نِگیلدا
تو مثل هنری عزیزم، قدر هنر رو هرکسی نمیدونه.
تو مثلِ قلب منی، دلمرده و شکستنی.
بعضی شبا منطق سرش نمیشه. فقط دلت میخواد نسبت به همهچی بد عنق باشی. دلت میخواد از زمین و زمان گله کنی، بهت بگن تو، گریه کنی. بعضی شبا، شب نیست، مثل قبره هزار طبقس. روز میشه، تو آسمون و خورشید و میبینی. ولی نمیتونی از تاریکیهای زندگیت بیرون بیایی. انگار غم شده غده سرطانی توی سرت، موندگار و بدخیم.
نمیدونی چی درسته چی غلط، فقط میخوای گریه کنی.
نمیدونی چی درسته چی غلط، فقط میخوای گریه کنی.
دلم میخواد داد بزنم و حرفای توی سرمو خالی کنم. ولی انگار به زبونم گفتن اگر حرف بزنی قاشق داغت میکنیم.
1
زیادی حرفای دلِ پُر خونمو با خنده گفتم. برای همین انگار همهی مشکلات برام به جُک تبدیل شدن.
Ghatrehaye Baran
Alireza Ghorbani
ای ﻗﻄﺮه ﻫﺎی ﺑﺎران ﺑﺎ ﺟﻮی ﻫﺎ ﺑﮕﻮﻳﻴﺪ
ﻛﺎن رﻫﺮو ﻏﻢ آﻟﻮد زﻳﻦ ره ﮔﺬر ﻛﺠﺎ رﻓﺖ…
اشکهایم جایی برای لبریز شدن نداشتند، برای همین بغض شدند، سرفه شدند. نگاه خیره شدند. لبخند شدند. هرچیزی شدند جز قطرهای اشک.
تو؟ قابه عکس مورد علاقهی منی که همیشه گرد و خاکش و پاکمیکنم. و هیچچیزیو سر جای اون نمیزارم.
تو؟ آهنگ مورد علاقهی منی که هزاربار تکرارش میکنم.
تو؟ کتاب مورد علاقهی منی که دست هیچکسی نمیدمش.
تو؟ پروانهی آبی غمگین منی.
تو؟ آهنگ مورد علاقهی منی که هزاربار تکرارش میکنم.
تو؟ کتاب مورد علاقهی منی که دست هیچکسی نمیدمش.
تو؟ پروانهی آبی غمگین منی.