نمره پسآزمون به عنوان متغیر وابسته و نمره پیشآزمون به عنوان کوواریات وارد مدل میشود تا اثر متغیرهای اولیه به طور کامل کنترل گردد و تغییرات واقعی ناشی از مداخله به دقت نمایان شود.
@healsearch
یکی از رایجترین خطاهای متدولوژیک در مقالات مداخلهای، استفاده نادرست از آزمون تی برای مقایسه نتایج پیشآزمون و پسآزمون است. بسیاری از محققان برای نشان دادن اثر مداخله، نمرات را قبل و بعد در هر گروه با آزمون تی مقایسه میکنند و یا تفاوت پسآزمون دو گروه را صرفاً با آزمون تی مستقل میسنجند. مشکل اینجاست که حتی اگر دو گروه در ابتدای مطالعه از نظر آماری با هم تفاوتی نداشته باشند، نمره پیشآزمون یک متغیر مخدوشکننده است که مستقیماً بر نمره پسآزمون اثر میگذارد و نادیده گرفتن آن میتواند نتایج را دچار سوگیری کند. برای حل این مشکل، تحلیل استاندارد و مورد انتظار داوران ژورنالهای معتبر، استفاده از تحلیل کوواریانس است که در آن نمره پسآزمون به عنوان متغیر وابسته و نمره پیشآزمون به عنوان کوواریات وارد مدل میشود تا اثر متغیرهای اولیه به طور کامل کنترل گردد و تغییرات واقعی ناشی از مداخله به دقت نمایان شود.
@healsearch
Forwarded from 2nd MedAI Summit
در دومین دورهٔ MedAI Summit، میزبان سخنرانانی از مراکز معتبر جهان (استنفورد، میوکلینیک و ...) هستیم تا با تازهترین پیشرفتها، کاربردها و چالشهای هوش مصنوعی در رشتههای مختلف علوم پزشکی آشنا بشیم.
همین الان به بزرگترین گردهمایی هوش مصنوعی در سلامت ملحق شو!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
نتایج مطالعه تبیین چالشهای نودانشآموختگان پرستاری در انتخاب بیمارستانهای آموزشی برای ارایه خدمات بهداشتی/ درمانی: یک مطالعه کیفی
یافتههای این مطالعه نشان میدهد که مواجهه نودانشآموختگان پرستاری با محیط بیمارستانهای آموزشی، آنها را با تعارضی عمیق میان تصویر ذهنی دوران تحصیل و واقعیتهای فرساینده بالین روبهرو میکند. تجارب این پرستاران را میتوان در پنج محور تفسیری تحلیل کرد:
۱. بحران کیفیت مراقبت و فشار فرساینده کار: پرستاران تازهکار بلافاصله پس از فراغت از تحصیل، خود را در برابر حجم بسیار بالایی از بیماران بدحال و پذیرشهای همزمان در بخش میبینند. این بار کاری سنگین همراه با نوعی آشفتگی و فقدان نظم در تقسیم وظایف، فرصت مراقبت جامع را از آنان میگیرد. از نظر نودانشآموختگان، بالین به یک فضای کاملاً مکانیکی و مهارتمحور تبدیل شده که در آن اصول علمی و تئوریک آموزشدادهشده در دانشگاه نادیده گرفته میشود؛ امری که باعث سرخوردگی حرفهای و احساس ناتوانی در ارائه مراقبت علمی و استاندارد میشود.
۲. تنشهای بینفردی و احساس بیقدرتی سازمانی: یکی از دردناکترین تجارب مشارکتکنندگان، مواجهه با بیاحترامیها است؛ رفتارهایی که نه فقط از سوی برخی همراهان یا بیماران، بلکه گاهی از جانب همکاران قدیمیتر و سایر اعضای تیم درمان دیده میشود و به احساس بیپناهی پرستار دامن میزند. علاوه بر این، سیستم مدیریتی بیمارستانها عموماً نودانشآموختگان را در انتخاب بخش تخصصی یا تنظیم شیفتها صاحباختیار نمیداند. این سلب حق انتخاب و فرستادن اجباری افراد به بخشهای پرتنش بدون ارزیابی علاقه و توانمندیشان، سازگاری و تعلق سازمانی آنها را بهشدت تضعیف میکند.
۳. ناامنی اقتصادی و عدم تناسب دریافتی با حجم کار: انگیزه معیشتی و رفاهی یکی دیگر از گرههای اصلی است. نودانشآموختگان با تعویقهای چندماهه در پرداخت حقوق روبهرو میشوند؛ وضعیتی که با توجه به شرایط اقتصادی، دغدغههای معیشتی سنگینی برایشان ایجاد میکند. از سوی دیگر، مبالغ ناچیز کارانه و مزایا هیچ تناسبی با کشیکهای طاقتفرسا و استرس شغلی آنها ندارد و وقتی دریافتی خود را با سایر مراکز یا استانداردهای قابلانتظار مقایسه میکنند، احساس تبعیض و بیارزشانگاری خدماتشان تقویت میشود.
۴. خستگی مفرط ناشی از دوری مسافت و تردد: واقع شدن اکثر بیمارستانهای بزرگ آموزشی در نقاط شلوغ و دور از محل سکونت، بار مضاعفی بر دوش پرستاران میگذارد. صرف ساعتهای طولانی در ترافیک و هزینههای بالای ایابوذهاب، بهویژه بعد از شیفتهای سنگین شبانه، انرژی بازسازیشده آنها را میبلعد و خستگی جسمی و روانی مزمنی را پیش از شروع شیفت بعدی به آنها تحمیل میکند.
۵. ترجیح مسیرهای جایگزین و رویگردانی از بالین: در نهایت، برآیند تمامی این چالشها موجب میشود اشتغال به عنوان پرستار بالینی در بیمارستان در اولویتهای پایین این فارغالتحصیلان قرار گیرد. نودانشآموختگان برای فرار از فشارهای بالین یا ارتقای جایگاه خود، ترجیح میدهند فوراً وارد دورههای کارشناسی ارشد و دکتری شوند، یا حتی به فکر تغییر رشته تحصیلی، مهاجرت و خروج از حرفه پرستاری بیفتند.
https://hayat.tums.ac.ir/article-1-5783-fa.html
@healsearch
یافتههای این مطالعه نشان میدهد که مواجهه نودانشآموختگان پرستاری با محیط بیمارستانهای آموزشی، آنها را با تعارضی عمیق میان تصویر ذهنی دوران تحصیل و واقعیتهای فرساینده بالین روبهرو میکند. تجارب این پرستاران را میتوان در پنج محور تفسیری تحلیل کرد:
۱. بحران کیفیت مراقبت و فشار فرساینده کار: پرستاران تازهکار بلافاصله پس از فراغت از تحصیل، خود را در برابر حجم بسیار بالایی از بیماران بدحال و پذیرشهای همزمان در بخش میبینند. این بار کاری سنگین همراه با نوعی آشفتگی و فقدان نظم در تقسیم وظایف، فرصت مراقبت جامع را از آنان میگیرد. از نظر نودانشآموختگان، بالین به یک فضای کاملاً مکانیکی و مهارتمحور تبدیل شده که در آن اصول علمی و تئوریک آموزشدادهشده در دانشگاه نادیده گرفته میشود؛ امری که باعث سرخوردگی حرفهای و احساس ناتوانی در ارائه مراقبت علمی و استاندارد میشود.
۲. تنشهای بینفردی و احساس بیقدرتی سازمانی: یکی از دردناکترین تجارب مشارکتکنندگان، مواجهه با بیاحترامیها است؛ رفتارهایی که نه فقط از سوی برخی همراهان یا بیماران، بلکه گاهی از جانب همکاران قدیمیتر و سایر اعضای تیم درمان دیده میشود و به احساس بیپناهی پرستار دامن میزند. علاوه بر این، سیستم مدیریتی بیمارستانها عموماً نودانشآموختگان را در انتخاب بخش تخصصی یا تنظیم شیفتها صاحباختیار نمیداند. این سلب حق انتخاب و فرستادن اجباری افراد به بخشهای پرتنش بدون ارزیابی علاقه و توانمندیشان، سازگاری و تعلق سازمانی آنها را بهشدت تضعیف میکند.
۳. ناامنی اقتصادی و عدم تناسب دریافتی با حجم کار: انگیزه معیشتی و رفاهی یکی دیگر از گرههای اصلی است. نودانشآموختگان با تعویقهای چندماهه در پرداخت حقوق روبهرو میشوند؛ وضعیتی که با توجه به شرایط اقتصادی، دغدغههای معیشتی سنگینی برایشان ایجاد میکند. از سوی دیگر، مبالغ ناچیز کارانه و مزایا هیچ تناسبی با کشیکهای طاقتفرسا و استرس شغلی آنها ندارد و وقتی دریافتی خود را با سایر مراکز یا استانداردهای قابلانتظار مقایسه میکنند، احساس تبعیض و بیارزشانگاری خدماتشان تقویت میشود.
۴. خستگی مفرط ناشی از دوری مسافت و تردد: واقع شدن اکثر بیمارستانهای بزرگ آموزشی در نقاط شلوغ و دور از محل سکونت، بار مضاعفی بر دوش پرستاران میگذارد. صرف ساعتهای طولانی در ترافیک و هزینههای بالای ایابوذهاب، بهویژه بعد از شیفتهای سنگین شبانه، انرژی بازسازیشده آنها را میبلعد و خستگی جسمی و روانی مزمنی را پیش از شروع شیفت بعدی به آنها تحمیل میکند.
۵. ترجیح مسیرهای جایگزین و رویگردانی از بالین: در نهایت، برآیند تمامی این چالشها موجب میشود اشتغال به عنوان پرستار بالینی در بیمارستان در اولویتهای پایین این فارغالتحصیلان قرار گیرد. نودانشآموختگان برای فرار از فشارهای بالین یا ارتقای جایگاه خود، ترجیح میدهند فوراً وارد دورههای کارشناسی ارشد و دکتری شوند، یا حتی به فکر تغییر رشته تحصیلی، مهاجرت و خروج از حرفه پرستاری بیفتند.
https://hayat.tums.ac.ir/article-1-5783-fa.html
@healsearch
پژوهش در علوم سلامت pinned «نتایج مطالعه تبیین چالشهای نودانشآموختگان پرستاری در انتخاب بیمارستانهای آموزشی برای ارایه خدمات بهداشتی/ درمانی: یک مطالعه کیفی یافتههای این مطالعه نشان میدهد که مواجهه نودانشآموختگان پرستاری با محیط بیمارستانهای آموزشی، آنها را با تعارضی عمیق میان…»
🟣محققان جوان عزیز، یکی از رایجترین خطاهایی که در نوشتن بخش نتایج مقالات میبینم این است که نویسندگان تمام اعداد داخل جداول را عیناً در متن هم تکرار میکنند. این کار نه تنها خواندن مقاله را برای داوران خستهکننده میکند، بلکه نکات کلیدی و یافتههای اصلی را در میان سیل اعداد گم میکند. به یاد داشته باشید که جدولها برای نمایش جزئیات کامل هستند، بنابراین متن شما باید فقط روی الگوهای مهم و پیامهای اصلی تمرکز کند و بقیه جزئیات را به جدول بسپارد.
بیایید با نوشتن گزارشهای خلاصهتر، جذابتر و حرفهایتر، شانس پذیرش مقالاتمان را به طور چشمگیری افزایش دهیم
@healsearch
بیایید با نوشتن گزارشهای خلاصهتر، جذابتر و حرفهایتر، شانس پذیرش مقالاتمان را به طور چشمگیری افزایش دهیم
@healsearch
چرا نیازی به دو بار نمونهگیری مجزا برای روانسنجی و اهداف اصلی پایاننامه نیست؟
در پایاننامههایی که پرسشنامههای آنها نیاز به روانسنجی در یک جامعه جدید دارند، اصلاً نیازی نیست دو بار نمونهگیری کنیم (یکبار برای روانسنجی پرسشنامه و یکبار دیگر برای بررسی فرضیهها و اهداف پایاننامه). این کار فقط وقت، انرژی و هزینه دانشجو را هدر میدهد و از نظر علمی هم هیچ لزومی ندارد. راهحل استاندارد علمی برای حل این مشکل، استفاده از رویکرد دو مرحلهای اندرسون و گربینگ (Anderson amp; Gerbing, 1988) است. طبق این روش، ما فقط یکبار و بر روی یک نمونه واحد دادهها را جمعآوری میکنیم و سپس در مرحله تحلیل آماری، کار را در دو گام پشت سر هم پیش میبریم:
۱.گام اول (تأیید روایی پرسشنامهها روی همان دادهها): ابتدا با استفاده از همان دادههای جمعآوریشده، ساختار عاملی پرسشنامهها را با تحلیل عاملی تأییدی یا روشهای مدرن ارزیابی و تأیید میکنیم تا نشان دهیم پرسشنامهها در جامعه موردنظر از روایی و پایایی برخوردارند.
۲. گام دوم (پاسخ به فرضیهها و آزمون متغیرها): بلافاصله بعد از اینکه روایی پرسشنامهها تأیید شد، با استفاده از دادههای همان افراد، آزمونهای رگرسیون، همبستگی یا مدلیابی مسیر را انجام میدهیم تا به اهداف و متغیرهای اصلی پایاننامه پاسخ داده شود.
در نتیجه: دانشجو به جای ماهها درگیری برای دو بار گردآوری داده، کار میدانی را یکباره انجام میدهد. جمعآوری یک نمونه با حجم مناسب (مثلاً ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر)، از دو نمونهگیری کوچک و ضعیف بسیار دقیقتر و معتبرتر است. در برترین مجلات بینالمللی هم پژوهشگران روانسنجی عاملی ابزار و فرضیات پژوهش را دقیقاً روی همین یک نمونه واحد پیاده و چاپ میکنند.
@healsearch
در پایاننامههایی که پرسشنامههای آنها نیاز به روانسنجی در یک جامعه جدید دارند، اصلاً نیازی نیست دو بار نمونهگیری کنیم (یکبار برای روانسنجی پرسشنامه و یکبار دیگر برای بررسی فرضیهها و اهداف پایاننامه). این کار فقط وقت، انرژی و هزینه دانشجو را هدر میدهد و از نظر علمی هم هیچ لزومی ندارد. راهحل استاندارد علمی برای حل این مشکل، استفاده از رویکرد دو مرحلهای اندرسون و گربینگ (Anderson amp; Gerbing, 1988) است. طبق این روش، ما فقط یکبار و بر روی یک نمونه واحد دادهها را جمعآوری میکنیم و سپس در مرحله تحلیل آماری، کار را در دو گام پشت سر هم پیش میبریم:
۱.گام اول (تأیید روایی پرسشنامهها روی همان دادهها): ابتدا با استفاده از همان دادههای جمعآوریشده، ساختار عاملی پرسشنامهها را با تحلیل عاملی تأییدی یا روشهای مدرن ارزیابی و تأیید میکنیم تا نشان دهیم پرسشنامهها در جامعه موردنظر از روایی و پایایی برخوردارند.
۲. گام دوم (پاسخ به فرضیهها و آزمون متغیرها): بلافاصله بعد از اینکه روایی پرسشنامهها تأیید شد، با استفاده از دادههای همان افراد، آزمونهای رگرسیون، همبستگی یا مدلیابی مسیر را انجام میدهیم تا به اهداف و متغیرهای اصلی پایاننامه پاسخ داده شود.
در نتیجه: دانشجو به جای ماهها درگیری برای دو بار گردآوری داده، کار میدانی را یکباره انجام میدهد. جمعآوری یک نمونه با حجم مناسب (مثلاً ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر)، از دو نمونهگیری کوچک و ضعیف بسیار دقیقتر و معتبرتر است. در برترین مجلات بینالمللی هم پژوهشگران روانسنجی عاملی ابزار و فرضیات پژوهش را دقیقاً روی همین یک نمونه واحد پیاده و چاپ میکنند.
@healsearch
پژوهش در علوم سلامت pinned «چرا نیازی به دو بار نمونهگیری مجزا برای روانسنجی و اهداف اصلی پایاننامه نیست؟ در پایاننامههایی که پرسشنامههای آنها نیاز به روانسنجی در یک جامعه جدید دارند، اصلاً نیازی نیست دو بار نمونهگیری کنیم (یکبار برای روانسنجی پرسشنامه و یکبار دیگر برای…»
بحران اعتبار در #داوری #همتا: وقتی گواهینامه جای تخصص را میگیرد
این روزها در لینکدین مدام شاهد انتشار گواهیهای داوری مقالات هستیم؛ اما آیا واقعاً هر کسی صلاحیت داوری را دارد؟ امروزه سیستمهای خودکار مجلات به شکلی عمل میکنند که از دانشجویی با انتشار تنها یک مقاله تا استادی صاحبنظر، دعوتنامه داوری دریافت میکنند. متأسفانه بسیاری از #نشریات به دلیل کمبود مفرط داور، تمایز چندانی میان تخصص واقعی افراد قائل نمیشوند و صرفاً به دنبال پر کردن ظرفیتهای داوری هستند. در این میان، این خود پژوهشگران هستند که باید اخلاق حرفهای را رعایت کنند؛ اگر در زمینهای تسلط و اشراف علمی نداریم، نباید مسئولیت داوری آن اثر را بپذیریم. چالش دیگر، رفتار برخی داوران کمتجربه است؛ این افراد گمان میکنند اگر #مقالهای منسجم و بینقص باشد و کامنتی برای آن ننویسند، ارزش کارشان نادیده گرفته میشود یا گواهی داوری دریافت نخواهند کرد. در نتیجه، به جای نگاه کلان و متدولوژیک، به دنبال خردهگیریها و ایرادهای بنیاسرائیلی میروند؛ رفتاری که حتی باعث میشود گاهی نویسندگان کارکشته عمداً چند بخش جزئی را جای بحث بگذارند تا داور سرگرم اصلاح آنها شود و سراغ نقدهای بیمورد نرود. از سوی دیگر، این روزها پدیده داوریهای کپیپیستشده از ابزارهای هوش مصنوعی نیز بیداد میکند؛ کامنتهای کلیشهای که هر محقق باتجربهای با یک نگاه متوجه مصنوعی و سطحی بودن آنها میشود. در چنین شرایطی، نقش کلیدی بر دوش سردبیران و اعضای هیئت تحریریه است. بسیار ضروری است که مسئولان مجله پیش از ارسال کامنتها برای نویسندگان، آنها را بازخوانی و پالایش کنند تا صرفاً نقدهای علمی، مرتبط و سازنده به دست نویسنده برسد.
این روزها در لینکدین مدام شاهد انتشار گواهیهای داوری مقالات هستیم؛ اما آیا واقعاً هر کسی صلاحیت داوری را دارد؟ امروزه سیستمهای خودکار مجلات به شکلی عمل میکنند که از دانشجویی با انتشار تنها یک مقاله تا استادی صاحبنظر، دعوتنامه داوری دریافت میکنند. متأسفانه بسیاری از #نشریات به دلیل کمبود مفرط داور، تمایز چندانی میان تخصص واقعی افراد قائل نمیشوند و صرفاً به دنبال پر کردن ظرفیتهای داوری هستند. در این میان، این خود پژوهشگران هستند که باید اخلاق حرفهای را رعایت کنند؛ اگر در زمینهای تسلط و اشراف علمی نداریم، نباید مسئولیت داوری آن اثر را بپذیریم. چالش دیگر، رفتار برخی داوران کمتجربه است؛ این افراد گمان میکنند اگر #مقالهای منسجم و بینقص باشد و کامنتی برای آن ننویسند، ارزش کارشان نادیده گرفته میشود یا گواهی داوری دریافت نخواهند کرد. در نتیجه، به جای نگاه کلان و متدولوژیک، به دنبال خردهگیریها و ایرادهای بنیاسرائیلی میروند؛ رفتاری که حتی باعث میشود گاهی نویسندگان کارکشته عمداً چند بخش جزئی را جای بحث بگذارند تا داور سرگرم اصلاح آنها شود و سراغ نقدهای بیمورد نرود. از سوی دیگر، این روزها پدیده داوریهای کپیپیستشده از ابزارهای هوش مصنوعی نیز بیداد میکند؛ کامنتهای کلیشهای که هر محقق باتجربهای با یک نگاه متوجه مصنوعی و سطحی بودن آنها میشود. در چنین شرایطی، نقش کلیدی بر دوش سردبیران و اعضای هیئت تحریریه است. بسیار ضروری است که مسئولان مجله پیش از ارسال کامنتها برای نویسندگان، آنها را بازخوانی و پالایش کنند تا صرفاً نقدهای علمی، مرتبط و سازنده به دست نویسنده برسد.
LinkedIn
LinkedIn Login, Sign in | LinkedIn
Login to LinkedIn to keep in touch with people you know, share ideas, and build your career.
موتورهای جستجو = Web Search Engines
🌱موتورهای جستجو در واقع پایگاههای اطلاعاتی هستند که دارای قابلیت جستجو، شناسایی و نمایهسازی صفحهها و وبگاههای موجود در اینترنت و وب هستند. در یک دستهبندی کلی موتورهای جستجو را به دو دسته پیمایشی و فهرستهای تکمیلی - دستی تقسیمبندی میکنند.
موتورهای جستجوی پیمایشی آن دسته از موتورهای جستجو هستند که فرایند جستجو، شناسایی و نمایهسازی آنها کاملاً ماشینی است، اما در فهرستهای تکمیلی - دستی بخش عظیمی از فرایند شناسایی و نمایهسازی به وسیله نیروی انسانی انجام میشود.
در دستهبندی دیگر موتورهای جستجو را به سه گروه موتورهای جستجوی عمومی، موتورهای جستجوی تخصصی، و موتورهای جستجوی رتبه به ازای پول، دستهبندی میکنند. از موتورهای جستجوی عمومی میتوان به گوگل، آلتاویستا، یاهو و از موتورهای جستجوی تخصصی به Find Low و Industry Search اشاره کرد (موغلی و علیجانی، ۱۳۸۹).
بعضی موتورهای جستجوگر بصورت تخصصی در یک زمینه خاص عمل میکنند مثلا ndustry Search جستجوگر تخصصی در حوزه صنعت و Trip موتور جستجوی تخصصی در حوزه پزشکی است.
منبع: کتاب سیستم های اطلاع رسانی پزشکی || محمد هیوا عبدخدا
🌱موتورهای جستجو در واقع پایگاههای اطلاعاتی هستند که دارای قابلیت جستجو، شناسایی و نمایهسازی صفحهها و وبگاههای موجود در اینترنت و وب هستند. در یک دستهبندی کلی موتورهای جستجو را به دو دسته پیمایشی و فهرستهای تکمیلی - دستی تقسیمبندی میکنند.
موتورهای جستجوی پیمایشی آن دسته از موتورهای جستجو هستند که فرایند جستجو، شناسایی و نمایهسازی آنها کاملاً ماشینی است، اما در فهرستهای تکمیلی - دستی بخش عظیمی از فرایند شناسایی و نمایهسازی به وسیله نیروی انسانی انجام میشود.
در دستهبندی دیگر موتورهای جستجو را به سه گروه موتورهای جستجوی عمومی، موتورهای جستجوی تخصصی، و موتورهای جستجوی رتبه به ازای پول، دستهبندی میکنند. از موتورهای جستجوی عمومی میتوان به گوگل، آلتاویستا، یاهو و از موتورهای جستجوی تخصصی به Find Low و Industry Search اشاره کرد (موغلی و علیجانی، ۱۳۸۹).
بعضی موتورهای جستجوگر بصورت تخصصی در یک زمینه خاص عمل میکنند مثلا ndustry Search جستجوگر تخصصی در حوزه صنعت و Trip موتور جستجوی تخصصی در حوزه پزشکی است.
منبع: کتاب سیستم های اطلاع رسانی پزشکی || محمد هیوا عبدخدا
@healsearch
Forwarded from Mohsen
بانوان گرامی، سلام و احترام 🌷
برای یک پژوهش دانشجویی ( با شناسه اخلاق IR.MUK.REC.1405.146) درباره «تصویر بدنی، شبکههای اجتماعی و نگرش به جراحی زیبایی در زنان » به همکاری شما خانم های محترم و واجد شرایط نیاز داریم. پاسخها کاملاً محرمانه و ناشناس است و شرکت اختیاری است.
🔗 https://survey.porsline.ir/s/NIOJNtnj
🙏 سپاس از همراهی شما🌱
برای یک پژوهش دانشجویی ( با شناسه اخلاق IR.MUK.REC.1405.146) درباره «تصویر بدنی، شبکههای اجتماعی و نگرش به جراحی زیبایی در زنان » به همکاری شما خانم های محترم و واجد شرایط نیاز داریم. پاسخها کاملاً محرمانه و ناشناس است و شرکت اختیاری است.
🔗 https://survey.porsline.ir/s/NIOJNtnj
🙏 سپاس از همراهی شما🌱