@hamoonrye
خیلی خب خدا،بر فرض می
گیریم تو واقعا مرا در این شرایط قرار داده ای تا امتحانم کنی.
تو مرا با مشکل ترین امتحان ها؛ یعنی با پدر و مادر و جوش هایم به آزمون کشیدی.
فکر کنم امتحانت را قبول شدم...
کشیش به ما گفت که هیچوقت شک نکنید.به چی شک نکنیم؟همیشه بیش از حد به من سخت گرفته ای.
پس من ازت میخواهم که بیایی پایین و شک مرا برطرف کنی!
صبر کردم.برای خدا صبر کردم.صبر کردم و صبر کردم.فکر کنم خوابم برد.
ساندویچ ژامبون
چارلزبوکفسكي
خیلی خب خدا،بر فرض می
گیریم تو واقعا مرا در این شرایط قرار داده ای تا امتحانم کنی.
تو مرا با مشکل ترین امتحان ها؛ یعنی با پدر و مادر و جوش هایم به آزمون کشیدی.
فکر کنم امتحانت را قبول شدم...
کشیش به ما گفت که هیچوقت شک نکنید.به چی شک نکنیم؟همیشه بیش از حد به من سخت گرفته ای.
پس من ازت میخواهم که بیایی پایین و شک مرا برطرف کنی!
صبر کردم.برای خدا صبر کردم.صبر کردم و صبر کردم.فکر کنم خوابم برد.
ساندویچ ژامبون
چارلزبوکفسكي
@hamonrye
+شده تا حالا با کسي برخورد کنين که به دلتون بشينه؟
-آره اما به دلشون ننشستم
+چرا؟
-چون قبلا يکي به دلشون نشسته بود.
شبهای روشن
فرزاد موتمن
+شده تا حالا با کسي برخورد کنين که به دلتون بشينه؟
-آره اما به دلشون ننشستم
+چرا؟
-چون قبلا يکي به دلشون نشسته بود.
شبهای روشن
فرزاد موتمن
@hamonrye
بی همتا بودنت به خاطر اینه که
بقیه به اندازه ی تو عمر نکردن.رازت چیه؟
-هیچوقت قبل از ظهر از تو رختخواب نیومدم بیرون
چارلزبوکفسکی
هالیوود
بی همتا بودنت به خاطر اینه که
بقیه به اندازه ی تو عمر نکردن.رازت چیه؟
-هیچوقت قبل از ظهر از تو رختخواب نیومدم بیرون
چارلزبوکفسکی
هالیوود
@hamonrye
سقوط ، از طبقه ي سوم همانقدر درد آور است
كه سقوط از طبقه ی صدم!
اگر قرار است سقوط كنم،
بگذار از جايي بلند باشد. نه پَست…
پائولوكوئيلو
سقوط ، از طبقه ي سوم همانقدر درد آور است
كه سقوط از طبقه ی صدم!
اگر قرار است سقوط كنم،
بگذار از جايي بلند باشد. نه پَست…
پائولوكوئيلو
@hamonrye
اگه ازت میپرسیدم
تا همه چیزایی که دوستشون داری رو اسم ببری، چقدر طول میکشید
تا "خودت" رو بگی؟؟
مازیتوفسکی
اگه ازت میپرسیدم
تا همه چیزایی که دوستشون داری رو اسم ببری، چقدر طول میکشید
تا "خودت" رو بگی؟؟
مازیتوفسکی
@hamonrye
گفت : اینا که هی بالا پایین میکنن؛ میرن اون بالابالاها توو آسمون و میان پایین، اینا اسمشون چیه؟
گفتم : پرنده ن
گفت : نه! اینا که هی بی قرارن، هی بال بال میزنن، دلشون انگار تنگِ یکیه، اینا اسمشون چیه؟
گفتم : پرنده ن
گفت : اینا که روزی صد دفه با دریا خدافظی میکنن و قسم میخورن که برنگردن، اینا که با چشِ گریون دریا رو میبوسن، میرن توو آسمون، بعد دلشون طاقت نمیاره و دوباره برمیگردن سمت دریا، اینا اسمشون چیه؟
گفتم : پرنده ن
گفت : اینا که به هیشکی اعتماد ندارن، اینا که از دست هیشکی دونه نمیخورن، از همه میترسن؛
اینا که انگار یکی قالشون گذاشته،
اینا که هی لب اسکله می شینن،
زل میزنن اون دور دورا،
هی منتظرِ یکی أن که بیاد
اون یکی هم هی نمیاد،
اینا که انگار هی یکی رو صدا می زنن
بعد اون یکی هی نمیشنفه صداشونو،
اینا ینی پرنده ن؟
گفتم : آره، پرنده ن
گفت : هه! من این همه سال فک میکردم اسمم مَمَدِ ، نگو منم پرنده م!
بابک زمانی
- لطفا یکی مرا از مرگ نجات بدهد
گفت : اینا که هی بالا پایین میکنن؛ میرن اون بالابالاها توو آسمون و میان پایین، اینا اسمشون چیه؟
گفتم : پرنده ن
گفت : نه! اینا که هی بی قرارن، هی بال بال میزنن، دلشون انگار تنگِ یکیه، اینا اسمشون چیه؟
گفتم : پرنده ن
گفت : اینا که روزی صد دفه با دریا خدافظی میکنن و قسم میخورن که برنگردن، اینا که با چشِ گریون دریا رو میبوسن، میرن توو آسمون، بعد دلشون طاقت نمیاره و دوباره برمیگردن سمت دریا، اینا اسمشون چیه؟
گفتم : پرنده ن
گفت : اینا که به هیشکی اعتماد ندارن، اینا که از دست هیشکی دونه نمیخورن، از همه میترسن؛
اینا که انگار یکی قالشون گذاشته،
اینا که هی لب اسکله می شینن،
زل میزنن اون دور دورا،
هی منتظرِ یکی أن که بیاد
اون یکی هم هی نمیاد،
اینا که انگار هی یکی رو صدا می زنن
بعد اون یکی هی نمیشنفه صداشونو،
اینا ینی پرنده ن؟
گفتم : آره، پرنده ن
گفت : هه! من این همه سال فک میکردم اسمم مَمَدِ ، نگو منم پرنده م!
بابک زمانی
- لطفا یکی مرا از مرگ نجات بدهد
یه ضرب المثل قدیمی هست که میگه هیچ اتفاق خوبی بعد از ساعت دو شب نمیفته، وقتی ساعت به دو نزدیک شد فقط باید خوابید!
من حدس می زنم بعد از ساعت دو شب یه هورمونی تو بدن ترشح میشه که من اسمش رو گذاشتم هورمون اصل كاري
وقتي ترشح ميشه يه هو تصميم ميگيري
بگی بهش دوست دارم، یا اینکه بگی دلم واست تنگ شده، کاری که هیچ وقت نمی تونی ساعت هفت صبح انجام بدی!
واسه همین تلاش کردم شب ها قبل ساعت دو بخوابم تا درگیر این هورمون اصل کاری نشم.
آنتارکتیکا
هشتاد و نه درجه
من حدس می زنم بعد از ساعت دو شب یه هورمونی تو بدن ترشح میشه که من اسمش رو گذاشتم هورمون اصل كاري
وقتي ترشح ميشه يه هو تصميم ميگيري
بگی بهش دوست دارم، یا اینکه بگی دلم واست تنگ شده، کاری که هیچ وقت نمی تونی ساعت هفت صبح انجام بدی!
واسه همین تلاش کردم شب ها قبل ساعت دو بخوابم تا درگیر این هورمون اصل کاری نشم.
آنتارکتیکا
هشتاد و نه درجه
@hamonrye
ابتدا فكر ميكردم شايد يك اتفاق ساده باشد؛تا اينكه بعد از او هيچ اتفاق ديگري در من رخ نداد..
آناگاوالدا
گريز دلپذير
ابتدا فكر ميكردم شايد يك اتفاق ساده باشد؛تا اينكه بعد از او هيچ اتفاق ديگري در من رخ نداد..
آناگاوالدا
گريز دلپذير
@hamonrye
خوب فکر کرده ام، دچار توهم
نشده ام، تو را دوست دارم اما به تو اعتماد ندارم. چون رابطه ما واقعی نیست، شبیه بازی است. حالا که بازی است، هر بازی قاعده هایی دارد. دیگر نمی خواهم در پاریس تو را ببینم. نه در پاریس و نه هیج جای دیگری که تو را بترساندو وقتی با تو هستم دلم می خواهد بتوانم دستت را در خیابان بگیرم و در رستوران ببوسمت، در غیر این صورت لذتی برایم ندارد. در سنی نیستم که حوصله موش و گربه بازی داشته باشم. پس همدیگر را در جاهای دور می بینیم، هر چه دورتر بهتر.
من او را دوست داشتم
آناگاوالدا
خوب فکر کرده ام، دچار توهم
نشده ام، تو را دوست دارم اما به تو اعتماد ندارم. چون رابطه ما واقعی نیست، شبیه بازی است. حالا که بازی است، هر بازی قاعده هایی دارد. دیگر نمی خواهم در پاریس تو را ببینم. نه در پاریس و نه هیج جای دیگری که تو را بترساندو وقتی با تو هستم دلم می خواهد بتوانم دستت را در خیابان بگیرم و در رستوران ببوسمت، در غیر این صورت لذتی برایم ندارد. در سنی نیستم که حوصله موش و گربه بازی داشته باشم. پس همدیگر را در جاهای دور می بینیم، هر چه دورتر بهتر.
من او را دوست داشتم
آناگاوالدا
@hamonrye
من فکر می کنم آن چه موجب رنجش آدم ها از یکدیگر می شود، این است که غالبا ما آدم ها توقع داریم طرف مقابلمان، به تمام وقایع دنیا از زاویه ی دید ما نگاه کند
در صورتی که درون هر آدمی، دنیای متفاوتی وجود دارد که با پذیرش این تفاوت ها،روابط شکل مناسب تری خواهند داشت
گونتر گراس
طبل حلبی
من فکر می کنم آن چه موجب رنجش آدم ها از یکدیگر می شود، این است که غالبا ما آدم ها توقع داریم طرف مقابلمان، به تمام وقایع دنیا از زاویه ی دید ما نگاه کند
در صورتی که درون هر آدمی، دنیای متفاوتی وجود دارد که با پذیرش این تفاوت ها،روابط شکل مناسب تری خواهند داشت
گونتر گراس
طبل حلبی
@hamonrye
برای هر چیز کوچک و بی معنی
هزار خاصیت موهوم می تراشند. این فکر شاید از آنجا آمده که در همهٔ کارهای خدا مصلحتی است و چیز بی فایده آفریده نشده.
صادق هدایت
برای هر چیز کوچک و بی معنی
هزار خاصیت موهوم می تراشند. این فکر شاید از آنجا آمده که در همهٔ کارهای خدا مصلحتی است و چیز بی فایده آفریده نشده.
صادق هدایت
@hamonrye
بی حرکتیم... زل زده در چشم های هم
تا بوسه ای که حالتمان را عوض کند
دیوانه ایم... عاشق هر کس که عاشق است!
شاید که عشق، شکل جهان را عوض کند
سید مهدی موسوی
بی حرکتیم... زل زده در چشم های هم
تا بوسه ای که حالتمان را عوض کند
دیوانه ایم... عاشق هر کس که عاشق است!
شاید که عشق، شکل جهان را عوض کند
سید مهدی موسوی
@hamonrye
"دموکراسی"
مشکل از نظامهای دموکراتیک نیست،
مشکل اجزای زنده آن هستند.
اولین نفری که در خیابان از کنارتان رد میشود را ببینید،
او را ضربدر سه یا چهار یا سی یا چهل میلیون کنید،
و فورا خواهید دانست که چرا اغلب امور برای ما غیر عملی ست.
ای کاش علاجی برای مهره های شطرنجی که به آن بشریت میگوییم داشتم.
ما راه حلهای سیاسی مختلفی را تجربه کرده ایم،
و آنقدر احمق باقی مانده ایم،
که گمان میکنیم راه جدیدِ پیشِ رو،
همه مسایل را درمان میکند.
هموطنان عزیزم،
مشکل هیچگاه نظامهای دموکراتیک نبوده اند،
مشکل خود شما هستید
شما خودتونو اصلاح كنيد.
چارلزبوكفسكي
لذت هاي نفرين شده
"جاي تاسفه واقعا واسه عده اي از خانم ها كه فكر ميكنن با برداشتن حجاب اونم تو اين مملكت آزادي پيدا ميكنن درد خيليا به عنوان يك زن حجاب نيست! "
"دموکراسی"
مشکل از نظامهای دموکراتیک نیست،
مشکل اجزای زنده آن هستند.
اولین نفری که در خیابان از کنارتان رد میشود را ببینید،
او را ضربدر سه یا چهار یا سی یا چهل میلیون کنید،
و فورا خواهید دانست که چرا اغلب امور برای ما غیر عملی ست.
ای کاش علاجی برای مهره های شطرنجی که به آن بشریت میگوییم داشتم.
ما راه حلهای سیاسی مختلفی را تجربه کرده ایم،
و آنقدر احمق باقی مانده ایم،
که گمان میکنیم راه جدیدِ پیشِ رو،
همه مسایل را درمان میکند.
هموطنان عزیزم،
مشکل هیچگاه نظامهای دموکراتیک نبوده اند،
مشکل خود شما هستید
شما خودتونو اصلاح كنيد.
چارلزبوكفسكي
لذت هاي نفرين شده
"جاي تاسفه واقعا واسه عده اي از خانم ها كه فكر ميكنن با برداشتن حجاب اونم تو اين مملكت آزادي پيدا ميكنن درد خيليا به عنوان يك زن حجاب نيست! "
@hamonrye
وقتی حرف می زنیم، بیشتر میخواهیم خودمان را قانع کنیم تا دیگران را. کسی که قانع شده باشد،
کسی که به اندیشه های خود ایمان داشته باشد، اصلا حرف نمی زند.
فریدون تنکابنی
یادداشتهای شهر شلوغ
وقتی حرف می زنیم، بیشتر میخواهیم خودمان را قانع کنیم تا دیگران را. کسی که قانع شده باشد،
کسی که به اندیشه های خود ایمان داشته باشد، اصلا حرف نمی زند.
فریدون تنکابنی
یادداشتهای شهر شلوغ
@hamonrye
شايد انسان قرار نيست هيچ وقت حقيقتا شاد باشد شايد اصلا چنين چيزي در دنيا وجود ندارد
پاتريك دوويت
شايد انسان قرار نيست هيچ وقت حقيقتا شاد باشد شايد اصلا چنين چيزي در دنيا وجود ندارد
پاتريك دوويت
@hamonrye
چی گیر مریض روان پزشک ها می آد؟ یک صورت حساب. فکر می کنم مشکلی که بین روان پزشک ها و مریض هاشون وجود داره این است که روان پزشک ها قضوات شون از روی کتاب هاست. در حالی که مریض به خاطر بلاهایی که زندگی سرش اورده سراغ روان پزشک ها می ره. با این که کتاب ممکنه بینش دقیقی درباره بیماری به پزشک بدهد ولی تمام ورق هاش شبیه هم هستند. ولی هر مریض با بقیه کمی متفاوته. همیشه تعداد مشکلات منحصر به فرد هر مریض از صفحات کتاب ها بیشتره. می فهمی چی می گم؟ یک عالم دیوانه وجود دارند که شغل شون این است که بگویند :" ساعتی فلان دلار، وقتی صدای زنگ را شنیدید جلسه شما تمام است." همین به تنهایی می تونه یک آدم نیمه دیوانه را کاملا محنون کنه. تازه شروع کرده به حرف زدن و تازه داره احساس خوبی می کنه که دکتر می گه :" پرستار، مریض بعدی لطفا." قصدشون شفا دادن نیست. دنبال پولت هستند. وقتی زنگ خورد "خل" بعدی را بفرستید داخل. حالا " خل" حساس ما می فهمه که همزمان با خوردن زنگ پدر او هم در آمده. هیچ محدودیت زمانی برای درمان دیوانگی وجود نداره. همین طور هیچ صورت حسابی.
اه! روان پزشک ها کاملا بی مصرف اند سوال بعدی.
چارلزبوكفسكي
سوختن در آب، غرق شدن در آتش
چی گیر مریض روان پزشک ها می آد؟ یک صورت حساب. فکر می کنم مشکلی که بین روان پزشک ها و مریض هاشون وجود داره این است که روان پزشک ها قضوات شون از روی کتاب هاست. در حالی که مریض به خاطر بلاهایی که زندگی سرش اورده سراغ روان پزشک ها می ره. با این که کتاب ممکنه بینش دقیقی درباره بیماری به پزشک بدهد ولی تمام ورق هاش شبیه هم هستند. ولی هر مریض با بقیه کمی متفاوته. همیشه تعداد مشکلات منحصر به فرد هر مریض از صفحات کتاب ها بیشتره. می فهمی چی می گم؟ یک عالم دیوانه وجود دارند که شغل شون این است که بگویند :" ساعتی فلان دلار، وقتی صدای زنگ را شنیدید جلسه شما تمام است." همین به تنهایی می تونه یک آدم نیمه دیوانه را کاملا محنون کنه. تازه شروع کرده به حرف زدن و تازه داره احساس خوبی می کنه که دکتر می گه :" پرستار، مریض بعدی لطفا." قصدشون شفا دادن نیست. دنبال پولت هستند. وقتی زنگ خورد "خل" بعدی را بفرستید داخل. حالا " خل" حساس ما می فهمه که همزمان با خوردن زنگ پدر او هم در آمده. هیچ محدودیت زمانی برای درمان دیوانگی وجود نداره. همین طور هیچ صورت حسابی.
اه! روان پزشک ها کاملا بی مصرف اند سوال بعدی.
چارلزبوكفسكي
سوختن در آب، غرق شدن در آتش
@hamonrye
آدمهای رمانتیک قد خر شعور ندارند!
هیچ چیز جالب و خوبی در عشق یکطرفه وجود ندارد. به نظرم کثافت است، کثافت مطلق.
عشق به کسی که پاسخ احساساتت را نمیدهد ممکن است در کتابها هیجانانگیز باشد ولی در واقعیت به شکل غیر قابل تحملی خستهکننده است.
به تو میگویم چه چیزی هیجان انگیز است: شبهای پرشور و خیس عرق،
ولی نشستن روی ایوان خانهی زنی خواب که رویای تو را نمیبیند دیر گذر است و غمناک.
استیو تولتز
جزء از كل
آدمهای رمانتیک قد خر شعور ندارند!
هیچ چیز جالب و خوبی در عشق یکطرفه وجود ندارد. به نظرم کثافت است، کثافت مطلق.
عشق به کسی که پاسخ احساساتت را نمیدهد ممکن است در کتابها هیجانانگیز باشد ولی در واقعیت به شکل غیر قابل تحملی خستهکننده است.
به تو میگویم چه چیزی هیجان انگیز است: شبهای پرشور و خیس عرق،
ولی نشستن روی ایوان خانهی زنی خواب که رویای تو را نمیبیند دیر گذر است و غمناک.
استیو تولتز
جزء از كل
@hamonrye
انتظار سخت است،فراموش كردن هم سخت است
اما اين كه نداني بايد فراموش كني يا انتظار بكشي؛ازهمه سخت تر است!
پائولوكوئيلو
انتظار سخت است،فراموش كردن هم سخت است
اما اين كه نداني بايد فراموش كني يا انتظار بكشي؛ازهمه سخت تر است!
پائولوكوئيلو