@hamonrye
- چرا رنجم می دهی؟
- چون دوستت دارم.
- نه دوستم نداری. وقتی کسی را دوست داریم خوشی اش را می خواهیم نه رنجش را.
-وقتی کسی را دوست داریم تنها یک چیز را می خواهیم: عشق را، حتا به قیمت رنج
-پس تو به عمد مرا رنج می دهی؟
بله، برای اینکه از عشقت مطمئن شوم...
بارون درخت نشین
ایتالو کالوینو
- چرا رنجم می دهی؟
- چون دوستت دارم.
- نه دوستم نداری. وقتی کسی را دوست داریم خوشی اش را می خواهیم نه رنجش را.
-وقتی کسی را دوست داریم تنها یک چیز را می خواهیم: عشق را، حتا به قیمت رنج
-پس تو به عمد مرا رنج می دهی؟
بله، برای اینکه از عشقت مطمئن شوم...
بارون درخت نشین
ایتالو کالوینو
@hamonrye
از میلیونها آدمی که در بینشان زندگی میکنیم و بیشترشان را به رسم عادت نادیده میگیریم، و بیشترشان به رسم عادت نادیدهمان میگیرند، همیشه دو سه تایی هستند که توانایی شاد شدنمان را گروگان میگیرند، که از روی بو میشناسیمشان. که حاضریم بمیریم اما بدون آنها زندگی نکنیم.
آلن دوباتن
از میلیونها آدمی که در بینشان زندگی میکنیم و بیشترشان را به رسم عادت نادیده میگیریم، و بیشترشان به رسم عادت نادیدهمان میگیرند، همیشه دو سه تایی هستند که توانایی شاد شدنمان را گروگان میگیرند، که از روی بو میشناسیمشان. که حاضریم بمیریم اما بدون آنها زندگی نکنیم.
آلن دوباتن
@hamonrye
عطرها بی رحم ترین عناصر زمینند، بی آنکه بخواهی،می برندت تا
قعر خاطراتی که برای فراموشیشان تا پای غرور جنگیدی...
آنا گاوالدا گریز دلپذیر
عطرها بی رحم ترین عناصر زمینند، بی آنکه بخواهی،می برندت تا
قعر خاطراتی که برای فراموشیشان تا پای غرور جنگیدی...
آنا گاوالدا گریز دلپذیر
@hamonrye
سردم است. مثل بچهها گریه میکنم. دلم میخواهد هرجایی جز اینجا باشم. از خودم میپرسم با چه حالی برگردم خانه.
رو به آسمان میکنم؛ حتی یک ستاره هم در آسمان نیست.
گریهام بیشتر و بیشتر میشود.
امیدم از همه جا ناامید شده.
کاش کسی جایی منتظرم باشد...
این آرزوی زیادی است؟
آنا گاوالدا
سردم است. مثل بچهها گریه میکنم. دلم میخواهد هرجایی جز اینجا باشم. از خودم میپرسم با چه حالی برگردم خانه.
رو به آسمان میکنم؛ حتی یک ستاره هم در آسمان نیست.
گریهام بیشتر و بیشتر میشود.
امیدم از همه جا ناامید شده.
کاش کسی جایی منتظرم باشد...
این آرزوی زیادی است؟
آنا گاوالدا
@hamonrye
خدا بعضی از کارهایش اشتباه بود
اما وقتی تو را آفرید که توی تختت دراز کشیده بودی
به تمام جهان ملکوتیاش رسیده بود
چارلز بوکفسکي
مجموعه شعر لذت هاي نفرين شده
خدا بعضی از کارهایش اشتباه بود
اما وقتی تو را آفرید که توی تختت دراز کشیده بودی
به تمام جهان ملکوتیاش رسیده بود
چارلز بوکفسکي
مجموعه شعر لذت هاي نفرين شده
@hamonrye
وقتي که براي خود مشروب
ميريختم ، انديشيدم
که مشکل مشروبات الکلي در اين است
زماني که اتفاق بدي ميفتد
مينوشي تا فراموش کني
زماني که اتفاق خوبي ميفتد
مينوشي تا جشن بگيري
و زماني که هيچ اتفاقي نيفتاده
مينوشي تا اتفاقي بيفتد
چارلز بوکفسکي
وقتي که براي خود مشروب
ميريختم ، انديشيدم
که مشکل مشروبات الکلي در اين است
زماني که اتفاق بدي ميفتد
مينوشي تا فراموش کني
زماني که اتفاق خوبي ميفتد
مينوشي تا جشن بگيري
و زماني که هيچ اتفاقي نيفتاده
مينوشي تا اتفاقي بيفتد
چارلز بوکفسکي
فردی قدم به زندگیتان خواهد گذاشت
و شمارو متوجه خواهد کرد که چرا هرگز با هیچکس دیگری دوام نیاوردید
پل استر
اتاق در بسته
و شمارو متوجه خواهد کرد که چرا هرگز با هیچکس دیگری دوام نیاوردید
پل استر
اتاق در بسته
گاهی بی هیچ بهانه یی کسی را دوست داری ،
اما گاهی با هزار دلیل هم نمی توانی یکی را دوست داشته باشی !
گریز دلپذیر
آنا گاوالدا
اما گاهی با هزار دلیل هم نمی توانی یکی را دوست داشته باشی !
گریز دلپذیر
آنا گاوالدا
@hamonrye
من باید یک فیلسوف بزرگ میشدم. آنوقت به همه میگفتم که ما چقدر ابلهایم. ول میگردیم و هوا را توی ریهمان میفرستیم و بیرون میدهیم.
چارلزبوکفسکی
عامه پسند
من باید یک فیلسوف بزرگ میشدم. آنوقت به همه میگفتم که ما چقدر ابلهایم. ول میگردیم و هوا را توی ریهمان میفرستیم و بیرون میدهیم.
چارلزبوکفسکی
عامه پسند
@hamonrye
اغلب بهترین قسمتهای زندگی
زمانی بوده اند که هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای. منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست، بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد. چون تو می دانی بی معناست و همین آگاهی تو از بی معنا بودن، تقریبا معنایی به آن می دهد.
می دانی منظورم چیست؟ بدبینی خوش بینانه
عامه پسند
چارلزبوكفسکي
اغلب بهترین قسمتهای زندگی
زمانی بوده اند که هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای. منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست، بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد. چون تو می دانی بی معناست و همین آگاهی تو از بی معنا بودن، تقریبا معنایی به آن می دهد.
می دانی منظورم چیست؟ بدبینی خوش بینانه
عامه پسند
چارلزبوكفسکي
Forwarded from uVidBot
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@hamonrye
گفتم: چند دقیقه این جا بنشین و
به من تکیه بده.
گفت: کارم از تکیه گذشته.
دلم میخواهد توی بغلت بمیرم.
عباس معروفی
گفتم: چند دقیقه این جا بنشین و
به من تکیه بده.
گفت: کارم از تکیه گذشته.
دلم میخواهد توی بغلت بمیرم.
عباس معروفی
@hamonrye
من کلمات را ترجیح میدهم؛همچنان که به جای گوشکردن هم خواندن را ترجیح میدهم. من سکوت را بیشتر از صدا دوست دارم. خیالی که توسط کلمات ساخته میشود در سکوت میزاید...
گفتوگو با ویلیام فاکنر
من کلمات را ترجیح میدهم؛همچنان که به جای گوشکردن هم خواندن را ترجیح میدهم. من سکوت را بیشتر از صدا دوست دارم. خیالی که توسط کلمات ساخته میشود در سکوت میزاید...
گفتوگو با ویلیام فاکنر
تنها ماندن با خود مزخرفم بهتر از بودن با یک نفر دیگر بود. هر کسی که باشد. همهشان آن بیرون دارند حقههای حقیر سر همدیگر سوار میکنند خاله بازي ميكنند و کلهمعلق میزنند.
عامه پسند
چارلزبوکفسکی
عامه پسند
چارلزبوکفسکی
@hamonrye
همیشه منو به بدبین بودن متهم کردند.فکر می کنم چون دستشون به انگور نمیرسه میگن ترشه. بدبینی یه جور ضعفه. میگه "همه چیز اشتباهه! همه چیز اشتباهه!" می دونی؟ " این درست نیست! اون درست نیست!" بدبینی نقطه ضعفیه که قدرت وفق دادن آدم با اتفاقی که در همون لحظه داره میفته رو سلب می کنه.آره، بدبینی یه نقظه ضعفه، درست مثل خوش بینی."خورشید می درخشد، پرنده ها چهچه می زنند...پس لبخند بزن!" اینم مزخرفه.حقیقیت یه جایی مابین این دو تاست.هر چی که هست همینه که هست.و شما نمی تونین باهاش کنار بیای. خیلی بده.
چارلزبوکفسکی
مصاحبه ی شان پن با بوکفسکی
همیشه منو به بدبین بودن متهم کردند.فکر می کنم چون دستشون به انگور نمیرسه میگن ترشه. بدبینی یه جور ضعفه. میگه "همه چیز اشتباهه! همه چیز اشتباهه!" می دونی؟ " این درست نیست! اون درست نیست!" بدبینی نقطه ضعفیه که قدرت وفق دادن آدم با اتفاقی که در همون لحظه داره میفته رو سلب می کنه.آره، بدبینی یه نقظه ضعفه، درست مثل خوش بینی."خورشید می درخشد، پرنده ها چهچه می زنند...پس لبخند بزن!" اینم مزخرفه.حقیقیت یه جایی مابین این دو تاست.هر چی که هست همینه که هست.و شما نمی تونین باهاش کنار بیای. خیلی بده.
چارلزبوکفسکی
مصاحبه ی شان پن با بوکفسکی
@hamonrye
طلوع میکند آن آفتاب پنهانی
ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی
دوباره پلک دلم میپرد،نشانه چیست؟
شنیده ام می آید کسی به مهمانی
کسی که سبزتر است از هزار بار بهار
کسی،شگفت کسی،آن چنان که میدانی
کسی که نقطه آغاز هرچه پرواز است
تویی که در سفر عشق خط پایانی
تویی بهانه آن ابرها که می گریند
بیا که صاف شود این هوای بارانی
تو از حوالی اقلیم هرکجا آباد
بیا که می رود این شهر رو به ویرانی
کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق
بیا که یاد تو آرامشی است طوفانی
قیصر امین پور
طلوع میکند آن آفتاب پنهانی
ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی
دوباره پلک دلم میپرد،نشانه چیست؟
شنیده ام می آید کسی به مهمانی
کسی که سبزتر است از هزار بار بهار
کسی،شگفت کسی،آن چنان که میدانی
کسی که نقطه آغاز هرچه پرواز است
تویی که در سفر عشق خط پایانی
تویی بهانه آن ابرها که می گریند
بیا که صاف شود این هوای بارانی
تو از حوالی اقلیم هرکجا آباد
بیا که می رود این شهر رو به ویرانی
کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق
بیا که یاد تو آرامشی است طوفانی
قیصر امین پور
@hamonrye
به این فکر کرد از آخرین باری که خنده ی واقعی اش را با کسی شریک شده، چه مدت می گذرد. با بقیه زیاد می خندید. خنده هایی از سر مستی و آشفته بازاری، یا خنده هایی پشت بند یک مشت برنامه ی تلویزیونی. خنده هایی منزوی، خنده هایی که تو را تنها تر می کرد. اما این خنده ها با او، از هرچیزی واقعی تر بود..
ادی السید
بیا گم شویم
به این فکر کرد از آخرین باری که خنده ی واقعی اش را با کسی شریک شده، چه مدت می گذرد. با بقیه زیاد می خندید. خنده هایی از سر مستی و آشفته بازاری، یا خنده هایی پشت بند یک مشت برنامه ی تلویزیونی. خنده هایی منزوی، خنده هایی که تو را تنها تر می کرد. اما این خنده ها با او، از هرچیزی واقعی تر بود..
ادی السید
بیا گم شویم
@hamoonrye
خیلی خب خدا،بر فرض می
گیریم تو واقعا مرا در این شرایط قرار داده ای تا امتحانم کنی.
تو مرا با مشکل ترین امتحان ها؛ یعنی با پدر و مادر و جوش هایم به آزمون کشیدی.
فکر کنم امتحانت را قبول شدم...
کشیش به ما گفت که هیچوقت شک نکنید.به چی شک نکنیم؟همیشه بیش از حد به من سخت گرفته ای.
پس من ازت میخواهم که بیایی پایین و شک مرا برطرف کنی!
صبر کردم.برای خدا صبر کردم.صبر کردم و صبر کردم.فکر کنم خوابم برد.
ساندویچ ژامبون
چارلزبوکفسكي
خیلی خب خدا،بر فرض می
گیریم تو واقعا مرا در این شرایط قرار داده ای تا امتحانم کنی.
تو مرا با مشکل ترین امتحان ها؛ یعنی با پدر و مادر و جوش هایم به آزمون کشیدی.
فکر کنم امتحانت را قبول شدم...
کشیش به ما گفت که هیچوقت شک نکنید.به چی شک نکنیم؟همیشه بیش از حد به من سخت گرفته ای.
پس من ازت میخواهم که بیایی پایین و شک مرا برطرف کنی!
صبر کردم.برای خدا صبر کردم.صبر کردم و صبر کردم.فکر کنم خوابم برد.
ساندویچ ژامبون
چارلزبوکفسكي