غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدی
با من به «جمع» مردم تنها خوش آمدی
بین جماعتی که مرا سنگ می زنند
می بینمت... برای تماشا خوش آمدی
راه نجات ،از شب ِگیسوی دوست نیست
ای من به آخرین شب دنیا خوش آمدی
پایان ماجرایِ دل و عشق، روشن است
ای قایق شکسته به دریا خوش آمدی
با برف پیری ام ،سخنی غیر از این نبود
منت گذاشتی به سر ما خوش آمدی
ای عشق ای عزیزترین میهمان عمر
دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی
#فاضل_نظری
#هانیه_حیدری
@haniehheydarii
با من به «جمع» مردم تنها خوش آمدی
بین جماعتی که مرا سنگ می زنند
می بینمت... برای تماشا خوش آمدی
راه نجات ،از شب ِگیسوی دوست نیست
ای من به آخرین شب دنیا خوش آمدی
پایان ماجرایِ دل و عشق، روشن است
ای قایق شکسته به دریا خوش آمدی
با برف پیری ام ،سخنی غیر از این نبود
منت گذاشتی به سر ما خوش آمدی
ای عشق ای عزیزترین میهمان عمر
دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی
#فاضل_نظری
#هانیه_حیدری
@haniehheydarii
چه جای شِکوه اگر زخم آتشین خوردم
که هر چه بود ز مارِ در آستین خوردم
فقط به خیزش فواره ها نظر کردم
فرود آب ندیدم! فریب از این خوردم
مرا نه دشمن شیطانی ام به خاک افکند
که تیر وسوسه از یارِ در کمین خوردم
ز من مخواه کنون با یقین کنم توبه
من از بهشت مگر میوه با یقین خوردم!
قفس گشودی ام و «اختیار» بخشیدی
همین که از قفست پر زدم، زمین خوردم
#فاضل_نظری
#هانیه_حیدری
@haniehheydarii
که هر چه بود ز مارِ در آستین خوردم
فقط به خیزش فواره ها نظر کردم
فرود آب ندیدم! فریب از این خوردم
مرا نه دشمن شیطانی ام به خاک افکند
که تیر وسوسه از یارِ در کمین خوردم
ز من مخواه کنون با یقین کنم توبه
من از بهشت مگر میوه با یقین خوردم!
قفس گشودی ام و «اختیار» بخشیدی
همین که از قفست پر زدم، زمین خوردم
#فاضل_نظری
#هانیه_حیدری
@haniehheydarii