HANIcompany{Hamrahan Andishmandan va Noavaran Iraniyan}
567 subscribers
316 photos
133 videos
92 files
611 links
@conference_hani
کانال کنفرانس های هانی
Download Telegram
گویا همچنان بیان و تشریح مکرر برخی بدیهیات ضروری است.

داشتن نگر فردی یا باورها و دیدگاههای دگرگونه سیاسی یا علمی ذیل مفهوم و ایده #ایران_مادر برای "میهن پرستان غیرایدئولوژیک" از بدیهیات است.
این امری است فطری و در طبیعت آدمی است که یکسان نیندیشد. یکسان رفتار نکند.
بشرط نگاه تخصص پایه و دانش محور مسئولانه بر اساس #خیر_همگانی و #منفعت_ملی.
چنین افرادی فارغ از نگاه و زاویه دید متفاوت، برای کاستن از رنج انسان ایرانی و تلاش بر رفاه  هموطنان شایسته است از هرگونه نیرنگ، تزویر، تظاهر یا تمامیت خواهی و اعمال زور و فشار دوری ورزند.
اینکه برخی بجای نقد و نظر سازنده، شخصیت و دانش سیاسی و مهمتر استقلال رای رضاشاه دوم را نادیده گرفته و در حق انتخاب همکاران ایشان مداخله نمایند، یا عده ای برخلاف تاکید ایشان در ارسال آزادانه نظر، چنین القا کنند که نباید با برخی از نکات طرح شده در کتابچه دوره گذار مخالف بود، هر دو به یک اندازه دور از حقیقت و غیر واقعی است.
بلکه هدف بیان روش مند نظرات مستدل درباره طرح دوره گذار است.

https://t.me/+V4mBr7NbAzMxYThh
گروه همراهان اندیشمندان و نو آوران ایران

#درستفکری_و_کارآمدی
تصویرهای ناخوش و اندیشۀ رکیک.docx
32.4 KB
《تصویر های ناخوش و اندیشه ی رکیک》
مقاله ای از علیرضا کاشفی / اَمرداد 1404

#همراهان_اندیشمندان_و_نوآوران_ایرانیان
چگونه یک سرزمین پهناوری در پای دین تازیان یَشتار (قربانی) شد.

🖌استاد گیتی پورفاضل

گاه گامهایی که فرمانروایان در بیراهه می گذارند پی آمدهای ناگواری در کارنامه کشور بجای می گذارد که هریک زخمی ژرف بر پیکرش است ؛  باید از آن درس گرفت.
درکارنامه این کهن دیار بهترین پدیده سیاسی را ما در فرمانروایی اشکانیان داریم که بدست مردان خردمند و سیاستمداران میهن دوست پی افکنده شد و آن جَرگه ای بنام "مهستان" بود که هموندانش با رایزنی می توانسته اند پادشاهی را که بیراهه می رفته و یا گامی که سودمندی کشور را به دنبال نداشته از تخت بر کنار ، از میان شاهزادگان کسی را که شایستگی فرمانروایی را داشته برمی گزیده  اند تا کشور با دستورهای نابجایش آسیب نبیند.
ساسانیان که با پشتوانه موبدان به تخت شاهی رسیدند ( اردشیر خود و دودمانش آتشگاه آناهیتا را در دست داشتند) ایرانشهر را دربست در دست آنان نهادند تا جایی که برخی از شاهان چون کواد (قباد) که با مزدک همراهی کرد را به زیر کشیدند و پسرش خسرو را با نامواره انوشه روان برتخت نشانیدند.
هرمز پسر انوشیروان که پس از او شاهنشاه ایران بود بسیاری از بزرگان خاندانهای پُر آوازه و نیز موبدان را کشت و به پشتیبانی ازکشاورزان و دهگانان (دهقانان) پرداخت ولی بزرگترین گام بیراهه اش رشک بردن به جایگاه بهرام چوبین (وَرَهرام چوبینه) سردار بزرگ ارتش بود که در چند جنگ پیروز گردیده و در میان مردم خوشنام و آوازه ای بسیار داشت ؛  هرمز او را از سپهبدی برکنار و آتش ستیز را در میان خود و هواداران بهرام را زبانه داد تا جایی که بهرام در نبردی او را شکست داد و به شاهی رسید، جنگ میان این دو با چند پاره شدن سپاه آسیب فراوان به آینده ایران زد. بهرام به کوتاه زمانی، بر تخت شاهی نشست ولی آن را از دست داد، دراین هنگامه هرمز به دست پسرش خسرو پرویز کشته شد. خسرو به سر و سامان دادن کشور پرداخت ولی او نیز سرانجام به دست پسرش شیرویه که از مریم رومی بود کشته شد و ستیز میان پسران آغاز گردید. جنگهای بی سرانجام خسرو پرویز با روم خزانه را تهی و ایران را با نابسامانی روبرو کرده بود ، با پَرگَست باید گفت که با مرگ هر پادشاه ؛ ستیزی پنهان و گاه آشکار میان پسران در می گرفت تا یکی از آنان به تخت بنشیند. (هر یک از زنان شاه که پسر داشتند می کوشیدند پسر را پس از پدر به شاهی برسانند).
مرده ریگ خسرو پرویز برای ایران بسیار شوم بود زیرا در همسایگی ما یک اندیشه دینی پیدا با شتابی باور نکردنی گسترش می یافت و در میان تازیان به گونه ای همراهی و همبستگی پدید می آورد. پوراندخت دختر خسرو پرویز که به پادشاهی رسید در سخنرانی اش به هنگام تاجگذاری گفت : به فرماندهان ارتش هشدار میدهم  درکنار گوش ما مردمانی در حال نیرومند شدن با اندیشه دینی اند که باید هشیار بود درد سر برایمان نشوند ، ازسویی دیگر مهم نیست شاه زن باشد یا مرد ، به روش کشور داری اش باید نگریست که  چگونه است تا کشور از آسیب به دور ماند. او به دانایی دریافته بود در کمین ایرانشهر خطر پدیدار خواهد شد. از این روی برای پایان دادن به جنگهای چندین ساله میان ایران و روم دستور داد چلیپای (صلیب) آورده شده به ایران که خسرو پرویز پس از پیروزی اش بر رومیان به چنگ آورده بود و سبب جنگهای دراز گردیده بود به روم بازگردانیده شود.                 
با پَرگَست باید گفت این زن دانا چندی بیش بر تخت نبود ؛ گویند اوخواستگاری سردار نامی فرخ زاد ، پدر رستم فرخزاد را رد کرد.
برخی براین باورند که به دست او شرنگ به شهبانوی ایران نوشانیده شد و برخی دیگر گویند بیمار گردید و مُرد.
هیچ ابزارجنگی هولناک تر از دشمنی و ستیز میان فرمانروایان یا آنان که در سر اندیشه فرمان روایی دارند نیست. ایران امروز به زمان یورش تازیان مانَد ، ناخشنودی میان مردم چنان در اوگ ( اوج ) است که دشمن به آسانی می تواند چترش را باز و بسیاری را در چنبره اش گیرد.
سرکوب‌های درونی کشور و ستیز ناخرسندان بیرون از مرزها چنان آشوبی براه انداخته که در فضای مجازی آشکارا کار به ناسزاگویی و هتاکی رسیده و در این  میان ایران است که تنها مانده و هر دَم به فروپاشی نزدیک می‌شود. البته تا زمانی که خواجه تنها در پی نقش ایوان است ، خانه هم از پای بست ویران تر و ویران تر می شود. ولی سد حیف و هزاران دریغ است که ایران ویران شود و ریشه هایش از هم بگسلد که دیگر نه تنه ای خواهد ماند و نه برگ و باری خواهد داشت.

گیتی پورفاضل
                                   ۱۴۰۴/۵/۳۰

#همراهان_اندیشمندان_و_نوآوران_ایرانیان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سخنرانی شهریار ایران، شاهنشاه رضا پهلوی در سازمان NUFDI
در ارتباط با پروژه شکوفایی ایران
#جاوید_شاه
#پاینده_ایران

#همراهان_اندیشمندان_و_نوآوران_ایرانیان
مهسا و خیزش زنان ایران برای آزادی و گسستن یک یک حلقه های زنجیر بندگی و بردگی هزاران ساله از هم در سنگرهای پیکارشان تا پیروزی

🖋استاد گیتی پورفاضل

پانزده سده سیاه را زنان ایران گذرانیدند و دراین درازای زمان با سخت جانی سر انجام توانستند یکی از بندها را که پوشش زوری پس از سال ۵۷ بود بگسلند .
درنهضت مشروطیت خواسته های زنان که با باورهای دینی ملایان ناسازگار بود سترون ماند ولی از سال ۱۳۱۴ با کشف حجاب و دست یابی به آموزش‌های دبیرستانی و دانشگاهی و رسیدن به پیشه های اجتماعی که کار بیرون از خانه را ناگزیر می ساخت توانستند با استقلال مالی تا اندازه ممکن به زندگی خود سروسامانی دهند و آرام آرام ماده های قانون را به سود خود دگرگون کنند که از آن جمله گرفتن حق رای و تصویب قانون خانواده درسال ۱۳۴۶ بود که با منقلب شدن نابهنگام مردم در سال ۵۷ همه دست‌آوردها برباد رفت انگار بازگشت دوباره به جای نخست بود که آغاز کرده بودند ، روز از نو و روزی ازنو .
این بارپیکار سخت زنان با قوانین ضدانسانی دین باوران آغاز گردید تا آنجا که هر گونه ناهنجاری را از ازکتک با چماق تا گلوله درخیابان ها را پذیرفتند و پژواک فریادشان را در سرتاسر گیتی پیچاندن تا سرانجام به جنبش بزرگ مهسا امینی پیوند خورد وبه سرانجامی رسیدکه باید می رسید وآن رهایی از بند زور پوش و زور سری بود و البته پی آمدش دنباله گرفتن این جنبش تا رسیدن به حقوق برابر با مردان می باشد که در این راستا هرگز زنان پر توان از پای نخواهند نشست .
زنان ایران اندیشه زنان مسلمان را در همه کشورهای اسلامی دگرگون کرده اند زیرا پرچمدار آزادی و رهایی از قوانین پوسیده هزاران ساله اند و دراین راه از دادن جان خویش نیز دریغ نکرده ونمی کنند.
زنان ایران نقش تاریخی خود را بر برگهای زرین تاریخشان شماره زده وتارسیدن بخواسته هایشان همچنان با ایستادگی در برابر ستمگری و تبعیض ،کمر همه مخالفان واپس مانده ذهنی را رو در روی خود خَم خواهند کرد .
زنانشان چنین اند ایرانیان
چگونند مردان و گنُداوران
گیتی پور فاضل
۱۴۰۴/۶/۲۳


#همراهان_اندیشمندان_و_نوآوران_ایرانیان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هم‌میهنان عزیز،

خرسندم که در جشن ملی مهرگان، آیین نور و روشنایی، آغاز به‌ کار سامانهٔ «ایران را پس می‌گیریم» را به اطلاع شما می‌رسانم.

این سامانه، به آدرسِ IranoPasMigirim.com شاهراهی است برای بسیج و سازمان‌دهی نیروها…
برای ثبت گزارش‌های میهن‌پرستانه…
برای افشای فساد و ارسال اطلاعات درونی سیستم…
برای ارائهٔ ایده‌ها و برنامه‌ها…
برای دنبال‌کردن آخرینِ تحولات و دسترسی به منابع و ابزارهای عملی…
و برای گردآوری پشتیبانی‌های مالی و لجستیکی.

با راه‌اندازی این سامانهٔ جامع، ما وارد مرحلهٔ تازه‌ای از کارزار ملی برای نجات ایران می‌شویم؛ در تکمیل و ادامهٔ گام‌های مهمی که در ماه‌های گذشته برداشتیم:

- راه‌اندازیِ پلتفرم همکاریِ ملی؛ که تا کنون ده‌ها هزار تن از نیروهایِ نظامی، انتظامی، امنیتی و دولتی در آن ثبت‌نام کرده‌اند؛ و ارتباط با آنان، پس از پالایش و راستی‌آزمایی، در حال انجام است.

- برگزاری نشست‌ همگرایی میان سازمان‌ها و احزاب سیاسی، و نیز همایش «همکاری ملی برای نجات ایران» در مونیخ، که به توافق بر اصول و دستورِ کارِ مشترک انجامید.

- رونمایی از فاز نخست «پروژهٔ شکوفایی ایران» (IPP) به‌عنوان نقشهٔ راه بازسازی کشور، و ارائهٔ برنامهٔ دوران اضطرار برای مدیریت سه تا شش ماه نخست پس از سرنگونیِ رژیم.

- و تشدید تلاش‌های دیپلماتیک با دولت‌های کلیدی برای اعمال فشارِ حداکثری بر جمهوری اسلامی و جلب حمایتِ حداکثری از ملت ایران.

من، ضمن تبریک دوبارهٔ جشن مهرگان، از همهٔ شما دعوت می‌کنم همین امروز به IranoPasMigirim.com بپیوندید.

شما قلب تپندهٔ این کارزار ملی هستید.

با هم، #ایران_را_پس_میگیریم و آن را دوباره می‌سازیم.

پاینده ایران،
رضا پهلوی

@OfficialRezaPahlavi
پیام گرامیداشت ۲۲ مهر، زادروز #شهبانو_فرح_پهلوی
از سوی زندانیان و کنشگران سیاسی درون ایران


۲۲ مهرماه، خجسته زادروزِ بزرگ بانوی ایران، شهبانو فرح پهلوی را گرامی می‌داریم. بانویی که در کنار اعلی‌حضرت همایونی شاهنشاه آریامهر محمدرضا شاه پهلوی، با باور به فرهنگ، هنر و ارزش‌های ملی، چراغی را برای ایران، فروزان نگه داشته و با حضور و همراهی خود، الهام‌بخش نسلی است که فردای ایران را با عظمت و شکوه رقم خواهد زد.

حضور شهبانو، مادر ایران‌زمین همواره روشن و راهگشا بوده و مایه امید، وحدت و سربلندی ملت خواهد بود. در این روزِ فرخنده، آرزومندِ عمرِ بلند، عزّت پایدار، تندرستی و آرامش همیشگی برای ایشان هستیم تا ایران دوباره شکوفایی خود را با نهاد شاهنشاهی مشروطه بازیابد.

باشد که در پرتو ایمان به ایران و آرمان‌های پهلوی، یک‌صدا بگوییم:
نور بر تاریکی پیروز شد.

#جاوید_شاه
#پاینده_ایران

امضا کنندگان به ترتیب حروف الفبا:

احسان قدیری
اردشیر علیجانی
اشکان درویشی
امین سخنور
اهورا ایرانی
ایران الهیاری
بهفر لاله‌زاری
پیام باستانی
حجت‌اله رافعی
حسین استاجی
حمید بیات
حمید فرهادی
دانیال سلیمانی
رامین رحیم پور
رضا قارلقی
رویا ایزدپناه
زمان اسماعیلی
سارا ساریخانی
سامان عاشق
سعید دامور
سمیه جعفرپناه
سیامک مسیح پور
علی‌اصغر حسنی‌راد
غلامحسین بروجردی
فیض‌اله آذرنوش
کوروش جلیل
کوشان پیرزاده
کیانوش آیانی صفت
محسن غیاثی
محمد سلطانی
محمد نیسانی
محمود دیهوری
مرتضی قاسمی
مرسل کتابی
مژگان تدریسی
مصطفی محمدحسن
مهدی مسکین‌نواز
مهریار ظفرمهر
🖋استاد گیتی پورفاضل

هفتم آبان جشنی بزرگ برای گرامیداشت کرامت انسانی که در سیستم بردگی زیر پای فرمان روایان و پیامبرانی که در لغو آن بر نخواستند لِه و نابود شده است.
کورش فرهیخته ترین شاهنشاه جهان و جهانیان که نگاه همه را دلبرانه به خود برای داشتن شیوه نکو در فرمانروایی کشیده و در زمانه ای که مردان پیروزمند جنگ از کشتار شکست خوردگان دریغ نمی کردند با رفتار مهربانانه و گفتار خردمندانه و با گرامیداشت فرهنگهابا باورهای گوناگون دلربای سده های گذشته و آینده تاریخ بشری است .
مردی بزرگ با اندیشه های بزرگ که سرافراز تاریخ انسان و ارجمند انسانیت است هر ایرانی خردمند با داشتن چنین مرد اندیشه ورز و خردپیشه که به فرهنگ ایرانی و اندیشه انسانی معنا می بخشد باید ببالد و شیوه رفتارش الگوی زندگی باشد تا انسانیت میان مردمان زنده بماند .
گیتی پورفاضل
۱۴۰۴/۸/۷

#همراهان_اندیشمندان_و_نوآوران_ایرانیان
《پرتاب میان گرگ ها》


معروف است پرتاب میان گرگ ها یکی از تکنیک هایی بود که سازمان اطلاعاتی و امنیتی شوروی (کا.گ.ب) برای از بین بردن اندیشمندان، نویسندگان و آزادیخواهان مخالف آن کشور طراحی کرد؛
در این تکنیک هیچ نیازی به احضار و دستگیری و بازجویی و شکنجه و زندان و کشتن روشنفکران و مبارزان سیاسی-اجتماعی و تعالی طلبان نبود؛ بلکه به شکلی غیرمستقیم و نامریی، در زندگی آنها رخنه می کردند و برایشان گرفتاری ها و مشکلات، بن بست ها، یاس ها، نا امیدی ها  بدبختی های شدید و پی در پی مالی، شخصی و شغلی، روحی و عاطفی و می ساختند و دشمنان شخصی و شاکی های خصوصی می تراشیدند …

در چنان شرایطی، فرد مورد نظر آن قدر در میان مشکلات و بیچارگی هایش محاصره می شد که دیگر کاری به کار حکومت، شعر، سیاست، فرهنگ، ادبیات، هنر و هرآنچه در جامعه می گذشت و او را به مخالفت جدی با آن وضعیت می کشاند، نداشت و آنچنان زیر بار رنج ها و مصیبت های فردی و خانوادگی اش قرار می گرفت که نهایتاً یا دیوانه می شد، یا خودکشی می کرد، یا فرار می کرد، و یا افسرده، روان پریش و گوشه نشین می شد؛ به هر حال تبدیل به یک آدم بی کنش و بی اثر می شد.

در سازمان کا.گ.ب به این مشکلات و بدبختی های شخصی می گفتند «گرگ ها»؛ گرگ هایی که هر انسان اندیشمند و اهل قلم آزاده ای را از دنیای گفتن و نوشتن و تفکر و اندیشه به جهنمی از گرفتاری و ناامیدی و و راهروهای دادگاه های عمومی و طلبکارهای بی رحم و عشق های شکست خورده و شاکیان وقیح و رذل شخصی و تحقیرهای مدام می کشاندند و نهایتاً او را محاصره خود گرفته و تکه پاره می کردند؛ تکنیک پرتاب میان گرگ ها بقدری کارایی داشت و با چنان دقت و سرعتی جواب میداد که سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی کشورها نیز آن را بکار گرفتند و همچنان با علاقه بسیار بکار می گیرند.

البته یادمان نرود که شِبهه ساختار مافیایی جمهوری اسلامی، در کنار این روش، از کشتار و زندان آزادگانی که در برابر فریب و ستم این ساختار سر خم نکردند، از ابتدای موجودیت خویش نیز همیشه استفاده برده است.

#نبرد_با_تاریکی
#همراهان_اندیشمندان_و_نوآوران_ایرانیان
یادداشتی از استاد گیتی پورفاضل


مردم به جان رسیده از گرانی و تورم روزانه‌ی نیازمندیهای زندگی، به خیابان‌ها ریخته و روز به روز هم  گروه‌های دیگر به هم خواهند پیوست تا کمر حکومتگران ستم پیشه که نزدیک به نیم سده جز  سرکوب وگسترش فقر و فحشا  کاری دیگربر ای مردم فریب خورده ۵۷ نکرده وهمه درآمدهای کشور را یا هزینه برای جنگ بیهوده در سوریه و لبنان کرده اند یا گنبدهای زر برای امام‌زاده ها ساخته اند و برای پاسداری از زینبیه هزاران جوان را هدر داده اند یا به جیب اختلاسگران خودی ریخته اند .
سالهایی دراز مردم نه در خانه هایشان آزادی زندگی داشته اند  نه درخیابان‌ها از دست گشت ارشاد در امان بوده اند در حالی که فرزندان حکومتگران در ویلا های آنچنانی به عیش مدام می پرداختند ویا بیرون از مرزها همانگونه که دوست داشته اند زندگی کرده اند ولی از مردم ایران گرفتن جشن زادروز یا عروسی فرزندانشان با خنیا دریغ کرده اند . کلیپ عروسی یکی از مؤمنان دین زده را که از بیضه اسلام پاسداری میکند در فضای مجازی همه دیدیم .
رنجی که مردم آزاده ایران در این نیم سده کشیده و دردی که تا مغز استخوانهایشان دویده و سخت سوزانیده را فراموش نخواهند کرد، بی گمان دادگاه های آینده که برای دادرسی کردار و گفتارو دزدی‌ها وخیانت هایی که در زیر نام دین این مزدوران بیگانه به مردم روا داشته اند یک یک بررسی و کیفر داده خواهد شد و روشن خواهد شد که در چنته گشادشان چه داشته و دارند و چرا این اندازه به مردم درد ورنج روا داشته اند.  این ستمگران در پدافند از خود چه خواهند داشت تا بگویند ؟ 
مردم ایران آن روز را شماره می زنند.بی گمان اگر این مؤمنان  فرار را برقرارترجیح ندهند مردم روند دادرسیها رادنبال کرده به کیفر رسیدن آنان داغی که بر جگر از عزیزانشان دارند اندک التیام خواهد یافت . به امید آن روز زنده ایم .

گیتی پورفاضل
۱۴۰۴/۱۰/۹

#همراهان_اندیشمندان_و_نوآوران_ایرانیان
روزگار سخت به سر آید/ 🖋استاد گیتی پورفاضل

نزدیک به پنجاه سال اپوزیسیون بیر‌ون مرز با داشتن آزادی‌گفتار و نوشتار که از آزادی اندیشه سر چشمه دارد و نیز هرگونه  امکانات تاکنون نتوانسته خود را جمع وجورکرده کسانی را برای سامان دهی خواسته های سیاسی خود برگزینند بی آنکه دمی بیاندیشند که مردم ایران تا چند دهه بایدچشم به راه جنبشی برای رهایی از این حاکمیت جور وجهل باشند؟ مردم عمل می خواهند نه حرف .
اپوزیسیون های گوناگون هیچ کدام جربزه داشتن تشکیلات را نداشته اند ومی گویند پول نداریم ، پس گیرندگان این جایزه های ریز و درشت که شمایان پشتشان بودید پولهایش کجا رفت ؟
چرا توان داشتن تشکیلات کارا برای مخالفان پادشاهی خواه را فراهم نکردند در حالی که لابیهای پر توان و هوادارانی بسیار داشته و دارند ؟ ما در درون آتشیم و شماتنهاباگفتارهای تاخته بررژیم بسنده کرده اید .
من از سال ۵۸ تاکنون دم تیغ جمهوری اسلامی بوده و هستم و با امید روزی زنده ام که رفتن این حاکمان  کثیف آخوندی ضد زن رابه بینم .
تاکنون مردم ایران از مدعیان اپوزیسیون آزادی جمهوری خواه جز سخن نشنیده اند .آنکه درون آتش است با آن که از دور دست بر آتش دارد فرق بسیار است ، آنچه بایسته گفتن است این که مشروطه خواهان تک صدایی را نپذیرفته ونمی پذیرند زیرا مشروطه در دل خود آزادی اندیشه و گفتار را فریاد می زند .اگر در زمان نهضت مشروطه نود درصد مردم بی سواد بودند امروز هشتاد درصد با سوادند و می دانند چه می خواهند و چه نمی خواهند، از سوی دیگرجمهوری های خاور میانه را دیده و می بینند . در سیستم  پادشاهی مشروطه شاه نمادی برای ثبات کشور است و برای ایران نماد تاریخی است ،  دولت‌ها می‌آیند برنامه هایشان را ارائه می دهند و اجرا می کنند ومی روند آنگاه که نتوانند اجرا کنند باید پاسخگوی  چرایی اش باشند ، از سویی دیگر ایران سرزمینی است که پادشاهی نماد تاریخی اش می باشد ، کارنامه ایران با سیستم پادشاهی تنیده شده است .
جمهوری‌های خاور میانه شبیه جمهوری فرانسه و دیگر کشورهای پیشرفته نیستند بلکه  جمهوری مدام العمرند ، پوتین ؛ اردوغان ، علی اف و پیشتر هم حافظ اسد و بشار اسد و مبارک و...
نام نظام مهم نیست بلکه چگونگی اجرای قانون مهم است که در محدوده تعیین آزادی قانونی باشد که در بطن آن داد و نه بیداد، نهادینه شده باشد.

گیتی پورفاضل ۱۴۰۴/۱۰/۱۲

#همراهان_اندیشمندان_و_نوآوران_ایرانیان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فراخوان شهریار ایران، شاهنشاه رضا پهلوی


من اولین فراخوان خود را امروز با شما در میان می‌گذارم و از شما دعوت می‌کنم که این پنج‌شنبه و جمعه، ۱۸ و ۱۹ دیماه، هم‌زمان سر ساعت ۸ شب، همگی چه در خیابان‌ها یا حتی از منازل خودتان شروع به سردادن شعار بکنید. درنتیجه بازخورد این حرکت‌، من فراخوان‌های بعدی را به شما اعلام خواهم کرد.

#جاوید_شاه
#پاینده_ایران
#همراهان_اندیشمندان_و_نوآوران_ایرانیان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علی مقصدجو زندانی سیاسی سابق:
۱۸ و ۱۹ دی ماه، ۸ شب، خیابان هایمان شرافت و آزادی را فریاد میزنند.
#جاوید_شاه
#پاینده_ایران
#همراهان_اندیشمندان_و_نوآوران_ایرانیان
تنه را که تبر می زند
ریشه های سترگ
بر تنه زخمی
جوانه می رویانند
رویش ایستایی ندارد
زندگی در ریشه ها نهان
در تنه ها پیداست
از نخستین زمان پیدایش
تا امروز
اما
خودکامگان تیره نگر
رویش را نادیده می انگارند. 
زینهار روز پایان را
شوخی می پندارند
تا واپسین دم مرگ خود را
باور ندارند
گیتی پورفاضل
۱۴۰۴/۱۱/۵

#همراهان_اندیشمندان_و_نوآوران_ایرانیان
نوشتاری از استاد گیتی پورفاضل

با سپاس از همه هم میهنان گرامی که با نگاه و تحلیل سیاسی خود در مورد رویداد های تلخی که در ایران کشورمان می گذرد می‌نویسند ، همین گفتگوهاست که ما را به یک هوده کار ساز می رساند . نزدیک به نیم سده است که ما در این سرزمین کهن با حکومت خودکامه ضد زن و ضد قوانین انسانی داریم دست و پنجه نرم می کنیم یا تن به کشته شدن می دهیم یا روح و روان ما در زندان‌ها زیر پای بازجوهای چیزی ندان و نا آگاه از آزادی و انسان و انسانیت، له و لورده می شود .
آنچه امروز برای ما زنده ماندگان جان به لب رسیده مهم است دیگر نه تحلیل است و نه توجیح بلکه یافتن راه چگونه رهایی از دست ستم ستمگرانیست که روز روشن دادخواهان را به رگبار گلوله می بندند و مردم را در برابر چشم جهانیان کشتار می کنند و با بی شرمی به مبارزان انگ می زنند.
کار ما که در درون هاویه ای بزرگ زندگی می کنیم و روزی صدبار زنده می شویم و می میریم پند و اندرز و تخریب گرایش‌های سیاسی یکدیگر که گاه نیز با ناسزاهای مودبانه و گاه هم بی ادبانه همراه است، نیست.
برای رهایی از دام این جهنم پنجاه ساله راهکار باید نه مثال آوردن از فلان جامعه شناس یا روانشناس یا نویسنده یا تحلیل و نگاه فلان تحلیلگر که وقتی کارد به استخوان می رسد، تنها فریاد رس، دارو و درمان است.
زیرا که پند از درد نمی کاهد و اندرز جای دارو را نمی گیرد . بیشتر کسانی که در اتاقهای گفتگو‌ هستند بی توجه به زندگی سخت کنونی مردم ایران از گرایش‌های سیاسی خود می گویند و باقی را به رگبار ناسزا می بندند که چرا جمهوری‌ خواهی؟ چرا پادشاهی خواهی؟ یا چرا از خلقها نمی گویی؟ اگر راست می گویید همه با هم در پی راهکار برای رهایی باشیم نه تحلیل اندیشه سیاسی و آرمان‌های خود که دراین سالها کارساز نبوده. هیچ روشنایی به شب های تار ما تا امروز نتابانیده است. راه رهایی دست های تهی از هرگونه سلاح را در برابر سرب داغ نشان دهید . جنگ بد است همه می دانیم اما ما ۸ سال مداوم بمب باران‌ها را دیدیم و با دلهره و هراس از کشته شدن شب را سحر کردیم ، سلاخی را در زندانها و کوی و برزن ها دیده و می بینیم. ما، سخت جان شده ایم که هرگز به این سخت جانی گمان نداشتیم. اما، روزگار این چنین بر ما روا داشت.
حال بجای نشان دادن راهکار به همه زخمی های این سیستم ستم پیشه چه در درون مرز و چه بیرون از مرز، به جان هم افتاده و حلقه های زنجیر را بجای پیوند دادن به هم آنها را از هم جدا می سازیم و کار دشمن را آسان.
نیاکانمان بی جهت این همه زبانزد نساخته اند که همه این زبانزدها در کوره زمان با آزمونهای بزرگ‌ و کوچک آبدیده وساخته شده اند . "سیر ازگرسنه بیخبر است ، سواره از پیاده "
حال داستان ماست که قلم را می چرخانیم تا تنها باز گوی روایت خود باشیم نه نود میلیون جمعیتی که روز به روز نامیدانه تر و هراسان تربه فردایش می‌نگرد. هر رژیمی چه جمهوری و چه پادشاهی می تواند دمکراتیک یا استبدادی باشد چرا ما باید بر سر نام با هم بجنگیم؟ باید با تیز بینی هرچه از صندوق های رای بیرون می‌آید بنگریم و هشیارانه بر خورد کنیم و بدون تخریب و انگ زدن به نبرد با خودکامگی بر خیزیم.
نام‌ها و واژه ها هرگاه که از معنای درونی خود تهی شوند گول زننده اند ، سیستم‌های خودبین و خودکامه نخست با واژگان مردم را می فریبند و به گفته خودشان خدعه می کنند. چه آسان هم بر زبان می آورند ، یادمان باشد که خدعه یا به پارسی همان نیرنگ(در زبان ما نیرنگ به آداب و کارهایی که روحانیت هر دینی برای مقدس جلوه دادن خود و دینشان بکار میبرند گویند) ما دیگر نباید فریب خوریم ، ما با واژگانی زندگی می کنیم که دارای بار معنایی درست خود باشند ، دوران فریب سپری شده با مردم آگاه باید آگاهانه رفتار کرد ، نیرنگ ها آشکار می گردند و مردم در برابرشان خشم را بازتاب می دهند .
گیتی پورفاضل ۱۴۰۴/۱۱/۲۰

#همراهان_اندیشمندان_و_نوآوران_ایرانیان
ایران من
کنون به دامن سُرخ ات
در این هوا که رمیدست
شادی ز کوی و برزن مردم
آهنگ ساز جز ز سَرِ مرگ نشنوی
در سوگ هر جوان به سَرِ دار
خاک تو
پُرزشاخه ی آلاله ها کنون
سرخی خون ز تیر سیه دل به روزگار
بربال پوپک و پَرِ پروانه ها کنون
بیگانه با قلم
ای آشنای تیغ
خوشکام روزگار سیاهی
بربام هر سپیده زدی خون بی گناه
ای سیرناپذیر

گیتی پورفاضل
۱۴۰۵/۵/۹
《چو ایران نباشد تن من مباد !》

🖋یادداشتی از #مهریار_ظفرمهر <<بنیان گذار گفتمان درستفکری و کارآمدی >>


وقتی گفته می‌شود 《ایران》 همیشه زنده است و اگر در میان نباشد، دیگر جنبنده‌ای را نخواهیم یافت و او را به ققنوسی تشبیه می‌کنیم که از خاکستر خویش دوباره پر می‌گیرد و هرگز نمیمیرد؛ به این معناست که ایران صرفاً نه تنها به معنای یک جغرافیا و 《ملت ایران》، نه تنها به معنای مردم یک سرزمین، بلکه پیش و بیش از آن، 《ملت ایران》 در معنای یک انگاره‌ی فلسفی ژرف که به شکل یک تمدن برای نخستین بار بر روی کره خاکی نمودار شد، می‌باشد.
بنیان این جهان بینی ژرف را باید در مفهوم 《آرتا》و 《آشا》یافت که هزاران سال پیشینه تاریخی دارد. این جهان بینی غیر ایدئولوژیک سرچشمه‌ی اصلی مفاهیم، ارزش‌ها و آرمان‌هایی‌ست که انسان معاصر ایرانی پس از جنبش مشروطیت، دوباره آن را به عنوان فهم نوین خویش از جهان و انسان در میان آورده است.

پس از ۱۳ قرن ایستادگی ایرانیان در برابر یورش و هجوم تازیان، فرایند بیداری ایرانیان به جنبش مشروطیت که نقطه ی عطفی در این روند است، رسید.

پس از آن با پذیرش حق حاکمیت ملی و برقراری حاکمیت قانون بر آمده از حق حاکمیت ملت ایران؛ با روی کار آمدن پادشاهی پهلوی بیداری ایرانیان و ارزش های مشروطیت برای اولین بار در زمین واقعیت ایران، به عنوان یک ساختار سیاسی ملی و مدرن، نهادینه شد.

در این روند
با پذیرفتن تعریف ملت ایران؛ به عنوان یک تمدنِ تاریخی برآمده از یک جهان‌بینی ارزشمند، مفهوم میهن پرستی نیز بیش از پیش معنا یافته و اهمیت خود را آشکار ساخته است .
میهن پرستی ، مفهومی است که ارزش‌های آن، ریشه در تاریخ چند هزار ساله ایران دارد‌.
ایرانیان بر این باور بوده اند که جهان، یگانه و دارای نظم طبیعی  و اخلاقی است آنها بیش از ۴۵۰۰ سال پیش، آن را《 آرتا 》مینامیدند که ریشه واژه ایران است و در ادوار بعد، در زبان پهلوی؛ آن،《آشا》 نامیده شد که ریشه واژه شاه است.
بر این اساس است که میگوییم تمدن ایرانی در وضعیت شاهنشاهی تعریف گشته است.

در این میان، واژه ‎شاه ، در برگیرنده بهترین مفاهیمی است که در یک چرخه نظام مند یکدیگر را بازآفرینی می‌کنند؛ چه در بنیان‌ فلسفه حقوق، چه در ارزشها و چه در آرمان ها که به پرستاری از ایران می‌انجامد. از این روست که در این ساختار سیاسی، جایگاهی بنام 《پادشاه》 تعریف میشود که خویشکاری او  پرستاری و پاسداری از شأن شاهانه ی ملت و کشور ایران  است.

واژه 《شاهنشاه》(شاهان‌شاه) نیز در همان حال به پیوند میان شاه و ملت در ساحات گوناگونِ حقوقی، سیاسی، فرهنگی و ... اشاره دارد ؛
نهاد شاهنشاهی یا پادشاهی ایرانی ، تنها جایگاهیست، که میتواند شأن شاهانه
(یعنی دیگنیتیِ) مردم ایران را، چه در تمامیت خود، چه به عنوان فرد فرد ایرانیان، با هر باور مذهبی ،سلیقه سیاسی و گویش جغرافیایی  در هر کجای ایران که ساکنند، در برگرفته و نمایندگی کند.

بنابر آنچه ذکر شد که سالهاست در گفتمان درستفکری و کارآمدی، در ساحت فلسفه سیاسی، به آن پرداخته شده است، دیگر باور به نظام شاهنشاهی ایرانی صرفا یک سلیقه سیاسی نیست.

با گرامیداشت یاد جان نثاران راه پر فراز و نشیب بازپس گیری ایران در صد‌ و‌ بیستمین سالگرد جنبش مشروطیت / ۱۴ امرداد ۲۵۸۵ شاهنشاهی ایرانی

#درستفکری_و_کارآمدی
#نبرد_مشروطه_با_مشروعه
#تواضع_در_وضعیت_شاهنشاهی
#حاکمیت_ملی
#حاکمیت_قانون
#حاکمیت_مدرن
#جاوید_شاه
#پاینده_ایران
#جنبش_ملی_کارآمدی
#همراهان_اندیشمندان_و_نوآوران_ایرانیان
🖋محمد زمانی

بخش اول

از انتظار تا اقدام؛ ضرورت شکل‌گیری یک نیروی ملی برای آینده ایران

ایران امروز در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ معاصر خود قرار گرفته است. دهه‌ها بحران اقتصادی، فساد ساختاری، کاهش سرمایه اجتماعی، مهاجرت گسترده نخبگان، تنش‌های منطقه‌ای و شکاف عمیق میان حکومت و بخش بزرگی از جامعه، این پرسش را بیش از هر زمان دیگری در برابر ایرانیان قرار داده است: اگر فردا فرصت ساختن ایرانی آزاد، آباد، سکولار و دموکراتیک فراهم شود، آیا ما برای ایفای نقش خود آماده‌ایم؟

نجات یک کشور تنها با تغییر یک حکومت یا تغییر ساختار سیاسی محقق نمی‌شود. تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که موفقیت دوران گذار، بیش از هر چیز به وجود شهروندانی مسئول، نخبگانی متعهد و نیروهایی سازمان‌یافته وابسته است. هیچ ملتی بدون آمادگی فکری، تخصصی، مدیریتی و سازمانی نمی‌تواند آینده‌ای پایدار برای خود بسازد.

آمادگی تنها به معنای داشتن انگیزه، انتشار بیانیه یا تحلیل رویدادهای سیاسی نیست؛ بلکه به معنای «نیرو شدن» است. نیرو شدن یعنی تبدیل شدن به یک ظرفیت واقعی برای پذیرش مسئولیت، مدیریت، برنامه‌ریزی و ساختن آینده کشور.

ایران آینده به هزاران مدیر پاکدست، اقتصاددان، حقوقدان، جامعه‌شناس، استاد دانشگاه، مهندس، پزشک، متخصص فناوری، دیپلمات، کارآفرین، روزنامه‌نگار، پژوهشگر و فعال مدنی نیاز خواهد داشت. این نیروها باید از امروز شناسایی، آموزش، سازماندهی و به یکدیگر متصل شوند.

هدف از نیرو شدن و شبکه‌سازی ملی، صرفاً افزایش تعداد افراد یا تشکیل گروه‌های سیاسی نیست؛ بلکه استفاده از تمام ظرفیت‌های فکری، تخصصی، مدیریتی، رسانه‌ای، اقتصادی و اجتماعی ایرانیان در داخل و خارج از کشور است. ایران از کمبود استعداد و توان انسانی رنج نمی‌برد؛ مشکل اصلی، پراکندگی، نبود هماهنگی و تبدیل نکردن این ظرفیت عظیم به یک قدرت مؤثر ملی است.

شبکه‌سازی یعنی عبور از فعالیت‌های فردی و حرکت به سوی همکاری سازمان‌یافته. ایجاد ارتباط میان متخصصان، دانشگاهیان، جامعه‌شناسان، فعالان مدنی، کنشگران سیاسی، کارآفرینان و ایرانیان سراسر جهان می‌تواند زمینه شکل‌گیری یک نیروی ملی منسجم را فراهم کند. این شبکه‌سازی به معنای حذف تفاوت دیدگاه‌ها نیست، بلکه به معنای یافتن نقاط مشترک برای همکاری در مسیر منافع ملی است.

یکی از مهم‌ترین گام‌ها در مسیر نیرو شدن، تشکیل اتاق‌های فکر تخصصی است. این اتاق‌ها باید در حوزه‌هایی مانند اقتصاد، حقوق، سیاست، جامعه‌شناسی، آموزش، انرژی، فناوری، محیط زیست، فرهنگ، امنیت ملی و سیاست خارجی فعالیت کنند و برای چالش‌های ایران راهکارهای عملی و کارشناسی ارائه دهند. ایران آینده نباید در دوران گذار با خلأ برنامه، مدیریت و نیروی متخصص روبه‌رو شود.

در کنار آن، تعریف پروژه‌های مشترک میان نیروهای مختلف، زمینه اعتمادسازی و همکاری عملی را ایجاد می‌کند. همکاری بر سر پروژه‌های مشخص باعث می‌شود ظرفیت‌های پراکنده به یک سرمایه ملی تبدیل شوند. آینده ایران با رقابت‌های فرسایشی ساخته نمی‌شود، بلکه با همکاری، تقسیم مسئولیت و استفاده از همه توانایی‌های ملی شکل خواهد گرفت.

برگزاری کنفرانس‌ها، نشست‌های تخصصی و کارگاه‌های مشترک نیز باید از سطح گفت‌وگوهای مقطعی فراتر رود و به بستری برای تولید اندیشه، تدوین برنامه، انتقال تجربه، تربیت نیروهای جوان و ایجاد همکاری‌های پایدار تبدیل شود. جامعه‌ای که برای آینده خود برنامه دارد، باید بتواند اندیشه‌ها را به طرح‌های عملی تبدیل کند.

در این میان، ایرانیان داخل و خارج از کشور یک سرمایه بزرگ ملی هستند. میلیون‌ها ایرانی در سراسر جهان در دانشگاه‌ها، شرکت‌ها، مراکز پژوهشی و نهادهای بین‌المللی فعالیت می‌کنند و دانش، تجربه و ارتباطات ارزشمندی در اختیار دارند. پیوند این ظرفیت با نیروهای فعال داخل ایران می‌تواند یکی از مهم‌ترین پایه‌های بازسازی و توسعه کشور باشد.

همچنین حمایت فکری، رسانه‌ای، تخصصی و مدنی از ظرفیت‌های اجتماعی و سیاسی داخل ایران اهمیت ویژه‌ای دارد. این حمایت می‌تواند از طریق انتقال تجربه، تقویت ارتباطات، تولید محتوا، ارائه دانش تخصصی و ایجاد پیوند میان نیروهای داخل و خارج کشور انجام شود تا ظرفیت‌های موجود در یک مسیر مشترک و سازنده قرار گیرند.

ما نباید منتظر معامله‌ها و توافق‌های پشت پرده جمهوری اسلامی با کشورهای منطقه و قدرت‌های جهانی بمانیم. تجربه چند دهه گذشته نشان داده است که حکومت‌ها بر اساس منافع خود تصمیم می‌گیرند و هیچ ملت و نیروی سیاسی نمی‌تواند آینده خود را صرفاً به تصمیمات بازیگران خارجی یا معادلات بین‌المللی وابسته کند.
بخش دوم

مسئولیت تعیین سرنوشت ایران بر عهده نیروهای ملی و مردم ایران است. به همین دلیل، هدف از نیرو شدن و شبکه‌سازی فعال، ایجاد یک توازن قدرت سیاسی و اجتماعی در برابر جمهوری اسلامی است؛ توازنی که بتواند ظرفیت‌های پراکنده جامعه را به یک نیروی منسجم، سازمان‌یافته و اثرگذار تبدیل کند.

هدف نهایی، تنها تحلیل شرایط موجود نیست؛ بلکه ساختن یک شبکه فعال از نیروهای متخصص، سیاسی، مدنی، رسانه‌ای، جامعه‌شناسان، دانشگاهیان و اجتماعی است که بتوانند با برنامه‌ریزی، همکاری و همگرایی ملی، زمینه گذار ایران به سوی آینده‌ای آزاد و دموکراتیک را فراهم کنند.

نیرو شدن یعنی تبدیل ظرفیت‌های انسانی و فکری ایران به یک قدرت واقعی؛ شبکه‌سازی یعنی ایجاد ارتباط میان این ظرفیت‌ها و سازماندهی آن‌ها برای یک هدف مشترک. بدون سازماندهی، حتی بزرگ‌ترین ظرفیت‌های اجتماعی نیز پراکنده باقی خواهند ماند.

از همین رو، شبکه‌سازی یک ضرورت راهبردی برای ایجاد توازن قدرت سیاسی و اجتماعی است. هرچه این شبکه گسترده‌تر، منسجم‌تر و حرفه‌ای‌تر باشد، توان جامعه برای اثرگذاری بر روندهای آینده ایران نیز افزایش خواهد یافت.

امروز شکل‌گیری زمینه‌های همگرایی ملی میان نیروهای مختلف آزادی‌خواه، سکولار، دموکراسی‌خواه و ملی‌گرا یک فرصت مهم تاریخی است. اختلاف دیدگاه‌های سیاسی طبیعی است، اما منافع ملی، آزادی، حقوق بشر، حاکمیت قانون، تمامیت ارضی و توسعه ایران می‌تواند محور همکاری مشترک باشد.

این همگرایی نباید تنها در سطح گفت‌وگو باقی بماند، بلکه باید به همکاری‌های عملی، پروژه‌های مشترک، شبکه‌های تخصصی و برنامه‌های اجرایی تبدیل شود. زمان آن رسیده است که از مرحله تحلیل صرف عبور کنیم. تحلیل بدون برنامه، سازماندهی و اقدام، به‌تنهایی آینده‌ای نمی‌سازد.

امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تربیت نیرو، شبکه‌سازی، نهادسازی و برنامه‌ریزی برای آینده هستیم. ایران آینده را کسانی خواهند ساخت که از امروز آماده می‌شوند؛ کسانی که به جای انتظار برای تحولات بیرونی، خود را به بخشی از راه‌حل تبدیل می‌کنند.

پرسش اصلی امروز این است: آیا ما آماده‌ایم از مرحله انتظار عبور کنیم و وارد مرحله نیرو شدن، سازماندهی، شبکه‌سازی و ساختن آینده ایران شویم؟

پاسخ این پرسش در تصمیم امروز ما نهفته است؛ تصمیم برای تبدیل سرمایه عظیم انسانی ایران به یک نیروی ملی، متخصص، سازمان‌یافته و اثرگذار؛ نیرویی که بتواند در مسیر آزادی، توسعه، دموکراسی و سربلندی ایران نقش تاریخی خود را ایفا کند.

اکنون زمان آن فرا رسیده است که از مرحله انتظار عبور کنیم و وارد مرحله عمل، سازماندهی و مسئولیت‌پذیری شویم؛ زمانی که نیروهای ملی و آزادی‌خواه با استفاده از تمام ظرفیت‌های خود، برای پایان دادن به وضعیت موجود و فراهم کردن زمینه گذار ایران به سوی آینده‌ای آزاد، دموکراتیک و آباد تلاش کنند. اکنون زمان آن است که با برنامه، همگرایی و اتحاد ملی، از فرصت‌های تاریخی پیش‌رو برای رقم زدن آینده ایران استفاده شود.

محمد زمانی ،کنشگر سیاسی ،جامعه شناس

#همراهان_اندیشمندان_و_نوآوران_ایرانیان
با گرامیداشت یاد بانوی هنرمند 《پروا》(معصومه شاه پرور)  که از میان ما پر کشید.
ترانه 《فرصت》 از بانو پروا، به ایرانیان هنر دوست و میهن پرست تقدیم می‌ شود.

من که پروا ندارم از گفتن گفتنی‌ها
حاصلِ هستی ما چه بوده از این دنیا
پیش از آنی که شود لبریز پیمانه‌ی عمر
دامن عشقُ بگیرید آدما آی آدما


حالا که هستی ما اسیر یک آه و دمه
حالا که عمر تموم و آرزوی عالمه
روزگار کاری بکن، فرصت ما خیلی کمه


لحظه‌ها رو ما به نام روز و شب سر کردیم
غنچه‌های عشقُ دل‌شکسته پرپر کردیم

خنده‌ها و شادی رو به غم فروختیم ارزون
عمر ما طی شد و خورشید غروب کرد آسون

آهنگ و ترانه: جهانبخش پازوکی
تنظیم: جلیل عندلیبی

#همراهان_اندیشمندان_و_نوآوران_ایرانیان