انقدر حال روحی روانی داغونی دارم که فقط بابتش دارم نمیخوابم
دوشبه نخوابیدم
بندهٔ خودت رو طرد کردی معبودِ من..؟
فکر کردم مووآن کردم تا اینکه امروز اون پسره که انگار ورژن پسرونهاش بود رو دیدم..
برق چشمام رفته، میبینیشون؟
دیگه انعکاس عکسهات موقع قربون صدقه رفتنشون با ذوق دیده نمیشن
پس چرا دست و دلم به پاک کردن خاطراتت نمیره؟