Forwarded from بسیج دانشکده مواد و متالورژی
هشت سال ایثار ۱۲ روز مقاومت ✊
🔰فضاسازی دانشکده مهندسی مواد و متالورژی دانشگاه تهران به مناسبت هفته دفاع مقدس
@metal_basij📱
🔺 بسیج دانشکده مواد و متالورژی
🔰فضاسازی دانشکده مهندسی مواد و متالورژی دانشگاه تهران به مناسبت هفته دفاع مقدس
@metal_basij
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from بسیج دانشکده مواد و متالورژی
▪️اِنّا لله و اِنّا اليهِ راجِعون
▪️ با نهایت تاسف و تاثر خبر درگذشت ناباورانه دانشجوی پرتلاش،آقای محمدامین کلاته، دانشجوی دوره کارشناسی ارشد رشته مهندسی مواد و متالورژی، بر اثر حادثهی تلخ انفجار کپسول هیدروژن، جامعه دانشگاهی را داغدار و غمزده ساخت. این مصیبت جانکاه ضایعهای سنگین برای خانوادهی آن مرحوم، دوستان، استادان و همه دانشجویان است.
▪️ بسیج دانشجویی دانشکده مواد و متالورژی، ضمن ابراز همدردی صمیمانه با خانوادهی محترم آن دانشجوی فقید، از خداوند متعال برای ایشان رحمت و مغفرت واسعه و برای بازماندگان، صبر و شکیبایی مسئلت مینماید.
◾️امید است با همیاری و همافزایی دانشگاهیان و مسئولان و بهویژه با آموزش گسترده و اجرای جدی مقررات ناظر به ایمنی و بهداشت محیط، زمینه پیشگیری از چنین حوادث ناگواری در آینده فراهم آید تا شاهد تکرار این فقدانهای دردناک نباشیم.
روحش شاد و یادش گرامی🖤
📱 @metal_basij
🔺 بسیج دانشجویی دانشکده متالورژی و مواد دانشگاه تهران
▪️ با نهایت تاسف و تاثر خبر درگذشت ناباورانه دانشجوی پرتلاش،آقای محمدامین کلاته، دانشجوی دوره کارشناسی ارشد رشته مهندسی مواد و متالورژی، بر اثر حادثهی تلخ انفجار کپسول هیدروژن، جامعه دانشگاهی را داغدار و غمزده ساخت. این مصیبت جانکاه ضایعهای سنگین برای خانوادهی آن مرحوم، دوستان، استادان و همه دانشجویان است.
▪️ بسیج دانشجویی دانشکده مواد و متالورژی، ضمن ابراز همدردی صمیمانه با خانوادهی محترم آن دانشجوی فقید، از خداوند متعال برای ایشان رحمت و مغفرت واسعه و برای بازماندگان، صبر و شکیبایی مسئلت مینماید.
◾️امید است با همیاری و همافزایی دانشگاهیان و مسئولان و بهویژه با آموزش گسترده و اجرای جدی مقررات ناظر به ایمنی و بهداشت محیط، زمینه پیشگیری از چنین حوادث ناگواری در آینده فراهم آید تا شاهد تکرار این فقدانهای دردناک نباشیم.
روحش شاد و یادش گرامی🖤
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from بسیج دانشکده مواد و متالورژی
#قرارداد_کرسنت
#یادداشت_دانشجویی
⭕️قرارداد کرسنت ، بخش اول
✍️ به قلم عباس خندستانی ، ورودی ۱۴۰۲
در تاریخ صنعت نفت و گاز ایران، قراردادهایی وجود دارند که صرفاً یک توافق اقتصادی نیستند، بلکه بهتدریج به مسئلهای سیاسی، حقوقی و حتی اجتماعی تبدیل شدهاند. «کرسنت» یکی از همین قراردادهاست؛ قراردادی که نام آن سالهاست در فضای سیاسی و رسانهای کشور تکرار میشود، اما همچنان روایتهای متفاوت و گاه متضادی درباره آن وجود دارد.
قراردادی که بعدها به یکی از پیچیدهترین پروندههای حقوقی ایران در سطح بینالمللی تبدیل شد.
قرارداد موسوم به «کرسنت» میان شرکت ملی نفت ایران و شرکت کرسنت پترولیوم، بهمنظور فروش روزانه حدود ۵۰۰ میلیون فوت مکعب گاز میدان نفتی سلمان منعقد شد. مذاکرات اولیه این قرارداد از سال ۱۹۹۷ آغاز شد و در نهایت، در سالهای ابتدایی دهه ۱۳۸۰ و در دوران وزارت بیژن نامدار زنگنه و ریاستجمهوری محمد خاتمی، به امضای تفاهمنامه نهایی انجامید.
اهمیت این قرارداد تنها به حجم صادرات گاز محدود نبود. میدان سلمان یکی از میادین مشترک ایران با ابوظبی است و همین موضوع، از ابتدا به قرارداد کرسنت حساسیتی فراتر از یک توافق تجاری صرف بخشید. بر اساس مفاد قرارداد، قرار بود از سال ۲۰۰۵ و با احداث خط لوله در خلیج فارس، گاز این میدان به امارات صادر شود.
با این حال، قرارداد هرگز وارد فاز اجرایی نشد. از همان سالهای ابتدایی، اختلاف نظرهای جدی در داخل کشور درباره ابعاد مختلف قرارداد شکل گرفت. منتقدان، به موضوعاتی چون صرفه اقتصادی، چارچوب حقوقی، پیامدهای امنیتی و نحوه انعقاد قرارداد ایراد وارد میکردند. در مقابل، مدافعان قرارداد معتقد بودند که این توافق میتوانست گاز تولیدی میدان سلمان را وارد چرخه صادرات کند و از اتلاف منابع جلوگیری شود.
این اختلافات در اواخر دولت هشتم به شکل رسمیتری بروز کرد. نهادهایی مانند سازمان بازرسی کل کشور و برخی مسئولان ارشد، نسبت به مفاد قرارداد انتقاداتی مطرح کردند. در همین دوره، رئیس وقت دیوان محاسبات کشور نیز قرارداد را فاقد توجیه اقتصادی دانست و خواستار لغو آن شد. در مقابل، وزیر نفت وقت همچنان از قرارداد دفاع میکرد و آن را اقدامی در راستای منافع کشور میدانست.
در نهایت، این اختلافات داخلی موجب شد شرکت ملی نفت ایران اجرای تعهدات خود را متوقف کند. همین توقف، زمینهساز شکایت شرکت کرسنت در سال ۲۰۰۹ در مراجع داوری بینالمللی شد. با ورود پرونده به لاهه، کرسنت از عدم اجرای قرارداد بهعنوان نقض تعهدات یاد کرد و ایران نیز دفاع خود را بر پایه وجود فساد و پرداخت رشوه در روند انعقاد قرارداد بنا نهاد.
در مقطعی، روند رسیدگی بهگونهای پیش رفت که موقعیت ایران در پرونده تقویت شد. برخی گزارشها حاکی از آن بود که با اثبات فساد در انعقاد قرارداد، ایران میتوانست از محکومیت نهایی رهایی یابد. حتی نقل شد که مدیرعامل شرکت کرسنت در یکی از جلسات رسیدگی، نسبت به روند پرونده عقبنشینی کرده است. در داخل کشور نیز هشدارهایی درباره تأثیر تحولات مدیریتی بر سرنوشت پرونده مطرح شد و برخی نمایندگان مجلس، نسبت به تغییر مسیر رسیدگیها ابراز نگرانی کردند.
با این حال، در سال ۲۰۱۲ و همزمان با تغییر دولت، برخی از مدیرانی که در انعقاد قرارداد نقش داشتند، بار دیگر در ساختار وزارت نفت و شرکتهای تابعه آن مسئولیت گرفتند. این مسئله در ادامه، به یکی از محورهای اختلاف در تفسیر پرونده تبدیل شد. در نهایت، رأی صادره در سال ۲۰۱۳ قرارداد را لازمالاجرا دانست و با تداوم عدم اجرای آن، ایران به پرداخت غرامتی در حدود ۶۰۰ میلیون دلار محکوم شد.
پرونده کرسنت را میتوان نمونهای از قرار داد انرژی دانست که بهتدریج از چارچوب یک توافق فنی و اقتصادی خارج شده و به مسئلهای چندلایه تبدیل گردید؛ مسئلهای که از اختلافات کارشناسی و مدیریتی در داخل کشور آغاز شد و تا پیامدهای حقوقی در سطح بینالمللی امتداد یافت. آنچه امروز از کرسنت باقی مانده، صرفاً یک عدد یا یک رأی حقوقی نیست، بلکه مجموعهای از پرسشها درباره نحوه تصمیمگیری، چگونگی مدیریت اختلافات و نسبت سیاست داخلی با تعهدات بینالمللی است. پرسشهایی که پاسخ آنها را نمیتوان در یک روایت کوتاه یا یک جمعبندی قطعی یافت و ناگزیر باید جداگانه به استدلالهای موافقان و مخالفان، نقش افراد و نهادهای تصمیمگیر، و مسیر داوریهای بینالمللی پرداخت؛ مسیری که هر کدام از این لایهها، روایت متفاوتی از پرونده کرسنت پیش روی مخاطب میگذارد و بررسی آنها، موضوع ادامه این پرونده خواهد بود.
#ادامه_دارد
@metal_basij
بسیج دانشجویی دانشکده متالورژی و مواد دانشگاه تهران
#یادداشت_دانشجویی
⭕️قرارداد کرسنت ، بخش اول
✍️ به قلم عباس خندستانی ، ورودی ۱۴۰۲
در تاریخ صنعت نفت و گاز ایران، قراردادهایی وجود دارند که صرفاً یک توافق اقتصادی نیستند، بلکه بهتدریج به مسئلهای سیاسی، حقوقی و حتی اجتماعی تبدیل شدهاند. «کرسنت» یکی از همین قراردادهاست؛ قراردادی که نام آن سالهاست در فضای سیاسی و رسانهای کشور تکرار میشود، اما همچنان روایتهای متفاوت و گاه متضادی درباره آن وجود دارد.
قراردادی که بعدها به یکی از پیچیدهترین پروندههای حقوقی ایران در سطح بینالمللی تبدیل شد.
قرارداد موسوم به «کرسنت» میان شرکت ملی نفت ایران و شرکت کرسنت پترولیوم، بهمنظور فروش روزانه حدود ۵۰۰ میلیون فوت مکعب گاز میدان نفتی سلمان منعقد شد. مذاکرات اولیه این قرارداد از سال ۱۹۹۷ آغاز شد و در نهایت، در سالهای ابتدایی دهه ۱۳۸۰ و در دوران وزارت بیژن نامدار زنگنه و ریاستجمهوری محمد خاتمی، به امضای تفاهمنامه نهایی انجامید.
اهمیت این قرارداد تنها به حجم صادرات گاز محدود نبود. میدان سلمان یکی از میادین مشترک ایران با ابوظبی است و همین موضوع، از ابتدا به قرارداد کرسنت حساسیتی فراتر از یک توافق تجاری صرف بخشید. بر اساس مفاد قرارداد، قرار بود از سال ۲۰۰۵ و با احداث خط لوله در خلیج فارس، گاز این میدان به امارات صادر شود.
با این حال، قرارداد هرگز وارد فاز اجرایی نشد. از همان سالهای ابتدایی، اختلاف نظرهای جدی در داخل کشور درباره ابعاد مختلف قرارداد شکل گرفت. منتقدان، به موضوعاتی چون صرفه اقتصادی، چارچوب حقوقی، پیامدهای امنیتی و نحوه انعقاد قرارداد ایراد وارد میکردند. در مقابل، مدافعان قرارداد معتقد بودند که این توافق میتوانست گاز تولیدی میدان سلمان را وارد چرخه صادرات کند و از اتلاف منابع جلوگیری شود.
این اختلافات در اواخر دولت هشتم به شکل رسمیتری بروز کرد. نهادهایی مانند سازمان بازرسی کل کشور و برخی مسئولان ارشد، نسبت به مفاد قرارداد انتقاداتی مطرح کردند. در همین دوره، رئیس وقت دیوان محاسبات کشور نیز قرارداد را فاقد توجیه اقتصادی دانست و خواستار لغو آن شد. در مقابل، وزیر نفت وقت همچنان از قرارداد دفاع میکرد و آن را اقدامی در راستای منافع کشور میدانست.
در نهایت، این اختلافات داخلی موجب شد شرکت ملی نفت ایران اجرای تعهدات خود را متوقف کند. همین توقف، زمینهساز شکایت شرکت کرسنت در سال ۲۰۰۹ در مراجع داوری بینالمللی شد. با ورود پرونده به لاهه، کرسنت از عدم اجرای قرارداد بهعنوان نقض تعهدات یاد کرد و ایران نیز دفاع خود را بر پایه وجود فساد و پرداخت رشوه در روند انعقاد قرارداد بنا نهاد.
در مقطعی، روند رسیدگی بهگونهای پیش رفت که موقعیت ایران در پرونده تقویت شد. برخی گزارشها حاکی از آن بود که با اثبات فساد در انعقاد قرارداد، ایران میتوانست از محکومیت نهایی رهایی یابد. حتی نقل شد که مدیرعامل شرکت کرسنت در یکی از جلسات رسیدگی، نسبت به روند پرونده عقبنشینی کرده است. در داخل کشور نیز هشدارهایی درباره تأثیر تحولات مدیریتی بر سرنوشت پرونده مطرح شد و برخی نمایندگان مجلس، نسبت به تغییر مسیر رسیدگیها ابراز نگرانی کردند.
با این حال، در سال ۲۰۱۲ و همزمان با تغییر دولت، برخی از مدیرانی که در انعقاد قرارداد نقش داشتند، بار دیگر در ساختار وزارت نفت و شرکتهای تابعه آن مسئولیت گرفتند. این مسئله در ادامه، به یکی از محورهای اختلاف در تفسیر پرونده تبدیل شد. در نهایت، رأی صادره در سال ۲۰۱۳ قرارداد را لازمالاجرا دانست و با تداوم عدم اجرای آن، ایران به پرداخت غرامتی در حدود ۶۰۰ میلیون دلار محکوم شد.
پرونده کرسنت را میتوان نمونهای از قرار داد انرژی دانست که بهتدریج از چارچوب یک توافق فنی و اقتصادی خارج شده و به مسئلهای چندلایه تبدیل گردید؛ مسئلهای که از اختلافات کارشناسی و مدیریتی در داخل کشور آغاز شد و تا پیامدهای حقوقی در سطح بینالمللی امتداد یافت. آنچه امروز از کرسنت باقی مانده، صرفاً یک عدد یا یک رأی حقوقی نیست، بلکه مجموعهای از پرسشها درباره نحوه تصمیمگیری، چگونگی مدیریت اختلافات و نسبت سیاست داخلی با تعهدات بینالمللی است. پرسشهایی که پاسخ آنها را نمیتوان در یک روایت کوتاه یا یک جمعبندی قطعی یافت و ناگزیر باید جداگانه به استدلالهای موافقان و مخالفان، نقش افراد و نهادهای تصمیمگیر، و مسیر داوریهای بینالمللی پرداخت؛ مسیری که هر کدام از این لایهها، روایت متفاوتی از پرونده کرسنت پیش روی مخاطب میگذارد و بررسی آنها، موضوع ادامه این پرونده خواهد بود.
#ادامه_دارد
@metal_basij
بسیج دانشجویی دانشکده متالورژی و مواد دانشگاه تهران
Forwarded from بسیج دانشکده مواد و متالورژی
🇮🇷 ایران و آمریکا🇺🇸 : تقابل تا تغییر رویکرد
با محوریت 9 دی
🎙 سخنران : دکتر فواد ایزدی
👨🏫 هیئت علمی دانشگاه تهران
📆 تاریخ : یکشنبه 7 دی ساعت 15
📍 مکان : دانشکده مواد و متالورژی دانشگاه تهران
📱 @metal_basij
🔺 بسیج دانشجویی دانشکده متالورژی و مواد دانشگاه تهران
با محوریت 9 دی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from بسیج دانشکده مواد و متالورژی
بسیج دانشکده مواد و متالورژی
🇮🇷 ایران و آمریکا🇺🇸 : تقابل تا تغییر رویکرد با محوریت 9 دی 🎙 سخنران : دکتر فواد ایزدی 👨🏫 هیئت علمی دانشگاه تهران 📆 تاریخ : یکشنبه 7 دی ساعت 15 📍 مکان : دانشکده مواد و متالورژی دانشگاه تهران 📱 @metal_basij 🔺 بسیج دانشجویی دانشکده متالورژی و مواد دانشگاه تهران
ایران
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Forwarded from فخر زمان میشویم_راهیان نور ۰۴
🔺 [فخر زمان میشویم]
🔹 اردوی راهیانِ نور ۱۴۰۴
🔹 یادواره دانشمند قدرت آفرین کشور شهید محسن فخریزاده
▫️ خواهران: ٢١ الی ٢٥ بهمنماه
▫️ بـــرادران: ٢۴ الی ٢٨ بهمنماه
▫️ مهلت ثبتنام: ١٨ دیماه
🪧 ثبت نام: پرسشنامه/ دفاتر بسیج دانشجویی دانشکدهها
🪩 جهت کسب اطلاعات بیشتر به نشانی زیر مراجعه فرمایید.
برادران | خواهران
@Basijut_rahian
@Basijut_ir
🔹 اردوی راهیانِ نور ۱۴۰۴
🔹 یادواره دانشمند قدرت آفرین کشور شهید محسن فخریزاده
▫️ خواهران: ٢١ الی ٢٥ بهمنماه
▫️ بـــرادران: ٢۴ الی ٢٨ بهمنماه
▫️ مهلت ثبتنام: ١٨ دیماه
🪧 ثبت نام: پرسشنامه/ دفاتر بسیج دانشجویی دانشکدهها
🪩 جهت کسب اطلاعات بیشتر به نشانی زیر مراجعه فرمایید.
برادران | خواهران
@Basijut_rahian
@Basijut_ir
👍1
از بازیچه کردن یک ملت......
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤12👍1
از تحقیر یک ملت........
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤14👍1
از غنیمت گرفتن از خون ملت.......
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤9👍1
از احمق خواندن انتخاب یک ملت........
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤12👍1
از کمتر از سگ قرار دادن یک ملت....
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤8👍1
از کجا شروع شد؟؟؟.pdf
14.4 MB
نشریه آهنگر تقدیم میکند
نفت برای ایران فقط یک منبع زیرزمینی نبود؛ نقطه عطف تاریخ معاصر و سرآغاز تقابلی سرنوشتساز میان استقلالطلبی ملی و دخالت خارجی بود. از نخستین چاههای مسجدسلیمان تا ملی شدن صنعت نفت و رویدادهای منتهی به ۲۸ مرداد، این مسیر چگونه رقم خورد؟
در شماره اول نشریه آهنگر، پرونده سیاسی تدبیرنگار به کالبدشکافی دقیق ریشهها، بازیگران داخلی و پشتپرده وقایع تاریخی میپردازد تا ببینیم داستان واقعاً از کجا شروع شد؟؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤13👍1
دو سال گذشت...
دو سال از روزی که سید حسن نصرالله از میان ما رفت؛
مردی که برای لبنان فقط یک فرمانده نبود،
برای مقاومت فقط یک رهبر نبود،
و برای میلیونها انسان، فقط یک نام نبود.
او سالها ایستاد.
از روزهای سخت جنوب لبنان تا آزادی سرزمینهای اشغالی در سال ۲۰۰۰؛
از سالها مبارزه تا جنگ ۳۳ روزه؛
جنگی که قرار بود مقاومت را در هم بشکند، اما نام سید حسن را بیش از همیشه در تاریخ لبنان ماندگار کرد.
او لبنان را به ایستادن عادت داد؛
به اینکه عزت را میتوان با دست خالی هم طلب کرد،
و میتوان در برابر دشمنی که شکستناپذیر معرفی میشود، سر خم نکرد.
سید حسن، مرد روزهای سخت بود.
مردی که خودش داغ دیده بود؛
فرزندش را از دست داده بود؛
سالها دوستان و همرزمانش را یکییکی بدرقه کرده بود؛
اما هر بار محکمتر ایستاد.
و شاید راز نفوذ کلامش همین بود؛
وقتی از مقاومت حرف میزد، خودش سالها بهای آن را پرداخته بود.
در کنار او، حاج قاسم بود.
دو رفیق؛
دو فرمانده؛
دو مرد که سالها یکدیگر را در میدان میشناختند، نه پشت میز.
و بعد حاج قاسم رفت.
یکی از بزرگترین داغهای مقاومت.
آن روز، شاید باید بیشتر از یک سوگ میفهمیدیم که چه اتفاقی افتاده است.
شاید اگر برای شهادت حاج قاسم، پاسخی در شأن آن خون داده میشد، امروز سید حسن نصرالله زنده بود.
شاید...
این «شاید» را هیچکس نمیتواند با قطعیت به تاریخ تبدیل کند؛
اما حسرتش برای ما باقی میماند.
و سید حسن هم رفت.
رفت، اما این بار سؤال بزرگتری بر جای ماند:
اگر برای خون سید حسن، پاسخی در شأن داده میشد،
شاید رهبر شهیدمان امروز در میان ما بود.
شاید میشد جلوی آن فاجعه را گرفت.
شاید میشد دشمن را از تکرار چنین ضربهای بازداشت.
اینها البته اگرهای تاریخاند؛
اما تاریخ را همین اگرها گاهی برای نسلهای بعد معنا میکنند.
چون بازدارندگی فقط با سلاح ساخته نمیشود؛
با این پیام ساخته میشود که خون انسانها، بیپاسخ و بیهزینه نمیماند.
و امروز، وقتی به سید حسن نگاه میکنیم، فقط یک شهید را به یاد نمیآوریم.
مردی را به یاد میآوریم که دههها در برابر اشغال ایستاد؛
لبنان را در یکی از مهمترین فصلهای تاریخ معاصر خود همراهی کرد؛
و در سختترین روزها، صدایی شد که میلیونها نفر شنیدند.
او از نسلی بود که ریشههایش را در تجربه لبنان، در محرومیت مردم، و در جریانهایی میدید که پیش از او، امام موسی صدر در لبنان برای سازماندهی محرومان و ایجاد پیوند میان طوایف و گروههای مختلف بنا نهاده بود.
اما سید حسن، راه خودش را ساخت.
با میدان جنگ،
با سیاست،
با سخنرانی،
با سالها ایستادن.
و سرانجام، همان چیزی که سالها دربارهاش سخن گفته بود، برای خودش اتفاق افتاد:
شهادت.
امروز دو سال از آن روز میگذرد.
دو سال از روزی که صدای سید حسن خاموش شد؛
اما هنوز وقتی نامش میآید، خاطره آن سالها زنده میشود.
حاج قاسم رفت.
سید حسن رفت.
و پس از او، رهبر شهیدمان سید علی خامنهای نیز در حملهای به شهادت رسید.
اینها فقط نامهایی در کتاب تاریخ نیستند.
هر کدام، بخشی از یک دورهاند؛
دورهای که برای ما با پیروزیها، شکستها، داغها و درسهای بزرگی همراه بود.
و شاید بزرگترین درسش این باشد:
نباید اجازه داد شهادت انسانها، به فراموشی تبدیل شود.
اگر قرار است از انتقام حرف بزنیم، پیش از هر چیز باید از انتقامِ فراموشی سخن بگوییم؛
از اینکه نگذاریم خونشان بیمعنا شود،
راهشان در خاطرهها گم شود،
و دشمن تصور کند با حذف آدمها میتواند یک اندیشه و یک آرمان را هم حذف کند.
سید حسن نصرالله رفت؛
اما آن ۳۳ روز باقی ماند.
رفت؛
اما خاطره سالها ایستادگی باقی ماند.
رفت؛
اما نسلی که او را دید، هنوز او را به یاد دارد.
و شاید همین، معنای واقعی ماندن باشد:
آدم میرود؛
اما اگر برای چیزی بزرگتر از خودش زندگی کرده باشد،
دیگر فقط یک آدم نیست؛
تبدیل به بخشی از تاریخ میشود.
سید حسن نصرالله؛
دو سال از شهادتت گذشت.
خونت فراموش نمیشود.
مجاهدتت فراموش نمیشود.
و نامت، تا وقتی کسانی هستند که آن سالها را به یاد دارند، زنده خواهد ماند.
خداوند تو را با شهیدان، صالحان و انبیای الهی محشور کند.
سلام بر سید حسن؛
مردی که رفت، اما راهش را در تاریخ جا گذاشت.
🔤 @hadidut
🔺 بسیج دانشجویی دانشکده متالورژی و مواد دانشگاه تهران
دو سال از روزی که سید حسن نصرالله از میان ما رفت؛
مردی که برای لبنان فقط یک فرمانده نبود،
برای مقاومت فقط یک رهبر نبود،
و برای میلیونها انسان، فقط یک نام نبود.
او سالها ایستاد.
از روزهای سخت جنوب لبنان تا آزادی سرزمینهای اشغالی در سال ۲۰۰۰؛
از سالها مبارزه تا جنگ ۳۳ روزه؛
جنگی که قرار بود مقاومت را در هم بشکند، اما نام سید حسن را بیش از همیشه در تاریخ لبنان ماندگار کرد.
او لبنان را به ایستادن عادت داد؛
به اینکه عزت را میتوان با دست خالی هم طلب کرد،
و میتوان در برابر دشمنی که شکستناپذیر معرفی میشود، سر خم نکرد.
سید حسن، مرد روزهای سخت بود.
مردی که خودش داغ دیده بود؛
فرزندش را از دست داده بود؛
سالها دوستان و همرزمانش را یکییکی بدرقه کرده بود؛
اما هر بار محکمتر ایستاد.
و شاید راز نفوذ کلامش همین بود؛
وقتی از مقاومت حرف میزد، خودش سالها بهای آن را پرداخته بود.
در کنار او، حاج قاسم بود.
دو رفیق؛
دو فرمانده؛
دو مرد که سالها یکدیگر را در میدان میشناختند، نه پشت میز.
و بعد حاج قاسم رفت.
یکی از بزرگترین داغهای مقاومت.
آن روز، شاید باید بیشتر از یک سوگ میفهمیدیم که چه اتفاقی افتاده است.
شاید اگر برای شهادت حاج قاسم، پاسخی در شأن آن خون داده میشد، امروز سید حسن نصرالله زنده بود.
شاید...
این «شاید» را هیچکس نمیتواند با قطعیت به تاریخ تبدیل کند؛
اما حسرتش برای ما باقی میماند.
و سید حسن هم رفت.
رفت، اما این بار سؤال بزرگتری بر جای ماند:
اگر برای خون سید حسن، پاسخی در شأن داده میشد،
شاید رهبر شهیدمان امروز در میان ما بود.
شاید میشد جلوی آن فاجعه را گرفت.
شاید میشد دشمن را از تکرار چنین ضربهای بازداشت.
اینها البته اگرهای تاریخاند؛
اما تاریخ را همین اگرها گاهی برای نسلهای بعد معنا میکنند.
چون بازدارندگی فقط با سلاح ساخته نمیشود؛
با این پیام ساخته میشود که خون انسانها، بیپاسخ و بیهزینه نمیماند.
و امروز، وقتی به سید حسن نگاه میکنیم، فقط یک شهید را به یاد نمیآوریم.
مردی را به یاد میآوریم که دههها در برابر اشغال ایستاد؛
لبنان را در یکی از مهمترین فصلهای تاریخ معاصر خود همراهی کرد؛
و در سختترین روزها، صدایی شد که میلیونها نفر شنیدند.
او از نسلی بود که ریشههایش را در تجربه لبنان، در محرومیت مردم، و در جریانهایی میدید که پیش از او، امام موسی صدر در لبنان برای سازماندهی محرومان و ایجاد پیوند میان طوایف و گروههای مختلف بنا نهاده بود.
اما سید حسن، راه خودش را ساخت.
با میدان جنگ،
با سیاست،
با سخنرانی،
با سالها ایستادن.
و سرانجام، همان چیزی که سالها دربارهاش سخن گفته بود، برای خودش اتفاق افتاد:
شهادت.
امروز دو سال از آن روز میگذرد.
دو سال از روزی که صدای سید حسن خاموش شد؛
اما هنوز وقتی نامش میآید، خاطره آن سالها زنده میشود.
حاج قاسم رفت.
سید حسن رفت.
و پس از او، رهبر شهیدمان سید علی خامنهای نیز در حملهای به شهادت رسید.
اینها فقط نامهایی در کتاب تاریخ نیستند.
هر کدام، بخشی از یک دورهاند؛
دورهای که برای ما با پیروزیها، شکستها، داغها و درسهای بزرگی همراه بود.
و شاید بزرگترین درسش این باشد:
نباید اجازه داد شهادت انسانها، به فراموشی تبدیل شود.
اگر قرار است از انتقام حرف بزنیم، پیش از هر چیز باید از انتقامِ فراموشی سخن بگوییم؛
از اینکه نگذاریم خونشان بیمعنا شود،
راهشان در خاطرهها گم شود،
و دشمن تصور کند با حذف آدمها میتواند یک اندیشه و یک آرمان را هم حذف کند.
سید حسن نصرالله رفت؛
اما آن ۳۳ روز باقی ماند.
رفت؛
اما خاطره سالها ایستادگی باقی ماند.
رفت؛
اما نسلی که او را دید، هنوز او را به یاد دارد.
و شاید همین، معنای واقعی ماندن باشد:
آدم میرود؛
اما اگر برای چیزی بزرگتر از خودش زندگی کرده باشد،
دیگر فقط یک آدم نیست؛
تبدیل به بخشی از تاریخ میشود.
سید حسن نصرالله؛
دو سال از شهادتت گذشت.
خونت فراموش نمیشود.
مجاهدتت فراموش نمیشود.
و نامت، تا وقتی کسانی هستند که آن سالها را به یاد دارند، زنده خواهد ماند.
خداوند تو را با شهیدان، صالحان و انبیای الهی محشور کند.
سلام بر سید حسن؛
مردی که رفت، اما راهش را در تاریخ جا گذاشت.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤17👎1