Inner consciousness
1.12K subscribers
25 photos
23 videos
11 files
4 links
شاید که عشق، شکل جهان را عوض کند






☀️


ناشناس ميتوني با من گفتگو كني:

https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-907619-SllpJcs
Download Telegram
همه ما نمی‌توانیم همه‌چیز را درک کنیم و کمال هرگز در یک مرحله حاصل نمی‌گردد.
برای نیل به کمال باید ابتدا از نفهمی شروع کرد.
_کسی که زود می‌فهمد بدون شبهه بد می‌فهمد.

ابله
داستایوسکی
@hamonrye

فکر می‌کنی من دیوانه‌ام؟!
خوب،اگر دیوانه باشم هم،تازه برای این است که به قدر احتیاجم فریاد نکشیده‌ام؛
همیشه توی سینهٔ من یک فریاد هست که برای کشیدن حاضر است،اما من قورتش می‌دهم، زیر پیراهنم قایمش می‌کنم..

فدریکو گارسیا لورکا
اینبار به ته خط رسیدم.
درخود فروشده گام برمیدارم.
همچون سرباز آلمانی،در برابر تازیانه برف و کومونیستها
باپوتین های کهنه ای پر شده از روزنامه
در چنان مخمصه ای گرفتارم...
حتا بدتر.
پیروزی نزدیک بود.
پیروزی همین جا بود
جلوی آینه ام ایستاده بود
جوانتر و زیباتر
از تمام زنانی که میشناختم
خرمن موهای سرخش را شانه میکرد.
و من نگاهش میکردم
وقتی به تخت می آمد
زیباتراز همیشه بود
یازده ماه گذشت.
رفت
همشان میروند.
این بار به ته خط رسیدم
مسیر طولانی که عقب گرد میکند نمیدانم به کجا.
مردی در برابرم به زمین می افتد از رویش گام برمیدارم.
ایا او این مرد را نیز تسخیر کرده است؟!
چارلز بوکفسکی.
eshgh-sagi-ast-az-jahanam.zip
3.3 MB
عشق سگیست از جهنم
بوکفسکی
@hamonrye

ما رویاهای همیم
رویاها تمام می‌شوند
بیا به پیکر هم بگریزیم

شمس لنگرودی
وقتی بچه هستی برای این که پیرو جمع نباشی با این جمله به تو حمله می‌کنند "اگر همه از بالای پل بپرند پایین تو هم باید بپری؟" ولی وقتی بزرگ می شوی ناگهان متفاوت بودن با دیگران جرم به حساب می آید و مردم میگویند "هی. همه دارن از روی پل می پرن پایین، تو چرا نمی پری؟"

استیوتولتز
جزء از کل
@hamonrye

عشق را مجالی نیست
حتی آنقدر که بگوید
برای چه دوستت میدارد

احمد شاملو
باید خوابید، مدتها خوابید، خود را رها کرد و دیگر فکر نکرد.

آلبر کامو
کالیگولا
@hamonrye

‏تو در ضمیر منی
چگونه از تو گریزم که ناگریز منی ؟

حمید مصدق
@hamonrye

من نمیخوام جز‌‌ء جهانی باشم که در آن مهربان بودن نوعی ضعف به حساب میاد.

کیانو ریوز
مگر زندگی چیزی بیش از یک فرصت تاریخی‌ است؟ مگر تاریخ حاصل انسان و کار انسان نیست؟ مگر انسان می‌تواند بدون قلب مشترک، نبض مشترک، حس مشترک، عاطفه‌ی مشترک، عشق مشترک، کلام مشترک، خواص انسانی خود را حفظ کند؟ از نگاه تو شاید آیدا فقط یک زن باشد اما برای من معنایی وسیع‌تر از این دارد. بهتر بگویم آیدا برای من بهانه‌ی زندگی کردن و انسان بودن است. او تمثیل همه‌ی مردمی‌ است که من دوستشان دارم. همان‌ها که با محبت خود مرا نوازش می‌کنند. پس آیدا یک بهانه است. او اشارتی به من و جامعه‌ی من است.


احمد شاملو در گفتگو با علیرضا میبدی
@hamonrye

عاشقم،عاشقِ ستاره‌ی صبح
عاشق ابرهای سرگردان
عاشق روزهای بارانی
عاشق هرچه نام توست بر آن...

فروغ فرخزاذ
آرزو کردم زخم تازه‌ای داشتم، تنها برای اینکه او بتواند از من مراقبت کند.

مت هیگ
انسان‌ها
@hamonrye

بر شانه‌ات بودم
روی رگِ گردنت

یوهانس
انسان‌ها، به شکل یک قانون، آدم‌های دیوانه را دوست ندارند مگر اینکه نقاش‌های خوبی باشند، و آن هم فقط بعد از مرگشان. اما مفهوم دیوانگی روی زمین خیلی نامشخص و متناقض به نظر می‌رسد.
آنچه در یک حوزه کاملاً عاقلانه است، در حوزه دیگر دیوانگی تعبیر می‌شود.

مت هیگ
انسان‌ها
@hamonrye

دیگران را ببخش ‌
حتی وقتی متاسف نیستند ‌
بگذار حق با آنان باشد‌
اگر این چیزیست که به آن نیازمندند.

اشو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Inner consciousness
Video message
پرنده ای آبی در دلم زندگی میکند،
در سودای پر کشیدن،
دریغا که از سر سختی من گریزش نیست.
بمان! به او گفتم.
هیچ کس را به دیدارت نخواهم آورد.
پرنده ای آبی در دلم زندگی میکند،
در سودای پر کشیدن،
مدفون در زیر ویسکی
و دود سیگار،
دور از چشمِ روسپیان،
و عرق فروشان
و کاسبان.
پرنده ای آبی در دلم زندگی میکند،
در سودای پر کشیدن،
دریغا که از سر سختی من گریزش نیست.
آرام بگیر! به او گفتم.
قصد هلاکم را داری؟
یا بر هم زدنِ همه چیز را؟
یا کاهشِ فروش کتابهایم را در اروپا؟
پرنده ای آبی در دلم زندگی میکند،
در سودای پر کشیدن،
اما من باهوشم
و تنها شبها مجالش میدهم،
که بیرون بیاید،
وقتی همه خوابند.
می دانم آنجایی! به او گفتم.
پس غمگین مباش.
بَرش که میگردانم،
اندکی میخواند،
نگذاشته ام کاملا بمیرد.
با این راز،
در آغوش هم میخوابیم،
چنان دلنشین،
که می تواند مردی را به گریه بیاندازد.
اما من نخواهم گریست،
تو چطور؟

چارلز بوکفسکی
نمی‌توانم به آسانی نتایجی را بپذیرم که از وضع فعلی‌ام گرفته‌ام، که تقریباً یک‌سالی طول کشیده است، وضع من خیلی جدی‌تر از آن است. حتی نمی‌دانم که می‌توانم بگویم که این وضع تازه‌ای هست یا نه، اما عقیده واقعی خودم این است که این وضع تازه است
وضعیت‌هایی شبیه این داشته‌ام اما نه مثلِ این یکی. انگار كه از سنگ ساخته شده‌ام، انگار كه سنگ گور خود هستم، هيچ روزنه‌ای برای ترديد يا يقين، برای عشق يا نفرت، برای شهامت يا دلواپسی، به طور خاص يا كلی، وجود ندارد، فقط اميدی مبهم كه ادامه دارد.


فرانتس کافکا
یادداشت ها
@hamonrye

چون عشق آمدنی است، جستنی نیست.

شمس لنگرودی
@hamonrye

چرا سفر کنم
من که می توانم
سرگردان باشم
سال ها حوالی خانه‌ام

بیژن الهی