This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂🌺🍂
صبحتان__با_حضرت_حافظ
یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد دوستی کی آخر آمد، دوستداران را چه شد
آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست ؟
خون چکید از شاخ گل ابر بهاران را
چه شد؟
کس نمی گوید که یاری داشت حق دوستی
حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد
لعلی از کان مروت بر نیامد سالهاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار مهربانی، کی سر آمد شهر یاران را چه شد
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست عندلیبان را چه پیش آمد، هزاران را چه شد
گوی توفیق و کرامت در میان افکنده اند
کس به میدان درنمی آید، سواران را چه شد
زهره سازی خوش نمی سازد مگر عودش
بسوخت
کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد
حافظ! اسرار الهی کس نمی داند خموش
از که می پرسی که دور روزگاران را چه شد"
🍂🌺🍂
سلام وعرض ادب واحـــــترام اساتید اهل قلم صبحتان سرشار از نشاط. روزتــــــــــــون معطر به عــــــــطر گلهای شــــقااایق
شاد باشی
صبحتان__با_حضرت_حافظ
یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد دوستی کی آخر آمد، دوستداران را چه شد
آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست ؟
خون چکید از شاخ گل ابر بهاران را
چه شد؟
کس نمی گوید که یاری داشت حق دوستی
حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد
لعلی از کان مروت بر نیامد سالهاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار مهربانی، کی سر آمد شهر یاران را چه شد
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست عندلیبان را چه پیش آمد، هزاران را چه شد
گوی توفیق و کرامت در میان افکنده اند
کس به میدان درنمی آید، سواران را چه شد
زهره سازی خوش نمی سازد مگر عودش
بسوخت
کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد
حافظ! اسرار الهی کس نمی داند خموش
از که می پرسی که دور روزگاران را چه شد"
🍂🌺🍂
سلام وعرض ادب واحـــــترام اساتید اهل قلم صبحتان سرشار از نشاط. روزتــــــــــــون معطر به عــــــــطر گلهای شــــقااایق
شاد باشی
چو با خویشم نه سر دارم نه سامان
چو با تو سر تو سامانم توئی تو
غم دل تنگی من هم منم من
خوشیهای فراوانم توئی تو
#فیضکاشانی
چو با تو سر تو سامانم توئی تو
غم دل تنگی من هم منم من
خوشیهای فراوانم توئی تو
#فیضکاشانی
صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست
بیار نفحهای از گیسوی معنبر دوست
به جان او که به شکرانه جان برافشانم
اگر به سوی من آری پیامی از بر دوست
اگر چه دوست به چیزی نمیخرد ما را
به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست
حافظ
بیار نفحهای از گیسوی معنبر دوست
به جان او که به شکرانه جان برافشانم
اگر به سوی من آری پیامی از بر دوست
اگر چه دوست به چیزی نمیخرد ما را
به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست
حافظ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
:محمدرضا شجریان
رفت عمرم در سر سودای دل
وز غم دل نیستم پروای دل
دل به قصد جان من برخاسته
من نشسته تا چه باشد رای دل
مولانا
رفت عمرم در سر سودای دل
وز غم دل نیستم پروای دل
دل به قصد جان من برخاسته
من نشسته تا چه باشد رای دل
مولانا
جان منست جانان، تا او جدا شد از من
جان هم ز تن جدا شد، فریاد ازین جدایی!
افتاده ام ز وصلش در محنت رقیبان
دولت مرا نسازد، ای بخت بد، کجایی؟
در کوی عشقبازی از نام و ننگ بگذر
با یکدگر نزیبد رندی و پارسایی
#هلالی_جغتایی
جان منست جانان، تا او جدا شد از من
جان هم ز تن جدا شد، فریاد ازین جدایی!
افتاده ام ز وصلش در محنت رقیبان
دولت مرا نسازد، ای بخت بد، کجایی؟
در کوی عشقبازی از نام و ننگ بگذر
با یکدگر نزیبد رندی و پارسایی
#هلالی_جغتایی
پیمانه به پیمانه پیمانه به جان داری
ساقی چه کند با تو؟ میخانه نهان داری
هر دم ز لبِ لعلت ،صد جوی شراب آید
ما را چه غم از باده صد باده عیان داری
#راحم_تبریزی
ساقی چه کند با تو؟ میخانه نهان داری
هر دم ز لبِ لعلت ،صد جوی شراب آید
ما را چه غم از باده صد باده عیان داری
#راحم_تبریزی
.
تـو از ميان نارونها ،
گنجشڬهای عاشق را
به صبح پنجره دعوت ميکردی
وقتی که شب مکرر ميشد
وقتی کـه شب تمام نميشد ،،،،
#فروغ_فرخزاد
تـو از ميان نارونها ،
گنجشڬهای عاشق را
به صبح پنجره دعوت ميکردی
وقتی که شب مکرر ميشد
وقتی کـه شب تمام نميشد ،،،،
#فروغ_فرخزاد
میوه و تخم و گل عالم امکان پوچ است
سر به سر دانه این مزرع ویران پوچ است
هر سری کز می گلرنگ نباشد لبریز
چون کدو در نظر باده پرستان پوچ است
هر حبابی که هوای تو ندارد در مغز
سر برآرد اگر از چشمه حیوان پوچ است
تیر باران حوادث چه کند با عاشق؟
پیش شیران قوی پنجه نیستان پوچ است
هر که سجاده خود بر سر آب اندازد
همچو کف در نظر همت مردان پوچ است
دل خونین نشود با دهن خندان جمع
لاف خونین دلی از پسته خندان پوچ است
هر کجا خامه صائب در گفتار زند
یکقلم زمزمه مرغ خوش الحان پوچ است
#صائب_تبریزی
سر به سر دانه این مزرع ویران پوچ است
هر سری کز می گلرنگ نباشد لبریز
چون کدو در نظر باده پرستان پوچ است
هر حبابی که هوای تو ندارد در مغز
سر برآرد اگر از چشمه حیوان پوچ است
تیر باران حوادث چه کند با عاشق؟
پیش شیران قوی پنجه نیستان پوچ است
هر که سجاده خود بر سر آب اندازد
همچو کف در نظر همت مردان پوچ است
دل خونین نشود با دهن خندان جمع
لاف خونین دلی از پسته خندان پوچ است
هر کجا خامه صائب در گفتار زند
یکقلم زمزمه مرغ خوش الحان پوچ است
#صائب_تبریزی
به مویی بسته صبرم، نغمهٔ تارست پنداری
دلم از «هیچ» میرنجد، دل یارست پنداری
به تحریک نسیمی خاطرم آشفته میگردد
به خودرایی سر زلفین دلدارست پنداری
نه پندم میدهد سودی نه کارم راست بهبودی
دلی دارم که هر امسال او پارست پنداری
ننوشم تا قدح بر من دری از غیب نگشاید
کلید روزنم در دست خمّارست پنداری
چنانم با سر زلف صنم سر رشته محکم شد
که رگهای تنم پیوند زنّارست پنداری
به نوعی طعن مردم را هدف گشتم که دامانم
ز سنگ کودکان دامان کهسارست پنداری
فلک را دیدهها بر هم نمیآید شب از کینم
چنان هشیار میخوابد که بیدارست پنداری
غم خونخوار نوعی در قفای جانم افتاده
که او را در جهان با من همین کارست پنداری
«نظیری» بوالعجب شیرین و نازک نکته میآری
تو را شکّر به خرمن، گل به خروارست پنداری
#نظیری_نیشابوری
دلم از «هیچ» میرنجد، دل یارست پنداری
به تحریک نسیمی خاطرم آشفته میگردد
به خودرایی سر زلفین دلدارست پنداری
نه پندم میدهد سودی نه کارم راست بهبودی
دلی دارم که هر امسال او پارست پنداری
ننوشم تا قدح بر من دری از غیب نگشاید
کلید روزنم در دست خمّارست پنداری
چنانم با سر زلف صنم سر رشته محکم شد
که رگهای تنم پیوند زنّارست پنداری
به نوعی طعن مردم را هدف گشتم که دامانم
ز سنگ کودکان دامان کهسارست پنداری
فلک را دیدهها بر هم نمیآید شب از کینم
چنان هشیار میخوابد که بیدارست پنداری
غم خونخوار نوعی در قفای جانم افتاده
که او را در جهان با من همین کارست پنداری
«نظیری» بوالعجب شیرین و نازک نکته میآری
تو را شکّر به خرمن، گل به خروارست پنداری
#نظیری_نیشابوری
همه با یار خوش و من به غم یار خوشم
سخت کاری است ولی من به همین کار خوشم
بلبلی همچو مرا باغ جنون باید باز
که در آن آب و هوا با گل و با خار خوشم
تلخ و شیرین جهانِ گذران می گذرد
با می تلخ و خیال لب دلدار خوشم
روزم ار تیره شد و بختم اگر خفت چه غم
با شب هجـر تو و دیده بیدار خوشم
نرگس مست تو آموخت به من درس فسون
که سیه مستم و با مردم هشیار خوشم
گرچه در چنگ رقیبان همه شب می رقصی
من هم از بوی تو ای طرّه طرّار خوشم
دست و پاها زدم و سست نشد حلقه دام
تا در این بند شدم سخت گرفتـار خوشم
کوری چرخ که یک چرخ نچرخید به کام
مست می چرخ زنان در سر بازار خوشم
هرکسی گرم به کاری است در این خانه عماد
من بدین طبـع پرآشوب گهربار خوشم
#عماد_خراسانی
.
سخت کاری است ولی من به همین کار خوشم
بلبلی همچو مرا باغ جنون باید باز
که در آن آب و هوا با گل و با خار خوشم
تلخ و شیرین جهانِ گذران می گذرد
با می تلخ و خیال لب دلدار خوشم
روزم ار تیره شد و بختم اگر خفت چه غم
با شب هجـر تو و دیده بیدار خوشم
نرگس مست تو آموخت به من درس فسون
که سیه مستم و با مردم هشیار خوشم
گرچه در چنگ رقیبان همه شب می رقصی
من هم از بوی تو ای طرّه طرّار خوشم
دست و پاها زدم و سست نشد حلقه دام
تا در این بند شدم سخت گرفتـار خوشم
کوری چرخ که یک چرخ نچرخید به کام
مست می چرخ زنان در سر بازار خوشم
هرکسی گرم به کاری است در این خانه عماد
من بدین طبـع پرآشوب گهربار خوشم
#عماد_خراسانی
.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
نیامدی و غمت بارها به من سر زد
چو در بر او نگشودم نرفت و بر در زد
بنا نبود که دل با غم تو بنشیند
همین که نام تو را بُرد، من دلم پر زد
گریست با من و از قصه جدایی گفت
به سرسلامتیام ساغری به ساغر زد
چو دید در جگرم تیر بیوفایی را
برون کشیدش و اینبار کارگرتر زد
چه کرد عشق تو با من که با هزار ستم
دلم هنوز برای غم تو میلرزد!
#فاضل_نظری
نیامدی و غمت بارها به من سر زد
چو در بر او نگشودم نرفت و بر در زد
بنا نبود که دل با غم تو بنشیند
همین که نام تو را بُرد، من دلم پر زد
گریست با من و از قصه جدایی گفت
به سرسلامتیام ساغری به ساغر زد
چو دید در جگرم تیر بیوفایی را
برون کشیدش و اینبار کارگرتر زد
چه کرد عشق تو با من که با هزار ستم
دلم هنوز برای غم تو میلرزد!
#فاضل_نظری
نگذار هرکس از راه رسید با ساز دلت
«تمرین نوازندگی کند» دل تو
قداست دارد دلتو حرمت دارد اگرکه
ساز دلت را به هرکس بسپاری روحت
میرنجد و ناکوک میزند
تجربه نشون داده تو هر طور باشی،
مردم طور دیگه ای فکر می کنند.
پس خودت باش
دنیا اصالت را ستایش می کند...
🌺🌺🌺
یارمهربانم
درود
بامداد یکشنبه ات فرخنده
🌺🌺🌺
نفس عمیق بکشید
مهم نیست چند ساله هستید
مهم اینست که زنده هستید
و قلبتان هنوز می تپد
باید خوشبخت و خوشحال زندگی کنید
امروزتان پر از خوشحالی
🌺🌺🌺
شاد باشی
«تمرین نوازندگی کند» دل تو
قداست دارد دلتو حرمت دارد اگرکه
ساز دلت را به هرکس بسپاری روحت
میرنجد و ناکوک میزند
تجربه نشون داده تو هر طور باشی،
مردم طور دیگه ای فکر می کنند.
پس خودت باش
دنیا اصالت را ستایش می کند...
🌺🌺🌺
یارمهربانم
درود
بامداد یکشنبه ات فرخنده
🌺🌺🌺
نفس عمیق بکشید
مهم نیست چند ساله هستید
مهم اینست که زنده هستید
و قلبتان هنوز می تپد
باید خوشبخت و خوشحال زندگی کنید
امروزتان پر از خوشحالی
🌺🌺🌺
شاد باشی
شعلهی آتش عشقم منِگر بر رخ زردم
همه اشکم، همه آهم، همه سوزم، همه دردم
چو سبویی که شکستهست و رخ چشمه نبیند
کو امیدی که دگرباره همآغوش تو گردم؟
لالهی صبح بهارم که درین دامن صحرا
آتش داغ گلی شعله کشد از دم سردم
کس ندانست که چون زخم جگرسوز نهانی
سوختم، سوختم از حسرت و لب باز نکردم
جلوهی صبح جوانی به همه عمر ندیدم
با خزان زادهام آری گل زردم گل زردم
#شفیعی_کدکنی
همه اشکم، همه آهم، همه سوزم، همه دردم
چو سبویی که شکستهست و رخ چشمه نبیند
کو امیدی که دگرباره همآغوش تو گردم؟
لالهی صبح بهارم که درین دامن صحرا
آتش داغ گلی شعله کشد از دم سردم
کس ندانست که چون زخم جگرسوز نهانی
سوختم، سوختم از حسرت و لب باز نکردم
جلوهی صبح جوانی به همه عمر ندیدم
با خزان زادهام آری گل زردم گل زردم
#شفیعی_کدکنی