محبوب من
اگر روزی درباره ی من از تو سوال پرسیدند،زیاد فکر نکن!
مغرور به ایشان بگو
دوستم دارد!
بسیار دوستم دارد.
نزار قبانی
اگر روزی درباره ی من از تو سوال پرسیدند،زیاد فکر نکن!
مغرور به ایشان بگو
دوستم دارد!
بسیار دوستم دارد.
نزار قبانی
@hamonrye
کاملا برایمان غیرقابل درک است که خودمان را دیوانه بدانیم. ما به نظر خودمان خیلی معمولی و خیلی خوب هستیم. این دیگران هستند که ناهماهنگ هستند !
سیر عشق
آلن دوباتن
کاملا برایمان غیرقابل درک است که خودمان را دیوانه بدانیم. ما به نظر خودمان خیلی معمولی و خیلی خوب هستیم. این دیگران هستند که ناهماهنگ هستند !
سیر عشق
آلن دوباتن
lolita_redacted.pdf-7271c433-3c53-4d52-9068-1822dbfa8f81..pdf
9.5 MB
لولیتا
ولادمیرناباکوف
ولادمیرناباکوف
@hamonrye
عذابست این جهان بی تو،مبادا یک زمان بی تو
به جان تو که جان بی تو شکنجه ست و بلا بر ما
شمس تبریزی
عذابست این جهان بی تو،مبادا یک زمان بی تو
به جان تو که جان بی تو شکنجه ست و بلا بر ما
شمس تبریزی
ﺩﺭ ﯾﮏ ﺳﻨﯽ،
ﺑﻪ ﺧﺼﻮﺹ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﻌﻀﯽ ﻧﺎﻣﻼﯾﻤﺎﺕ،
ﺁﺩﻡ ﯾﮏ ﭼﯿﺰ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻟﺶ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ:
ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻭﻟﺶ ﮐﻨﻨﺪ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺎﺷﺪ...!
ﺣﺘﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﺑﻬﺘﺮ: ﺟﻮﺭﯼ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﮐﻨﻨﺪ
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻣﺮﺩﻩ اﯼ!
لویی فردینان سلین
ﺑﻪ ﺧﺼﻮﺹ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﻌﻀﯽ ﻧﺎﻣﻼﯾﻤﺎﺕ،
ﺁﺩﻡ ﯾﮏ ﭼﯿﺰ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻟﺶ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ:
ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻭﻟﺶ ﮐﻨﻨﺪ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺎﺷﺪ...!
ﺣﺘﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﺑﻬﺘﺮ: ﺟﻮﺭﯼ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﮐﻨﻨﺪ
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻣﺮﺩﻩ اﯼ!
لویی فردینان سلین
حالتی از تیمارستان را در زندگی خودم احساس میکنم. بیگناه و در عین حال خطاکار، نه در یک سلول، بلکه در این شهر زندانی ام
فرانتس کافکا
یادداشتها
فرانتس کافکا
یادداشتها
وقتی که تمام مردم شهر
به خواب میروند،
من در کوچهها
تو را قدم میزنم…
ایلهان برک
به خواب میروند،
من در کوچهها
تو را قدم میزنم…
ایلهان برک
حزنی در درونم هست؛
پیدا و پنهان
یک غریبهگی
تازه فهمیدم که یا من زیادیام ،در این شهر
یا کسی اینجا کم است…
جان یوجل
پیدا و پنهان
یک غریبهگی
تازه فهمیدم که یا من زیادیام ،در این شهر
یا کسی اینجا کم است…
جان یوجل
Zorgh Shekasteh (Avaz)
Homayoun Shajarian
من میروم ز کوی تو
و
دل نمیرود...
و
دل نمیرود...
@hamonrye
خانه ات سرد است؟
خورشیدی در پاکت میگذارم
و برایت پست میکنم
ستاره ی کوچکی در کلمه ای بگذار
و به آسمانم روانه کن
بسیار تاریکم...
منوچهر آتشی
خانه ات سرد است؟
خورشیدی در پاکت میگذارم
و برایت پست میکنم
ستاره ی کوچکی در کلمه ای بگذار
و به آسمانم روانه کن
بسیار تاریکم...
منوچهر آتشی
- پس دنبال چه میگردی؟
- خودم
- مگر کجایی؟
-توی دستهای تو، لای موهای تو، کارم ساخته شده….
عباس معروفی
سال بلوا
- خودم
- مگر کجایی؟
-توی دستهای تو، لای موهای تو، کارم ساخته شده….
عباس معروفی
سال بلوا
حتی شب هم به اندازه کافی شب نیست.
به همین دلیل هیچگاه وقت کافی در اختیار انسان نیست، چون جادهها طولانی هستند و گمراه شدن هم آسان، حتی زمانی پیش میآید که آدم به وحشت میافتد و آرزو میکند حتی بدون اجبار و وسوسهای خاص به عقب فرار کند آرزوئی که بعدها شدیداً سرزنش بار میآورد و چه بیشتر، موقعی که بنا باشد ناگهان بوسهای از دوستداشتنیترین لبها دریافت کند
فرانتس کافکا
نامه به فلیسه
به همین دلیل هیچگاه وقت کافی در اختیار انسان نیست، چون جادهها طولانی هستند و گمراه شدن هم آسان، حتی زمانی پیش میآید که آدم به وحشت میافتد و آرزو میکند حتی بدون اجبار و وسوسهای خاص به عقب فرار کند آرزوئی که بعدها شدیداً سرزنش بار میآورد و چه بیشتر، موقعی که بنا باشد ناگهان بوسهای از دوستداشتنیترین لبها دریافت کند
فرانتس کافکا
نامه به فلیسه
ناگهان با میل شدیدی به مُردن و با حالتی ریشخند آمیز اندیشید. گاهی صبحها تنهایی به همین نحو به سراغش میآمد، تنهاییِ بد، همان که خردت میکند و نه آن که یاری ات دهد تا نفس بکشی. به طرف چرخ و قرقره خم شد، طناب را گرفت، پل را پایین برد، به اطاق برگشت تا صورتش را بتراشد. مثل هر روز صبح با تعجب در آئینه به چهره خود نگریست و با تمسخر به خود گفت: «من این را نخواسته بودم!» دیگر به کسی نامه نمینوشت، از کسی نامه برایش نمیرسید، کسی را نمیشناخت، از دیگران بُریده بود، مثل هر وقت که بیهوده بکوشی تا از خودت ببری ...
رومن گارى
{رومن گاری نویسنده فیلمنامهنویس کارگردان خلبان در جنگ جهانی دوم و دیپلمات فرانسوی بود.
در دسامبر ۱۹۸۰ بعد از مرگ همسرش در سال ۱۹۷۹ با شلیک گلولهایی به زندگی خود خاتمه داد.
وی در یادداشتی که از خود به جای گذاشته اینطور نوشته است:
دلیل این کارم به خاطر همسرم نبود دیگر کاری نداشتم.}
رومن گارى
{رومن گاری نویسنده فیلمنامهنویس کارگردان خلبان در جنگ جهانی دوم و دیپلمات فرانسوی بود.
در دسامبر ۱۹۸۰ بعد از مرگ همسرش در سال ۱۹۷۹ با شلیک گلولهایی به زندگی خود خاتمه داد.
وی در یادداشتی که از خود به جای گذاشته اینطور نوشته است:
دلیل این کارم به خاطر همسرم نبود دیگر کاری نداشتم.}
آدمهای حوصله سربر لعنتی، همه زمین را پر کرده اند و آدمهای لعنتی حوصله سر بر بیشتری تولید میکنند. چه نمایش وحشتناکی. زمین با این موجودات اشغال شده است.
چارلزبوکفسکی
چارلزبوکفسکی
@hamonrye
هردو در بیم و هراس از یکدگر
تلخکام و ناسپاس از یکدگر
عشقشان،سودای محکومانه ای
وصلشان،رویای مشکوکانه ای
هردو در بیم و هراس از یکدگر
تلخکام و ناسپاس از یکدگر
عشقشان،سودای محکومانه ای
وصلشان،رویای مشکوکانه ای
فرار کن از من
فرار کن که وحشیانه گرفتارت شدم
فرار کن از این آفتابی که
تا تو نتابی
از زمین میترسد !
فرار کن به امن آغوشم
من نگهبان جهانی هستم
که تو دهخدای شاعرانش بودی
مهسا طلوع
فرار کن که وحشیانه گرفتارت شدم
فرار کن از این آفتابی که
تا تو نتابی
از زمین میترسد !
فرار کن به امن آغوشم
من نگهبان جهانی هستم
که تو دهخدای شاعرانش بودی
مهسا طلوع
هر کس که دو سوم از اوقات شبانه روز به خودش تعلق نداشته باشد،برده است.تفاوتی نمیکند که دولتمرد
بازرگان،یا دانشمند باشد.
نیچه
بازرگان،یا دانشمند باشد.
نیچه
@hamonrye
تو در مورد دلتنگی واقعی چیزی نمیدانی..
چون این تنها زمانی اتفاق می افتد که
کسی را بیشتر از خودت دوست داشته باشی!
من او را دوست داشتم
آنا گاوالدا
تو در مورد دلتنگی واقعی چیزی نمیدانی..
چون این تنها زمانی اتفاق می افتد که
کسی را بیشتر از خودت دوست داشته باشی!
من او را دوست داشتم
آنا گاوالدا