Undertale fallen down (muffled) || tiktok ver
<unknown>
:¨·.·¨: ⋆
`·.𝖢𝖺𝗇 𝗐𝖾 𝗅𝗂𝗏𝖾 𝗍𝗈𝗀𝖾𝗍𝗁𝖾𝗋 𝖿𝗈𝗋𝖾𝗏𝖾𝗋..?
`·.𝖢𝖺𝗇 𝗐𝖾 𝗅𝗂𝗏𝖾 𝗍𝗈𝗀𝖾𝗍𝗁𝖾𝗋 𝖿𝗈𝗋𝖾𝗏𝖾𝗋..?
↷ 𝖤𝗍𝖾𝗋𝗇𝖺𝗅 𝖲𝗍𝗋𝖺𝗇𝗀𝖾𝗋 𔘓
غریبه ابدی ، آره خب غریبه ابدی .
• با چهره بی روحم به چشم های خسته اما مهربونش خیره شده بودم جوری که صورتم نزدیک به صورت قشنگش بود ، صدامو کلفت کردم و با لحن آرومی گفتم •
- من هیچ شناختی ازت نداشتم آکیرا ، تو فقط یه غریبه بودی ؛ اما یه غریبه ابدی . غریبه ای که اومده تا واسه همیشه بمونه . بمونه پیش من ، پیش ریو آسوکا ، ساتان .
اما من کسی بودم که نقش یه فرشته مهربون رو بازی میکرد . در واقع من شیطانی هستم در جلد فرشته ؛ آکیرا ، شیطان وجود داره . اون همیشه یه فرد قرمز رنگ با شاخ های دراز و بلند نیست.. اون میتونه زیبا باشه .
• صبری نکرد و دستش رو بالا اورد و روی گونه های سردم کشید و با لبخندی ملایم گفت •
+ درسته.. زیبا.. اون میتونه زیبا باشه.. مگه تو ساتان نیستی ؟ تو زیبایی.. تو شیطان زیبای منی.. مگه نه ریو.. ؟
• دستش رو حس کردم و بعد از شنیدن حرفاش چشمام یکم گرد شدن و دستمو آروم اوردم بالا گذاشتم روی دستای نرمش •
+ ریو.. اگه میخوای بدترین باشی ، باش . هرچی میخوای باش ؛ فقط اینو یادت باشه که این غریبه ابدی که راجبش حرف میزنی و الان جلوت نشسته و داره باهات حرف میزنه ، تا همیشه از ته قلبش عاشقت میمونه..
• دستاشو دورم حلقه کرد و بال های زخمی و خسته ام رو نوازش کرد ، اشک توی چشمام جمع شد و آروم به خودم فشارش دادم •
- آکیرا فقط ازت میخوام هیچوقت نری.. هیچکس گوش نمیده ، هیچکس نمیکنه ، هیچکس عاشقم نیست ؛ همه متنفرن.. از وجودم متنفرن..
اما تو اینجوری نشدی.. هیچوقت باهام بد نشو.. ترکم نکن..
• کمرش رو ناز کردم و صورتم رو بالا اوردم و به چشماش نگاه کردم و باصدایی که لرزیده و ترسیده ادامه دادم •
- ه..همیشه بمون..
• توی چشماش اشک جمع شده بود ، میتونستم ببینم ، آروم صورتش رو نزدیک صورتم کرد و لبای گرم به گرمای نور خورشیدش رو روی لبام گذاشت و کوتاه بوسیدشون و موهام رو نوازش کرد •
+ هی..ریو..آروم باش..میبینی؟ من درست همینجام..جاییم قرار نیست برم شیطان کوچولوی من..به هرحال هردومون جایی رو نداریم که بریم..مگه نه ؟
• گونه هام سرخِ سرخ شده بودن و لبخند آروم و کوتاهی زدم و سرم رو به نشونه تایید تکون دادم •
- خوشحالم نمیری.. خیلی خوشحالم..
• خودمو جمع و جور کردم و دستاشو گرفتم •
- آکیرا ، دیگه کافیه.. بزار من بهت بگم که چیکارا واسم کردی و من وقت تشکر کردن نداشتم.. ؛ من ساتانم ، درسته ؟ در این صورت تو آکیرا ، فرشته من..
ازت ممنونم که منو از مرگ نجات دادی..
ازت ممنونم که خاطرات بد گذشته رو از ذهنم پاک کردی..
ازت ممنونم که احساساتم رو فعال کردی و قلب پر از احساسات و مهربونی بهم هدیه دادی..
ازت ممنونم که درکم کردی ، باهام حرف زدی ، نوازشم کردی ، منو بوسیدی و بغلم کردی..
ازت ممنونم که وقتت رو برای من گذاشتی و کاری کردی اون شب دردی نداشته باشم..
و از همه مهمتر..ازت ممنونم که مال منی تا همیشه..تا وقتی که تیکه تیکه شم و بمیرم..
• انگشت اشارشو روی لبم حس کردم و دیدم که لبخند پررنگی زده •
+ تا وقتی بمیریم ، منو تو باهم میمیریم..توی بغل همدیگه..یادت که نرفته ؟ حتی اگرم دنیایی بعد از مرگ وجود داشته باشه ، منو تو بعد از مرگ باز هم عاشق همیم .
• آروم لباشو بوسیدم و یکم رفتم عقب •
- درسته آکیرا..باهمیم..تا همیشه..و میخوام اینو بدونی که من جز تو عاشق هیچکس نیستم..نمیتونم کس دیگه ای رو غیر از تو دوست داشته باشم.. آدم دوتا قلب داره مگه نه..؟ البته ، من که آدم نیستم ، ولی دوتا قلبم ندارم . وقتی یه قلب داشته باشی..فقط یکیو توش نگه میداری و عاشق یک نفری.. من چندتا قلب دارم ؟ یکی . در این صورت..فقط هم یه عشق دارم..
• دستامو دور گردنش حلقه کردم چشمامو بستم •
- عشق ابدیِ من..!
غریبه ابدی ، آره خب غریبه ابدی .
• با چهره بی روحم به چشم های خسته اما مهربونش خیره شده بودم جوری که صورتم نزدیک به صورت قشنگش بود ، صدامو کلفت کردم و با لحن آرومی گفتم •
- من هیچ شناختی ازت نداشتم آکیرا ، تو فقط یه غریبه بودی ؛ اما یه غریبه ابدی . غریبه ای که اومده تا واسه همیشه بمونه . بمونه پیش من ، پیش ریو آسوکا ، ساتان .
اما من کسی بودم که نقش یه فرشته مهربون رو بازی میکرد . در واقع من شیطانی هستم در جلد فرشته ؛ آکیرا ، شیطان وجود داره . اون همیشه یه فرد قرمز رنگ با شاخ های دراز و بلند نیست.. اون میتونه زیبا باشه .
• صبری نکرد و دستش رو بالا اورد و روی گونه های سردم کشید و با لبخندی ملایم گفت •
+ درسته.. زیبا.. اون میتونه زیبا باشه.. مگه تو ساتان نیستی ؟ تو زیبایی.. تو شیطان زیبای منی.. مگه نه ریو.. ؟
• دستش رو حس کردم و بعد از شنیدن حرفاش چشمام یکم گرد شدن و دستمو آروم اوردم بالا گذاشتم روی دستای نرمش •
+ ریو.. اگه میخوای بدترین باشی ، باش . هرچی میخوای باش ؛ فقط اینو یادت باشه که این غریبه ابدی که راجبش حرف میزنی و الان جلوت نشسته و داره باهات حرف میزنه ، تا همیشه از ته قلبش عاشقت میمونه..
• دستاشو دورم حلقه کرد و بال های زخمی و خسته ام رو نوازش کرد ، اشک توی چشمام جمع شد و آروم به خودم فشارش دادم •
- آکیرا فقط ازت میخوام هیچوقت نری.. هیچکس گوش نمیده ، هیچکس نمیکنه ، هیچکس عاشقم نیست ؛ همه متنفرن.. از وجودم متنفرن..
اما تو اینجوری نشدی.. هیچوقت باهام بد نشو.. ترکم نکن..
• کمرش رو ناز کردم و صورتم رو بالا اوردم و به چشماش نگاه کردم و باصدایی که لرزیده و ترسیده ادامه دادم •
- ه..همیشه بمون..
• توی چشماش اشک جمع شده بود ، میتونستم ببینم ، آروم صورتش رو نزدیک صورتم کرد و لبای گرم به گرمای نور خورشیدش رو روی لبام گذاشت و کوتاه بوسیدشون و موهام رو نوازش کرد •
+ هی..ریو..آروم باش..میبینی؟ من درست همینجام..جاییم قرار نیست برم شیطان کوچولوی من..به هرحال هردومون جایی رو نداریم که بریم..مگه نه ؟
• گونه هام سرخِ سرخ شده بودن و لبخند آروم و کوتاهی زدم و سرم رو به نشونه تایید تکون دادم •
- خوشحالم نمیری.. خیلی خوشحالم..
• خودمو جمع و جور کردم و دستاشو گرفتم •
- آکیرا ، دیگه کافیه.. بزار من بهت بگم که چیکارا واسم کردی و من وقت تشکر کردن نداشتم.. ؛ من ساتانم ، درسته ؟ در این صورت تو آکیرا ، فرشته من..
ازت ممنونم که منو از مرگ نجات دادی..
ازت ممنونم که خاطرات بد گذشته رو از ذهنم پاک کردی..
ازت ممنونم که احساساتم رو فعال کردی و قلب پر از احساسات و مهربونی بهم هدیه دادی..
ازت ممنونم که درکم کردی ، باهام حرف زدی ، نوازشم کردی ، منو بوسیدی و بغلم کردی..
ازت ممنونم که وقتت رو برای من گذاشتی و کاری کردی اون شب دردی نداشته باشم..
و از همه مهمتر..ازت ممنونم که مال منی تا همیشه..تا وقتی که تیکه تیکه شم و بمیرم..
• انگشت اشارشو روی لبم حس کردم و دیدم که لبخند پررنگی زده •
+ تا وقتی بمیریم ، منو تو باهم میمیریم..توی بغل همدیگه..یادت که نرفته ؟ حتی اگرم دنیایی بعد از مرگ وجود داشته باشه ، منو تو بعد از مرگ باز هم عاشق همیم .
• آروم لباشو بوسیدم و یکم رفتم عقب •
- درسته آکیرا..باهمیم..تا همیشه..و میخوام اینو بدونی که من جز تو عاشق هیچکس نیستم..نمیتونم کس دیگه ای رو غیر از تو دوست داشته باشم.. آدم دوتا قلب داره مگه نه..؟ البته ، من که آدم نیستم ، ولی دوتا قلبم ندارم . وقتی یه قلب داشته باشی..فقط یکیو توش نگه میداری و عاشق یک نفری.. من چندتا قلب دارم ؟ یکی . در این صورت..فقط هم یه عشق دارم..
• دستامو دور گردنش حلقه کردم چشمامو بستم •
- عشق ابدیِ من..!