@hamonrye
اینکه دیگران ما را آدم حساب نکنند یک چیز است، اما اینکه ما خودمان را آدم
حساب نکنیم یک چیز دیگر است!
کلیدر
محمود دولت آبادی
اینکه دیگران ما را آدم حساب نکنند یک چیز است، اما اینکه ما خودمان را آدم
حساب نکنیم یک چیز دیگر است!
کلیدر
محمود دولت آبادی
@hamonrye
همیشه کسانی هستند که در نهایت دلتنگی نمیتوانیم آنها را در آغوش بگیریم،
بدترین اتفاق شاید همین باشد.
همیشه کسانی هستند که در نهایت دلتنگی نمیتوانیم آنها را در آغوش بگیریم،
بدترین اتفاق شاید همین باشد.
@hamonrye
تابوت اگر دو مرده را جا میداشت
من آنجا میبودم
کنارِ تو
افسوس
ما بندگانِ ناگزیریم
اما
حالا که هجران، مقدر و سرنوشتِ آدمیست
این درخت که اینک تکیهگاهِ توست
امروز منم
این درخت که امروز منم
فردا تابوتت
بمانی درختت میشوم
بمیری تابوتت
علیرضا روشن
تابوت اگر دو مرده را جا میداشت
من آنجا میبودم
کنارِ تو
افسوس
ما بندگانِ ناگزیریم
اما
حالا که هجران، مقدر و سرنوشتِ آدمیست
این درخت که اینک تکیهگاهِ توست
امروز منم
این درخت که امروز منم
فردا تابوتت
بمانی درختت میشوم
بمیری تابوتت
علیرضا روشن
ما امروزی ها هیچ چیز از خود نداریم؛ فقط با پُر کردن و انباشتن خودمان از دانش، ادیان، فلسفه ها، هنرها، رسوم و اعصار بیگانه چون دایره المعارف متحرک چیزی قابل اعتنا می شویم!
به هر حال تمام ارزش دایره المعارف ها در محتوای آنهاست نه بر عناوین نوشته شده بر روی آنها یا جلد و پوست آنها..
و بنابراین تمام فرهنگ مدرن اساساً درونی است و صحّاف روی کتاب چیزی شبیه این نوشته است: «دستورالعمل فرهنگ درونی برای وحشیان بیرونی!»...
@hamonrye
سودمندی و ناسودمندی تاریخ برای زندگي
فریدریش نیچه
به هر حال تمام ارزش دایره المعارف ها در محتوای آنهاست نه بر عناوین نوشته شده بر روی آنها یا جلد و پوست آنها..
و بنابراین تمام فرهنگ مدرن اساساً درونی است و صحّاف روی کتاب چیزی شبیه این نوشته است: «دستورالعمل فرهنگ درونی برای وحشیان بیرونی!»...
@hamonrye
سودمندی و ناسودمندی تاریخ برای زندگي
فریدریش نیچه
@hamonrye
دچارِ نوعی بهتزدگی و بیحسی شدهام. احساسِ خستگی نمیکنم، خوابم نمیآید، غصهدار نیستم، شاد هم نیستم؛ قدرتِ این را ندارم که تو را با خیالِ خودم به اینجا بیاورم.
هر چند که تصادفاً سمتِ راستم یک صندلیِ خالی وجود دارد، گویی برای تو گذاشته شده است؛
در چنگالِ چیزی هستم و نمیتوانم خودم را از دستش رها کنم.
فرانتس کافکا
دچارِ نوعی بهتزدگی و بیحسی شدهام. احساسِ خستگی نمیکنم، خوابم نمیآید، غصهدار نیستم، شاد هم نیستم؛ قدرتِ این را ندارم که تو را با خیالِ خودم به اینجا بیاورم.
هر چند که تصادفاً سمتِ راستم یک صندلیِ خالی وجود دارد، گویی برای تو گذاشته شده است؛
در چنگالِ چیزی هستم و نمیتوانم خودم را از دستش رها کنم.
فرانتس کافکا
حالا خوب خودم را میشناسم، همانطوریکه هستم بدون کم و زیاد
هیچکاری نمیتوانم بکنم روی تخت خسته و کوفته افتادم ساعت بساعت افکارم میگردند در همان دایره های ناامیدی حوصله ام بسر رفته هستی خودم مرا بشگفت انداخته
هیچ دردی نداشتم سست و بی حال نمیتوانستم حرکتی کنم وقتی میخواستم دستم را از زیر لحاف بیرون بیاورم انگار کوهی مکندم ضعف عجیبی بود کاش همینطور ضعیف و ضعیف تر میشدم اصلا چرا بیدار شدم؟ من در این دنیا هیچ کاری نداشتم
@hamonrye
لولیتا
ولادیمیرناباکوف
هیچکاری نمیتوانم بکنم روی تخت خسته و کوفته افتادم ساعت بساعت افکارم میگردند در همان دایره های ناامیدی حوصله ام بسر رفته هستی خودم مرا بشگفت انداخته
هیچ دردی نداشتم سست و بی حال نمیتوانستم حرکتی کنم وقتی میخواستم دستم را از زیر لحاف بیرون بیاورم انگار کوهی مکندم ضعف عجیبی بود کاش همینطور ضعیف و ضعیف تر میشدم اصلا چرا بیدار شدم؟ من در این دنیا هیچ کاری نداشتم
@hamonrye
لولیتا
ولادیمیرناباکوف
اوج عاشقانه ها
جمله ایست که میگوید:
میخواهم بروم.
و این یعنی دلش میخواهد
آنقدر عاشقی کنی و برایش شعر بگویی
که قانع شود بماند!
کسی که قصدش رفتن باشد،
بی خبر می رود ..
مانگ میرزایی
جمله ایست که میگوید:
میخواهم بروم.
و این یعنی دلش میخواهد
آنقدر عاشقی کنی و برایش شعر بگویی
که قانع شود بماند!
کسی که قصدش رفتن باشد،
بی خبر می رود ..
مانگ میرزایی
بعضی وقت ها احساس می کنم که هیچ چیز معنی ندارد . در سیاره ای که میلیون ها سال است با شتاب به سوی فراموشی می رود ، ما در میان غم زاده شده ایم ؛ بزرگ می شویم ، تلاش و تقلا می کنیم ، بیمار می شویم ، رنج می بریم ، سبب رنج دیگران می شویم، گریه و مویه می کنیم ، می میریم ، دیگران هم می میرند و موجودات دیگری به دنیا می آیند تا این کمدی بی معنی را ازسر گیرند...
ارنستو ساباتو
تونل
ارنستو ساباتو
تونل
برخی اوقات فکر کردن به بعضی از خاطرات،
از درون شما را گرم می کنند؛
اما در عین حال شما را پاره پاره می کنند...
کافکا در کرانه
هاروکی موراکامی
از درون شما را گرم می کنند؛
اما در عین حال شما را پاره پاره می کنند...
کافکا در کرانه
هاروکی موراکامی
محبوب من
اگر روزی درباره ی من از تو سوال پرسیدند،زیاد فکر نکن!
مغرور به ایشان بگو
دوستم دارد!
بسیار دوستم دارد.
نزار قبانی
اگر روزی درباره ی من از تو سوال پرسیدند،زیاد فکر نکن!
مغرور به ایشان بگو
دوستم دارد!
بسیار دوستم دارد.
نزار قبانی
@hamonrye
کاملا برایمان غیرقابل درک است که خودمان را دیوانه بدانیم. ما به نظر خودمان خیلی معمولی و خیلی خوب هستیم. این دیگران هستند که ناهماهنگ هستند !
سیر عشق
آلن دوباتن
کاملا برایمان غیرقابل درک است که خودمان را دیوانه بدانیم. ما به نظر خودمان خیلی معمولی و خیلی خوب هستیم. این دیگران هستند که ناهماهنگ هستند !
سیر عشق
آلن دوباتن
lolita_redacted.pdf-7271c433-3c53-4d52-9068-1822dbfa8f81..pdf
9.5 MB
لولیتا
ولادمیرناباکوف
ولادمیرناباکوف
@hamonrye
عذابست این جهان بی تو،مبادا یک زمان بی تو
به جان تو که جان بی تو شکنجه ست و بلا بر ما
شمس تبریزی
عذابست این جهان بی تو،مبادا یک زمان بی تو
به جان تو که جان بی تو شکنجه ست و بلا بر ما
شمس تبریزی
ﺩﺭ ﯾﮏ ﺳﻨﯽ،
ﺑﻪ ﺧﺼﻮﺹ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﻌﻀﯽ ﻧﺎﻣﻼﯾﻤﺎﺕ،
ﺁﺩﻡ ﯾﮏ ﭼﯿﺰ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻟﺶ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ:
ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻭﻟﺶ ﮐﻨﻨﺪ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺎﺷﺪ...!
ﺣﺘﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﺑﻬﺘﺮ: ﺟﻮﺭﯼ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﮐﻨﻨﺪ
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻣﺮﺩﻩ اﯼ!
لویی فردینان سلین
ﺑﻪ ﺧﺼﻮﺹ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﻌﻀﯽ ﻧﺎﻣﻼﯾﻤﺎﺕ،
ﺁﺩﻡ ﯾﮏ ﭼﯿﺰ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻟﺶ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ:
ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻭﻟﺶ ﮐﻨﻨﺪ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺎﺷﺪ...!
ﺣﺘﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﺑﻬﺘﺮ: ﺟﻮﺭﯼ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﮐﻨﻨﺪ
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻣﺮﺩﻩ اﯼ!
لویی فردینان سلین
حالتی از تیمارستان را در زندگی خودم احساس میکنم. بیگناه و در عین حال خطاکار، نه در یک سلول، بلکه در این شهر زندانی ام
فرانتس کافکا
یادداشتها
فرانتس کافکا
یادداشتها
وقتی که تمام مردم شهر
به خواب میروند،
من در کوچهها
تو را قدم میزنم…
ایلهان برک
به خواب میروند،
من در کوچهها
تو را قدم میزنم…
ایلهان برک