@hamonrye
نه می توانیم بمیریم،
نه میتوانیم زندگی کنیم.
نه میتوانیم همدیگر را ببینیم
نه میتوانیم همدیگر را ترک کنیم.
به تنگنای عجیبی افتاده ایم!
ژان پل سارتر
گوشه نشینان آلتونا
نه می توانیم بمیریم،
نه میتوانیم زندگی کنیم.
نه میتوانیم همدیگر را ببینیم
نه میتوانیم همدیگر را ترک کنیم.
به تنگنای عجیبی افتاده ایم!
ژان پل سارتر
گوشه نشینان آلتونا
دلم می خواهد پا شوم بروم، بروم
به جایی که در آن براستی در جای
خودم باشم، جایی که با آن جور
در بیایم، اما جای من هیچ کجا
نیست؛ من زیادی هستم.
تهوع
-ژان پل سارتر
@Hamonrye
به جایی که در آن براستی در جای
خودم باشم، جایی که با آن جور
در بیایم، اما جای من هیچ کجا
نیست؛ من زیادی هستم.
تهوع
-ژان پل سارتر
@Hamonrye
@hamonrye
حقیقت از بین نخواهد رفت، اما پدرِ زندگی را ممکن است درآورد !
جنایت و مکافات
فئودور داستایوفسکی
حقیقت از بین نخواهد رفت، اما پدرِ زندگی را ممکن است درآورد !
جنایت و مکافات
فئودور داستایوفسکی
@hamonrye
نکبت و خستگی و بیزاری سرتاپایم را گرفته. دیگر بیش از این ممکن نیست. به همین مناسبت نه حوصله شکایت و چس ناله دارم و نه می توانم خود را گول بزنم و نه غیرت خودکشی دارم، فقط یک جور محکومیت قی آلودی است که در محیط گند بی شرم مادرقحبه ای باید طی کنم. همه چیز بن بست است و راه گریزی هم نیست.
نامه به محمدعلی جمالزاده
صادق هدایت
نکبت و خستگی و بیزاری سرتاپایم را گرفته. دیگر بیش از این ممکن نیست. به همین مناسبت نه حوصله شکایت و چس ناله دارم و نه می توانم خود را گول بزنم و نه غیرت خودکشی دارم، فقط یک جور محکومیت قی آلودی است که در محیط گند بی شرم مادرقحبه ای باید طی کنم. همه چیز بن بست است و راه گریزی هم نیست.
نامه به محمدعلی جمالزاده
صادق هدایت
@hamonrye
اینجا آدم درست بسیار کم است. واقعا هیچ کس نیست که قابل احترام باشد ... نمیدانم متوجه شده اید که انسان در عصر ما اهل راه راست نیست؟
همه می خواهند از راه کج به جایی برسند.
فئودورداستایوفسکی
ابله
اینجا آدم درست بسیار کم است. واقعا هیچ کس نیست که قابل احترام باشد ... نمیدانم متوجه شده اید که انسان در عصر ما اهل راه راست نیست؟
همه می خواهند از راه کج به جایی برسند.
فئودورداستایوفسکی
ابله
@hamonrye
آیا بهتر نبود که میرفت و در قبر خود میخوابید و میگذاشت رویش خاک بریزند ؟! بدونِ وحشت، از خدا میپرسید که : آیا واقعاً خیال میکند مخلوقاتش از آهن درست شدهاند که بتوانند این همه درد و بدبختی را تاب بیاورند ؟!
صد سال تنهایی
گابریل گارسیا مارکز
آیا بهتر نبود که میرفت و در قبر خود میخوابید و میگذاشت رویش خاک بریزند ؟! بدونِ وحشت، از خدا میپرسید که : آیا واقعاً خیال میکند مخلوقاتش از آهن درست شدهاند که بتوانند این همه درد و بدبختی را تاب بیاورند ؟!
صد سال تنهایی
گابریل گارسیا مارکز
یا حق! دو سه ساعت دیگر سال نو خواهد شد. البته نه برای من برای دیگران. اگر هر کسی بگوید سال به سال دریغ از پارسال من باید بگویم: روز به روز دریغ از دیروز! حتی جای دریغ و تأسف هم باقی نمانده. احمقانه تر از آنست
@hamonrye
صادق هدایت
@hamonrye
صادق هدایت
@hamonrye
– موضوع این است: فرض کن زن داری و زنت را هم دوست داری و عاشق زن دیگر می شوی…
+ معذرت می خواهم، از اینجا دیگر هیچ حرفت را نمی فهمم، مثل این است که… این حرف تو برای من درست به همان اندازه عجیب و نامفهوم است که فرض کن وقتی اینجا خوب سیر شدیم از کنار دکان نانوایی که رد می شویم، یک نان قندی بدزدیم !!
آنا کارنینا
لئون تولستوی
– موضوع این است: فرض کن زن داری و زنت را هم دوست داری و عاشق زن دیگر می شوی…
+ معذرت می خواهم، از اینجا دیگر هیچ حرفت را نمی فهمم، مثل این است که… این حرف تو برای من درست به همان اندازه عجیب و نامفهوم است که فرض کن وقتی اینجا خوب سیر شدیم از کنار دکان نانوایی که رد می شویم، یک نان قندی بدزدیم !!
آنا کارنینا
لئون تولستوی
@hamonrye
من تمام زندگیم صبر کردم تا یه اتفاقی بیفته. حالا فهمیدم که هیچ اتفاقی نمیافته. یا این که این اتفاق افتاده و درست تو اون لحظه، من چشمهام رو بسته بودم.
نمیدونم کدوم بدتره. این که از دست داده باشَمِش یا این که بدونم چیزی برای از دست دادن وجود نداشته..
تريسي شوالیه
من تمام زندگیم صبر کردم تا یه اتفاقی بیفته. حالا فهمیدم که هیچ اتفاقی نمیافته. یا این که این اتفاق افتاده و درست تو اون لحظه، من چشمهام رو بسته بودم.
نمیدونم کدوم بدتره. این که از دست داده باشَمِش یا این که بدونم چیزی برای از دست دادن وجود نداشته..
تريسي شوالیه
@hamonrye
خیلی دلم میخواهد خودم را ول کنم، خودم را از یاد ببرم، بخوابم، اما نمیتوانم، دارم خفه میشوم. وجود از همه طرف در من نفوذ میکند: از چشم ها، از دماغ، از دهن...
تهوع
ژان پل سارتر
خیلی دلم میخواهد خودم را ول کنم، خودم را از یاد ببرم، بخوابم، اما نمیتوانم، دارم خفه میشوم. وجود از همه طرف در من نفوذ میکند: از چشم ها، از دماغ، از دهن...
تهوع
ژان پل سارتر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Truedetective.
@hamonrye
همه مردم می دانند که زندگی به زحمتِ زیستن نمی ارزد. در سی سالگی مردن یا هفتاد سالگی چندان اهمیت ندارد. چون طبیعتاً، در هر دو صورت مردان و زنانِ دیگر زندگی شان را خواهند کرد. و این در طولِ هزاران سال ادامه خواهد داشت. به طورِ کلی، هیچ چیز روشن تر از این نبود. همیشه این من بودم که می مُردم، چه حالا، چه بیست ساله، چه شصت ساله !
بیگانه
آلبر کامو
همه مردم می دانند که زندگی به زحمتِ زیستن نمی ارزد. در سی سالگی مردن یا هفتاد سالگی چندان اهمیت ندارد. چون طبیعتاً، در هر دو صورت مردان و زنانِ دیگر زندگی شان را خواهند کرد. و این در طولِ هزاران سال ادامه خواهد داشت. به طورِ کلی، هیچ چیز روشن تر از این نبود. همیشه این من بودم که می مُردم، چه حالا، چه بیست ساله، چه شصت ساله !
بیگانه
آلبر کامو
با بقیه زیاد می خندید.
اما این خنده ها با او، از هرچیزی واقعی تر بود..
ادی السید
بیا گم شویم
اما این خنده ها با او، از هرچیزی واقعی تر بود..
ادی السید
بیا گم شویم
Tahavo_Satre(www.IraniData.com).rar
1.8 MB
کتاب تهوع از ژان پل سارتر
بزرگترین خیانتی که انسان می تواند به خودش بکند؛
ترس از این است که حالا دیگران درباره من چه فکری می کنند
@Hamonrye
ژان پل سارتر
ترس از این است که حالا دیگران درباره من چه فکری می کنند
@Hamonrye
ژان پل سارتر
@hamonrye
عطرها بی رحم ترین عناصر زمینند، بی آنکه بخواهی،می برندت تا
قعر خاطراتی که برای فراموشیشان تا پای غرور جنگیدی...
آنا گاوالدا گریز دلپذیر
عطرها بی رحم ترین عناصر زمینند، بی آنکه بخواهی،می برندت تا
قعر خاطراتی که برای فراموشیشان تا پای غرور جنگیدی...
آنا گاوالدا گریز دلپذیر
وقتی رفتی تقریبا همه چیز را با خود بردی و تو اتفاقی بودی که هرگز تکرار نخواهد شد
چارلزبوکفسکی
چارلزبوکفسکی