Inner consciousness
1.12K subscribers
25 photos
23 videos
11 files
4 links
شاید که عشق، شکل جهان را عوض کند






☀️


ناشناس ميتوني با من گفتگو كني:

https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-907619-SllpJcs
Download Telegram
من می‌دانستم که می‌توان ناامید شد، ولی نمی‌دانستم که این لغت چه مفهومی دارد.
من مثل همه مردم تصور می‌کردم که یک بیماری روحی است. ولی خیر، این جسم است که درد می‌کشد؛ پوستم، سینه‌ام، اعصابم رنجم می‌دهند.
سرم پوک و تهی است و دلم بهم می‌خورد. از همه وحشتناک‌تر این طعمی است که در دهان دارم. نه خون، نه مرگ، نه تب؛ ولی ترکیبی از همه اینها باهم.
فقط کافیست زبانم را تکان دهم تا همه چیز به رنگ سیاه درآید و موجودات از من متنفر شوند.
چقدر سخت است.
چقدر تلخ است یک انسان شدن..

آلبر کامو
کالیگولا
و هنوز زنان، البته زنان خوب، من را می‌ترسانند. زیرا آن‌ها به تدریج روح و جان تو را طلب می‌کنند. و من می‌خواهم آن‌چه از من باقی مانده است را برای خودم نگه دارم...

چارلز بوکفسکی
در یک ارکستر سمفونیک،
طوفان می‌شود،
پیش‌درآمدی از واگنر درحال نواخته شدن است،
مردم صندلی‌هایشان را رها می‌کنند،
و به غرفه‌ها پناه می‌برند،
زنان می‌خندند،
مردان خود را خونسرد نشان می‌دهند،
و سیگارهای خیس‌شان را دور می‌اندازند،
واگنر همچنان پخش می‌شود،
و همه در غرفه‌ها هستند،
سپس قطعه راپسودی مجار شماره ۲ اثر لیست پخش می‌شود،
و همچنان باران می‌بارد،
اما انگار یک نفر هنوز آنجا نشسته است،
دیگران متوجه او می‌شوند،
نگاهش می‌کنند،
موسیقی ادامه می‌یابد،
او در تاریکی شب
زیر باران
به موسیقی گوش می‌دهد،
او انگار مشکلی دارد،
او برای شنیدن موسیقی آمده است.

چارلز بوکفسکی
وقتی که رفتی
تقریبا همه چیز را با خود بُردی
شب ها در برابر بطری هایی زانو می‌زنم
که نمی‌گذارند به حال خود باشم
و تو اتفاقی بودی که هرگز تکرار نخواهد شد.

سوختن در آب غرق شدن در آتش
چارلز بوكفسكي
من دیگر معنای کلمه‌ی تنهایی را
در نمی‌یابم
در نظر من تنها بودن
یعنی کس دیگری نبودن,
من پر از دیگرانم.


آندره‌ ژید
همين كه ميدانم
كسى شبيه تو نيست
چقد دلهره آورتر از
نبودن توست!

عباس معروفی
از خواب خسته ام
به چیزی بیشتر از خواب نیاز دارم
چیزی شبیه بیهوشی،
برای زمان طولانی،

شاید هم از بیداری خسته ام
از این که بخوابم
و تهش بیداری باشد
کاش می شد سه سال یا شش سال
یا نه سال خوابید
و بعد بیدار شد
نشد هم...
نشد...

عباس معروفی
@hamonrye

مگذار دیگران نام تو را بدانند
همین زلال بیکران چشمانت
برای پچ پچ هزار ساله ی آنان
کافی ست....

احمد شاملو
ما حتی به دنبال خوشی هم نيستيم
تنها می خواهيم قدری كم تر رنج ببريم..


چارلز بوکفسکی
روح آدم را می‌جوند تا حرف خودشان را به کرسی بنشانند؛ نه به عشق فکر می‌کنند نه به گذشته‌ها و یادشان نمی‌آید که روزی، روزگاری گفته‌اند:دوستت دارم
عباس معروفی
تنها خواسته ام این است که واپسین ذره ی وجودم ، تا آنجا که دوام دارد ، به خاطر معنای نهفته در خودش زندگی کند.

مالون میمیرد
ساموئل بکت
@hamonrye

ما همیشه یک نفر را پشت صورتمان داریم
که بریده از دنیا می خواهد برود،فرار کند اما لباسش هربار گیر میکند به پوست و لبمان طوری که آدمها خیال میکنند داریم میخندیم!

رسول ادهمی
به این فکر کرد از آخرین باری که خنده ی واقعی اش را با کسی شریک شده، چه مدت می گذرد. با بقیه زیاد می خندید. خنده هایی از سر مستی و آشفته بازاری، یا خنده هایی پشت بند یک مشت برنامه ی تلویزیونی. خنده هایی منزوی، خنده هایی که تو را تنها تر می کرد. اما این خنده ها با او، از هرچیزی واقعی تر بود..

ادی السید
بیا گم شویم
همیشه یک نفر هست
که روز آدم را خراب کند
البته اگر به قصد نابودی کل زندگی‌ات نیامده باشد.

عامه پسند
چارلز بوکوفسکی
دچار نوعی بهت‌زدگی و بی‌حسی شده‌ام. احساس خستگی نمی‌کنم، خوابم نمی‌آید، غصه‌دار نیستم، شاد هم نیستم قدرت این را ندارم که تو را با خیال خودم به اینجا بیاورم.
هر چند که تصادفاً سمت راستم یک صندلی خالی وجود دارد، گویی برای تو گذاشته شده است
در چنگال چیزی هستم و نمی‌توانم خودم را از دستش رها کنم.

فرانتس کافکا
آدم های ديگه رو نمی دونم ولی من وقتی صبح ها خم می شم كفشمو بپوشم با خودم فكر می كنم يا عيسی مسيح! خب حالا كه چی؟

چارلز بوكوفسكی
همچون یک مرده، از هرگونه اشتیاقی برای مراوده با دیگری تهی بوده‌ام.
گویی به این جهان و جهان دیگر تعلق نداشته‌ام.

فرانتس کافکا
نامه به ملینا
دل من
هر چه غلط بود فراوان کردی..



یاسر قنبرلو
@hamonrye

ای عشق تو
در جان و تن من جاری
دلم آن سوی زمان
با تو آیا دارد
وعده ی دیداری؟
-چه شنیدم؟
تو چه گفتی؟
-آری؟!

حمید مصدق
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM