Forwarded from uVidBot
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@hamonrye
گفتم: چند دقیقه این جا بنشین و
به من تکیه بده.
گفت: کارم از تکیه گذشته.
دلم میخواهد توی بغلت بمیرم.
عباس معروفی
گفتم: چند دقیقه این جا بنشین و
به من تکیه بده.
گفت: کارم از تکیه گذشته.
دلم میخواهد توی بغلت بمیرم.
عباس معروفی
@hamonrye
من کلمات را ترجیح میدهم؛همچنان که به جای گوشکردن هم خواندن را ترجیح میدهم. من سکوت را بیشتر از صدا دوست دارم. خیالی که توسط کلمات ساخته میشود در سکوت میزاید...
گفتوگو با ویلیام فاکنر
من کلمات را ترجیح میدهم؛همچنان که به جای گوشکردن هم خواندن را ترجیح میدهم. من سکوت را بیشتر از صدا دوست دارم. خیالی که توسط کلمات ساخته میشود در سکوت میزاید...
گفتوگو با ویلیام فاکنر
تنها ماندن با خود مزخرفم بهتر از بودن با یک نفر دیگر بود. هر کسی که باشد. همهشان آن بیرون دارند حقههای حقیر سر همدیگر سوار میکنند خاله بازي ميكنند و کلهمعلق میزنند.
عامه پسند
چارلزبوکفسکی
عامه پسند
چارلزبوکفسکی
@hamonrye
همیشه منو به بدبین بودن متهم کردند.فکر می کنم چون دستشون به انگور نمیرسه میگن ترشه. بدبینی یه جور ضعفه. میگه "همه چیز اشتباهه! همه چیز اشتباهه!" می دونی؟ " این درست نیست! اون درست نیست!" بدبینی نقطه ضعفیه که قدرت وفق دادن آدم با اتفاقی که در همون لحظه داره میفته رو سلب می کنه.آره، بدبینی یه نقظه ضعفه، درست مثل خوش بینی."خورشید می درخشد، پرنده ها چهچه می زنند...پس لبخند بزن!" اینم مزخرفه.حقیقیت یه جایی مابین این دو تاست.هر چی که هست همینه که هست.و شما نمی تونین باهاش کنار بیای. خیلی بده.
چارلزبوکفسکی
مصاحبه ی شان پن با بوکفسکی
همیشه منو به بدبین بودن متهم کردند.فکر می کنم چون دستشون به انگور نمیرسه میگن ترشه. بدبینی یه جور ضعفه. میگه "همه چیز اشتباهه! همه چیز اشتباهه!" می دونی؟ " این درست نیست! اون درست نیست!" بدبینی نقطه ضعفیه که قدرت وفق دادن آدم با اتفاقی که در همون لحظه داره میفته رو سلب می کنه.آره، بدبینی یه نقظه ضعفه، درست مثل خوش بینی."خورشید می درخشد، پرنده ها چهچه می زنند...پس لبخند بزن!" اینم مزخرفه.حقیقیت یه جایی مابین این دو تاست.هر چی که هست همینه که هست.و شما نمی تونین باهاش کنار بیای. خیلی بده.
چارلزبوکفسکی
مصاحبه ی شان پن با بوکفسکی
@hamonrye
طلوع میکند آن آفتاب پنهانی
ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی
دوباره پلک دلم میپرد،نشانه چیست؟
شنیده ام می آید کسی به مهمانی
کسی که سبزتر است از هزار بار بهار
کسی،شگفت کسی،آن چنان که میدانی
کسی که نقطه آغاز هرچه پرواز است
تویی که در سفر عشق خط پایانی
تویی بهانه آن ابرها که می گریند
بیا که صاف شود این هوای بارانی
تو از حوالی اقلیم هرکجا آباد
بیا که می رود این شهر رو به ویرانی
کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق
بیا که یاد تو آرامشی است طوفانی
قیصر امین پور
طلوع میکند آن آفتاب پنهانی
ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی
دوباره پلک دلم میپرد،نشانه چیست؟
شنیده ام می آید کسی به مهمانی
کسی که سبزتر است از هزار بار بهار
کسی،شگفت کسی،آن چنان که میدانی
کسی که نقطه آغاز هرچه پرواز است
تویی که در سفر عشق خط پایانی
تویی بهانه آن ابرها که می گریند
بیا که صاف شود این هوای بارانی
تو از حوالی اقلیم هرکجا آباد
بیا که می رود این شهر رو به ویرانی
کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق
بیا که یاد تو آرامشی است طوفانی
قیصر امین پور
@hamonrye
به این فکر کرد از آخرین باری که خنده ی واقعی اش را با کسی شریک شده، چه مدت می گذرد. با بقیه زیاد می خندید. خنده هایی از سر مستی و آشفته بازاری، یا خنده هایی پشت بند یک مشت برنامه ی تلویزیونی. خنده هایی منزوی، خنده هایی که تو را تنها تر می کرد. اما این خنده ها با او، از هرچیزی واقعی تر بود..
ادی السید
بیا گم شویم
به این فکر کرد از آخرین باری که خنده ی واقعی اش را با کسی شریک شده، چه مدت می گذرد. با بقیه زیاد می خندید. خنده هایی از سر مستی و آشفته بازاری، یا خنده هایی پشت بند یک مشت برنامه ی تلویزیونی. خنده هایی منزوی، خنده هایی که تو را تنها تر می کرد. اما این خنده ها با او، از هرچیزی واقعی تر بود..
ادی السید
بیا گم شویم
@hamoonrye
خیلی خب خدا،بر فرض می
گیریم تو واقعا مرا در این شرایط قرار داده ای تا امتحانم کنی.
تو مرا با مشکل ترین امتحان ها؛ یعنی با پدر و مادر و جوش هایم به آزمون کشیدی.
فکر کنم امتحانت را قبول شدم...
کشیش به ما گفت که هیچوقت شک نکنید.به چی شک نکنیم؟همیشه بیش از حد به من سخت گرفته ای.
پس من ازت میخواهم که بیایی پایین و شک مرا برطرف کنی!
صبر کردم.برای خدا صبر کردم.صبر کردم و صبر کردم.فکر کنم خوابم برد.
ساندویچ ژامبون
چارلزبوکفسكي
خیلی خب خدا،بر فرض می
گیریم تو واقعا مرا در این شرایط قرار داده ای تا امتحانم کنی.
تو مرا با مشکل ترین امتحان ها؛ یعنی با پدر و مادر و جوش هایم به آزمون کشیدی.
فکر کنم امتحانت را قبول شدم...
کشیش به ما گفت که هیچوقت شک نکنید.به چی شک نکنیم؟همیشه بیش از حد به من سخت گرفته ای.
پس من ازت میخواهم که بیایی پایین و شک مرا برطرف کنی!
صبر کردم.برای خدا صبر کردم.صبر کردم و صبر کردم.فکر کنم خوابم برد.
ساندویچ ژامبون
چارلزبوکفسكي
@hamonrye
+شده تا حالا با کسي برخورد کنين که به دلتون بشينه؟
-آره اما به دلشون ننشستم
+چرا؟
-چون قبلا يکي به دلشون نشسته بود.
شبهای روشن
فرزاد موتمن
+شده تا حالا با کسي برخورد کنين که به دلتون بشينه؟
-آره اما به دلشون ننشستم
+چرا؟
-چون قبلا يکي به دلشون نشسته بود.
شبهای روشن
فرزاد موتمن
@hamonrye
بی همتا بودنت به خاطر اینه که
بقیه به اندازه ی تو عمر نکردن.رازت چیه؟
-هیچوقت قبل از ظهر از تو رختخواب نیومدم بیرون
چارلزبوکفسکی
هالیوود
بی همتا بودنت به خاطر اینه که
بقیه به اندازه ی تو عمر نکردن.رازت چیه؟
-هیچوقت قبل از ظهر از تو رختخواب نیومدم بیرون
چارلزبوکفسکی
هالیوود
@hamonrye
سقوط ، از طبقه ي سوم همانقدر درد آور است
كه سقوط از طبقه ی صدم!
اگر قرار است سقوط كنم،
بگذار از جايي بلند باشد. نه پَست…
پائولوكوئيلو
سقوط ، از طبقه ي سوم همانقدر درد آور است
كه سقوط از طبقه ی صدم!
اگر قرار است سقوط كنم،
بگذار از جايي بلند باشد. نه پَست…
پائولوكوئيلو
@hamonrye
اگه ازت میپرسیدم
تا همه چیزایی که دوستشون داری رو اسم ببری، چقدر طول میکشید
تا "خودت" رو بگی؟؟
مازیتوفسکی
اگه ازت میپرسیدم
تا همه چیزایی که دوستشون داری رو اسم ببری، چقدر طول میکشید
تا "خودت" رو بگی؟؟
مازیتوفسکی
@hamonrye
گفت : اینا که هی بالا پایین میکنن؛ میرن اون بالابالاها توو آسمون و میان پایین، اینا اسمشون چیه؟
گفتم : پرنده ن
گفت : نه! اینا که هی بی قرارن، هی بال بال میزنن، دلشون انگار تنگِ یکیه، اینا اسمشون چیه؟
گفتم : پرنده ن
گفت : اینا که روزی صد دفه با دریا خدافظی میکنن و قسم میخورن که برنگردن، اینا که با چشِ گریون دریا رو میبوسن، میرن توو آسمون، بعد دلشون طاقت نمیاره و دوباره برمیگردن سمت دریا، اینا اسمشون چیه؟
گفتم : پرنده ن
گفت : اینا که به هیشکی اعتماد ندارن، اینا که از دست هیشکی دونه نمیخورن، از همه میترسن؛
اینا که انگار یکی قالشون گذاشته،
اینا که هی لب اسکله می شینن،
زل میزنن اون دور دورا،
هی منتظرِ یکی أن که بیاد
اون یکی هم هی نمیاد،
اینا که انگار هی یکی رو صدا می زنن
بعد اون یکی هی نمیشنفه صداشونو،
اینا ینی پرنده ن؟
گفتم : آره، پرنده ن
گفت : هه! من این همه سال فک میکردم اسمم مَمَدِ ، نگو منم پرنده م!
بابک زمانی
- لطفا یکی مرا از مرگ نجات بدهد
گفت : اینا که هی بالا پایین میکنن؛ میرن اون بالابالاها توو آسمون و میان پایین، اینا اسمشون چیه؟
گفتم : پرنده ن
گفت : نه! اینا که هی بی قرارن، هی بال بال میزنن، دلشون انگار تنگِ یکیه، اینا اسمشون چیه؟
گفتم : پرنده ن
گفت : اینا که روزی صد دفه با دریا خدافظی میکنن و قسم میخورن که برنگردن، اینا که با چشِ گریون دریا رو میبوسن، میرن توو آسمون، بعد دلشون طاقت نمیاره و دوباره برمیگردن سمت دریا، اینا اسمشون چیه؟
گفتم : پرنده ن
گفت : اینا که به هیشکی اعتماد ندارن، اینا که از دست هیشکی دونه نمیخورن، از همه میترسن؛
اینا که انگار یکی قالشون گذاشته،
اینا که هی لب اسکله می شینن،
زل میزنن اون دور دورا،
هی منتظرِ یکی أن که بیاد
اون یکی هم هی نمیاد،
اینا که انگار هی یکی رو صدا می زنن
بعد اون یکی هی نمیشنفه صداشونو،
اینا ینی پرنده ن؟
گفتم : آره، پرنده ن
گفت : هه! من این همه سال فک میکردم اسمم مَمَدِ ، نگو منم پرنده م!
بابک زمانی
- لطفا یکی مرا از مرگ نجات بدهد
یه ضرب المثل قدیمی هست که میگه هیچ اتفاق خوبی بعد از ساعت دو شب نمیفته، وقتی ساعت به دو نزدیک شد فقط باید خوابید!
من حدس می زنم بعد از ساعت دو شب یه هورمونی تو بدن ترشح میشه که من اسمش رو گذاشتم هورمون اصل كاري
وقتي ترشح ميشه يه هو تصميم ميگيري
بگی بهش دوست دارم، یا اینکه بگی دلم واست تنگ شده، کاری که هیچ وقت نمی تونی ساعت هفت صبح انجام بدی!
واسه همین تلاش کردم شب ها قبل ساعت دو بخوابم تا درگیر این هورمون اصل کاری نشم.
آنتارکتیکا
هشتاد و نه درجه
من حدس می زنم بعد از ساعت دو شب یه هورمونی تو بدن ترشح میشه که من اسمش رو گذاشتم هورمون اصل كاري
وقتي ترشح ميشه يه هو تصميم ميگيري
بگی بهش دوست دارم، یا اینکه بگی دلم واست تنگ شده، کاری که هیچ وقت نمی تونی ساعت هفت صبح انجام بدی!
واسه همین تلاش کردم شب ها قبل ساعت دو بخوابم تا درگیر این هورمون اصل کاری نشم.
آنتارکتیکا
هشتاد و نه درجه
@hamonrye
ابتدا فكر ميكردم شايد يك اتفاق ساده باشد؛تا اينكه بعد از او هيچ اتفاق ديگري در من رخ نداد..
آناگاوالدا
گريز دلپذير
ابتدا فكر ميكردم شايد يك اتفاق ساده باشد؛تا اينكه بعد از او هيچ اتفاق ديگري در من رخ نداد..
آناگاوالدا
گريز دلپذير
@hamonrye
خوب فکر کرده ام، دچار توهم
نشده ام، تو را دوست دارم اما به تو اعتماد ندارم. چون رابطه ما واقعی نیست، شبیه بازی است. حالا که بازی است، هر بازی قاعده هایی دارد. دیگر نمی خواهم در پاریس تو را ببینم. نه در پاریس و نه هیج جای دیگری که تو را بترساندو وقتی با تو هستم دلم می خواهد بتوانم دستت را در خیابان بگیرم و در رستوران ببوسمت، در غیر این صورت لذتی برایم ندارد. در سنی نیستم که حوصله موش و گربه بازی داشته باشم. پس همدیگر را در جاهای دور می بینیم، هر چه دورتر بهتر.
من او را دوست داشتم
آناگاوالدا
خوب فکر کرده ام، دچار توهم
نشده ام، تو را دوست دارم اما به تو اعتماد ندارم. چون رابطه ما واقعی نیست، شبیه بازی است. حالا که بازی است، هر بازی قاعده هایی دارد. دیگر نمی خواهم در پاریس تو را ببینم. نه در پاریس و نه هیج جای دیگری که تو را بترساندو وقتی با تو هستم دلم می خواهد بتوانم دستت را در خیابان بگیرم و در رستوران ببوسمت، در غیر این صورت لذتی برایم ندارد. در سنی نیستم که حوصله موش و گربه بازی داشته باشم. پس همدیگر را در جاهای دور می بینیم، هر چه دورتر بهتر.
من او را دوست داشتم
آناگاوالدا
@hamonrye
من فکر می کنم آن چه موجب رنجش آدم ها از یکدیگر می شود، این است که غالبا ما آدم ها توقع داریم طرف مقابلمان، به تمام وقایع دنیا از زاویه ی دید ما نگاه کند
در صورتی که درون هر آدمی، دنیای متفاوتی وجود دارد که با پذیرش این تفاوت ها،روابط شکل مناسب تری خواهند داشت
گونتر گراس
طبل حلبی
من فکر می کنم آن چه موجب رنجش آدم ها از یکدیگر می شود، این است که غالبا ما آدم ها توقع داریم طرف مقابلمان، به تمام وقایع دنیا از زاویه ی دید ما نگاه کند
در صورتی که درون هر آدمی، دنیای متفاوتی وجود دارد که با پذیرش این تفاوت ها،روابط شکل مناسب تری خواهند داشت
گونتر گراس
طبل حلبی
@hamonrye
برای هر چیز کوچک و بی معنی
هزار خاصیت موهوم می تراشند. این فکر شاید از آنجا آمده که در همهٔ کارهای خدا مصلحتی است و چیز بی فایده آفریده نشده.
صادق هدایت
برای هر چیز کوچک و بی معنی
هزار خاصیت موهوم می تراشند. این فکر شاید از آنجا آمده که در همهٔ کارهای خدا مصلحتی است و چیز بی فایده آفریده نشده.
صادق هدایت
@hamonrye
بی حرکتیم... زل زده در چشم های هم
تا بوسه ای که حالتمان را عوض کند
دیوانه ایم... عاشق هر کس که عاشق است!
شاید که عشق، شکل جهان را عوض کند
سید مهدی موسوی
بی حرکتیم... زل زده در چشم های هم
تا بوسه ای که حالتمان را عوض کند
دیوانه ایم... عاشق هر کس که عاشق است!
شاید که عشق، شکل جهان را عوض کند
سید مهدی موسوی