در فوتبال انتخاب بهترینها به جهت فردی، اشتباه بسیار بزرگی است که دائما هم در حال رخدادن است. اساساً فوتبال ورزشی تیمی است و هر فردی در غالب تیم، صاحب موفقیت میشود. اما حتماً نامهای فراوانی وجود دارند که اگر آنها در زمان خود و در آن تیم بازی نمیکردند، موفقیتهای تیمی هم حاصل نمیشد. و این نامها بهترین - به معنی صفت تفصیلی - نیستند، بلکه منحصربهفرد هستند و تکرار ناپذیر.
۱ آپریل، به روزی مشهور است که در دنیا طبق یک خرافهی قدیمی، دروغی بزرگ گفتهمیشود. اما ۱ آپریل ۱۹۲۷، بوداپست، به حقیقت تمام، شاهد تولد فرزندی بوده، که در تاریخ تکرار نشده است. فرانس پوشکاش.
تا حدود دو دهه قبل او زنندهی بیشترین گل با لباس ملی بود. رکوردی که اکنون بارها شکستهشده، حتی برخی بازیکنان کشورهای ضعیف فوتبال هم به این رکورد نزدیکشدهاند، که خب دلایل زیادی دارد، همچون پیشرفت علم ورزشی و تعداد بازیهای ملی. واقعا چه اهمیتی دارد که نفر چندم لیست برترین گلزنان ملی است، زمانیکه زیباترین گل سال فوتبال از نظر فیفا به نام او یاد میشود؟ مجارستان با او به فینال جام جهانی ۱۹۵۴ سوییس رسید اما معجزهی برن، قهرمانی را برای ژرمنها رقم زد. ژرمنهایی که دور مقدماتی همان بازی را ۸-۳ به یاران پوشکاش باختهبودند. اسم مجارستان و جام جهانی با بازیهای پرگل گرهخورده است. پرگلترین بازی تاریخ جامجهانی مربوط است به جام ۱۹۸۲ اسپانیا. مجارستان ۱۰ - السالوادور ۱.
حالا امروز ورزشگاه اصلی زادگاه فرانس که به نام خودش مزین شده، شاهد آخرین بازی فصل اروپا بین آرسنال و پاریسسنتژرمن میباشد. بهترین خط دفاع - توپچیها - در برابر بهترین خط حمله - مدافع قهرمانی -. امشب پوشکاشآرهنا، نام مناسبی برای ورزشگاه فینال لیگ قهرمانان خواهد بود؟
https://t.me/halftimestories
۱ آپریل، به روزی مشهور است که در دنیا طبق یک خرافهی قدیمی، دروغی بزرگ گفتهمیشود. اما ۱ آپریل ۱۹۲۷، بوداپست، به حقیقت تمام، شاهد تولد فرزندی بوده، که در تاریخ تکرار نشده است. فرانس پوشکاش.
تا حدود دو دهه قبل او زنندهی بیشترین گل با لباس ملی بود. رکوردی که اکنون بارها شکستهشده، حتی برخی بازیکنان کشورهای ضعیف فوتبال هم به این رکورد نزدیکشدهاند، که خب دلایل زیادی دارد، همچون پیشرفت علم ورزشی و تعداد بازیهای ملی. واقعا چه اهمیتی دارد که نفر چندم لیست برترین گلزنان ملی است، زمانیکه زیباترین گل سال فوتبال از نظر فیفا به نام او یاد میشود؟ مجارستان با او به فینال جام جهانی ۱۹۵۴ سوییس رسید اما معجزهی برن، قهرمانی را برای ژرمنها رقم زد. ژرمنهایی که دور مقدماتی همان بازی را ۸-۳ به یاران پوشکاش باختهبودند. اسم مجارستان و جام جهانی با بازیهای پرگل گرهخورده است. پرگلترین بازی تاریخ جامجهانی مربوط است به جام ۱۹۸۲ اسپانیا. مجارستان ۱۰ - السالوادور ۱.
حالا امروز ورزشگاه اصلی زادگاه فرانس که به نام خودش مزین شده، شاهد آخرین بازی فصل اروپا بین آرسنال و پاریسسنتژرمن میباشد. بهترین خط دفاع - توپچیها - در برابر بهترین خط حمله - مدافع قهرمانی -. امشب پوشکاشآرهنا، نام مناسبی برای ورزشگاه فینال لیگ قهرمانان خواهد بود؟
https://t.me/halftimestories
halftime.stories
Photo
المپیک و جامجهانی فوتبال، بزرگترینِ رویدادها بر روی کرهی زمین هستند. لبریز از اتفاقات گوناگون، تلفیق سیاست و ورزش، تسویهحسابهای سیاسی و تاریخی، تقابل دو دوست یا حتی برادر مقابل هم، همتیمیشدن دو دشمن در لباس تیم ملی، شکستها و پیروزیها، عوضشدن جای برنده و بازنده در لحظه و در نهایت مدال طلا و جام که تنها به یک نفر و یک تیم میرسد. اما همیشه در این آوردگاهها صحنههایی شکل میگیرد که از تصویر بالابردن جام توسط قهرمان ماندگارتر است.
فینال لیگ قهرمانان فصل جاری، با پنالتی گابریل، مدافع برزیلی آرسنال که به آسمان رفت به پایان رسید و برای دومین سال پیاپی، مارکینیوش کاپیتان پاریسیها صاحب جام گوشدارز نقرهای اروپا شد. قاعدتاً باید او خوشحالتر از تمام بازیکنان باشد - که بود -، اما در لحظه تصمیم میگیرد به جای حضور در حلقهی شادی پاریسیها، برود و هموطنش را در آغوش بگیرد. وقتی از او سؤال شد که چه شد که این تصمیم را گرفت گفت: "من آمادهی خوشحالی بودم، اما وقتی دیدم گابریل پنالتی را از دست داد، یاد پنالتیای که در جامجهانی ۲۰۲۲ از دست دادم افتادم و درک کردم که چه فشاری روی گابریل است. برای همین تصمیم گرفتم که ابتدا او را دلداری دهم و بعد شادی کنم."
جام ۶ کیلو و خردهای حاوی ۵ کیلو طلای خالص فیفا، آخرین مقصد این تورنومنت است. اما ما میخواهیم از مسیر لذت ببریم. مسیری حاوی صحنههایی همچون بغلگرفتن گابریل توسط مارکینیوش، آرزوی موفقیت اولی کان کبیر در ضربات پنالتی بازی آلمان و آرژانتین در یکچهارم نهایی جام جهانی ۲۰۰۶، برای ینس لمانی که پیراهن شمارهی یک را از او گرفتهبود. مسیر لذتبخشتر از مقصد است.
https://t.me/halftimestories
فینال لیگ قهرمانان فصل جاری، با پنالتی گابریل، مدافع برزیلی آرسنال که به آسمان رفت به پایان رسید و برای دومین سال پیاپی، مارکینیوش کاپیتان پاریسیها صاحب جام گوشدارز نقرهای اروپا شد. قاعدتاً باید او خوشحالتر از تمام بازیکنان باشد - که بود -، اما در لحظه تصمیم میگیرد به جای حضور در حلقهی شادی پاریسیها، برود و هموطنش را در آغوش بگیرد. وقتی از او سؤال شد که چه شد که این تصمیم را گرفت گفت: "من آمادهی خوشحالی بودم، اما وقتی دیدم گابریل پنالتی را از دست داد، یاد پنالتیای که در جامجهانی ۲۰۲۲ از دست دادم افتادم و درک کردم که چه فشاری روی گابریل است. برای همین تصمیم گرفتم که ابتدا او را دلداری دهم و بعد شادی کنم."
جام ۶ کیلو و خردهای حاوی ۵ کیلو طلای خالص فیفا، آخرین مقصد این تورنومنت است. اما ما میخواهیم از مسیر لذت ببریم. مسیری حاوی صحنههایی همچون بغلگرفتن گابریل توسط مارکینیوش، آرزوی موفقیت اولی کان کبیر در ضربات پنالتی بازی آلمان و آرژانتین در یکچهارم نهایی جام جهانی ۲۰۰۶، برای ینس لمانی که پیراهن شمارهی یک را از او گرفتهبود. مسیر لذتبخشتر از مقصد است.
https://t.me/halftimestories
❤3
Forwarded from halftime.stories
برنامه دور گروهی جام جهانی 2026.pdf
93.1 KB
برنامهی دور گروهی جامجهانی خدمتتان تقدیم میشود.
این برنامه چند ویژگی دارد.
۱. سعی شده که به صورت ساده پیاده شود تا قابل استفادهتر باشد.
۲. این برنامه فقط دور گروهی را شامل میشود و در روزهای آینده، برنامهی مراحل حذفی و براکت آن ارائه خواهد شد.
۳. نکتهی اصلی این برنامه رعایت زمان رسمی ایران است. به همین جهت در برخی روزها سه بازی ودر برخی روزها ۵ بازی ثبت شدهاست و علت آن رد شدن از ساعت صفر نیمهشب و ورود به تاریخ جدید رسمی است.
به طور مثال بازی اول ایران در برنامهی اصلی بازیها دوشنبه ثبتشدهاست، در حالیکه به ساعت رسمی ایران میشود ساعت ۴:۳۰ بامداد سهشنبه.
۴. اگر دست به جستجو و اهل استفاده از تقویمهای دیجیتال هستید، کافی است که fifa wc2026 schedule calender، یا حتی کوتاهتر آن و حتی فارسی آن را در google جستجو کنید. روز و زمان بازی به تقویم و ساعت رسمی ایران به شما نمایش دادهمیشود و حتی میتوانید جدول گروهها و اطلاعات بازیهای انجامشده یا پیشرو را ببینید.
https://t.me/halftimestories
این برنامه چند ویژگی دارد.
۱. سعی شده که به صورت ساده پیاده شود تا قابل استفادهتر باشد.
۲. این برنامه فقط دور گروهی را شامل میشود و در روزهای آینده، برنامهی مراحل حذفی و براکت آن ارائه خواهد شد.
۳. نکتهی اصلی این برنامه رعایت زمان رسمی ایران است. به همین جهت در برخی روزها سه بازی ودر برخی روزها ۵ بازی ثبت شدهاست و علت آن رد شدن از ساعت صفر نیمهشب و ورود به تاریخ جدید رسمی است.
به طور مثال بازی اول ایران در برنامهی اصلی بازیها دوشنبه ثبتشدهاست، در حالیکه به ساعت رسمی ایران میشود ساعت ۴:۳۰ بامداد سهشنبه.
۴. اگر دست به جستجو و اهل استفاده از تقویمهای دیجیتال هستید، کافی است که fifa wc2026 schedule calender، یا حتی کوتاهتر آن و حتی فارسی آن را در google جستجو کنید. روز و زمان بازی به تقویم و ساعت رسمی ایران به شما نمایش دادهمیشود و حتی میتوانید جدول گروهها و اطلاعات بازیهای انجامشده یا پیشرو را ببینید.
https://t.me/halftimestories
👍1
halftime.stories
Photo
برای اولین بازی رسمی جامجهانی ۲۰۲۶، فیفا از مهمانان زیادی جهت حضور در مراسم و این بازی دعوت کردهبود. از جمله مهدی مهدویکیا که بیشک مایهی افتخار ایران است. در یکی دو صحنه، کارگردان تلویزیونی برخی مهمانان را به تصویر کشید.
کافو، روبرتو کارلوس، ماتراتزی، الکس دلپیرو، رودی فولر و روبرتو باجو. در همان لحظه این مطلب به ذهن متبادر میشد که همهی آنها جامجهانی را بالای سر بردند و باجو نه و همان دیوارنوشتهی واتیکان در مغزمان ظاهر میشد: "خدایا همهی ما رو ببخش به جز روبرتو باجو". خودش میگوید که هنوز شبها کابوس آن ضربه را میبیند. و یا جای دیگری عنوان شد که سقراط با سم مرد و باجو ایستاده. اما واقعیت این نیست.
برای ماندگاری در تاریخ، حتما نباید قهرمان باشی. همین ماتراتزی که بیشک خیلی از بینندگان تلویزیونی او را نشناختند، قهرمان جامجهانی شده اما چه کسیاست که نداند پائولو مالدینی، دهها برابر بزرگتر از او است!
در آن فینال ۹۴ فرانکو بارهسی هم پنالتی از دست داد. یا اساسا چند نفر، فهرست کامل ۱۱ نفرهی برزیل در آن بازی را به طور کامل به خاطر دارند؟ اما فقط باجو به خاطر آوردهمیشود. یا اینکه از اینهمه پنالتی ازدسترفته توسط بزرگان و اسطورهها در ادوار مختلف جامجهانی، پنالتی زیکو مقابل فرانسه در جام جهانی ۸۶ از همه معروفتر است. واقعیت این است که نه تنها در فوتبال بلکه در هر ورزش و عرصهای باید اینقدر بزرگ باشی که برندهبودن و بازندهبودنت مهم نباشد. باجو، زیکو، دکترسوکراتز اینها بزرگاند. خیلی بزرگ. اینکه پائولو مالدینی جامجهانی نبرده، ضعف جام جهانی است نه مالدینی.
در بازی افتتاحیهی جام جهانی ۲۰۲۶، باجو کنار طلاییهای تاریخ روی صندلی چرم تکیه دادهاست. چون این باجو است که به جامجهانی اعتبار میدهد.
https://t.me/halftimestories
کافو، روبرتو کارلوس، ماتراتزی، الکس دلپیرو، رودی فولر و روبرتو باجو. در همان لحظه این مطلب به ذهن متبادر میشد که همهی آنها جامجهانی را بالای سر بردند و باجو نه و همان دیوارنوشتهی واتیکان در مغزمان ظاهر میشد: "خدایا همهی ما رو ببخش به جز روبرتو باجو". خودش میگوید که هنوز شبها کابوس آن ضربه را میبیند. و یا جای دیگری عنوان شد که سقراط با سم مرد و باجو ایستاده. اما واقعیت این نیست.
برای ماندگاری در تاریخ، حتما نباید قهرمان باشی. همین ماتراتزی که بیشک خیلی از بینندگان تلویزیونی او را نشناختند، قهرمان جامجهانی شده اما چه کسیاست که نداند پائولو مالدینی، دهها برابر بزرگتر از او است!
در آن فینال ۹۴ فرانکو بارهسی هم پنالتی از دست داد. یا اساسا چند نفر، فهرست کامل ۱۱ نفرهی برزیل در آن بازی را به طور کامل به خاطر دارند؟ اما فقط باجو به خاطر آوردهمیشود. یا اینکه از اینهمه پنالتی ازدسترفته توسط بزرگان و اسطورهها در ادوار مختلف جامجهانی، پنالتی زیکو مقابل فرانسه در جام جهانی ۸۶ از همه معروفتر است. واقعیت این است که نه تنها در فوتبال بلکه در هر ورزش و عرصهای باید اینقدر بزرگ باشی که برندهبودن و بازندهبودنت مهم نباشد. باجو، زیکو، دکترسوکراتز اینها بزرگاند. خیلی بزرگ. اینکه پائولو مالدینی جامجهانی نبرده، ضعف جام جهانی است نه مالدینی.
در بازی افتتاحیهی جام جهانی ۲۰۲۶، باجو کنار طلاییهای تاریخ روی صندلی چرم تکیه دادهاست. چون این باجو است که به جامجهانی اعتبار میدهد.
https://t.me/halftimestories
❤2👌1
halftime.stories
Photo
گل جواد منافی - بهترین فولبک چپ تاریخ ایران - با سوت پایان بازی همراه بود و آرزوهای یک ملت به بیست سال رسید. مقدماتی جامجهانی ۱۹۹۴، ایران ۳ - عربستان ۴.
بیش از همه مسؤولان آمریکایی خوشحال بودند. نه عراق و نه ایران به جامجهانی صعود نکردهبودند و این یعنی فرار از هر حاشیهی برای کشوری که به فوتبال میگوید soccer و به آنچه در آن مشت و لگد و پا و دست آزاد است میگوید فوتبال. بله جام جهانی در کشوری برگزار میشد که قطعا فوتبال جایی به مراتب کمتر از بسکتبال، راگبی و هاکی روی یخ داشت. حتی حضور پله وبکنبائر هم نتوانستهبود یانکیها را به این رشته علاقهمند کند. سه سال قبل تیم زنانشان در چین جام قهرمانی جهان را بالای سر بردهبود که بعدها فیفا آن را به عنوان جامجهانی به رسمیت شناخت، اما نماد مردانش یک چهرهی منحصر بهفرد بود. یک گیتاریست راک اند رول به نام الکسی لالاس. در زمانی که رسانه هم رشد امروز را نداشت، صداهای اعتراض زیادی به گوش رسید. از برگزاری بازی فینال زیر آفتاب داغ رزبال، - به خاطر پخش تلویزیونی - تا ترس ابدی دنیس برگکمپ از پرواز با هواپیما به دلیل نقص فنی هواپیمایی که حامل تیم ملی هلند بود. در کشوری با سه زون ساعت. آخرین جامجهانی ۲۴ تیمی.
و حال اولین جامجهانی ۴۸ تیمی. و چه افزایش طعنهآمیزی، در حالیکه یکی از فینالیستهای آن ظهر داغ اکنون بین این ۴۸ تیم نیست. تغییر در ۲۴ به ۳۲ و ۴۸ تیمی شبیه به تغییر سپبلاتر به اینفانتینو است. زرق وبرق بیشتر، کیفیت کمتر، با هدف کسب درآمد بیشتر - شما بخوانید فساد مدرنتر-. دو کشور هم به کمک برگزاری آمدهاند. که یکی سابقهی برگزاری دو جامجهانی به تنهایی را داشته و جام را در آزتک به پله و ماردونا دادهاست. سایمون کوپر در کتاب فوتبال علیه دشمن میگوید که در سال ۹۴ این جامجهانی بود که آمریکا را فتح کرد. شاید اگر کتابش را امسال مینوشت میگفت فساد، فیفا را فتح کردهاست.
https://t.me/halftimestories
بیش از همه مسؤولان آمریکایی خوشحال بودند. نه عراق و نه ایران به جامجهانی صعود نکردهبودند و این یعنی فرار از هر حاشیهی برای کشوری که به فوتبال میگوید soccer و به آنچه در آن مشت و لگد و پا و دست آزاد است میگوید فوتبال. بله جام جهانی در کشوری برگزار میشد که قطعا فوتبال جایی به مراتب کمتر از بسکتبال، راگبی و هاکی روی یخ داشت. حتی حضور پله وبکنبائر هم نتوانستهبود یانکیها را به این رشته علاقهمند کند. سه سال قبل تیم زنانشان در چین جام قهرمانی جهان را بالای سر بردهبود که بعدها فیفا آن را به عنوان جامجهانی به رسمیت شناخت، اما نماد مردانش یک چهرهی منحصر بهفرد بود. یک گیتاریست راک اند رول به نام الکسی لالاس. در زمانی که رسانه هم رشد امروز را نداشت، صداهای اعتراض زیادی به گوش رسید. از برگزاری بازی فینال زیر آفتاب داغ رزبال، - به خاطر پخش تلویزیونی - تا ترس ابدی دنیس برگکمپ از پرواز با هواپیما به دلیل نقص فنی هواپیمایی که حامل تیم ملی هلند بود. در کشوری با سه زون ساعت. آخرین جامجهانی ۲۴ تیمی.
و حال اولین جامجهانی ۴۸ تیمی. و چه افزایش طعنهآمیزی، در حالیکه یکی از فینالیستهای آن ظهر داغ اکنون بین این ۴۸ تیم نیست. تغییر در ۲۴ به ۳۲ و ۴۸ تیمی شبیه به تغییر سپبلاتر به اینفانتینو است. زرق وبرق بیشتر، کیفیت کمتر، با هدف کسب درآمد بیشتر - شما بخوانید فساد مدرنتر-. دو کشور هم به کمک برگزاری آمدهاند. که یکی سابقهی برگزاری دو جامجهانی به تنهایی را داشته و جام را در آزتک به پله و ماردونا دادهاست. سایمون کوپر در کتاب فوتبال علیه دشمن میگوید که در سال ۹۴ این جامجهانی بود که آمریکا را فتح کرد. شاید اگر کتابش را امسال مینوشت میگفت فساد، فیفا را فتح کردهاست.
https://t.me/halftimestories
❤3👏1
halftime.stories
Photo
مقایسه و در پسِ آن قضاوت، به شکل عجیبی با فرهنگ ما و حتی جهان درآمیختهاست. وقتی برزیل و آرژانتین در زمان مارادونا بازی داشتند، آرژانتینیها شعاری میدادند که در آن آمدهبود:"مارادونا از پله بهتر است."
طبعاً از این قیاسها در ادبیات روزمرهی ما بیشتر هم هست. سالیانی است که اغلب جامعهی فوتبالی درگیر این قیاس هستند که چه تیمی از تیمهای ملی، بهترین نسل تاریخ فوتبال ما بودند. البته انتخابها بیشتر به دوران جوانی و هیجانخیز افراد هم بستگی دارد. مثلا برای دههی شصتیها تیم ۹۶ تا ۹۸ میلادی. برای هفتادیها تیم ۲۰۰۴ و برای افرادی که دههی شصت فوتبال ایران را زنده دیدهاند، بازیکنانی نظیر قایقران و مجید نامجومطلق و مجتبی محرمی هرگز تکرار نشدهاند. نسل فعلی تیم ملی فوتبال که بیشترشان در پایان دوران حرفهای خود قرار دارند هم یکی از نسلهایی است که با قبلیها مقایسه میشود. منتها دو عامل باعث شدهاست که این تیم از عامهی جامعه فاصله بگیرد. یکی نوع مصاحبهها و پاسخگوییها و یکی هم اتفاقات سیاسی فراوانی که طی یکدههی گذشته در ایران رخدادهاست، که البته آنرا هم که واکاوی کنیم باز به عکسالعملهای نابخردانهی این نسل منتهی میشود. از شادی خیابانی و تخلیه هیجان ناشی از لذت بازی فوقالعادهمان با آرژانتین در سال ۲۰۱۴ - که تازه بازی را با گل اعجوبه باختیم - برسیم به دو دستگی هواداری در جام ۲۰۲۲ و خوشحالی عدهای - کم یا زیاد - به جهت پیروزی آمریکا و انگلیس بر ایران، نشاندهندهی زخمهایی است که این کشور در طول سالیان بر تن خود حس کردهاست. تیمی که قرار است بامداد فردا مقابل نیوزیلند اولینبازی خود را در جامجهانی انجام دهد، محبوب هیچکس نیست. نه دستهی معترضین سیاسی، نه محبوب فوتبالیهای دوآتشه و نه حتی محبوب افرادی خواهدبود که مراسم وداع تیم ملی با حضور آنان برگزار شد. نفر به نفر اعضای تیم ملی و حتی کادر فنی، به شکلهای گوناگون تلاش کردهاند که ملت ایران را از خود دور و دورتر کنند. در این بین فدراسیون فوتبال هم سنگ تمام گذاشته. منتها آنچه فردا ساعت ۰۴:۳۰ در مقابل دیدگان جهان قرار خواهد گرفت نام و لباس ایران است. لباسی کهبه تن خیلیها گشاد است و برای برخی هم ناسزاوار. اما تمام دنیا آن کیت تمامسفید را لباس ایران میدانند. نمایندهی تمام مردم ایران. همانگونه که ما تیم کنگو را نمایندهی کل کشور کنگو میدانیم که زمانی با نام زئیر در جامجهانی شرکتکرده است. این تیم تیم ایران است. با تمام اختلاف نظراتی که با کادر فنی داریم یا بازیکنانی که هرگز محبوب و مورد تأیید ما نبوده و نیستند، برای ما فوتبالدوستان عاشق وطن، این تیم، تیم ایران است و برای پیروزشدنش قلبمان به طپش میافتد.
به امید پیروزی، که متعلق به همهی ما خواهد بود.
https://t.me/halftimestories
@halftimestories
طبعاً از این قیاسها در ادبیات روزمرهی ما بیشتر هم هست. سالیانی است که اغلب جامعهی فوتبالی درگیر این قیاس هستند که چه تیمی از تیمهای ملی، بهترین نسل تاریخ فوتبال ما بودند. البته انتخابها بیشتر به دوران جوانی و هیجانخیز افراد هم بستگی دارد. مثلا برای دههی شصتیها تیم ۹۶ تا ۹۸ میلادی. برای هفتادیها تیم ۲۰۰۴ و برای افرادی که دههی شصت فوتبال ایران را زنده دیدهاند، بازیکنانی نظیر قایقران و مجید نامجومطلق و مجتبی محرمی هرگز تکرار نشدهاند. نسل فعلی تیم ملی فوتبال که بیشترشان در پایان دوران حرفهای خود قرار دارند هم یکی از نسلهایی است که با قبلیها مقایسه میشود. منتها دو عامل باعث شدهاست که این تیم از عامهی جامعه فاصله بگیرد. یکی نوع مصاحبهها و پاسخگوییها و یکی هم اتفاقات سیاسی فراوانی که طی یکدههی گذشته در ایران رخدادهاست، که البته آنرا هم که واکاوی کنیم باز به عکسالعملهای نابخردانهی این نسل منتهی میشود. از شادی خیابانی و تخلیه هیجان ناشی از لذت بازی فوقالعادهمان با آرژانتین در سال ۲۰۱۴ - که تازه بازی را با گل اعجوبه باختیم - برسیم به دو دستگی هواداری در جام ۲۰۲۲ و خوشحالی عدهای - کم یا زیاد - به جهت پیروزی آمریکا و انگلیس بر ایران، نشاندهندهی زخمهایی است که این کشور در طول سالیان بر تن خود حس کردهاست. تیمی که قرار است بامداد فردا مقابل نیوزیلند اولینبازی خود را در جامجهانی انجام دهد، محبوب هیچکس نیست. نه دستهی معترضین سیاسی، نه محبوب فوتبالیهای دوآتشه و نه حتی محبوب افرادی خواهدبود که مراسم وداع تیم ملی با حضور آنان برگزار شد. نفر به نفر اعضای تیم ملی و حتی کادر فنی، به شکلهای گوناگون تلاش کردهاند که ملت ایران را از خود دور و دورتر کنند. در این بین فدراسیون فوتبال هم سنگ تمام گذاشته. منتها آنچه فردا ساعت ۰۴:۳۰ در مقابل دیدگان جهان قرار خواهد گرفت نام و لباس ایران است. لباسی کهبه تن خیلیها گشاد است و برای برخی هم ناسزاوار. اما تمام دنیا آن کیت تمامسفید را لباس ایران میدانند. نمایندهی تمام مردم ایران. همانگونه که ما تیم کنگو را نمایندهی کل کشور کنگو میدانیم که زمانی با نام زئیر در جامجهانی شرکتکرده است. این تیم تیم ایران است. با تمام اختلاف نظراتی که با کادر فنی داریم یا بازیکنانی که هرگز محبوب و مورد تأیید ما نبوده و نیستند، برای ما فوتبالدوستان عاشق وطن، این تیم، تیم ایران است و برای پیروزشدنش قلبمان به طپش میافتد.
به امید پیروزی، که متعلق به همهی ما خواهد بود.
https://t.me/halftimestories
@halftimestories
❤2🔥1
اگر جامجهانی ۳۲ تیم بود، با قاطعیت بیشتری میتوانستیم بگوییم که جام از امروز آغاز میشود. بازیهای اول هرگز ملاک مناسبی برای تیمهای مدعی قهرمانی نیست.
مثالهای فراوانی وجود دارد، از همین جام جهانی قبل گرفته تا باخت اسپانیا در اولین بازی جام ۲۰۱۰ و یا باخت آرژانتین مارادونا در افتتاحیهی جام جهانی ۹۰ که نهایت به فینال رسیدند. تیمی که برای قهرمانی وارد مسابقات میشود برای ۷ و حالا برای ۸ بازی باید برنامه داشتهباشد. توان بدنی خود را تنظیم کند، برنامهداشتهباشد و مهمتر از همه توان تحمل فشار یک اردوی طولانی را داشتهباشد. از طرفی بازیهای تدارکاتی قبل از جام برای تیمهای مدعی جنبهی دستگرمی نهایی و در کوران بازیبودن را دارد و برای تیمهای ضعیفتر جنبهی تثبیت تاکتیکهای مرور شده. از همین رو اولین بازی هر تیمی در جامجهانی جنبهی یک تدارکاتی واقعی دارد، هم برای مدعیان، هم برای تیمهایی که حالا خود را در محک جدی اجرا میبینند. اینکه اسپانیا و پرتغال مقابل تیمهای کمنام و نشان، امتیاز از دست میدهند، از مدعیبودنشان کم نمیکند. و یا آلمان که پرگلترین بازی جام را رقم میزند به شانس اول قهرمانی تبدیل نمیشود. جامجهانی به شکل جدیتر از امروز آغاز میشود. جایی که صعود و عدم صعود جدی میشود ولی نهایتا باید تا دور سوم صبر کرد. به جهت صعود ۸ تیم از ۱۲ تیم سوم، در پایان دور دوم، احتمالا هیچ تیمی عدم صعودش قطعی نمیشود، اما دور دوم گذرگاه مهمی است برای تثبیت صعود و آرامش بیشتر برای بازی آخر گروهی. بازیها از امروز جذابتر، زیباتر و هیجانیتر خواهد شد، انگار جامجهانی از امروز آغاز میشود.
https://t.me/halftimestories
مثالهای فراوانی وجود دارد، از همین جام جهانی قبل گرفته تا باخت اسپانیا در اولین بازی جام ۲۰۱۰ و یا باخت آرژانتین مارادونا در افتتاحیهی جام جهانی ۹۰ که نهایت به فینال رسیدند. تیمی که برای قهرمانی وارد مسابقات میشود برای ۷ و حالا برای ۸ بازی باید برنامه داشتهباشد. توان بدنی خود را تنظیم کند، برنامهداشتهباشد و مهمتر از همه توان تحمل فشار یک اردوی طولانی را داشتهباشد. از طرفی بازیهای تدارکاتی قبل از جام برای تیمهای مدعی جنبهی دستگرمی نهایی و در کوران بازیبودن را دارد و برای تیمهای ضعیفتر جنبهی تثبیت تاکتیکهای مرور شده. از همین رو اولین بازی هر تیمی در جامجهانی جنبهی یک تدارکاتی واقعی دارد، هم برای مدعیان، هم برای تیمهایی که حالا خود را در محک جدی اجرا میبینند. اینکه اسپانیا و پرتغال مقابل تیمهای کمنام و نشان، امتیاز از دست میدهند، از مدعیبودنشان کم نمیکند. و یا آلمان که پرگلترین بازی جام را رقم میزند به شانس اول قهرمانی تبدیل نمیشود. جامجهانی به شکل جدیتر از امروز آغاز میشود. جایی که صعود و عدم صعود جدی میشود ولی نهایتا باید تا دور سوم صبر کرد. به جهت صعود ۸ تیم از ۱۲ تیم سوم، در پایان دور دوم، احتمالا هیچ تیمی عدم صعودش قطعی نمیشود، اما دور دوم گذرگاه مهمی است برای تثبیت صعود و آرامش بیشتر برای بازی آخر گروهی. بازیها از امروز جذابتر، زیباتر و هیجانیتر خواهد شد، انگار جامجهانی از امروز آغاز میشود.
https://t.me/halftimestories
❤1
halftime.stories
Photo
همنسلان ما که جامجهانی را از ۱۹۹۰ و یا ۱۹۸۶ شروعکردهایم، همیشه نام بلژیک را با یک اسم به خاطر میآوردیم. انزو شیفو. شاید هم اثر گزارشگران وقت بود، اما به هر جهت بعد از آن هر وقت کسی میخواست سابقهای از تیم فوتبال بلژیک به خاطر آورد، انزو شیفو اولین نامی بود که به ذهنش خطور میکرد. تا آنکه کمی قبل از سال ۲۰۱۴، نسلی طلایی، دور هم جمع شدند و از درون دروازه تا نوک خط حمله تیمی کامل و طلایی ساختند. البته به نظر ما؛ و الا که بلژیکیها درگیر این نیستند که تیمشان در ۱۹۸۶ طلایی بود یا ۲۰۱۸.
۲۰۱۴ با مربیگری ویلموتس - نامی آشنا و دردناک برای فوتبال ما - یک قدم مانده به نیمهنهایی مقابل آرژانتین فینالیست حذف شدند. اما ۲۰۱۸ با پختهتر شدن جوانها و مربیگری رودی گارسیا، فقط نتوانستند از سد فرانسهی غولپیکر آن سال با کانته و پوگبا و امباپه عبور کنند و به مقام سوم رسیدند. آن نسل امروز در حال افول است. به جهت سن، انگیزه ودر یک کلام پایان یک دوره. هرگز هم تکستارهبودن یکنفر مثل جرمی دوکو - که در آستانهی پدرشدن است - کافی نیست. بازی امشب ایران، سادهترین بازی گروهمان است. بازی اول که ناشناخته بود و بعد مدتها دوری از فوتبال - برای بازیکنان داخلی - یک محک جدی بود، بازی آخر مقابل مصر سرحال حسام حسن، سخت به نظر میرسد. اگر از بلژیک دههی ۸۰ و ۹۰ میلادی نام انزو شیفو به خاطر مانده. از این تیم هم نامی از KDB مانده و نه آن هنری که یک دهه منسیتی را به سطح اول فوتبال اروپا رساند و قبلترِ آن، وولفوسبورگ را برابر بایرن قد علم کرد. مشکل آنجا است که تیم ایران تیم شلختهای است. بینظم، بیانضباط.
البته که اسم و ماهیت این ورزش فوتبال است، نه والیبال. چه بسا که امشب ساعت ۰۰:۳۰ دقیقه، اولین صعود گروهی تاریخ فوتبال ما شکل گرفتهباشد. در بازی امشب دنبال زیبایی فوتبالی یا کار تاکتیکی ناشی از سلولهای خاکستری نباشید، اما شاید امشب، دلهای تکتک ایرانیان سراسر دنیا، یک نقطهی مشترک داشتهباشد. صعود از گروهی که وظیفهمان است مونامی.
https://t.me/halftimestories
۲۰۱۴ با مربیگری ویلموتس - نامی آشنا و دردناک برای فوتبال ما - یک قدم مانده به نیمهنهایی مقابل آرژانتین فینالیست حذف شدند. اما ۲۰۱۸ با پختهتر شدن جوانها و مربیگری رودی گارسیا، فقط نتوانستند از سد فرانسهی غولپیکر آن سال با کانته و پوگبا و امباپه عبور کنند و به مقام سوم رسیدند. آن نسل امروز در حال افول است. به جهت سن، انگیزه ودر یک کلام پایان یک دوره. هرگز هم تکستارهبودن یکنفر مثل جرمی دوکو - که در آستانهی پدرشدن است - کافی نیست. بازی امشب ایران، سادهترین بازی گروهمان است. بازی اول که ناشناخته بود و بعد مدتها دوری از فوتبال - برای بازیکنان داخلی - یک محک جدی بود، بازی آخر مقابل مصر سرحال حسام حسن، سخت به نظر میرسد. اگر از بلژیک دههی ۸۰ و ۹۰ میلادی نام انزو شیفو به خاطر مانده. از این تیم هم نامی از KDB مانده و نه آن هنری که یک دهه منسیتی را به سطح اول فوتبال اروپا رساند و قبلترِ آن، وولفوسبورگ را برابر بایرن قد علم کرد. مشکل آنجا است که تیم ایران تیم شلختهای است. بینظم، بیانضباط.
البته که اسم و ماهیت این ورزش فوتبال است، نه والیبال. چه بسا که امشب ساعت ۰۰:۳۰ دقیقه، اولین صعود گروهی تاریخ فوتبال ما شکل گرفتهباشد. در بازی امشب دنبال زیبایی فوتبالی یا کار تاکتیکی ناشی از سلولهای خاکستری نباشید، اما شاید امشب، دلهای تکتک ایرانیان سراسر دنیا، یک نقطهی مشترک داشتهباشد. صعود از گروهی که وظیفهمان است مونامی.
https://t.me/halftimestories
❤2👍1👌1
۱. ایران، روی کاغذ شانس صعود دارد، خیلی هم دارد. اغلب مورد بررسی قرار گرفته و در کانالها و خبرگزاریها موجود است. هشت تیم سوم صعود میکنند که ما در حال حاضر از سه تیم سوم که مثل ما بازیهای گروهشان تمامشده، شرایط بهتری داریم. کافیاست امشب، از بین سه گروه باقیمانده، یک تیم سوم دیگر از ما بدتر نتیجه بگیرد.
۲. چرا قائدی بازی نکرد؟ چرا از تمام تعویضهایش استفاده نکرد؟ جهانبخش چرا دیر آمد؟
همهی اینها نقدهایی است که بعد از پایان بازی با مصر، دهان به دهان میچرخد. هر کادر فنیای اختیار تام دارد برای هر تصمیمی که میگیرد، اعم از انتخاب بازیکن تا ترکیب و تعویض. نهایتاً هم این خود کادر فنی است که باید پاسخگو باشد. از سال ۱۹۸۸ که تیم ملی را دنبال کردم، به خاطر ندارم که مربیای باشد که مورد نقد منفی عدهی قابل توجهی قرارنگرفتهباشد. بیشک هیچکس بیش از کادر فنی هر تیم برای موفقیت تیمش تلاش نمیکند، و باید به آنچه او در تمرین میبیند یا طراحی میکند اعتماد کرد.
۳. ژاپن از سال ۲۰۱۹ به هیچ تیم اروپایی نباختهاست. کلا چهار باخت داشته که به تیمهای آسیایی بوده. در این بین آلمان هانسیفلیک را چهار تایی کرده و انگلیس را در ومبلی برده. یکی از آن باختهای آسیایی، یکچهارم نهایی جامملتهای آسیای قطر مقابل ایران بوده است. ایران به رهبری همین کادر فنی، در آن بازی تعویضی انجام نداد.
۴. حذف احتمالی از دور گروهی، با این نتایجی که کسب شد، فاجعه و یا شکست نباید تلقی شود و صعود هم، اگرچه یک اتفاق تاریخی است، اما جایی برای افتخار نیست. وظیفهاست.
۵. حفظ تعادل مهمترین اصلیاست که اغلب فراموش میکنیم. کادر فنی و در رأس آن امیر قلعهنویی نه سیاه است و نه سفید؛ خاکستری است. هم قابل دفاع، هم قابل نقد. مثل تمام قبلیها. فقط برای آن نقطهای که نقد، منصفانه است یا مغرضانه، ترازویی وجود ندارد، و تمام دعواها از همین نقطه آغاز میشود.
۶. بزرگترین نقطهی سیاه این فوتبال، فدراسیون فوتبال است به ریاست مهدی تاج.
https://t.me/halftimestories
۲. چرا قائدی بازی نکرد؟ چرا از تمام تعویضهایش استفاده نکرد؟ جهانبخش چرا دیر آمد؟
همهی اینها نقدهایی است که بعد از پایان بازی با مصر، دهان به دهان میچرخد. هر کادر فنیای اختیار تام دارد برای هر تصمیمی که میگیرد، اعم از انتخاب بازیکن تا ترکیب و تعویض. نهایتاً هم این خود کادر فنی است که باید پاسخگو باشد. از سال ۱۹۸۸ که تیم ملی را دنبال کردم، به خاطر ندارم که مربیای باشد که مورد نقد منفی عدهی قابل توجهی قرارنگرفتهباشد. بیشک هیچکس بیش از کادر فنی هر تیم برای موفقیت تیمش تلاش نمیکند، و باید به آنچه او در تمرین میبیند یا طراحی میکند اعتماد کرد.
۳. ژاپن از سال ۲۰۱۹ به هیچ تیم اروپایی نباختهاست. کلا چهار باخت داشته که به تیمهای آسیایی بوده. در این بین آلمان هانسیفلیک را چهار تایی کرده و انگلیس را در ومبلی برده. یکی از آن باختهای آسیایی، یکچهارم نهایی جامملتهای آسیای قطر مقابل ایران بوده است. ایران به رهبری همین کادر فنی، در آن بازی تعویضی انجام نداد.
۴. حذف احتمالی از دور گروهی، با این نتایجی که کسب شد، فاجعه و یا شکست نباید تلقی شود و صعود هم، اگرچه یک اتفاق تاریخی است، اما جایی برای افتخار نیست. وظیفهاست.
۵. حفظ تعادل مهمترین اصلیاست که اغلب فراموش میکنیم. کادر فنی و در رأس آن امیر قلعهنویی نه سیاه است و نه سفید؛ خاکستری است. هم قابل دفاع، هم قابل نقد. مثل تمام قبلیها. فقط برای آن نقطهای که نقد، منصفانه است یا مغرضانه، ترازویی وجود ندارد، و تمام دعواها از همین نقطه آغاز میشود.
۶. بزرگترین نقطهی سیاه این فوتبال، فدراسیون فوتبال است به ریاست مهدی تاج.
https://t.me/halftimestories
❤2👍1
halftime.stories
Photo
خیلی از صاحبنظران معتقدند علت پرطرفدار بودن فوتبال، شباهتاش به زندگی است. هر دو غیرقابل پیشبینی، جابهجایی غم و شادی به فاصلهی کوتاه و از عرش به فرش رسیدن یا عکس آن به شکلی که ساعتی قبل، فکرش را هم نمیکردی. دومینیک آدیا، بازیکن تیم ملی غنا در جامجهانی ۲۰۱۰ است. یکچهارمنهایی جامجهانی در اولین میزبانی قارهی سیاه مقابل اروگوئه. بازی ۱-۱ در جریان است که دقیقهی ۱۲۰ دومینیک در یک رفت و برگشت توپ را به سمت دروازهی دروازهبان جاماندهی اروگوئه میفرستد. اما قبل از ردشدن از خط دستان سوآرز مانع از گلشدن توپ میشود. پنالتی را آساموئا جیان به تیر میزند و بازی برای تعیین برنده به ضربات پنالتی میرسد. جیان با جسارتی مثالزدنی پنالتی اول غنا را به گل تبدیل میکند. اما آدیا پنالتی چهارم تیمش را از دست میدهد که منجر به پیروزی اروگوئه در ضربات پنالتی میشود. آدیا میتوانست به قهرمان یک قاره تبدیل شود و اولین صعود یک تیم آفریقایی به جمع چهار تیم پایانی جامجهانی را رقم بزند؛ اما دستان سوآرز مانع شد و با ازدستدادن پنالتی آخر تیمش، جانی برای سربلندکردن نداشت. شب گذشته در بازی آلمان و پاراگوئه هم اتفاقی مشابه افتاد. جاناتان تاه که در لورکوزن آلونسو چهره شد و اکنون لباس بایرن را بر تن دارد، میتوانست به قهرمان کشورش تبدیل شود. روی یک ضربهی کرنر گل زد، اما دخالت کمکداور ویدیویی باعث شد، گل او به دلیل خطای بازیکن دیگر آلمان روی دروازهبان، رد شود. جاناتان پنالتی ششم و آخر آلمان را به آسمان زد تا مسبب شکست تیمش در ضربات پنالتی شود. او هم مثل زندگی در زمان کوتاهی از عرش به فرشرسیدن را تجربه کرد. آلمان تا پیش از این فقط یکبار در ضربات پنالتی شکستخوردهبود. فینال یورو ۱۹۷۶ با اولین پنالتی چیپ ثبتشدهی تاریخ فوتبال به نام پاننکای چکسلواکی. گری لینهکر میگوید: " فوتبال بازی سادهای است. ۲۲ نفر دنبال یک توپ میدوند و در نهایت آلمان در ضربات پنالتی پیروز میشود." دیشب، تاه این جمله را هم نقض کرد تا تاریخ به شکل تلخی برایش رقم بخورد.
https://t.me/halftimestories
@halftimestories
https://t.me/halftimestories
@halftimestories
❤4👍2
