HATEF
16 subscribers
15 photos
2 videos
35 links
کانال رسمی وبلاگ هاتف

✅️ https://hatefblog.ir/

☕️ https://hatefblog.ir/page/donate/

🩵 https://hatefblog.ir/post/17/
Download Telegram
چه برفی میاد....
فردا احتمالا هوا تمیزه...
مگر خدا و طبیعت کاری کند ...
4
قوی باش ..
حتی الان که نمی‌تونی ...
قوی باش ...
وقتی که خیلی وقته از قطار زندگی پیاده شدی ..
بدو .. فقط بدو ... تهش یا پیروز میشی .. یا میمیری .. تلاشم نکنی میمیری!
حداقل تلاش کنی، میگی یه کاری کردی ..
پس قوی باش ... حتی اگر محتاج باشی و به خدا فریاد بزنی و تمنا کنی و هیچی نشه!
باز قوی باش ...
خدا رو هم نداشتی، خودت رو داشته باش ....

جهت ارسال دایرکت:
💬  t.me/hatef12cc?direct

بات تماس:
🤖  @hatef12bot
.
1
🎧 موسیقی شبانه

ببخشید باید دیشب می‌ذاشتم، ولی به لطف اینترنت بد و کار نکردن ابزار دور زدن فیلتر لعنتی، الان پخش شد :)

حرف جالب هم فعلا نداریم چون عصبانی ام‌ :)
فقط اینکه یا خودمون می‌خوایم! اونطوری می‌کنیم که دوست داریم!
یا نمی‌خوایم، باید همین چیزی که هست، یا هرچیزی که شد را تحمل کنیم!
همین!

جهت ارسال دایرکت:
💬  t.me/hatef12cc?direct

بات تماس:
🤖  @hatef12bot
.
1
🟧 از این روزها

در میان کارهای خیلی خیلی بیهوده‌ای که در طول روز انجام می‌دهم، یک ماشین مجازی نصب کردم و بلاخره دارم سایت خودم رو طراحی می‌کنم. همیشه که قرار نیست توی بلاگفا و یا بلاگ‌اسکای بمونم، بلاخره وضع مالی و معنوی و اقتصادی هم درست میشه و بعد نیازمند یک وب‌سایت خواهم بود و اونجا نیاز میشه. پس از الان بشینم کار دفتری‌هاش رو بکنم که اون موقع زمان هدر نره! ماشین مجازی نصب کردم و دارم وب‌سایتم رو می‌سازم .
دلم یه انرژی می‌خواد! یه خبر خوب! یه پول! یه چیزی که من رو حداقل در حد یک چیز خیلی کوچیک بلند کنه و بهم انرژی بده! واقعا الان انرژیم صفر مطلق شده! و واقعا دلم یه اتفاق خوب می‌خواد! یه پول! یه خبر خوب! یه چیزی که بگم آخیش! حالا وقتشه بترکونم! و من چشم به راه دوختم! و میدونم می‌آد .....
بعدش فقط کار کار کار کار !!

به امید روزهای خوبی که شاید خواهیم ساخت!

جهت ارسال دایرکت:
💬  t.me/hatef12cc?direct

بات تماس:
🤖  @hatef12bot
.
1
🧡 اینترنت باز شد

سلام. گرچه خیلی احمقانه است که برایش خوشحال باشیم، اما باید عرض کنم که بله بلاخره موفق به اتصال به کانالم شدم. در این مدت، اتفاقات زیادی افتاد. اما دوست ندارم به آن بپردازم. فعالیت رسمی کانال رو از هم اکنون آغاز می کنیم تا ببینیم چی میشه 🧡

جهت ارسال دایرکت:
💬  t.me/hatef12cc?direct

بات تماس:
🤖  @hatef12bot
.
پادکست آن
قسمت اول
نفس می‌کشیم، پس زنده‌ایم!

شنیدن در : وبلاگ هاتف - پادکست آن

بزودی فایل آن نیز در این کانال قرار داده خواهد شد. یعنی پست بعدی!
@hatefblog
@hatefblog
ON Podcast - Ep 1
Hatefblog.ir
پادکست آن ON
قسمت اول
نفس می‌کشیم! پس زنده‌ایم!

@hatefblog
@hatefblog
@hatefblog

🧡 اگر دوست داشتید، خودتون بهتر میدونید که میتونید فورواردش کنید
1
یکی از کارهای قدیمی موسیقیم رو امروز تقدیمتون میکنم. امیدوارم دوست داشته باشید. پیانوی کار عمدا روی زمان نیست تا از موسیقی سو استفاده نشود.امیدوارم دوست داشته باشید.
جهت ارسال دایرکت:
💬  t.me/hatef12cc?direct

بات تماس:
🤖  @hatef12bot
.
Love Signature (Hatefx.ir)
Hatef (hatefblog.ir)
امضای عشق
باز تنظیم و ساخت : هاتف

@hatefblog
@hatefblog
2
در سال ۲۰۱۵ بود که با یک شکل تنظیم آشنا شدم. شکل تکرار شونده. در این شکل، ملودی اصلی، تکرار می‌شود و به شکل‌های مختلف در می‌آید. به صورت تست یک کاری را کاور کرده و ساختم به اسم The Only Way is Up و در هاردم، مشغول خاک خوردن بود. البته کمبود امکانات هم بی تاثیر نبود. در خانواده مذهبی، این‌ کارها جرم بود . گرچه اکنون، در همان خانه مذهبی، تمامی سازها وجود دارد، به جز لگن برای ضرب گرفتن! هر ساز بگویید! و دستان من، بر این سازها، نامحرم!
این موسیقی را با افتخار، تقدیم حضورتان می‌کنم. ببخشید که به علت قدیمی بودن و نوع خاص سبک ( این موزیک‌ها در کلوپ‌ها معمولا استفاده می‌شن چون فقط نیازه که صدایی باشه،‌ برای همین اصل آهنگ کلا ۴۵ ثانیه است و به شکل‌های مختلف تکرار میشه) ممکن است دوست نداشته باشید.

امری فرمایشی هست؟ اینجا بگو :
@hatef12bot
The Only Way is Up
Hatef (Repetetive Remix Version)
The Only Way Is Up
باز تنظیم: هاتف
سال ساخت: ۲۰۱۶

@hatefblog
@hatefblog
1
رفته بودیم رستوران، که تابلوی شام آخر، نظرم را جلب کرد. اما این بخشش نظرم را بیشتر جلب کرد! 😂😂😂
قیافه مرد وسطی، عاااالیه!
اینجوریه که:
داداش وات دا فاک؟
چته؟ مشکلی هست؟؟

تا درودی دیگر، بدرود
🤣1
دوستان گرامی، غم زیادی مرا فرا گرفته است‌. افسردگی نوع دیگری به من حمله کرده است. چه کار کنم؟
نمیدانم!
خیلی اکنوت دلم گرفته است. غروب بسیار غم انگیز است. نمیدانم چه کار کنم. نمی‌دانم چه میخواهم!
هیچ نمی‌دانم...
خیلی خیلی دلم گرفته است....
مرا آورد، چون خودش با من کار داشت! چون باید کاری را برایش انجام میدادم انجام میدهم! من هیچ گاه اجازه نمی‌دم که به کسی مدیون باشم...
دیگر همه برایم کتاب بازند!
دیروز اکس تماس گرفته و مهربان صحبت میکند! معلوم نیست که چه خوابی برایم دیده و چه آشی برایم پخته است!
باز هم تکرار می‌کنم! دیگر همه برایم کتاب باز هستند!
راستی، تبریز جای قشنگی است، اگر همه چیز خوب پیش برود، ماندگارم!
تهران خیلی غم داشت، خیلی غم دارد...
عوض شدم!
بد و خوبشو نمی‌دونم. ولی دیگه آدم قبلی نیستم. خیلی چیزا معنیشونو برام از دست داده. قدیم خیلی به چیزهای آدمیزادی معتقد بودم. الان نیستم.
دیگه به کمک کردن اعتقادی ندارم. به اون چیزهای انسانی و آدمیزادی دیگه اعتقاد ندارم. چون جواب خوب بودنم رو بحد کافی گرفتم. دنیا دنیای تجارته! همونطور که بدهکار به کسی نمیشم، دیگه اجازه هم نمی‌دهم کسی بدهکارم بشه‌. بیشتر تو لاک خودم رفتم و فقط و فقط برا خودم وقت و انرژی می‌گذارم.
گیر یه پروژه افتادم که هرچه گفتم نمیخوام، نشد!
وقتی من هر کاری شروع کردم، تنها بودم، از این به بعدشم تنهام. دارم سرم رو خلوت می‌کنم که به خودم برسم. کارو برا خودم میکنم که میدونم چقدر زحمت پاش رفته و چقدر ارزش داره. میخوام از این به بعد به کارهام احترام بذارم چون لایق احترامن! و اجازه ندم هر بی‌هنری اونا رو زیر سوال ببره!
سرد تر و سردتر و سردتر میشم‌. هرکی دو قدم برداشت من چهار قدم برمیدارم! طلبکار کسی نمیمونم! بدهکار هم نمیمونم! من آدمی‌ام با کلی زحمت! اینی که هستم، راحت به دست نیومده! کلی عرق ریختن و اشک ریختن پاش رفته. کلی دوییدن پاش رفته! دکمه نزدم تا این شم! نزدم!
دیگه وقت اشتباه نی! وقت جلو رفتنه. به قولی، زنده باد خودم! خودم! خودم!
ببخشید که اینجوریه، چون شد! ببخشید که دیگه این آدم نیستم و ببخشید دیگه هیچ کار انسانی رایگانی نیست!
حالا میخوام فقط کار کنم و وقتو رو خودم بذارم و مزاحمت‌ها رو کمتر و کمتر کنم. مانیفستمو بروز کنم.
به امید روزهایی که داریم میسازیم!
👏1
درحال بروزرسانی سیستم هستیم.
فعلا هیچ کاری انجام نمیدهیم.
۴ ترابایت داده بایستی تمیز و مرتب شوند و به ابرهایی که خریداری شده منتقل بشن‌. بعدش فقط توسعه و کار می‌کنیم. مخصوصا حالا که کار دارم و باید بجنگم براش. بدون اینکه برای چیزی ثانیه‌ای تلف کنم.
در حالی که این فایلها دارن منتقل میشن تا با ابزارها مرتب بشن و داده‌های اضافی حذف شن، به دوستام فکر کردم.
همه شونو یک دور بررسی کردم. تو ذهنم، هر کدومشون یه نمره‌ای داشتن. و متاسفانه خیلی‌ها زیر ده شدن و رد شدن!
دیدم یارو انقدر بیشعور بوده که من صدم و گذاشتم ولی اون برا خودش بریده و دوخته و جای قدردانی و تشکر، لیچار هم بهم گفته. واقعا از اول امسال، گفتم آدم دیگه‌ای بشم‌. خودمو خیلی دوست داشته باشم. ضامن بیشعوری آدم‌ها نباشم. از چیزی ناراحت شدم، راحت بگم! نخوام کار کنم بگم! نخوام رفاقت کنم بگم! بعضیا مارو پله میدیدن و ادای رفاقت درمیاوردن. تو روشون بگم! من ضامن اینکه کسی بیشعوره نیستم!
اگر اومدم پروژه تو توسعه دادم، کد زدم، زحمت کشیدم و ریالی ازت نگرفتم چون رفیق بودم! اما تو منو پله دیدی! خداحافظ! خداحافظ هرکسی که منو پله دید نه رفیق!
خود عزیز دوست داشتنیم برا خودم کافیه! پا کسایی وامیستم که پام وامیستن و چرتو پرت تحویلم نمیدن!
راهی که تو توش تازه واردی و ادعات رو سقف، من خیلی وقته تهش واستادم و میبینم هیچی نیست! مفت بری بسه!
دیگه نمیذارم مفتمو ببرند! با عرض پوزش فراوان! حالا دیگه خود خودمم!!
این فایل‌ها اوکی شد، میفتم به جون کار و حرفه‌ای جلو میرم. جنگ آغاز شده!
👏1
این زندگی حق من نبود....
اما من هنوز دارم می‌جنگم....
باشد که به نتیجه برسم.....
👍2
سلام.
مدتی است که نیستم و می‌دونم کسی هم نگرانش نیست! 😂😉
البته اوکیه، من که اصلا کاملا باهاش اوکیم. اما بگذارید از این روزهام بگم که نبودم. پروژه کار بر روی دیتا تمام شد و با استفاده از ابزارهایی، برای مشتری، تونستم فایل‌ها رو براش درست کنم. اما ناگهان این ایده به سرم زد که از ۶ هارد خودم (۸ ترابایت) رو هم مانند مشتری، درست کنم. قطعا این ۸ ترابایت، پر است از فایل‌های تکراری! چون من به شدت آدم بی‌نظمی هستم. اما فرق من با مشتری این بود که دیتای مشتری برای من مهم نبود! با اینکه مهندس کامپیوتر هستم، به هیچ کامپیوتری اعتماد ندارم. حدس میزنم که شاید این فایل که هم نام فایل دیگری است و از قضا، سایزشان هم برابر است، دو فایل متفاوت باشند! و من فایل‌هایم را از دست بدم! من گاهی آن قدر وسواسی هستم که دستم می‌خورد و یک پوشه را دوبار کپی میکنم، با اینکه می‌دانم کپی است، باید فایل‌ها را دانه دانه چک کنم (بیکارم دیگه)... پس با یک پاکت سیگار، خودم را استخدام کردم که این هاردها را خالی کنم .... کاش نمی‌کردم ....
مفصل‌تر در مورد این موضوع، توی پادکست آن صحبت خواهم کرد. اما الان انقدر دلم گرفته بود، که گفتم درد دلی با شما کنم. چه دیتاهایی حذف شد اسماعیل! چه دیتاهایی! یک دور خاطرات زندگیم، مرور شد! چه خاطراتی! چه مدارک و اسراری، برای همیشه حذف شد! و بزودی هم شاید چند سال دیگه از ذهنم حذف شوند! همانطور که تا امروز حذف شده بودند. پروژه‌های طراحی سایتی که با Table بودند و بعد Tableless شدن! و حتی برای رزومه و نمونه‌کار هم به درد نمی‌خورن! با چه کسانی در کدام سایت‌ها چه کارهایی می‌کردیم و مسیر سرنوشت آنها را به کجا برد و مرا به کجاها برد! چه وبلاگ‌هایی، از دهه ۸۰! از اوایل ۸۰! چه نظراتی! چه مدارکی! و چه اشتباهات فاحشی! چه حمالی‌های مفتی که من برای آدم‌ها کردم! و چه بلایی که آدم‌ها سر من نیاوردند! سه سرقت هویت! و سپس افتادن در تله و شبیه شدن به آدم های عوضی، نشان دهنده حماقت من و بیش از حد خوب احمق بودن است! 
چه سایت‌هایی و چه فروم‌هایی که زدم و هزینه کردم! چه تهمت‌هایی به من نسبت داده شد توسط بی‌شرافت ترین آدم‌های فضای مجازی! که مقصر، ۱۰۰ درصد و بدون شک، خود بنده هستم! و هرگز بابت این بلایا، خودم را نمی‌توانم ببخشم! چه آدم‌هایی در زندگی من آمدند و اکنون نیستند! یا زیر خاکند، یا روی خاک و به امید خدا روزی می‌روند زیر خاک! ببخشید از این واژه که نه در شان من است و نه شما استفاده می‌کنم، اما تصاویر چه توالت‌هایی را پاک کردم! فرنگی و مغولی! حتی چاه موال! چه پروژه‌هایی که الان اگر روی سایتتان نصب کنید، آنقدر قدیمی شدند که پلیس بابت خرابکاری عمدی، دستگیرتان می‌کند! چه قالب‌های سیستم‌های مدیریت محتوایی!! (فکر کنم کل سایت وردپرس فارسی (وف) و جوملا رو دانلود کرده بودم که همش پاک شد!) چقدر سمپل موسیقی قدیمی که قرار بود با آنها آهنگسازی کنم و آنقدر پیر شدم که وقتی کامپیوتر خریدم، که دیگر حالش را نداشتم تا بسازم! 
پس از حذف اولین هارد و خالی شدن تقریبا ۷۰۰ گیگابایت، در حالی وارد هارد دوم می‌شوم، که انگار اکنون، تازه فهمیدم در این مدت زندگی خود، چه تجربه کردم. قدر چیزهایی که دارم را می‌دانم و قدر آدمی که شده‌ام، بیشتر می‌دانم. من با تمامی این دردها، این پستی‌ها و بلندی‌ها، و تحمل این روزها، این شدم! من خودم عادت داشتم که در هر سوراخی چوب کنم! چون آدم زندگی خطی نبودم! اگر آدم زندگی خطی بودم، خب نرمال، در یک خط زندگی‌ام را می‌کردم! که مفصل در پادکست آن در مورد آن صحبت خواهم کرد! شاید قسمت‌های ۴ و ۵ ... خیلی درسها گرفتم. اما امروز دلم خیلی گرفته بود. انگار دوباره شکستم! ایرادی نداشت! چون از شکسته‌ها، من دوباره برخواستم! آدمی جدید.....
توضیح بیشتر را بگذارید در پادکست بدهم و با نوشتار طولانی‌تر، سرتان را درد نیاورم.
ارادتمند.هاتف
جهت ارسال دایرکت:
💬  t.me/hatef12cc?direct

بات تماس:
🤖  @hatef12bot
.
👏1
#اطلاعیه
پادکست آن
جهت ارسال دایرکت:
💬  t.me/hatef12cc?direct

بات تماس:
🤖  @hatef12bot
.
1