🧡 سلام، اینجا کانال هاتف است 🧡
خاطرتان اگر باشد، در پادکست و همچنین وبلاگم، به طور رسمی، اعلام کردم که میخواهم فعالیتهایم را به تلگرام ببرم. دسترسی در تلگرام به محتوا بسیار سادهتر است و از طرفی میخواهم با ورود به بلاکچین TON Coin ، از امکانات ویژه تلگرام برای محتوا و ارائه هر چه بهتر خدمات اقدام کنم. متاسفانه، وب دیگر نفوذ گذشته را ندارد. البته معتقد به این هستم که وبسایت خوب، کلاس کار است و نشانگر حرفهای بودن است. مخصوصا برای آدم اهل تکنولوژی مانند من که در این راه، موی سپید کردم! مهم نیست اکنون، به رسانه علاقه پیدا کردم و تلاشم این است که از محیط ۰ و ۱ فاصله بگیرم، وبسایت داشتن، یعنی من در کارم جدی هستم!
اما نباید امکانات جدی شبکههای اجتماعی، مخصوصا تلگرام را جدی نگرفت. مخصوصا حالا که آپدیتهای جدیدی را منتشر نموده و در حال تبدیل شدن به یک شبکه بزرگ ارتباطات اجتماعی است.
به طور رسمی، در کانال وبلاگی خودم (@hatefblog) که این کانال هست، فعالیتم را از امروز آغاز کردم و میخواهم از امروز، در این کانال به صورت حرفهای فعالیت نمایم و این کانال را با وبلاگم متصل نمایم. و فعالیت اصلی ما، از امروز به بعد در این کانال خواهد بود. همچنین پادکستهای خودم و آثار تولیدی دیگر خودم را نیز در کانال رسمی خودم منتشر نمایم. (که حالت رسمیتری دارد).
اما برنامه من چیست؟
در حال حاضر به دلیل شرایط خاصی که برایم پیش آمده، روی کانال هستیم و تا ابد و برای همیشه خواهیم بود و دیگر از کانال جدا نخواهیم شد. این کانال برای همیشه فعال خواهد بود. در سطحهای بعدی، برای تبلیغات آن اقدام خواهیم کرد و این کانال را تبدیل به محفلی میکنیم که بتوان در آن به بحث و گفتگو پرداخت. اما وبلاگهایی که در این کانال معرفی شده است، به صورت موقتی است. به محض اینکه شرایط و وضعیت بهتر شد، همه این مطالب و وبلاگها، به یک هاست و یک سرویس خوب منتقل خواهند شد که از آنجا میتوانید از محتوای این وبلاگ، در یک سرور خوب که قطع هم نمیشود، استفاده کنید. همچنین در وبسایت و وبلاگ و این کانال، بزودی بخش کارگاه را راهاندازی میکنم که کلی کارهای باحال در آنجا بکنیم. زندگی سرتاسر ایده و تلاش است.
من خیلی خسته هستم و انصافا تسلیم هم شدهام! اما فعلا فقط ادامه میدهم ببینم چه میشود.
به امید روزها خوبی که خواهیم ساخت.
خاطرتان اگر باشد، در پادکست و همچنین وبلاگم، به طور رسمی، اعلام کردم که میخواهم فعالیتهایم را به تلگرام ببرم. دسترسی در تلگرام به محتوا بسیار سادهتر است و از طرفی میخواهم با ورود به بلاکچین TON Coin ، از امکانات ویژه تلگرام برای محتوا و ارائه هر چه بهتر خدمات اقدام کنم. متاسفانه، وب دیگر نفوذ گذشته را ندارد. البته معتقد به این هستم که وبسایت خوب، کلاس کار است و نشانگر حرفهای بودن است. مخصوصا برای آدم اهل تکنولوژی مانند من که در این راه، موی سپید کردم! مهم نیست اکنون، به رسانه علاقه پیدا کردم و تلاشم این است که از محیط ۰ و ۱ فاصله بگیرم، وبسایت داشتن، یعنی من در کارم جدی هستم!
اما نباید امکانات جدی شبکههای اجتماعی، مخصوصا تلگرام را جدی نگرفت. مخصوصا حالا که آپدیتهای جدیدی را منتشر نموده و در حال تبدیل شدن به یک شبکه بزرگ ارتباطات اجتماعی است.
به طور رسمی، در کانال وبلاگی خودم (@hatefblog) که این کانال هست، فعالیتم را از امروز آغاز کردم و میخواهم از امروز، در این کانال به صورت حرفهای فعالیت نمایم و این کانال را با وبلاگم متصل نمایم. و فعالیت اصلی ما، از امروز به بعد در این کانال خواهد بود. همچنین پادکستهای خودم و آثار تولیدی دیگر خودم را نیز در کانال رسمی خودم منتشر نمایم. (که حالت رسمیتری دارد).
اما برنامه من چیست؟
در حال حاضر به دلیل شرایط خاصی که برایم پیش آمده، روی کانال هستیم و تا ابد و برای همیشه خواهیم بود و دیگر از کانال جدا نخواهیم شد. این کانال برای همیشه فعال خواهد بود. در سطحهای بعدی، برای تبلیغات آن اقدام خواهیم کرد و این کانال را تبدیل به محفلی میکنیم که بتوان در آن به بحث و گفتگو پرداخت. اما وبلاگهایی که در این کانال معرفی شده است، به صورت موقتی است. به محض اینکه شرایط و وضعیت بهتر شد، همه این مطالب و وبلاگها، به یک هاست و یک سرویس خوب منتقل خواهند شد که از آنجا میتوانید از محتوای این وبلاگ، در یک سرور خوب که قطع هم نمیشود، استفاده کنید. همچنین در وبسایت و وبلاگ و این کانال، بزودی بخش کارگاه را راهاندازی میکنم که کلی کارهای باحال در آنجا بکنیم. زندگی سرتاسر ایده و تلاش است.
من خیلی خسته هستم و انصافا تسلیم هم شدهام! اما فعلا فقط ادامه میدهم ببینم چه میشود.
به امید روزها خوبی که خواهیم ساخت.
همه ما آدمهای معمولی هستیم.
کسل کنندهایم، باحالیم، خندونیم، بداخلاقیم، عصبیایم، غمگینیم، جذابیم، مهربونیم،ظالمیم، فحاش و هتاکیم، مودبیم و همه چی هستیم!
فقط بستگی به زمانش داره که کدوم نقابمونو تو چه وقتی به صورت بزنیم!
👤 ملتزر با کمی تحریف
#shorts
#shorts@hatefblog
@hatefblog
کسل کنندهایم، باحالیم، خندونیم، بداخلاقیم، عصبیایم، غمگینیم، جذابیم، مهربونیم،ظالمیم، فحاش و هتاکیم، مودبیم و همه چی هستیم!
فقط بستگی به زمانش داره که کدوم نقابمونو تو چه وقتی به صورت بزنیم!
👤 ملتزر با کمی تحریف
#shorts
#shorts@hatefblog
@hatefblog
👏2
داشتم قدم میزدم، و سیگارها روی لبهایم رژه میرفتند .. مانند خودم که این خیابانهای کوفتی تهران را گز میکنم....
فکر کردم، که چرا اخیرا، کارهای خوب هنری ما، غمگینند. هر چقدر هم کمدی باشند، باز غمگینند. یاد حرفی افتادم که مانی گفت. گفت هرچقدر هم تلاش کنی پادکست شاد بسازی، باز غمگینه. ابتدا گمان کردم بخاطر جغرافیاست....
اما بعد که فکر کردم، دیدم از نظر من، کارهای خارج از این جغرافیا هم برایم غمگینند!
دلم گرفت. و رسیدم به این که دریافت ما، پرده غم به خود گرفته است. ما در کشوری زندگی میکنیم که شیر را در آن ۲۰۰ هزارتومان میخریم و پفک را ۱۰۰ هزار تومان! هوای آلوده، غذای آلوده، خشکسالی، تحریم، قطعی اینترنت، فشارهای مختلف اقتصادی، فروپاشی فرهنگی، فیلترینگ. همه چی نابود شده است. هیچ خوشی نداریم. خانوادهها یا در آستانه فروپاشی اند و یا فروپاشیدهاند. زن و شوهر ها از زندگی کنار هم لذت نمیبرند چون دائما مشغول حل چالشها هستند. همش درگیر حل مشکلند. وقت نمیکنند که برای هم وقتی بگذارند. خوشی و خنده نابود شده. قدیم به سادهترین چیزها میخندیدیم و اکنون اثر هنری باید آکنده از فساد و فحشا و شوخیهای مستهجن باشد تا شاید خنده هیستریک فیکی که زود محو میشود را بگیرد. همه چیز انگار مرده، همه در هم میلولیم و زورمان به خودمان میرسد. در جایی که سایه جنگ رویش است و همه چیز معلق است. ۶ سال شد که عاشقم و نمیتوانم ازدواج کنم! نه من!!! که خیل عظیمی از ما پیرپسرها در حسرت ازدواج ماندیم. در برطرف کردن نیازهای شخصی خودمان ماندیم. چه برسد زندگی مشترک! همه چیز سیاه و کبود و مرده است. همه چیز چرک است و رد خون دارد. بوی خون و کثافت همه جا هست! و برای هر کسی که حرف بزند، مجازات سنگین... روح و روانمان مملو از خشم فروخورده، افسردگی و مشکلات جدی و حال بد است. روحمان مسموم شده است و در حال خفه شدنیم. یخچالها مانند جیبها خالی. بیکاری و فساد، جرات بیرون رفتن نداریم و هر آن در انتظار چاقویی که زیر گلویمان بیاید و بگوید هرچی داری رد کن بیاد، در توهم امنیتی پوشالی زندگی میکنیم. دانشجویش هر روز اشک است، دانش آموزش هر روز اشک. همه میدانند که آیندهای ندارند. شادی خیلی وقت است که مرده و همه جای جهان، آسمان یک رنگ است.... در به دری و دلتنگی و غربت است. انصافا در خانه هم در به دری و غربت است....
به قول آقا یاسر که گفت پدر که به ما داد فقط اخماشو، بچههای دوستشو بغل کرد با شوق، به ما که میرسید کمربند وا شد!!
در این فضای تاریک که بوی تعفن و مرگ و خون میدهد و بادش هم جهنمی است، درد ورودی است. ما با خندهدار ترین جوکها هم غم میگیریم و با شاد ترین آهنگها، جای رقص، اشک میریزیم! اگر هنرمند باشیم، فقط غم داریم و خروجی مان غم و درد و اشک است و اگر گیرندهایم، فقط غم و سیاهی میبینیم. حایی که رنگها هم تاریک و بی روح و معنی شده است.
پس اشکال ما نبودیم.....ما تا جایی که میشد نجابت به خرج دادیم، سکوت کردیم، تحمل کردیم، دست تو جیبمان کردند، تحقیرمان کردند، دلمان را شکستند و حقمان را خوردند و بخشیدیم و نگاه کردیم. سرمان را پایین انداختیم... سر آخر این شد...
غم داریم .. غم .. قد جهان... اینجا فقط غم است و غم و دستهای ما بسته.. بقول جناب سعدی که فرمود سنگ را بستند و سگ را باز .... سگ سیاه افسردگی....
و تنها دعای من، که خدایا، یا رحمی به ما کن، یا حداقل نگذار سر پایین بمیریم. اینطور بمیریم....
@hatefblog
به امید روزهای خوبی که شاید خواهیم ساخت .....
فکر کردم، که چرا اخیرا، کارهای خوب هنری ما، غمگینند. هر چقدر هم کمدی باشند، باز غمگینند. یاد حرفی افتادم که مانی گفت. گفت هرچقدر هم تلاش کنی پادکست شاد بسازی، باز غمگینه. ابتدا گمان کردم بخاطر جغرافیاست....
اما بعد که فکر کردم، دیدم از نظر من، کارهای خارج از این جغرافیا هم برایم غمگینند!
دلم گرفت. و رسیدم به این که دریافت ما، پرده غم به خود گرفته است. ما در کشوری زندگی میکنیم که شیر را در آن ۲۰۰ هزارتومان میخریم و پفک را ۱۰۰ هزار تومان! هوای آلوده، غذای آلوده، خشکسالی، تحریم، قطعی اینترنت، فشارهای مختلف اقتصادی، فروپاشی فرهنگی، فیلترینگ. همه چی نابود شده است. هیچ خوشی نداریم. خانوادهها یا در آستانه فروپاشی اند و یا فروپاشیدهاند. زن و شوهر ها از زندگی کنار هم لذت نمیبرند چون دائما مشغول حل چالشها هستند. همش درگیر حل مشکلند. وقت نمیکنند که برای هم وقتی بگذارند. خوشی و خنده نابود شده. قدیم به سادهترین چیزها میخندیدیم و اکنون اثر هنری باید آکنده از فساد و فحشا و شوخیهای مستهجن باشد تا شاید خنده هیستریک فیکی که زود محو میشود را بگیرد. همه چیز انگار مرده، همه در هم میلولیم و زورمان به خودمان میرسد. در جایی که سایه جنگ رویش است و همه چیز معلق است. ۶ سال شد که عاشقم و نمیتوانم ازدواج کنم! نه من!!! که خیل عظیمی از ما پیرپسرها در حسرت ازدواج ماندیم. در برطرف کردن نیازهای شخصی خودمان ماندیم. چه برسد زندگی مشترک! همه چیز سیاه و کبود و مرده است. همه چیز چرک است و رد خون دارد. بوی خون و کثافت همه جا هست! و برای هر کسی که حرف بزند، مجازات سنگین... روح و روانمان مملو از خشم فروخورده، افسردگی و مشکلات جدی و حال بد است. روحمان مسموم شده است و در حال خفه شدنیم. یخچالها مانند جیبها خالی. بیکاری و فساد، جرات بیرون رفتن نداریم و هر آن در انتظار چاقویی که زیر گلویمان بیاید و بگوید هرچی داری رد کن بیاد، در توهم امنیتی پوشالی زندگی میکنیم. دانشجویش هر روز اشک است، دانش آموزش هر روز اشک. همه میدانند که آیندهای ندارند. شادی خیلی وقت است که مرده و همه جای جهان، آسمان یک رنگ است.... در به دری و دلتنگی و غربت است. انصافا در خانه هم در به دری و غربت است....
به قول آقا یاسر که گفت پدر که به ما داد فقط اخماشو، بچههای دوستشو بغل کرد با شوق، به ما که میرسید کمربند وا شد!!
در این فضای تاریک که بوی تعفن و مرگ و خون میدهد و بادش هم جهنمی است، درد ورودی است. ما با خندهدار ترین جوکها هم غم میگیریم و با شاد ترین آهنگها، جای رقص، اشک میریزیم! اگر هنرمند باشیم، فقط غم داریم و خروجی مان غم و درد و اشک است و اگر گیرندهایم، فقط غم و سیاهی میبینیم. حایی که رنگها هم تاریک و بی روح و معنی شده است.
پس اشکال ما نبودیم.....ما تا جایی که میشد نجابت به خرج دادیم، سکوت کردیم، تحمل کردیم، دست تو جیبمان کردند، تحقیرمان کردند، دلمان را شکستند و حقمان را خوردند و بخشیدیم و نگاه کردیم. سرمان را پایین انداختیم... سر آخر این شد...
غم داریم .. غم .. قد جهان... اینجا فقط غم است و غم و دستهای ما بسته.. بقول جناب سعدی که فرمود سنگ را بستند و سگ را باز .... سگ سیاه افسردگی....
و تنها دعای من، که خدایا، یا رحمی به ما کن، یا حداقل نگذار سر پایین بمیریم. اینطور بمیریم....
@hatefblog
به امید روزهای خوبی که شاید خواهیم ساخت .....
😢2
در مورد وضعیت اینترنت حرف بزنید!
اعتراض کنید!
چند تا هزار پدر افتادن به جان اینترنت!
خیلی اقتصاد و درست کردید خیلی کشور رو درست کردید خیلی کارنامه تمیزی دارین، افتادین به جون اینترنت!!!؟؟
اعتراض کنید!
چند تا هزار پدر افتادن به جان اینترنت!
خیلی اقتصاد و درست کردید خیلی کشور رو درست کردید خیلی کارنامه تمیزی دارین، افتادین به جون اینترنت!!!؟؟
💔2
میگن درد کشیدن آدم رو شریف و پاک میکنه!
هر کسی میگه غلط میگه!
هرکی میگه فقر خوبه سختی خوبه، آزمایش الهیه، زر مفت میزنه بی خود میگه، زر اضافی میزنه!
سختی، آدم رو بیرحم و عقدهای میکنه!!
هر کسی میگه غلط میگه!
هرکی میگه فقر خوبه سختی خوبه، آزمایش الهیه، زر مفت میزنه بی خود میگه، زر اضافی میزنه!
سختی، آدم رو بیرحم و عقدهای میکنه!!
💔2
از امروز تغییر کردم! کودک درونم را کشتن! چاقویی در قلبش کردند و افتاد و گفت .. خداحافظ ...
کسی روی صندلی درونم نبود، که من را هدایت کند، و من مجبور شدم، به درون بسیار تاریک درونم بروم، از تاریکترین جاها رد شدم، از خطرناکترینشان، دست انداختم، و تمامی، قفلها را باز کردم! گفت : سلام! دیر اومدی، ولی بلاخره اومدی!
گفتم: اون نمیذاشت! اون میخواست خوب و مهربون باشم، اون میخواست جواب بدی رو با خوبی بدم! اون میخواست عشق بدم و معتقد به انسانیت و مهربونی بود که ناگهان فریاد زد : حالا اون دیگه مرده!!!!!!!!! کشتنش!!!!!!!!!!
گفتم: میدونم! عزادارشم، که گفت: حالا نوبت منه که انتقامشو بگیرم! نوبت منه که بسپاریش به من و ببینی من چه کار میکنم! و آمد بیرون!
گفت: سوپرایزت میکنم هاتف! این اسم اون بود! حالا مرده! اسمت رو عوض کن ... گفتم باشه ..
گفت: بلاخره نوبت هیولای درونت شد و حالا واستا و تماشا کن و ببین چطوری برات جلو میرم! رحم و این چرت و پرتها مال اون بود! دیگه از اینجا به بعد نوبت منه که طی یه قرارداد با آدمها رفتار کنم! این پروتکل منه! با خوبها خوبم، ولی با بدا ... قول بهت نمیدم مث اون باشم!
گفتم: خیلی خستهام هیولای درونم! و میدونم تو قراره به آتش بکشی! بدون آزادی دیگه... چون اون نیست! اصلا من برای همین بیش از حد بد بودنت، زندانیت کرده بودم.. چون اون خواسته بود! اشتباه کردم! حالا کشتنش!!! دفنش کردم و براش مراسمی نگرفتم!
گفت: وقتی انتقامشو گرفتم، با هم براش عزاداری میکنیم! حالا دیگه وقت انتقامه !
++ برام اسم انتخاب کنید :)
@hatef12bot
@hatef12bot
.
کسی روی صندلی درونم نبود، که من را هدایت کند، و من مجبور شدم، به درون بسیار تاریک درونم بروم، از تاریکترین جاها رد شدم، از خطرناکترینشان، دست انداختم، و تمامی، قفلها را باز کردم! گفت : سلام! دیر اومدی، ولی بلاخره اومدی!
گفتم: اون نمیذاشت! اون میخواست خوب و مهربون باشم، اون میخواست جواب بدی رو با خوبی بدم! اون میخواست عشق بدم و معتقد به انسانیت و مهربونی بود که ناگهان فریاد زد : حالا اون دیگه مرده!!!!!!!!! کشتنش!!!!!!!!!!
گفتم: میدونم! عزادارشم، که گفت: حالا نوبت منه که انتقامشو بگیرم! نوبت منه که بسپاریش به من و ببینی من چه کار میکنم! و آمد بیرون!
گفت: سوپرایزت میکنم هاتف! این اسم اون بود! حالا مرده! اسمت رو عوض کن ... گفتم باشه ..
گفت: بلاخره نوبت هیولای درونت شد و حالا واستا و تماشا کن و ببین چطوری برات جلو میرم! رحم و این چرت و پرتها مال اون بود! دیگه از اینجا به بعد نوبت منه که طی یه قرارداد با آدمها رفتار کنم! این پروتکل منه! با خوبها خوبم، ولی با بدا ... قول بهت نمیدم مث اون باشم!
گفتم: خیلی خستهام هیولای درونم! و میدونم تو قراره به آتش بکشی! بدون آزادی دیگه... چون اون نیست! اصلا من برای همین بیش از حد بد بودنت، زندانیت کرده بودم.. چون اون خواسته بود! اشتباه کردم! حالا کشتنش!!! دفنش کردم و براش مراسمی نگرفتم!
گفت: وقتی انتقامشو گرفتم، با هم براش عزاداری میکنیم! حالا دیگه وقت انتقامه !
++ برام اسم انتخاب کنید :)
@hatef12bot
@hatef12bot
.
😢1
از خودتان، انسانیت به یادگار بگذارید، نه انسان!
تولید مثل را هر جانوری بلد است ...
🖋 برتراند راسل
تولید مثل را هر جانوری بلد است ...
🖋 برتراند راسل
🔥1
آنچه مهم است،
انسان بودن و ساده بودن نیست؛
آنچه مهم است،
صادق بودن است؛
با صداقت، آن چیزهای دیگر هم
حاصل خواهد شد...
👤 آلبر کامو
@hatefblog
انسان بودن و ساده بودن نیست؛
آنچه مهم است،
صادق بودن است؛
با صداقت، آن چیزهای دیگر هم
حاصل خواهد شد...
👤 آلبر کامو
@hatefblog
✏️ درد دلی کوتاه
سلام. امیدوارم حال شما خوب باشد.
گرچه این روزها، شاید خوب بودن، در آخر لیست کارهایمان باشد. شاید حتی یادمان رفته باشد.
انگیزه، انرژیای است که ما برای انجام کار نیاز داریم. بدون انگیزه، همه چیز روی هواست. شما کاری را دوست داشته باشید اما انگیزه نداشته باشید، نمیتوانید کاری کنید و دستتان بسته است. شاید باورتان نشود که مدتی است کمیتم لنگ میزند! مدتی هست هیچ انگیزه و انرژیای ندارم. دست و دلم به هیج کاری نمیرود. حتی در حد انجام وظایف روزانه، به مشکل خوردم!
از خودم مدام میپرسم که چه شد که این شد؟
نمیدانم راهم غلط بوده یا اعتماد بی جا داشتم تا به این نقطه رسیدم. دلم واقعا یک خبر خوب میخواهد، یک انرژی زیاد، یک اتفاق خیلی خوب که من را از این خاکستر بلند کند و به ریل زندگی بازگرداند. هرچیزی که باشد...
انصافا این روزها، انگار چند ایستگاه قبل، از قطار زندگی خود پیاده شدم. شاید باید قطار را عوض میکردم. دلم گرفته است. میدانم شما نیز دست کمی از من ندارید. همه ما منتظر یه اتفاقی هستیم. یه چیزی بشود ...
میدانم که یکسان نباشد حال دوران، غمی نمیخورم! و میدانم آینده طور دیگر است، اما من امروز به این اتفاق نیاز دارم...
با این که حالم بد است، اما من تسلیم نمیشوم. من خواهم جنگید. و باز از نو شکوفه خواهم زد. روزهای تاریک سر میآیند، اما امروز......
بیش از هر چیزی، محتاج یک اتفاقم....
بماند.. سرتان را درد نمیآورم.
ارادت، هاتف
.
سلام. امیدوارم حال شما خوب باشد.
گرچه این روزها، شاید خوب بودن، در آخر لیست کارهایمان باشد. شاید حتی یادمان رفته باشد.
انگیزه، انرژیای است که ما برای انجام کار نیاز داریم. بدون انگیزه، همه چیز روی هواست. شما کاری را دوست داشته باشید اما انگیزه نداشته باشید، نمیتوانید کاری کنید و دستتان بسته است. شاید باورتان نشود که مدتی است کمیتم لنگ میزند! مدتی هست هیچ انگیزه و انرژیای ندارم. دست و دلم به هیج کاری نمیرود. حتی در حد انجام وظایف روزانه، به مشکل خوردم!
از خودم مدام میپرسم که چه شد که این شد؟
نمیدانم راهم غلط بوده یا اعتماد بی جا داشتم تا به این نقطه رسیدم. دلم واقعا یک خبر خوب میخواهد، یک انرژی زیاد، یک اتفاق خیلی خوب که من را از این خاکستر بلند کند و به ریل زندگی بازگرداند. هرچیزی که باشد...
انصافا این روزها، انگار چند ایستگاه قبل، از قطار زندگی خود پیاده شدم. شاید باید قطار را عوض میکردم. دلم گرفته است. میدانم شما نیز دست کمی از من ندارید. همه ما منتظر یه اتفاقی هستیم. یه چیزی بشود ...
میدانم که یکسان نباشد حال دوران، غمی نمیخورم! و میدانم آینده طور دیگر است، اما من امروز به این اتفاق نیاز دارم...
با این که حالم بد است، اما من تسلیم نمیشوم. من خواهم جنگید. و باز از نو شکوفه خواهم زد. روزهای تاریک سر میآیند، اما امروز......
بیش از هر چیزی، محتاج یک اتفاقم....
بماند.. سرتان را درد نمیآورم.
ارادت، هاتف
.
😢1
🧡 دوستتون دارم خیلی
✏️ پراکنده
من دو تا زندگی دارم! موازی در کنار هم. یک زندگی نرمال دارم که الان در حال زیست اون هستم. شما رو میشناسم، این کانال رو دارم. مینویسم و این صحبتها.
اما امان از اون زندگی دوم، انقدر مخوف و عجیبه، که باورش نمیکنید. حتی با زبان انسانی قابل گفتن نیست. گاهی این زندگی ردش روی خوابم میافته. گاهی در زندگی واقعی هم میاد. دیوانه نیستم. میدونم چیزی هست...
شبها که میخوابم، مغزم کاملا ریست میشه، بوت میشه و میره توی Grub که باید بین زندگی ۱ و زندگی موازی انتخاب کنم. میره رو زندگی ۲، از رو مغزم لود میشه میاد بالا ! اونجا یه آدم دیگهام!
اونجا همیشه شبه، دارکه، تاریکه، روز هم باشه هواش ابریه. ماشین دارم، خونه دارم و لعنتی هزارتوی پیچیدست.
اینو نتونستم به کسی بگم. صبحها وقتی میخوان بیدارم کنن، فکر میکنن که تنبلم و بیدار نمیشم. نمیدونن صبحها، هنوز مغزم رو سیستم زندگی موازیه! و برام حرفها، تعریف نشده است.
در این حد که بیدارم میکنن و میگن قول دادی با داداشت جایی بری! میگم من که برادری ندارم! و میخوابم! یا میگن پاشو احسان زنگت میزنه، میگم احسان کیه؟؟؟ میخوابم!!!
هی میگم موقع بیدار کردنم به من کد بدید! کدی که شب قبل بهتون دادم و بدید وگرنه خودتونو بکشید هم من بیدار نمیشم!
مثلا وقتی میگم بیدارم کردی، بگو هاتف وقت حمله است! یا هاتف پاشو شمشیرتو بردار! یا هاتف شاگردات منتظرن، یا هر کدی که شب قبل دادم!
ولی موقع بیدار کردنم! نمیگن!! و منو بیچاره میکنن..
صد بااار بیدارم میکنن و میگن هاتف مگ نگفتی بیدارت کنیم؟؟
ولی اون کد رو نمیگن!!!! و بااز من میخوابم.
الان کد دادم فردا منو با کد پاشو اون پیچ و سفت کن بیدار کنید..
اگه کردن!!
یه روز میخوام اون زندگی رو با تدوین بسازم......
✏️ پراکنده
من دو تا زندگی دارم! موازی در کنار هم. یک زندگی نرمال دارم که الان در حال زیست اون هستم. شما رو میشناسم، این کانال رو دارم. مینویسم و این صحبتها.
اما امان از اون زندگی دوم، انقدر مخوف و عجیبه، که باورش نمیکنید. حتی با زبان انسانی قابل گفتن نیست. گاهی این زندگی ردش روی خوابم میافته. گاهی در زندگی واقعی هم میاد. دیوانه نیستم. میدونم چیزی هست...
شبها که میخوابم، مغزم کاملا ریست میشه، بوت میشه و میره توی Grub که باید بین زندگی ۱ و زندگی موازی انتخاب کنم. میره رو زندگی ۲، از رو مغزم لود میشه میاد بالا ! اونجا یه آدم دیگهام!
اونجا همیشه شبه، دارکه، تاریکه، روز هم باشه هواش ابریه. ماشین دارم، خونه دارم و لعنتی هزارتوی پیچیدست.
اینو نتونستم به کسی بگم. صبحها وقتی میخوان بیدارم کنن، فکر میکنن که تنبلم و بیدار نمیشم. نمیدونن صبحها، هنوز مغزم رو سیستم زندگی موازیه! و برام حرفها، تعریف نشده است.
در این حد که بیدارم میکنن و میگن قول دادی با داداشت جایی بری! میگم من که برادری ندارم! و میخوابم! یا میگن پاشو احسان زنگت میزنه، میگم احسان کیه؟؟؟ میخوابم!!!
هی میگم موقع بیدار کردنم به من کد بدید! کدی که شب قبل بهتون دادم و بدید وگرنه خودتونو بکشید هم من بیدار نمیشم!
مثلا وقتی میگم بیدارم کردی، بگو هاتف وقت حمله است! یا هاتف پاشو شمشیرتو بردار! یا هاتف شاگردات منتظرن، یا هر کدی که شب قبل دادم!
ولی موقع بیدار کردنم! نمیگن!! و منو بیچاره میکنن..
صد بااار بیدارم میکنن و میگن هاتف مگ نگفتی بیدارت کنیم؟؟
ولی اون کد رو نمیگن!!!! و بااز من میخوابم.
الان کد دادم فردا منو با کد پاشو اون پیچ و سفت کن بیدار کنید..
اگه کردن!!
یه روز میخوام اون زندگی رو با تدوین بسازم......
😢2❤1
قوی باش ..
حتی الان که نمیتونی ...
قوی باش ...
وقتی که خیلی وقته از قطار زندگی پیاده شدی ..
بدو .. فقط بدو ... تهش یا پیروز میشی .. یا میمیری .. تلاشم نکنی میمیری!
حداقل تلاش کنی، میگی یه کاری کردی ..
پس قوی باش ... حتی اگر محتاج باشی و به خدا فریاد بزنی و تمنا کنی و هیچی نشه!
باز قوی باش ...
خدا رو هم نداشتی، خودت رو داشته باش ....
امری فرمایشی هست؟ اینجا بگو :
@hatef12bot
.
حتی الان که نمیتونی ...
قوی باش ...
وقتی که خیلی وقته از قطار زندگی پیاده شدی ..
بدو .. فقط بدو ... تهش یا پیروز میشی .. یا میمیری .. تلاشم نکنی میمیری!
حداقل تلاش کنی، میگی یه کاری کردی ..
پس قوی باش ... حتی اگر محتاج باشی و به خدا فریاد بزنی و تمنا کنی و هیچی نشه!
باز قوی باش ...
خدا رو هم نداشتی، خودت رو داشته باش ....
امری فرمایشی هست؟ اینجا بگو :
@hatef12bot
.
❤1
دوباره، هوای تهران کثیف و داغون شد!
شما کی هستید؟؟؟
شما از کجا آمدید؟؟؟؟
طبیعت هم به ما رحم میکنه، جلوش رو میگیرید!
نابود بشید!!!
شما کی هستید؟؟؟
شما از کجا آمدید؟؟؟؟
طبیعت هم به ما رحم میکنه، جلوش رو میگیرید!
نابود بشید!!!
😢1
🎧 موسیقی شبانه
ببخشید باید دیشب میذاشتم، ولی به لطف اینترنت بد و کار نکردن ابزار دور زدن فیلتر لعنتی، الان پخش شد :)
حرف جالب هم فعلا نداریم چون عصبانی ام :)
فقط اینکه یا خودمون میخوایم! اونطوری میکنیم که دوست داریم!
یا نمیخوایم، باید همین چیزی که هست، یا هرچیزی که شد را تحمل کنیم!
همین!
امری فرمایشی هست؟ اینجا بگو :
@hatef12bot
ببخشید باید دیشب میذاشتم، ولی به لطف اینترنت بد و کار نکردن ابزار دور زدن فیلتر لعنتی، الان پخش شد :)
حرف جالب هم فعلا نداریم چون عصبانی ام :)
فقط اینکه یا خودمون میخوایم! اونطوری میکنیم که دوست داریم!
یا نمیخوایم، باید همین چیزی که هست، یا هرچیزی که شد را تحمل کنیم!
همین!
امری فرمایشی هست؟ اینجا بگو :
@hatef12bot
❤1
🟧 از این روزها
در میان کارهای خیلی خیلی بیهودهای که در طول روز انجام میدهم، یک ماشین مجازی نصب کردم و بلاخره دارم سایت خودم رو طراحی میکنم. همیشه که قرار نیست توی بلاگفا و یا بلاگاسکای بمونم، بلاخره وضع مالی و معنوی و اقتصادی هم درست میشه و بعد نیازمند یک وبسایت خواهم بود و اونجا نیاز میشه. پس از الان بشینم کار دفتریهاش رو بکنم که اون موقع زمان هدر نره! ماشین مجازی نصب کردم و دارم وبسایتم رو میسازم .
دلم یه انرژی میخواد! یه خبر خوب! یه پول! یه چیزی که من رو حداقل در حد یک چیز خیلی کوچیک بلند کنه و بهم انرژی بده! واقعا الان انرژیم صفر مطلق شده! و واقعا دلم یه اتفاق خوب میخواد! یه پول! یه خبر خوب! یه چیزی که بگم آخیش! حالا وقتشه بترکونم! و من چشم به راه دوختم! و میدونم میآد .....
بعدش فقط کار کار کار کار !!
به امید روزهای خوبی که شاید خواهیم ساخت!
امری فرمایشی هست؟ اینجا بگو :
@hatef12bot
.
در میان کارهای خیلی خیلی بیهودهای که در طول روز انجام میدهم، یک ماشین مجازی نصب کردم و بلاخره دارم سایت خودم رو طراحی میکنم. همیشه که قرار نیست توی بلاگفا و یا بلاگاسکای بمونم، بلاخره وضع مالی و معنوی و اقتصادی هم درست میشه و بعد نیازمند یک وبسایت خواهم بود و اونجا نیاز میشه. پس از الان بشینم کار دفتریهاش رو بکنم که اون موقع زمان هدر نره! ماشین مجازی نصب کردم و دارم وبسایتم رو میسازم .
دلم یه انرژی میخواد! یه خبر خوب! یه پول! یه چیزی که من رو حداقل در حد یک چیز خیلی کوچیک بلند کنه و بهم انرژی بده! واقعا الان انرژیم صفر مطلق شده! و واقعا دلم یه اتفاق خوب میخواد! یه پول! یه خبر خوب! یه چیزی که بگم آخیش! حالا وقتشه بترکونم! و من چشم به راه دوختم! و میدونم میآد .....
بعدش فقط کار کار کار کار !!
به امید روزهای خوبی که شاید خواهیم ساخت!
امری فرمایشی هست؟ اینجا بگو :
@hatef12bot
.
❤1
🟧 خداحافظی از سرویسهای وبلاگنویسی فارسی
با سلام. دیروز آمدم یک سایت را از صفر برای خودم طراحی کنم که افسردگی مانع شد! دیدم روزهای زیادی را باید برایش وقت بگذارم. مشغلههای زیادی هم هست! پس گفتم بیخیال! رفتم و یک قالب آماده خوب (قدیمی) پیدا کردم که برام خیلی حس نوستالژیک داشت. روش کار کردم ( در حد ۱ ساعت) و به قالبی که دوست داشتم رسید. بعد یک قالب دیگر را روش کار کردم و باز اون رو هم درست کردم و الان میروم به سمت قالب سوم! تمرین خوبی است برای من که مدتها از طراحی سایت فاصله گرفته بودم.
و اما، من خسته شدهام! از مزخرف بودن سرویسهای وبلاگنویسی فارسی خسته شدهام! این سرویسهای مزخرف وبلاگنوسی فارسی، من را مسخره کردهاند! به دلیل قطعیهای مکرر و آزار و اذیت و دیگر مشکلاتشان، در آخر مجبور به ساخت ۴ وبلاگ همزمان شدم که وصل شوند! شما بزرگواران برای متصل شدن به من، باید اول بروید وبلاگ اول، وصل نشد، بروید دومی! وصل نشد بروید سومی و اگر وصل نشد بروید چهارمی! محتوای هر ۴ وبلاگ هم دقیقا مانند هم طراحی شده! حتی مطالب آن هم یکسان است!
اما دیگر از این وضعیت خسته شدم! کارهایم را کردم و اکنون آماده هستم برای راهاندازی وبسایت.
تحقیقات کردم، دیدم که یک سرور خوب داخل ایران که رم خوبی برای لود کردن سایت داشته باشد و بیمشکل و قطعی وبسایتم را باز کند، در حدود ۵ میلیون تومان، سالانه برای من آب میخورد. که این مبلغ، برای داشتن SSL ، درگاه پرداخت، فرمها و پلاگینهای غیر رایگان، و همچنین برنامههای ضد DDoS و در نهایت، یک سرور خوب که قدرت پردازش این پلاگینها را داشته باشد و شما بدون هیچ مشکلی بتوانید وبسایت را باز کنید!
به محض اینکه این بودجه فراهم شد، برای همیشه، تاکید میکنم، برای همیشه، از سرویسهای وبلاگ فارسی خداحافظی میکنم و از این پس، میخواهم در ۱ وبسایت! بنویسم! فعالیت کنم! با ۱ دامنه و هر چیزی که هست را ببرم بر روی همان ۱ وبسایت!
از کیفیت فاجعه این سرویسها خسته شدهام! و بعد آن وبسایت را با همین کانال ترکیب کنم و آن ایدهای که در ذهن دارم را پیاده سازی کنم! گمان میکردم با سرویسهای وبلاگنویسی میتوانم آن را پیاده کنم! اما رک بگویم که سرویسهای وبلاگنویسی، یعنی مسخره کردن خویش! نشد! شکست خورد!
حال تلاش میکنم، این بار یک سایت خوب (مانند سالهای ۸۴ که دامنه COM. داشتم و یک سایت درست و حسابی که گران شدن آن باعث شد که بیفتم در دام سرویسهای مزخرف وبلاگنویسی که بسیار برام هزینه بیشتری داشت! ) داشته باشم و از این طریق در خدمت شما باشم.
برای من کسر شان است که ۲۴ سال است که در فضای آنلاین فعالیت میکنم و مینویسم و میسازم و.... و همچنین ادعای طراحی سایت و این حرفها را دارم، حتی یک وبسایت، یک نمونه کار، یک جایی که متعلق به من باشد و تاریخ من در آنجا باشد نیست! حتی گیتهابم! میخواهم گیتهابم را دوباره راه اندازی کنم.
برایم انرزی مثبت بفرستید. روی لوکال همه چیز را درست کردم و بعد نوبت آنلاین شدنش است! شاید برایتان سوال باشد که چرا ماهانه خریداری نمیکنم؟ چون دلم میخواهد خیالم حداقل تا یک سال آینده راحت باشد که بدانم تا یک سال آینده این سایت پابرجا هست و رویش انرژی بگذارم. برایم انرژی مثبت ارسال کنید دوست داشتنیهای من :)
امری فرمایشی هست؟ اینجا بگو :
@hatef12bot
.
با سلام. دیروز آمدم یک سایت را از صفر برای خودم طراحی کنم که افسردگی مانع شد! دیدم روزهای زیادی را باید برایش وقت بگذارم. مشغلههای زیادی هم هست! پس گفتم بیخیال! رفتم و یک قالب آماده خوب (قدیمی) پیدا کردم که برام خیلی حس نوستالژیک داشت. روش کار کردم ( در حد ۱ ساعت) و به قالبی که دوست داشتم رسید. بعد یک قالب دیگر را روش کار کردم و باز اون رو هم درست کردم و الان میروم به سمت قالب سوم! تمرین خوبی است برای من که مدتها از طراحی سایت فاصله گرفته بودم.
و اما، من خسته شدهام! از مزخرف بودن سرویسهای وبلاگنویسی فارسی خسته شدهام! این سرویسهای مزخرف وبلاگنوسی فارسی، من را مسخره کردهاند! به دلیل قطعیهای مکرر و آزار و اذیت و دیگر مشکلاتشان، در آخر مجبور به ساخت ۴ وبلاگ همزمان شدم که وصل شوند! شما بزرگواران برای متصل شدن به من، باید اول بروید وبلاگ اول، وصل نشد، بروید دومی! وصل نشد بروید سومی و اگر وصل نشد بروید چهارمی! محتوای هر ۴ وبلاگ هم دقیقا مانند هم طراحی شده! حتی مطالب آن هم یکسان است!
اما دیگر از این وضعیت خسته شدم! کارهایم را کردم و اکنون آماده هستم برای راهاندازی وبسایت.
تحقیقات کردم، دیدم که یک سرور خوب داخل ایران که رم خوبی برای لود کردن سایت داشته باشد و بیمشکل و قطعی وبسایتم را باز کند، در حدود ۵ میلیون تومان، سالانه برای من آب میخورد. که این مبلغ، برای داشتن SSL ، درگاه پرداخت، فرمها و پلاگینهای غیر رایگان، و همچنین برنامههای ضد DDoS و در نهایت، یک سرور خوب که قدرت پردازش این پلاگینها را داشته باشد و شما بدون هیچ مشکلی بتوانید وبسایت را باز کنید!
به محض اینکه این بودجه فراهم شد، برای همیشه، تاکید میکنم، برای همیشه، از سرویسهای وبلاگ فارسی خداحافظی میکنم و از این پس، میخواهم در ۱ وبسایت! بنویسم! فعالیت کنم! با ۱ دامنه و هر چیزی که هست را ببرم بر روی همان ۱ وبسایت!
از کیفیت فاجعه این سرویسها خسته شدهام! و بعد آن وبسایت را با همین کانال ترکیب کنم و آن ایدهای که در ذهن دارم را پیاده سازی کنم! گمان میکردم با سرویسهای وبلاگنویسی میتوانم آن را پیاده کنم! اما رک بگویم که سرویسهای وبلاگنویسی، یعنی مسخره کردن خویش! نشد! شکست خورد!
حال تلاش میکنم، این بار یک سایت خوب (مانند سالهای ۸۴ که دامنه COM. داشتم و یک سایت درست و حسابی که گران شدن آن باعث شد که بیفتم در دام سرویسهای مزخرف وبلاگنویسی که بسیار برام هزینه بیشتری داشت! ) داشته باشم و از این طریق در خدمت شما باشم.
برای من کسر شان است که ۲۴ سال است که در فضای آنلاین فعالیت میکنم و مینویسم و میسازم و.... و همچنین ادعای طراحی سایت و این حرفها را دارم، حتی یک وبسایت، یک نمونه کار، یک جایی که متعلق به من باشد و تاریخ من در آنجا باشد نیست! حتی گیتهابم! میخواهم گیتهابم را دوباره راه اندازی کنم.
برایم انرزی مثبت بفرستید. روی لوکال همه چیز را درست کردم و بعد نوبت آنلاین شدنش است! شاید برایتان سوال باشد که چرا ماهانه خریداری نمیکنم؟ چون دلم میخواهد خیالم حداقل تا یک سال آینده راحت باشد که بدانم تا یک سال آینده این سایت پابرجا هست و رویش انرژی بگذارم. برایم انرژی مثبت ارسال کنید دوست داشتنیهای من :)
امری فرمایشی هست؟ اینجا بگو :
@hatef12bot
.
❤3