Inner consciousness
1.12K subscribers
25 photos
23 videos
11 files
4 links
شاید که عشق، شکل جهان را عوض کند






☀️


ناشناس ميتوني با من گفتگو كني:

https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-907619-SllpJcs
Download Telegram
فرکانس طبیعی بدن

راه‌های مختلفی برای اندازه گیری انرژی وجود دارد.
دکتر بروس تینو از دانشگاه واشنگتن آمریکا اخیرا موفق شده است تا فرکانس یا بسامد الکترومغناطیس اطراف بدن انسان، دور و بر غذاها و بسیاری از چیزهای دیگر را به هرتز اندازه گیری کند. او همچنین توانسته اندازه‌گیری کند، بدن یک انسان سالم بین ۶۲ تا ۶۸ هرتز فرکانس دارد.

بدن بیماران مبتلا به سرطان را که در مراحل آخر بیماری بودند با اندازه ۲۴ هرتز به دست آورد.
فرکانس بدن بیماران مبتلا به باکتری کاندیدای دستگاه گوارش عدد ۵۰ هرتز را نشان می‌داد. افراد مبتلا به ویروس Epstein-Barr هم بدن‌شان فرکانسی بین ۵۰ تا ۵۲ هرتز داشت.

سال‌هاست علم ثابت کرده است، انرژی از حالتی به حالتی دیگر درمی‌آید و از بین نمی‌رود.
فیزیک کوانتوم هم ثابت کرده است؛ اگر دو ماده با فرکانس متفاوت در کنار یکدیگر قرار گیرند، ماده‌ای که دارای فرکانس بیشتر است بر ماده‌ای که فرکانس کمتر دارد، تاثیر گذاشته فرکانس آن را بالاتر می‌برد.

قوانین معروف نیوتن هم که دیگر جای بحث ندارد و قانون عمل و عکس‌العمل با موضوع ما در ارتباط است.
پس انرژی همه جا هست فقط از حالتی به حالت دیگر در می‌آید و با روش‌های مختلف باید اندازه‌گیری شود که شاید بعضی از آن‌ها را تاکنون کشف نکرده‌ایم.

ماسارو ایموتو دانشمند ژاپنی نیز کشف و اثبات کرد که مولکول‌های آب در برابر کلمات مثبت و منفی، از خود ارتعاشات متفاوت نشان می‌دهند!

پس بایستی هشیار بر فرکانس و سطح ارتعاشات خود باشیم و اجازه ندهیم که افت کند
‏اما قلب حافظه‌ی خودش را دارد و من هیچ‌چیز را فراموش نکرده‌ام.

‌‏آلبر کامو
خندید و دستش را دور تنم حلقه کرد، اما همانطور آرام، کنار هم نشستیم. بعد گفت: همیشه به یه رودخونه فکر می‌کنم که جریان آبش واقعاً سریعه و دو نفر که توی آب، سعی دارن همدیگه رو بچسبن، همدیگه رو سفت بگیرن، اما عاقبت می‌بُرن. آب خیلی شدیده. باید تن به آب بدن و از هم جدا بشن. به نظرم وضعیت ما هم همینه.

هرگز رهایم مکن
کازوئو ایشی گورو
از آدم های مذهبی نه ولی از آدم‌های مذهبی نما بترسید
آنان به درجه ای رسیده اند که مطمئن هستند هر کاری بکنند اشکال ندارد،چون فکر می‌کنند باعبادت کردن جبرانش می‌کنند

دیتر هالروردن
با فکر کردن درباره دیگران وقت خودت را تلف نکن.
در واقع این حقه زیرکانه،ذهن برای فرار از خود است

اشو
خیلی‌ها خيال مى كنند؛ اولين قدم در راه و سلوك معنوى اين است كه در جهان دست از مال دنيا بشويند! اين طور نيست.

اولين قدم اين است كه بتوانيم كاملاً و مستقلاً و تماماً آزادانه فكر كنيم،يعنى وابسته به هيچ باورى نباشيم و تحت تاثير هيچ جو و فضايى قرار نگيريم و هيچ شرايطى بر ما حكومت نكند،
در اين صورت است كه يك موجود انسانى يكپارچه، قادر، پرشور و متكى به خود باقى مى مانيم.

بدين ترتيب ذهن شما مى تواند آزاد باشد، شرطى نباشد، مبتلا به تعصب و پيشداورى نباشد، و حقیقت را آن طور كه هست درك كند.

كريشنامورتى
اگر آدم‌ واقعا و صمیمانه کسی را دوست داشته باشد، حتماً همه‌ی مردم، دنیا و زندگی را دوست می‌دارد !
اگر من بتوانم به کسی بگویم تو را دوست دارم باید توانایی این را هم داشته باشم که بگویم من در وجود تو همه‌کس را دوست دارم، با تو همه‌ی دنیا را دوست دارم، در تو حتی خودم را دوست دارم

اریک فروم
هنر عشق ورزیدن
اگر عظمت کسی را تحسین می کنید،آنچه می بینید عظمت خودتان است.

اگر شما این عظمت و خصلت را نداشتید، نمی توانستید این ویژگی را در دیگری تشخیص دهید و جذب آن شوید.

دبی فورد
از نشانه‌‌های یک ذهن تعليم يافته آن است كه قادر است عمق يك تفكر را دريابد بى آنكه آن را رد کند یا بـپذيرد.

ارسطو
زندگى كردن با تمام‌ وجود يعنى اينكه از موضع ارزشمندى با زندگى درگير شويم؛ يعنى همگام با پرورش شجاعت، شفقت و پيوند، صبح‌هنگام كه از خواب بيدار مى‌شويم با خود بگوييم مهم نيست چه كارى انجام میدهم و چه مقدار كار انجام نشده روى زمين مى‌ماند. درهرصورت من كافى هستم.
يعنى اينكه شب‌هنگام كه به رختخواب مى‌رويم با خود بگوييم: بله، من ناقص، آسيب‌پذير و گاه نگران هستم، امّا هيچ‌يك از اين‌ها اين حقيقت را تغيير نمى‌دهند كه من شجاع هم هستم و ارزش آن را دارم كه عشق و احساس تعلق را تجربه كنم

برنی براون
موهبت کامل نبودن  
اولین سوالی که از من پرسیدی یادت هست؟
_که یک دیوانه یعنی چه؟
_دقیقا این بار می‌توانم جوابت را بدهم بدون تقلب: دیوانگی یعنی عدم توانایی انتقال باورها و تصورات. انگار که تو در سرزمینی بیگانه هستی: تو همه‌چیز را می‌بینی، هرچه در اطرافت می‌گذرد درک میکنی امّا ناتوان از توضیح دادن و کمک گرفتن هستی چون زبان مردم را نمیدانی.
_ما همه یک زمانی چنین احساسی داریم.
_‌ما همه دیوانه‌ایم، هرکس به نوعی.

پائولو کوئیلو
من ميدانم كه می‌توانم خوشحالت كنم. و مطمئنم كه تو هم می‌توانی خوشبختم كنی.
تو از من آدمی ساختی كه اصلاً تصورش را هم نمی‌كردم. حتی با اين شرايطی كه داری باز هم می‌توانی شادم كنی.
از تمام آدم‌های دنيا فقط ميخواهم كنار تو باشم، تو را به هر كسی ترجيح ميدهم، حتی اين تويی كه به نظر خودت از دست رفته است.

من پیش از تو
جوجو مویز
شفای ذهن از دیدگاه لوئیز هی

ذهن انسان کلید سلامت اوست

افکار منفی در ذهن ما عاملی است که تاثیرات مخربی بر جای می گذارد ، احساسات منفی همچون خشم ، ترس ، اندوه ، تقصیر و اضطراب و ....
از سموم ارتعاشی هستند که در باورهای اعتقادات سنتی نیز منعکس هستند و همچون ارواح شیطانی به عنوان انگل های انرژی عمل می کنند .
هر اندیشه ای که در ذهن ما می گذرد آینده ما را می آفریند.
هر گونه درباره خود می اندیشیم برایمان به واقعیت در می آید .
خود ما شرایط زندگی مان را می آفرینیم آن گاه برای ناکامی خود دیگران را سرزنش می کنیم .
پذیرش خویشتن در زمان حال کلید دگرگونی های مثبت است .
الگوها و قالب های فکری را می توان تغییر داد اگر نمی دانید کدام اندیشه ها ، مشکلات شما را آفریده اند از خود بپرسید :
چه اندیشه ای در سرم می گذرد که این مشکل را آفریده است ؟
اگر خواهان سلامتی هستید باید از اندیشه های مثبت و مهر آمیز سرشار باشید .
خانه تکانی ذهنی را شروع کنید و اندیشه های بیماری زا و منفی را دور بریزید .
شفای جامع ، جسم ، ذهن ، روح را در بر می گیرد .
از هر نگرشی که بخواهید می توانید شروع کنید .
برخی از نگرشهای ذهنی آغاز ، و عده ای با مراقبه و دعا شروع می کنند .
فرقی نمی کند که خانه تکانی از کدام اتاق شروع شود.
از جایی شروع کنید که بیشتراز همه توجه تان را جلب می کند ، ما بقی تقریبا خود به خود پیش می آید .

‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎
خودت رو دوست داشته باش...
عشق من نسبت به خودم
من را از قربانی بودن به برنده بودن تبدیل می کند!
عشق من نسبت به خودم
تجربیات شگفت انگیزی را جذب می کند!
افرادی که نسبت به خودشان احساس خوبی دارند، به طور طبیعی جذاب هستند...

لوئیز هی
‍ هشت سطح آگاهی

در سطح اول آگاهی
شخصی که عملی اشتباه را انجام می دهد؛ اصرار دارد که عمل او درست بوده و دیگران را محکوم می کند. این شخص به خاطر اعتقاد عمیق برای انجام عمل اشتباه خود از انجام هیچ کاری پروا نداشته و دست به انجام هر کاری می زند تا عملش را به کرسی نشاند.

در دومین سطح آگاهی
شخص پس از انجام عمل اشتباه خود، پی به اشتباه خود برده و از درون احساس پشیمانی می کند ولی این پشیمانی را بروز نمی دهد.

در سومین سطح آگاهی
شخصی در حین انجام عمل اشتباه خود، پی به اشتباه خود برده و دیگر آن را ادامه نمی دهد. شخص قادر به کنترل احساسات و افکار خود می باشد.

در چهارمین سطح آگاهی
شخص قبل از انجام عملی اشتباه متوجه آن عمل شده و آن را انجام نمی دهد.

در پنجمین سطح آگاهی
شخص خود عمل اشتباهی انجام نمی دهد ولی اعمال اشتباه دیگران موجب آزار و خشم او می شوند.

در سطح آگاهی ششم
شخص عمل اشتباهی انجام نمی دهد و با دیدن اعمال اشتباه دیگران احساس ترحم و دلسوزی نسبت به آنها می کند.

در سطح آگاهی هفتم
شخص عمل اشتباهی انجام نمی دهد و دیگران را نیز قضاوت نمی کند.

سطح آگاهی هشتم
همان عشق است
دوست داشتن یک نفر، مثل نقل مکان کردن به یه خونه ست. اولش عاشق همه ی چیزهایی میشی که برات تازگی دارن. هر روز صبح از اینکه می بینی این همه چیز بهت تعلق داره حیرانی. بعد به مرور زمان دیوارها فرسوده می شن. چوب ها از بعضی قسمت ها پوسیده می شن و می فهمی که عشقت به اون خونه به خاطر کمالش نیست؛ بلکه به خاطر عیب و نقص هاشه. تمام سوراخ سنبه هاش رو یاد می گیری. یاد می گیری چطور کاری کنی که وقتی هوا سرده، کلید توی قفل گیر نکنه، یا در کمد رو چطور باز کنی که جیرجیر نکنه. اینا رازهای کوچیکی هستن که خونه رو مال آدم می کنن.

فردریک بکمن
مردى به نام اُوه
شرافت مندند آدم هایی که شبیه حرف های شان هستند.
حتی اگر حرف های شان آرامش خاطرمان نباشد...
این که از آغاز هر رابطه نگاه فریب کارانه ندارند یعنی به انسانیت احترامی عظیم قائلند.
و آن چه که آن ها را از دیگران متمایز می کند وفاداری همه جانبه به روح خویش است.


پریسازابلی پور
آلودگی این سیاره فقط بازتاب بیرونی آلودگی درونی روان هاست...

و مسئول آن هزاران انسان نا آگاهی هستند که مسئولیت فضای درونی خویش را بر عهده نمیگیرند ...

اکهارت تله
رفتار های حقیرانه اطرافیان
تمام خصلت‌های منفی آنها ریشه در نا آگاهی دارد.
وقتی تو کاملا آگاه شدی دیگر نیازی نمیبینی که واکنشی نشان دهی؛ تو برای رفتار حقیرانه آنها واقعیتی قائل نیستی و آرامش طمانینه تو چنان گسترده میشود که هرچه ناآرامی است را در خود گم می‌کند؛چنان که گویی هرگز نبوده.
آنگاه زبانی می‌شوی که خدا با آن سخن می‌گوید

اشو