— 世界の終わり•
3 photos
1 video
"گرچه مثل اینکه پایان دنیاست..'
-شیطانی‌در‌جلد‌فرشته؛میتونی‌رِی‌صدام‌کنی.
http://t.me/HidenChat_Bot?start=5496749500
Download Telegram
واقعا بعضی وقتا با خودم میگم کاشکی قدر میدونستم..
چرا همه فکر میکنن احساساتم الکین یا بهم اعتماد ندارن..؟
Undertale fallen down (muffled) || tiktok ver
<unknown>
:¨·.·¨: ⋆
`·.𝖢𝖺𝗇 𝗐𝖾 𝗅𝗂𝗏𝖾 𝗍𝗈𝗀𝖾𝗍𝗁𝖾𝗋 𝖿𝗈𝗋𝖾𝗏𝖾𝗋..?
باور کن از جونِ بی ارزشمم بیشتر دوستت دارم..
ولی اگه نتونم بغلت کنم چی؟
من فقط میخوام بغلت کنم...
تف تف تف تف تفففف...توی احساساتم...
چی میشد اگه احساسات وجود نداشتن؟
در کنار احساساتم،من واقعا آدم مزخرفیم..
September-Sparky deathcap(Slowed)
t.me/Kana_ir
:¨·.·¨: ⋆
`·.もしかして平和?
دلم یه خواب ابدی میخواد؛شاید تو بغل تو..
↷ 𝖤𝗍𝖾𝗋𝗇𝖺𝗅 𝖲𝗍𝗋𝖺𝗇𝗀𝖾𝗋 𔘓

غریبه ابدی ، آره خب غریبه ابدی .
• با چهره بی روحم به چشم های خسته اما مهربونش خیره شده بودم جوری که صورتم نزدیک به صورت قشنگش بود ، صدامو کلفت کردم و با لحن آرومی گفتم •
- من هیچ شناختی ازت نداشتم آکیرا ، تو فقط یه غریبه بودی ؛ اما یه غریبه ابدی . غریبه ای که اومده تا واسه همیشه بمونه . بمونه پیش من ، پیش ریو آسوکا ، ساتان .
اما من کسی بودم که نقش یه فرشته مهربون رو بازی می‌کرد . در واقع من شیطانی هستم در جلد فرشته ؛ آکیرا ، شیطان وجود داره . اون همیشه یه فرد قرمز رنگ با شاخ های دراز و بلند نیست.. اون میتونه زیبا باشه .
• صبری نکرد و دستش رو بالا اورد و روی گونه های سردم کشید و با لبخندی ملایم گفت •
+ درسته.. زیبا.. اون میتونه زیبا باشه.. مگه تو ساتان نیستی ؟ تو زیبایی.. تو شیطان زیبای منی.. مگه نه ریو.. ؟
• دستش رو حس کردم و بعد از شنیدن حرفاش چشمام یکم گرد شدن و دستمو آروم اوردم بالا گذاشتم روی دستای نرمش •
+ ریو.. اگه میخوای بدترین باشی ، باش . هرچی میخوای باش ؛ فقط اینو یادت باشه که این غریبه ابدی که راجبش حرف میزنی و الان جلوت نشسته و داره باهات حرف میزنه ، تا همیشه از ته قلبش عاشقت میمونه..
• دستاشو دورم حلقه کرد و بال های زخمی و خسته ام رو نوازش کرد ، اشک توی چشمام جمع شد و آروم به خودم فشارش دادم •
- آکیرا فقط ازت میخوام هیچوقت نری.. هیچکس گوش نمیده ، هیچکس نمیکنه ، هیچکس عاشقم نیست ؛ همه متنفرن.. از وجودم متنفرن..
اما تو اینجوری نشدی.. هیچوقت باهام بد نشو.. ترکم نکن..
• کمرش رو ناز کردم و صورتم رو بالا اوردم و به چشماش نگاه کردم و باصدایی که لرزیده و ترسیده ادامه دادم •
- ه..همیشه بمون..
• توی چشماش اشک جمع شده بود ، میتونستم ببینم ، آروم صورتش رو نزدیک صورتم کرد و لبای گرم به گرمای نور خورشیدش رو روی لبام گذاشت و کوتاه بوسیدشون و موهام رو نوازش کرد •
+ هی..ریو..آروم باش..میبینی؟ من درست همینجام..جاییم قرار نیست برم شیطان کوچولوی من..به هرحال هردومون جایی رو نداریم که بریم..مگه نه ؟
• گونه هام سرخِ سرخ شده بودن و لبخند آروم و کوتاهی زدم و سرم رو به نشونه تایید تکون دادم •
- خوشحالم نمیری.. خیلی خوشحالم..
• خودمو جمع و جور کردم و دستاشو گرفتم •
- آکیرا ، دیگه کافیه.. بزار من بهت بگم که چیکارا واسم کردی و من وقت تشکر کردن نداشتم.. ؛ من ساتانم ، درسته ؟ در این صورت تو آکیرا ، فرشته من..
ازت ممنونم که منو از مرگ نجات دادی..
ازت ممنونم که خاطرات بد گذشته رو از ذهنم پاک کردی..
ازت ممنونم که احساساتم رو فعال کردی و قلب پر از احساسات و مهربونی بهم هدیه دادی..
ازت ممنونم که درکم کردی ، باهام حرف زدی ، نوازشم کردی ، منو بوسیدی و بغلم کردی..
ازت ممنونم که وقتت رو برای من گذاشتی و کاری کردی اون شب دردی نداشته باشم..
و از همه مهمتر..ازت ممنونم که مال منی تا همیشه..تا وقتی که تیکه تیکه شم و بمیرم..
• انگشت اشارشو روی لبم حس کردم و دیدم که لبخند پررنگی زده •
+ تا وقتی بمیریم ، منو تو باهم میمیریم..توی بغل همدیگه..یادت که نرفته ؟ حتی اگرم دنیایی بعد از مرگ وجود داشته باشه ، منو تو بعد از مرگ باز هم عاشق همیم .
• آروم لباشو بوسیدم و یکم رفتم عقب •
- درسته آکیرا..باهمیم..تا همیشه..و میخوام اینو بدونی که من جز تو عاشق هیچکس نیستم..نمیتونم کس دیگه ای رو غیر از تو دوست داشته باشم.. آدم دوتا قلب داره مگه نه..؟ البته ، من که آدم نیستم ، ولی دوتا قلبم ندارم . وقتی یه قلب داشته باشی..فقط یکیو توش نگه میداری و عاشق یک نفری.. من چندتا قلب دارم ؟ یکی . در این صورت..فقط هم یه عشق دارم..
• دستامو دور گردنش حلقه کردم چشمامو بستم •
- عشق ابدیِ من..!