حالا خوب خودم را میشناسم، همانطوریکه هستم بدون کم و زیاد
هیچکاری نمیتوانم بکنم روی تخت خسته و کوفته افتادم ساعت بساعت افکارم میگردند در همان دایره های ناامیدی حوصله ام بسر رفته هستی خودم مرا بشگفت انداخته
هیچ دردی نداشتم سست و بی حال نمیتوانستم حرکتی کنم وقتی میخواستم دستم را از زیر لحاف بیرون بیاورم انگار کوهی مکندم ضعف عجیبی بود کاش همینطور ضعیف و ضعیف تر میشدم اصلا چرا بیدار شدم؟ من در این دنیا هیچ کاری نداشتم
@hamonrye
لولیتا
ولادیمیرناباکوف
هیچکاری نمیتوانم بکنم روی تخت خسته و کوفته افتادم ساعت بساعت افکارم میگردند در همان دایره های ناامیدی حوصله ام بسر رفته هستی خودم مرا بشگفت انداخته
هیچ دردی نداشتم سست و بی حال نمیتوانستم حرکتی کنم وقتی میخواستم دستم را از زیر لحاف بیرون بیاورم انگار کوهی مکندم ضعف عجیبی بود کاش همینطور ضعیف و ضعیف تر میشدم اصلا چرا بیدار شدم؟ من در این دنیا هیچ کاری نداشتم
@hamonrye
لولیتا
ولادیمیرناباکوف
اوج عاشقانه ها
جمله ایست که میگوید:
میخواهم بروم.
و این یعنی دلش میخواهد
آنقدر عاشقی کنی و برایش شعر بگویی
که قانع شود بماند!
کسی که قصدش رفتن باشد،
بی خبر می رود ..
مانگ میرزایی
جمله ایست که میگوید:
میخواهم بروم.
و این یعنی دلش میخواهد
آنقدر عاشقی کنی و برایش شعر بگویی
که قانع شود بماند!
کسی که قصدش رفتن باشد،
بی خبر می رود ..
مانگ میرزایی
بعضی وقت ها احساس می کنم که هیچ چیز معنی ندارد . در سیاره ای که میلیون ها سال است با شتاب به سوی فراموشی می رود ، ما در میان غم زاده شده ایم ؛ بزرگ می شویم ، تلاش و تقلا می کنیم ، بیمار می شویم ، رنج می بریم ، سبب رنج دیگران می شویم، گریه و مویه می کنیم ، می میریم ، دیگران هم می میرند و موجودات دیگری به دنیا می آیند تا این کمدی بی معنی را ازسر گیرند...
ارنستو ساباتو
تونل
ارنستو ساباتو
تونل
برخی اوقات فکر کردن به بعضی از خاطرات،
از درون شما را گرم می کنند؛
اما در عین حال شما را پاره پاره می کنند...
کافکا در کرانه
هاروکی موراکامی
از درون شما را گرم می کنند؛
اما در عین حال شما را پاره پاره می کنند...
کافکا در کرانه
هاروکی موراکامی
محبوب من
اگر روزی درباره ی من از تو سوال پرسیدند،زیاد فکر نکن!
مغرور به ایشان بگو
دوستم دارد!
بسیار دوستم دارد.
نزار قبانی
اگر روزی درباره ی من از تو سوال پرسیدند،زیاد فکر نکن!
مغرور به ایشان بگو
دوستم دارد!
بسیار دوستم دارد.
نزار قبانی
@hamonrye
کاملا برایمان غیرقابل درک است که خودمان را دیوانه بدانیم. ما به نظر خودمان خیلی معمولی و خیلی خوب هستیم. این دیگران هستند که ناهماهنگ هستند !
سیر عشق
آلن دوباتن
کاملا برایمان غیرقابل درک است که خودمان را دیوانه بدانیم. ما به نظر خودمان خیلی معمولی و خیلی خوب هستیم. این دیگران هستند که ناهماهنگ هستند !
سیر عشق
آلن دوباتن
lolita_redacted.pdf-7271c433-3c53-4d52-9068-1822dbfa8f81..pdf
9.5 MB
لولیتا
ولادمیرناباکوف
ولادمیرناباکوف
@hamonrye
عذابست این جهان بی تو،مبادا یک زمان بی تو
به جان تو که جان بی تو شکنجه ست و بلا بر ما
شمس تبریزی
عذابست این جهان بی تو،مبادا یک زمان بی تو
به جان تو که جان بی تو شکنجه ست و بلا بر ما
شمس تبریزی
ﺩﺭ ﯾﮏ ﺳﻨﯽ،
ﺑﻪ ﺧﺼﻮﺹ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﻌﻀﯽ ﻧﺎﻣﻼﯾﻤﺎﺕ،
ﺁﺩﻡ ﯾﮏ ﭼﯿﺰ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻟﺶ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ:
ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻭﻟﺶ ﮐﻨﻨﺪ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺎﺷﺪ...!
ﺣﺘﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﺑﻬﺘﺮ: ﺟﻮﺭﯼ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﮐﻨﻨﺪ
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻣﺮﺩﻩ اﯼ!
لویی فردینان سلین
ﺑﻪ ﺧﺼﻮﺹ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﻌﻀﯽ ﻧﺎﻣﻼﯾﻤﺎﺕ،
ﺁﺩﻡ ﯾﮏ ﭼﯿﺰ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻟﺶ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ:
ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻭﻟﺶ ﮐﻨﻨﺪ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺎﺷﺪ...!
ﺣﺘﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﺑﻬﺘﺮ: ﺟﻮﺭﯼ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﮐﻨﻨﺪ
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻣﺮﺩﻩ اﯼ!
لویی فردینان سلین
حالتی از تیمارستان را در زندگی خودم احساس میکنم. بیگناه و در عین حال خطاکار، نه در یک سلول، بلکه در این شهر زندانی ام
فرانتس کافکا
یادداشتها
فرانتس کافکا
یادداشتها
وقتی که تمام مردم شهر
به خواب میروند،
من در کوچهها
تو را قدم میزنم…
ایلهان برک
به خواب میروند،
من در کوچهها
تو را قدم میزنم…
ایلهان برک
حزنی در درونم هست؛
پیدا و پنهان
یک غریبهگی
تازه فهمیدم که یا من زیادیام ،در این شهر
یا کسی اینجا کم است…
جان یوجل
پیدا و پنهان
یک غریبهگی
تازه فهمیدم که یا من زیادیام ،در این شهر
یا کسی اینجا کم است…
جان یوجل
Zorgh Shekasteh (Avaz)
Homayoun Shajarian
من میروم ز کوی تو
و
دل نمیرود...
و
دل نمیرود...
@hamonrye
خانه ات سرد است؟
خورشیدی در پاکت میگذارم
و برایت پست میکنم
ستاره ی کوچکی در کلمه ای بگذار
و به آسمانم روانه کن
بسیار تاریکم...
منوچهر آتشی
خانه ات سرد است؟
خورشیدی در پاکت میگذارم
و برایت پست میکنم
ستاره ی کوچکی در کلمه ای بگذار
و به آسمانم روانه کن
بسیار تاریکم...
منوچهر آتشی
- پس دنبال چه میگردی؟
- خودم
- مگر کجایی؟
-توی دستهای تو، لای موهای تو، کارم ساخته شده….
عباس معروفی
سال بلوا
- خودم
- مگر کجایی؟
-توی دستهای تو، لای موهای تو، کارم ساخته شده….
عباس معروفی
سال بلوا
حتی شب هم به اندازه کافی شب نیست.
به همین دلیل هیچگاه وقت کافی در اختیار انسان نیست، چون جادهها طولانی هستند و گمراه شدن هم آسان، حتی زمانی پیش میآید که آدم به وحشت میافتد و آرزو میکند حتی بدون اجبار و وسوسهای خاص به عقب فرار کند آرزوئی که بعدها شدیداً سرزنش بار میآورد و چه بیشتر، موقعی که بنا باشد ناگهان بوسهای از دوستداشتنیترین لبها دریافت کند
فرانتس کافکا
نامه به فلیسه
به همین دلیل هیچگاه وقت کافی در اختیار انسان نیست، چون جادهها طولانی هستند و گمراه شدن هم آسان، حتی زمانی پیش میآید که آدم به وحشت میافتد و آرزو میکند حتی بدون اجبار و وسوسهای خاص به عقب فرار کند آرزوئی که بعدها شدیداً سرزنش بار میآورد و چه بیشتر، موقعی که بنا باشد ناگهان بوسهای از دوستداشتنیترین لبها دریافت کند
فرانتس کافکا
نامه به فلیسه