Inner consciousness
1.12K subscribers
25 photos
23 videos
11 files
4 links
شاید که عشق، شکل جهان را عوض کند






☀️


ناشناس ميتوني با من گفتگو كني:

https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-907619-SllpJcs
Download Telegram
Tahavo_Satre(www.IraniData.com).rar
1.8 MB
کتاب تهوع از ژان پل سارتر
بزرگترین خیانتی که انسان می تواند به خودش بکند؛
ترس از این است که حالا دیگران درباره من چه فکری می کنند
@Hamonrye
ژان پل سارتر
@hamonrye

عطرها بی رحم ترین عناصر زمینند، بی آنکه بخواهی،می برندت تا
قعر خاطراتی که برای فراموشیشان تا پای غرور جنگیدی...
آنا گاوالدا گریز دلپذیر
وقتی رفتی تقریبا همه چیز را با خود بردی و تو اتفاقی بودی که هرگز تکرار نخواهد شد

چارلزبوکفسکی
Irreversible
Fhin
Faded i can't feel
منصفانه نیست کسی که این گونه قلبت را در هم شکسته است، هنوز این همه زیبا و خیره کننده باشد و صورتش تنها چیزی باشد که بیش از هر چیزی در دنیا دوست داری ببینی..

ادی السید
بیا گم شویم
@Hamonrye
-گاهی فکر می‌کنم مهم ترین حرف‌های من همان حرف‌هایی است که حوصله ندارم بگویم. احتمالا به این دلیل که آدم‌ها اغلب برای اینکه حرف مهمی بزنند باید تمرکز کنند و من هیچ‌وقت نتوانسته ام روی چیزی تمرکز کنم.


عشق و چیزهای دیگر
مصطفی منسور
@hamonrye

همین که هستی دوستت دارم،
حتی سایه‌ات را
که هرگز به آن نمی‌رسم.

جین وبستر
باید باور کنیم تنهایی تلخ ترین بلای بودن نیست
چیز های بدتری هم هست
روزهای خسته ای که در خلوت خانه پیر میشوی و سال هایی که ثانیه به ثانیه از سر گذشته است.
تازه،تازه پی میبریم که تنهایی تلخ ترین بلای بودن نیست
چیز های بدتری هم هست
دیر آمدن ،دیر آمدن

چارلز بوکفسکی
تمام راه، به تو فکر میکردم.
تمام راه،راهه کمی نبود...!

منیره حسینی
@hamonrye

انتظار سخت است،فراموش كردن هم سخت است
اما اين كه نداني بايد فراموش كني يا انتظار بكشي؛ازهمه سخت تر است!

پائولوكوئيلو
یه ضرب المثل قدیمی هست که میگه هیچ اتفاق خوبی بعد از ساعت دو شب نمیفته، وقتی ساعت به دو نزدیک شد فقط باید خوابید!
من حدس می زنم بعد از ساعت دو شب یه هورمونی تو بدن ترشح میشه که من اسمش رو گذاشتم هورمون اصل كاري
وقتي ترشح ميشه يه هو تصميم ميگيري
بگی بهش دوست دارم، یا اینکه بگی دلم واست تنگ شده، کاری که هیچ وقت نمی تونی ساعت هفت صبح انجام بدی!
واسه همین تلاش کردم شب ها قبل ساعت دو بخوابم تا درگیر این هورمون اصل کاری نشم.

آنتارکتیکا
هشتاد و نه درجه
مردم باید گشنه و محتاج و بی سواد و خرافی بمانند،
تا مطیع ما باشند...
هیچ می دانید ما بیشتر به گدا احتیاج داریم تا گدا به ما؟!
چون ما باید تصدیق بدهیم،اعانه جمع کنیم،
غصه خوری بکنیم تا نمایش داده باشیم...
و بعلاوه وجدان خودمان را راحت بکنیم...
 
حاجی آقا
صادق هدایت
‌ دست در دست هم پاریس را زیر پا گذاشتیم. از تروکادرو تا جزیره ی سیته در امتداد رود سن رفتیم. عصر فوق العاده ای بود. هوا گرم بود و نور ملایم. خورشید خیال غروب کردن نداشت. مثل دو توریست بودیم: بی خیال، شگفت زده. کت ها روی شانه و انگشت ها گره خورده در یکدیگر. شهرم را دوباره کشف می کردم. همه چیز رنگی از خیال داشت. نه این زندگی زندگی واقعی بود و نه آن جا پاریس واقعی. تازه فهمیده بودم خوشبخت که باشی، زندگی چه حال و هوایی دارد...

آنا گاوالدا
راز موفقیت در این اجتماع این است یقین داشته باشیم همه تقریبا به یک اندازه بی شعورند اما جوری وانمود کنیم که انگار هرکدام از آنها بیشتر از دیگری میفهمد!
@hamonrye
وودی الن
احساس می کنم دارم تاوانی را می پردازم؛
تاوانِ قانع نبودن به آن بخش از با تو بودن

ارنستو ساباتو
تونل‌
@hamonrye
وجود خويش را آنطور كه هست بپذير و بدان كه تو تنها در مقابل خودت و خداى خودت مسئول هستى نه در مقابل افكار و عقايد كسانى كه فكر ميكنند از تو بهتر ميدانند..
@hamonrye
من دل‌بستگی نداشتم.
به هیچ چیز دل‌بستگی نداشتم. هیچ چیز هم نمی‌دانستم.
حتی نمی‌دانستم چطور باید فرار کنم. بقیه دست کم حساب کار دستشان آمده بود که چطور زندگی کنند.
آن‌ها ظاهراً چیزی را فهمیده بودند که من نفهمیده بودم.
شاید چیزی در من کم بود. احتمالش وجود داشت. اغلب احساس می‌کردم پست‌تر از دیگرانم، یا شهروند درجه دوام.
فقط دلم می‌خواست از همه‌شان فاصله بگیرم. اما جایی برای رفتن نداشتم.
احساس می‌کردم دلم می‌خواهد پنج سال تخت بخوابم ولی این جماعت نمی‌گذاشتند.


ساندویچ ژامبون
چارلز بوکوفسکی

@Hamonrye
مذهب‌ها و بعضی از فلسفه‌ها سعی‌شان این است که از ماها یک مشت مجرم و گناهکار بتراشند.

@hamonrye
خزه هربرلوپوریه
عاشقش بودم. عشق در نگاه اول بود و در نگاه آخر و در هر نگاهی در این میان…
@hamonrye
لولیتا
ولادیمیر ناباکوف
هر چه انسان تر باشيم زخمها عميق تر خواهند بود . هر چه بيشتر دوست بداريم بيشتر غصه خواهيم داشت . بيشتر فراق خواهيم کشيد و تنهایی هايمان بيشتر خواهد شد . شادی ها لحظه ای و گذرا هستند
شايد خاطرات بعضی از آنها تا ابد در ياد بماند اما رنجها داستانش فرق مي کند تا عمق وجود آدم رخنه مي کند و ما هر روز با آنها زندگی ميکنيم .. انگار که اين خاصيت انسان بودن است ... !

نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
اوریانا فالاچی