قلم عشق
115 subscribers
2.13K photos
96 videos
3 files
2.82K links
معشوق جهانی و ندانی.

#ناصرخسرو
Download Telegram
خوشبختی از نگاه هرکسی معنایی متفاوت دارد ، اما از نظر من آدم‌هایی خوشبختند که عشق
به موقع به سراغشون بیاد ...

#سیمین_دانشور
کاش می شد آدم ها همیشه با هم مهربان باشند!
ولی انگار نمی شود...
گاهی آدم هایی که در خواب های ما نیز زندگی می کنند از ما دلِ خوشی ندارند.
و این، اگر آدم عاقل باشد و عقلش برسد
خیلی ناراحت کننده است‌.

#هادی_خورشاهیان
لبخند تو را دیدم و بنیان دلم ریخت بهم

#محمد_ارجمند
برگ های کتاب به منزله بال هایی هستند که روح ما را به عالم نور و روشنایی پرواز می دهند

#ولتر
هر چیزی جای خودش را دارد، مثل تو در دل من!

#افشین_صالحی
ما واقعا هنر کرده‌بودیم...
ما هنر کرده‌بودیم که با وجود زخم‌های بسیارمان، هنوز مهربان بودیم. ما هنر کرده‌بودیم که با وجود تمام دلخوری‌ها و رنج‌هایی که در ما اقامت داشت، همچنان لبخند می‌زدیم و دلمان نمی‌آمد کسی را برنجانیم و بانیِ شکستنِ هیچ دلی باشیم.
ما هنر کرده‌بودیم که خودمان بغض داشتیم و برای شادی و موفقیت دیگران دعا می‌کردیم.
ساده و بی‌شیله بودن هنر می‌خواست و ما از هنر لبریز بودیم، می‌خندیدیم و می‌بخشیدیم و کاری به کار هیچ‌کس نداشتیم...

#نرگس_صرافیان_طوفان
نباید از یاد ببریم که زندگی
از لذت های کوچک ساخته شده
اگر گاهی وقتِ خود را
با بازیچە های بی ارزش تلف می کنید
از خود دلگیر نشوید
همین لذت های کوچک ما را بر می انگیزند

📘 مکتوب
👤 #پائولو_کوئلیو
فدای سرمان اگر نشد، اگر نتوانستیم، اگر نرسیدیم و اگر هرچه خواستیم و آرزو کردیم، دور بود و بعید بود...
فدای سرمان اگر قد و قواره‌ی آرامشمان بلند بود و دستان ما کوتاه، اگر مستعد و توانمند بودیم و فرصتی برای عرض اندام نیافتیم!
فدای سرمان که قلب‌هایمان بزرگ بود و جیب‌هایمان کوچک...
فدای سرمان... که ما در تورم‌خیزترین نقطه‌ی جهان بودیم و همین دوام آوردن و ادامه دادن، بزرگترین دستاورد ما بود، در شرایطی که هرکسی به جز ما بود، تحمل نمی‌کرد و دوام نمی‌آورد و جا می‌زد!

#نرگس_صرافیان_طوفان
بیدار شدم
پس از نیمه‌شب
در کوچه
زیر یک بوتۀ یاس
تمام دنیا به خواب رفته بود
در اتاق من
خدا و شیطان
گفت‌وگو می‌کردند
صدای یکی
شبیه ریزش باران بود بر خاک
صدای دیگری
شبیه ریختن مشتی خاک در چاه

#واهه_آرمن
و پــدرم ....
ترجمه ی شعر خـداست.!

#قدیر_عبدالهی
1
‌دلم برای تو تنگ است
و این را نمی‌ توانم بگویم!
مثل باد که از پشتِ پنجره‌ات می‌گذرد
و یا درخت‌ها که خاموش‌اند،
سرنوشتِ عشق، گاهی سکوت است ..

#چیستا_یثربی
کتابی را که می توانید امروز بخوانید، هرگز تا فردا کنار نگذارید

#هولبروک_جکسون
می‌بینی؟ مثل ستاره پخش‌مان کرده‌اند توی این صفحه سیاه
که هر کدام‌مان جایی برای خودمان سوسو بزنیم که مثلا هستیم.
اما نمی‌دانیم در کدام منظومه می‌چرخیم،
برای چی می‌چرخیم، و چقدر می‌چرخیم...

📕 فریدون سه پسر داشت
#عباس_معروفی
الهی! مرا خرجِ کاری کن که برای آن خلق کرده ای...
مهم‌ترین درسی که از مادربزرگم آموختم این بود :
اگر می‌خواهی چیزی را نابود کنی، اگر می‌خواهی صدمه و آسیبی به چیزی برسانی، کافی است آن را محدود کنی، کافی است آن را محصور کنی ...
آن‌ وقت می‌بینی که خود به خود خشک می‌شود، پژمرده می‌شود و می‌میرد ...!

📘 شیر سیاه
👤 #اليف_شافاك
Forwarded from اتچ بات
دل به صدای در می‌زنه، هی پرپر
می‌گه که پشتِ در سایه‌ی یاره

دل می‌گیره، بونش می‌خواد روی شونش
شونه‌ی مردونش سر بگذاره

#عهدیه
#یار_پاشنه_طلایی
پدر میگفت: نه با کسی بحث کن نه از کسی انتقاد کن.
هر کسی هر چی که گفت بگو حق با شماست و خودت را خلاص کن.
آدم‌ ها که عقیده ات را می پرسند، نظرت را نمی خواهند.
می خواهند با عقیده خودشان موافقت کنی، بحث کردن با آدم‌ها بی فایده است!

📕 چراغها را من خاموش میكنم
👤 #زویا_پیرزاد
این که چه داشته باشی، یا چه کسی باشی، یا کجا باشی، یا مشغول چه کاری باشی تو را خوشبخت یا بدبخت نمی‌کند.
فکر تو، تو را خوشبخت یا بدبخت می‌کند.

#ديل_كارنگی
می‌دانم روزی درون احساسم
راه خواهی رفت
آن روز حتما
شما را تو
صدا خواهم کرد

#ایلیا_نوروزی