آسمان لغزید در چشمان او
آه ... کاش آن لحظه پایانی نداشت
در غم هم محور و رسوا میشدیم
کاش با خورشید می امیختیم
کاش همرنگ افق ها می شدیم
آه ... کاش آن لحظه پایانی نداشت
در غم هم محور و رسوا میشدیم
کاش با خورشید می امیختیم
کاش همرنگ افق ها می شدیم
چه خواب هایی که برات دیدم پریزاد ، چه خواب هایی که برای سفید شدن موهام کنارت دیدم ، فقط کاش قلب بیگناهت بتونه سختی ها رو تحمل کنه ، وقتی به این فکر میکنم که ممکنه یه روز عطر نفست که بوی آبنبات هات باهاش ادغام شده بهم نرسه ، قلبم نمیزنه، چی شد که اینطوری شدم ؟
مگه آدم تو پیری میتونه اینطوری عاشق بشه ؟
با قلب پیر من تا کجا قراره پیش بری بچه ؟
کیم تهیونگ ۲۹ فوریه۱۹۹۲
مگه آدم تو پیری میتونه اینطوری عاشق بشه ؟
با قلب پیر من تا کجا قراره پیش بری بچه ؟
کیم تهیونگ ۲۹ فوریه۱۹۹۲
در پی آن همه خون كه بر اين خاک چكيد،
ننگمان باد اين جان!
شرممان باد اين نان!
ما نشستيم و تماشا كرديم.
فریدون مشیری
ننگمان باد اين جان!
شرممان باد اين نان!
ما نشستيم و تماشا كرديم.
فریدون مشیری
میدانم زندگی میگذرد
میدانم دردهایمان کمرنگ میشود
ولی .....
جوانانمان ، آرزوهای بر باد رفته شان را
گرمای وجودشان را که حال در انبوهی از خاک سرد است را وجودشان را ، شادی بر لبانشان ، صدای خنده هایشان را .....
از که پس بگیریم ؟!
میدانم دردهایمان کمرنگ میشود
ولی .....
جوانانمان ، آرزوهای بر باد رفته شان را
گرمای وجودشان را که حال در انبوهی از خاک سرد است را وجودشان را ، شادی بر لبانشان ، صدای خنده هایشان را .....
از که پس بگیریم ؟!
دانی چرا دار مکافات شدیم ؟
ناکرده گنه چنین مجازات شدیم ؟
کشتیم خرد ،دار زدیم دانش را
دربند و اسیر صد خرافات شدیم ....
مولانا
ناکرده گنه چنین مجازات شدیم ؟
کشتیم خرد ،دار زدیم دانش را
دربند و اسیر صد خرافات شدیم ....
مولانا