گفتارنامه
134 subscribers
159 photos
15 videos
111 links
یادداشت‌های سیدمحسن امامی‌فر روزنامه‌نگار

پیج اینستاگرام
http://instagram.com/sm_emamifar
Download Telegram
🔺 اقلیت یا اکثریت؟!

سید محسن امامی‌فر

میتینگ انتخاباتی حامیان پزشکیان در مشهد با سخنرانی جواد ظریف مانند دیگر جلسات او با فریادهای‌اش همراه بود و البته مجددا به چالش کشیده شد.

آقای ظریف! از شما انتظار می‌رود کمی سنجیده‌تر و وزین‌تر سخن بگویید!
به هر حال مردم می‌گویند ظریف که الان حنجره خود را به چالش کشیده، چرا در دو سال گذشته، هیچ خبری از او و فریادهای‌اش به نفع مردم نبود؟!

باید حق بدهید بسیاری از مردم این یقه‌چاک کردن‌ها را در حمایت از مردم نپذیرند و دلیل آن را مسائل دیگر که بنای ورود به آن ندارم، بدانند.

شما می‌فرمایید "بپذیرید اکثریت شما را نمی‌خواهند."
آقای ظریف! به نظرتان اکثریت، شما را می‌خواهند؟!
فکر می‌کنم پاسخ این سوال را مردم در دور اول انتخابات بسیار قاطع دادند.

نمی‌دانم چرا مکرر خود را میان ۶۰ درصد جا می‌زنید؟! مبرهن است اگر مردم قرار بود به فریادهای بی‌امانِ شما وقعی بنهند، در انتخابات به پزشکیان رای می‌دادند.

برای این‌که رای بیاورید، ابتدا باید واقعیات را بپذیرید. باید بپذیرید که شما هم اقلیت هستید و مردم شما را نیز نمی‌خواهند! سپس به فکر چاره باشید.

در دور دوم هم اگر مشارکت بالا برود و پزشکیان با رای خوبی پیروز شود، بدانید جنجال‌های شما رای‌ساز نبوده که هیچ، اوج بی‌تفاوتی مردم را به دنبال داشته و افزایش مشارکت، رای سلبی بوده است نه ایجابی!
بپذیرید، هرچند که نخواهید پذیرفت!

@sm_emamifar
🔺 کلیشه در منازعه؛ تشدید بی‌تفاوتی!

سید محسن امامی‌فر

مناظره دوم جلیلی_پزشکیان اگرچه سراسر منازعه بود، اما هرگز نمی‌تواند بدنه تحریمی‌ها را تحریک به مشارکت در انتخابات کند. با این وجود نامزدها به گونه‌ای عمل کردند که خوراک مناسب در اختیار حامیان خود جهت مانورهای تبلیغاتی و منازعات سیاسی قرار بگیرد. منازعاتی که البته سطح آن نازل و بی‌کیفیت بود و تاثیری بر مردم نخواهد گذاشت.

البته جلیلی در انتهای مناظره حمله‌ای غافلگیرانه در خصوص عملکرد پزشکیان ترتیب داد که دفاع خوبی از سوی پزشکیان صورت نگرفت. در کل جلیلی چهره‌ای مصمم‌تر از خود ارائه کرد که البته رای جدیدی برای او به ارمغان نخواهد داشت.

به صورت کلی این مناظره، در منازعه دچار کلیشه شد و نتیجه‌اش تشدیدِ بی‌تفاوتی و ناامیدی در جامعه خواهد بود.

از سوی دیگر، نوع ورود طرفین به درگیری‌های لفظی و ارائه برنامه‌‌های‌شان، با رقابت تخصصی بر سر کرسی ریاست‌جمهوری فاصله معنادار داشت‌.

نامزدها از ابتدای برنامه نیز در یک حالت عصبی قرار داشتند که باز هم از پرنسیبِ یک رئیس‌جمهورِ بالقوه به دور بود.

@sm_emamifar
🔺 ریاست‌جمهوری ۲۵ درصدی!
🔸اصلاح‌طلبان پیروز نبرد اقلیت با اقلیت

سید محسن امامی‌فر

خدا قوت به تمام دوستان اصلاح‌طلب که تمام هستی خود را برای مشارکت بالای ۶۰ درصد چه در دور اول و چه دوم وسط گذاشتند. هرچند با دو "نه بزرگ" مردم مواجه شدند‌.
امیدوارم ریاست‌جمهوری مسعود پزشکیان، برای مردم، سراسر خیر و برکت باشد.

فقط لازم می‌دانم یک یادآوری داشته باشم. مرحوم رئیسی که پیروز انتخابات ۱۴۰۰ شد، از سوی اصلاح‌طلبان معروف شد به رئیس‌جمهور ۳۰ درصدی. برای تحقیر و تضعیف او به کار می‌بردند.
آیا آن‌ها الان به پزشکیان هم می‌گویند رئیس‌جمهور ۲۵ درصدی؟!

نه از باب کنایه، که به دلیل مواجه‌کردن اصلاح‌طلبان با واقعیت تلخ انتخابات، این را بیان نمودم.

بگذریم! در نهایت باز هم تحریمی‌ها پیروز مطلق انتخابات شدند و نبرد تمام‌عیار و وزن‌کشی تام و تمام دو جریان سیاسی کشور هم‌چنان در وضعیتِ نبردِ اقلیت با اقلیت باقی ماند اما این بار اصلاح‌طلبان با ۲۵ درصد رای کل واجدان شرایط، پیروز شدند.
اقلیت دیگر نیز  ۲۲ درصد آرا را به خود اختصاص داد.

حتی با وجود یک دوقطبی شدید و در حالی که هر دو جریان از تمام ظرفیت‌های خود استفاده کردند، این که با این میزان تحریم مواجه باشیم، پیام‌های بسیار عمیق در خود نهفته دارد.

هم‌چنان تحریمی‌ها اکثریت مطلق جامعه را در اختیار دارند و باید به نظاره نشست تا سیاست‌های پزشکیان و اصلاح‌طلبان را در مواجهه با این بلوک قدرت‌مندِ جامعه مشاهده کنیم‌.
شخصا سعی در خوش‌بینی دارم اما واقعیت امر، چندان امید خاصی ندارم و نهایتا این زمان است که قضاوت می‌کند.

در کل نتیجه انتخابات به گونه‌ای بود که حاکمیت، اصلاح‌طلبان، اصول‌گرایان معتدل و اعتدال‌گرایان از آن راضی هستند. حاکمیت در این انتخابات، هرگز قائل به دولتِ تندروها نبود. این دستاورد بزرگی برای اصلاح‌طلبان است.

@sm_emamifar
🔺 وارونه‌نمایی!
🔸 در باب مشارکت و عدم مشارکت

سید محسن امامی‌فر

یکی از مبلغان اصلی دکتر پزشکیان، پس از انتخابات، به قول خود، حکمتی برای توجیه مشارکت عنوان نمود: "پشیمانیِ کاری که می‌کنی، می‌ارزد به حسرتِ کاری که نمی‌کنی."

این حکمت دو کلیدواژه اصلی دارد: "پشیمانی" و "حسرت"، که هر دو به نوعی به اندوه و مترادف آن، ناآرامی اشاره دارند.

اولا که مبلغ محترم طوری بیان می‌کند که گویی فقط کسانی که مشارکت کرده‌اند، برای خود دلیل دارند و افرادی که مشارکت نکرده‌اند، از روی بی‌تفاوتی و بدون دلیل بوده است‌. در حالی که آن‌هایی هم که مشارکت نکرده‌اند، برای کنش خود استدلال داشته و آگاهانه هدف یا اهدافی را دنبال می‌کنند.

ثانیا، فرض می‌کنیم آن‌ها که مشارکت نکردند، از روی بی‌تفاوتی بوده است. حال بیایید کلیدواژه‌‌ها را دقیق‌تر بررسی کنیم.

پشیمانی به معنای ناراحتی و افسوس از کاری است که انجام شده و نتیجه مطلوبی نداشته است. حسرت نیز به معنای اندوه و افسوس از کاری است که انجام نشده و احتمالاً نتیجه مثبتی داشته است. هر دو واژه به نوعی به ناآرامی روانی و روحی اشاره دارند، اما کاربرد آن‌ها در شرایط مختلف می‌تواند متفاوت باشد.

در شرایط کنونی ایران، جامعه با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی متعددی روبرو بوده که باعث ناآرامی و نارضایتی گسترده‌ای شده است. در این شرایط، مشارکت در انتخابات، برای مشارکت‌کنندگان توانست به عنوان راهی برای ابراز نظر و تلاش برای تغییر وضعیت موجود از طریق ریاست‌جمهوری پزشکیان تلقی شود. اما اگر این تلاش‌ها به نتیجه نرسد، ناامیدی و ناآرامی بیشتری به دنبال خواهد داشت.

در واقع اگر اوضاع در دولت آینده بهبود یابد، چه آن‌هایی که در انتخابات شرکت کرده‌اند و چه آن‌هایی که شرکت نکرده‌اند، دلیلی برای ناآرامی نخواهند داشت. اما اگر اوضاع بدتر شود یا تغییری نکند، کسانی که مشارکت کرده‌اند، دچار تشدید ناآرامی خواهند شد. چرا که این افراد برای خود امید ایجاد کرده‌اند و ناامیدی از بهبود شرایط، پارامتر جدیدی است که ناآرامی موجود را افزون می‌کند.

در مقابل، کسانی که مشارکت نکرده‌اند، به دلیل عدم انتظار بهبود شرایط در صورت ریاست‌جمهوری پزشکیان و حتی علم به احتمال بالای بدترشدن شرایط در صورت ریاست‌جمهوری جلیلی، ناآرامی تازه‌ای که ریشه در ناامیدیِ حاصل از ایجاد انتظارات باشد، برای‌شان شکل نمی‌گیرد. چرا که به تبعات تصمیم خود آگاه بودند. بنابراین حتی حسرت هم نمی‌خورند.

بر این اساس، صورت درست‌تر حکمتِ مذکور در فضای انتخاباتی می‌تواند به این صورت باشد: "کاری که نمی‌کنی(عدم مشارکت) حسرت ندارد اما ممکن است از کاری که می‌کنی(مشارکت) پشیمان شوی."

بنابراین مبلغ عزیز، عالمانه یا ناآگاهانه، از وارونه‌نمایی در بیان معنا و مفهوم حکمت مذکور و توجیه‌ مشارکت در انتخابات استفاده کرده است.

نکته مهم و پایانی این‌که، البته که باید به تنوع رفتارها و تکثر دلایل رای‌دهندگان و کسانی که رای ندادند توجه می‌شد چرا که همه کسانی که در انتخابات شرکت کردند یا نکردند، به یک شکل واکنش نشان نمی‌دهند و رفتارهای سیاسی و اجتماعی افراد بسیار متفاوت است و نمی‌توان این‌گونه تعمیم داد.
اما چون مبلغ محترم رفتار همه را یکسان فرض کرده بود، من نیز بر همین مبنا نقد خود را مطرح کردم.

@sm_emamifar
🔺 ضرورت دفاع پزشکیان از برهانی

سید محسن امامی‌فر

پزشکیان دولت را تحویل نگرفته اما در جایگاه رئیس‌جمهور منتخب باید در مواجهه با بازداشت محسن برهانی هم اعلام موضع شفاف داشته‌ باشد و هم پیگیری‌های لازم را ترتیب دهد.
او به شرافت خود قسم خورده که از حقوق مردم دفاع نماید.
حال کسی که خود مدافع حقوق انسان‌ها بود در بند است و انتظار جدی از رئیس‌جمهور منتخب برای دفاع از حقوق او ایجاد شده است. افکار عمومی را دریابید که به نظاره نشسته‌اند!

@sm_emamifar
🔺 آقای رائفی‌پور! عبرت تاریخ شمایید

سید محسن امامی‌فر

رائفی‌پور از چهره‌های اصلی جریان تندرو، انتقادات بسیار تندی نسبت به اکثریت جامعه که با مشارکت یا عدم مشارکت خود موجب ریاست‌جمهوری پزشکیان شدند، مطرح کرده است و گفته مجسمه مردم را جهت عبرت تاریخ بابد بسازند.

اولا مردم اتفاقاً بسیار هوشیارانه و معنادار کنش‌های خود را انتخاب می‌کنند، چه در شکل سلبی و چه در شکل ایجابی. حامل پیام است و نشان از درک عمیق وضعیت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشور دارد. به ویژه اکثریتی که مشارکت نداشتند.

کنش‌های سلبی، مانند عدم مشارکت در انتخابات، به معنای نارضایتی عمیق از وضعیت موجود و اعلام مخالفت صریح با سیاست‌ها و عملکردها است. این نوع کنش، نشانه‌ای از بیداری سیاسی و آگاهی جمعی است که نشان می‌دهد مردم نه به دنبال براندازی، که در پی تغییرات اساسی و جدی هستند و به راحتی تحت تاثیر پروپاگاندای جریان‌های سیاسی قرار نمی‌گیرند.

کنش‌های ایجابی، مانند حمایت از افرادی چون دکتر پزشکیان، نشان‌دهنده امید مشارکت‌جویان به اصلاح و بهبود وضعیت موجود دارد. البته این امید واهی باشد یا خیر، نیاز به گذشت زمان دارد اما مشارکت‌جویان نشان داده‌اند که حاضرند بارها و بارها مسیر آزموده‌شده را بیازمایند. به هر تقدیر مخالف سیاست‌های اجرایی دولت رئیسی بودند و به امید اصلاح توسط پزشکیان و اصلاح‌طلبان رای دادند.
در کل، این گونه کنش‌ها، حامل پیام روشن به نظام سیاسی است.

ثانیا، در پاسخ به رائفی‌پور باید گفت خواب‌زدگی سیاسی و عدم درک واقعیت‌های جامعه، از جمله ویژگی‌های جریان متبوع او می‌باشد. به جای درک و تحلیل واقعیات و مشکلات مردم و بحران‌های کشور و به جای شنیدن صدای مردم، به سرزنش و تخریب ملت می‌پردازند. این نشان می‌دهد که آن‌ها نه تنها به مفهوم "ملت" اعتقادی ندارند، بلکه به جای درک و احترام به اراده عمومی، همچنان به دنبال حفظ وضعیت موجود و تقویت سیاست‌های انحصاری خود هستند.

افراد و جریان‌هایی که امروز در مقابل ملت صف‌آرایی می‌کنند و به جای پاسخگویی به نیازها و مطالبات مردم، آن‌ها را سرزنش می‌کنند، باید بدانند که تاریخ از آن‌ها به عنوان عبرتی برای نسل‌های آینده یاد خواهد کرد. عبرتی برای آن‌هایی که به جای خدمت به مردم و احترام به اراده جمعی، به دنبال انحصار قدرت و نادیده گرفتن خواسته‌های مردم و توسعه کشور هستند.

@sm_emamifar
🔺 جاودانگی فراتر از اعداد!

سید محسن امامی‌فر

اعداد محدودیت دارند. هر عدد، چنان در حصار خویش قرار دارد، که نه راه پس دارد و پیش!
۱۰۹ گل، رکوردی بود که سالیان متمادی در اختیار علی دایی به عنوان برترین گل‌زن تاریخ فوتبال بود؛ آقایِ گلِ فوتبالِ جهان!
اما چندسالی است رونالدو و حالا مسی رکورد‌شکنی کرده‌اند.

وقتی در بندِ عدد باشی، تو را با معدودهایت خواهند شناخت‌. چند بازی ملی، چند گل زده و ...!
و اعداد صدالبته که ثابت‌اند و توان پیش و پس رفتن ندارند. هرچند بزرگ و یا کوچک.

علی دایی را نه با عدد و معدود باید شناخت، که او شعاع حرکتیِ خود را بسیار فراتر از فوتبال، در ساحت انسانیت تعریف کرده است. او را سال‌هاست نه با گل‌ها و گشودن دروازه‌ها، که با فتحِ قلوبِ مردمِ رنج‌دیده و مظلوم ایران می‌شناسند.

مردمی که نیک دریافتند، انسانیت و معرفت، نه معدود است و نه محدود! رکورد نیست که بشکنند!
عرصه بروز و ظهور انسان‌هایی چون علی دایی است که در مناسبات اجتماعی خود، طرفِ مردم را به هر سمت و سوی انتفاع ترجیح داد و هزینه‌اش را با خانه‌نشینی پرداخت!

سر خم نکرد تا در پیش‌گاه تاریخ سربلند باشد.
او جاودانه شد، نه در اعداد، در انسانیت، که به قول شاملو، "انسان، دشواریِ وظیفه است، توانِ دوست‌داشتن و دوست داشته‌شدن".

@sm_emamifar
🔺 کنفرانس خبری!

سید محسن امامی‌فر

عدم برگزاری کنفرانس خبری دکتر پزشکیان تا حدود زیادی ابهام برانگیز شده است.
سابقه نداشته رئیس‌جمهور منتخب پس از گذشت حدود یک هفته از پیروزی، هم‌چنان در مقابل اصحاب رسانه جهت پاسخ‌گویی حاضر نشود.
به نظر می‌رسد تیم مشاوره پزشکیان هنوز او را آماده ندیده‌اند.
تسلط بسیار بالا، آگاهی کافی و تحلیل جامع جهت برگزاری چنین کنفرانسی نیاز است.
نه فقط در ایران، که سیاست‌مداران و مسئولان بلندپایه کشورهای جهان در انتظار کنفرانس خبری رئیس‌جمهور منتخب هستند تا مواضع و جهت‌گیری‌های خود را رسما اعلام نماید. تعلل بیش از این، توجیه‌پذیر نیست و هرچه سریع‌تر کنفرانس خبری باید برگزار شود. اگر هم نقطه ضعف جدی و یا مانع خاصی وجود دارد، یا برطرف نمایند یا با صراحت و صداقت بیان شود.

@sm_emamifar
🔺 معاونِ اول؛ مبدعِ ژنِ خوب؟!

سید محسن امامی‌فر

بنابر شنیده‌ها، انتخاب محمدرضا عارف به عنوان معاون اول رئیس‌جمهور تقریبا قطعی شده است.
معاون اول عملا فرمانده اجرایی دولت محسوب خواهد شد و انتخاب عارف، بدون تعارف، اوج بی‌تدبیری و نمایش تام و تمام ناکارآمدی خواهد بود.
اولین آزمون پزشکیان، انتخاب کابینه است و مهم‌ترین عضو کابینه، معاون اول است که اگر عارف را در نهایت معرفی نماید، نشان می‌دهد هیچ برنامه‌ای جهت تغییر و تحول مثبت در راستای پاسخ به مطالبات مردم ندارد.

عارف، انسان اخلاق‌مداری است اما عرصه سیاست، عرصه اجراست، او شخصیتِ اجرایی ندارد. به شدت منفعل، بی‌برنامه، فاقد تحلیل و کاراکتر سیاسی و البته بی‌نهایت محافظه‌کار است که خود اصلاح‌طلبان همواره انتقادهای تند و تیزی به او داشته و دارند. یکی از مهم‌ترین علت‌های انفعال فراکسیون امید و ناامیدی از آن در مجلس دهم، شخصِ عارف بود.

پزشکیان، قرار بود به ژن‌های "خودخوب‌پندار" میدان ندهد. حال اما "مبدعِ ژن‌ِخوب" قرار است معاون اول بشود. این پارادوکس، چگونه توجیه می‌شود؟!
انتخاب معاون اول با ویژگی‌های قوی اجرایی، کارآمدی و با توانایی اجماع‌سازی می‌توانست، نظر منتقدان پزشکیان را تا حدودی جلب نماید‌. اما این فرصت نیز در حال سوختن است!

@sm_emamifar
🔺 دوباره حجاب!

سید محسن امامی‌فر

سید احمد علم‌الهدی در اظهارات جدید خود در خصوص حجاب گفته است: "نباید بگذاریم عده‌ای مثل گذشته پیدا بشوند و بگویند مقابله با بی حجابی نباید صورت بگیرد تا حرمت زن و دختر محترم این کشور پایمال شود. کشف حجاب باعث می‌شود زن بی حجاب اسیر شهوترانی‌های جوانان شود؛ جوانان مگر چقدر می‌توانند در برابر این فوران و غلیان شهوات مقاومت کنند؟"

بنا دارم از پاسخ‌های سیاسی فراتر بروم و قدری به عمق فرهنگی این موضوع بپردازم. فرهنگ، ریشه در اندیشه‌ها، ارزش‌ها و باورهای مردم دارد. حجاب هم در راستای عمل‌کردن به هنجارِ عفت و حیا در تاریخ این سرزمین شکل گرفته است.
در خصوص این‌که این فرهنگ، ایرانی است یا اسلامی یا هردو، نمی‌خواهم متوقف در نزاع بشوم. به هرحال به عنوان یک امر ایجابی در فرهنگ ما به وجود آمده است.

بنابراین ریشه حجاب در نوع اندیشیدن و باورهای ایرانیان در خصوص حیا و عفت بوده که صورتِ عملی آن برای بانوان به شکل حجاب‌گرفتن درآمده است.
اما اندیشه، امری داینامیک و پویاست و ثابت نمی‌ماند‌. در واقع نمی‌توان ادعا کرد فلان‌ نقطه، انتهای اندیشه و تفکر است.

باید بپذیریم اندیشه‌ای که باورهای مردم را شکل می‌دهد، در طول زمان به دلایل مختلف تغییر می‌یابد.
اگر فرهنگِ امروزیِ بخش مهم و بزرگی از جامعه، حجاب را نمی‌پذیرد، به این معنا نیست که هنجارِ حیا و عفت در اذهان و باورهای آن‌ها رخت بربسته؛ خیر.

عدم پذیرش حجاب به دلیل اندیشیدن ایرانیان در باب آزادی و شکل‌گیری هنجارِ آزادی عمل در راستای فردیتِ هر فرد است. در واقع، نوعِ پوشش به عنوان صورتِ عملی هنجارِ حیا و عفت با حقِ انتخاب به عنوان تجسم هنجارِ آزادیِ فردی ترکیب می‌شود و خروجی آن، ماخوذ به حیا بودن، بدون رعایت حجاب می‌گردد.

به عبارت دیگر، فرهنگِ حجاب با قدمت بالای تاریخی در مواجهه با فرهنگِ آزادی که عمر کوتاهی از شکل‌گیری آن در جامعه می‌گذرد، با تَرَک‌هایی مواجه گشته و خود را مورد بازنگری قرار داده و در اشکال متفاوت، بروز و ظهور یافته است.

در عصر امروز، هنجارِ حیا و عفت به دلیل شکل‌گیری خرده فرهنگ‌های متکثر در جامعه ایران، صورت‌های عملی متفاوتی یافته است که ماحصل آن، نه بی‌حیایی، که بی‌حجابی است.

این پویایی، نعمت است و باید آن را ارج نهاد. مهم این است که به این تغییراتِ فرهنگی، به چشم فرصتی برای هم‌زیستی و هم‌فکری بنگریم و با احترام به اصلِ اندیشیدن و متعاقبا ارزش‌ها، باورها و البته آزادی‌های فردی، راهی برای تعامل و تفاهم پیدا کنیم.

دولت پزشکیان باید در راستای تفاهم‌سازی در بحث حجاب، گام‌های محکمی بردارد تا این موضوع برای همیشه حل و فصل شود.

@sm_emamifar
🔺 مرزِ باریکِ پُست‌داشتن و پَست‌شدن

سید محسن امامی‌فر

زاکانی می‌داند آبرویی حتی در میان اصول‌گرایان و جریان انقلابی ندارد، به همین دلیل هر عملی را برای خود مجاز می‌داند. دروغ می‌گوید، ادعای گزاف می‌کند. آن‌قدر که در ارتکاب زشتی‌ها، بی‌پروا می‌شود و این امری تدریجی بوده است.
زاکانی دو دهه قبل را با زاکانی چندسال اخیر مقایسه کنید.
او به غایت بی‌‌باک شده است. ترسی ندارد چرا که در جامعه چیزی برای از دست دادن ندارد.
مهم‌تریم سرمایه هر شخصی در جامعه، اعتبار اوست.
کسی که میان مردم، بی اعتبار می‌شود، هر زشتی از او بعید به نظر نمی‌آید.
سرمایه او در حال حاضر پست و مقام است که آن هم در دالان‌های قدرت با معامله به دست آورده و می‌آورد.
او سال‌هاست مرز باریکِ پُست‌داشتن و پَست‌شدن را پیموده است.
من نمی‌دانم افکار عمومی در مواجهه با دیدار و دیده‌بوسی پزشکیان و زاکانی چه واکنشی داشته‌اند. اما برخی بر این باور هستند که پزشکیان اخلاق را رعایت کرده و او را پذیرفته است. از سوی دیگر برخی اعتقاد دارند این اقدام رئیس‌جمهور منتخب، نوعی بی‌اعتنایی به مردمی بوده است که زاکانی چشم در چشم آن‌ها، انواع بداخلاقی‌ها و دروغ‌ها را مرتکب و به زبان آورده است.
قضاوت هم‌چنان با افکار عمومی خواهد بود.

@sm_emamifar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺 تحزب

سید محسن امامی‌فر

تحزب نیاز بسیار جدی کشور است. عبدالعلی‌زاده موضعی بسیار اصولی در این باب گرفته است. این‌‌که‌ روسای جمهور خود را حزبی نمی‌دانند، هیچ فضیلتی ندارد. اگر حزب به معنای واقعی کلمه وجود داشته باشد، رئیس‌جمهور برای چینش کابینه نیز با هجوم رانت‌خواران و سهم‌خواهانِ بوروکرات مواجه نمی‌شود. در دوره ریاست‌جمهوری نیز، حزب ابزار کنترل رئیس‌جمهور و پس از آن پاسخ‌گوی مردم است. در نتیجه بهانه‌تراشی‌ها قابل قبول نیست. برنامه حزب برای اداره کشور مشخص است و مردم به کارنامه و برنامه رای می‌دهند.. البته توانایی‌های خود رئیس‌جمهور نیز بسیار حائز اهمیت است.
اما نکته قابل تامل این‌که تحزب با موانع بسیار جدی در لایه‌های مهمی مواجه است. پزشکیان باید بتواند با اقناع‌سازی و اجماع‌سازی این موانع را از سر راه بردارد تا احزاب واقعی و جامعه‌محور شکل بگیرند.

@sm_emamifar
🔺 نرمالیزاسیون!

سید محسن امامی‌فر

ایران در وضعیتی قرار دارد که بحران‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و زیست‌محیطی را تجربه می‌کند. بدون تعارف و با صراحت باید عنوان نمود شرایط کشور، عادی نیست. دکتر پزشکیان در این اوضاع نابه‌سامان باید کابینه خود را انتخاب کرده و ریل‌ سیاست‌گذاری در کشور را به مسیر صحیح خود بازگرداند.
اما سوال اساسی این است که با کدام وزرا و مدیران اجرایی؟
یکی از شاخص‌های مهم، جوان‌گرایی است. اما این شاخص نباید هزینه تجربه‌‌اندوزی و چهره‌سازی را بر ملک و ملت بار کند و خروج از بحران‌ را نیز به دنبال نداشته باشد.
از سوی دیگر پزشکیان نباید با انتخاب کهن‌سالانِ باتجربه اما تکراری، دولت را بی‌انرژی و سنگین نماید اما انتخابِ صرفِ جوانان بدون هیچ تجربه‌ اجرایی نیز حتما مذموم است.
کادرسازی خیلی پیش از این‌ها باید انجام می‌گرفت، در یک شرایط نرمال.
در اوضاع بحرانی کشور، نیاز به تکنوکرات‌هایی داریم که نه تنها انگیزه و اراده لازم، که تخصص کافی جهت مدیریت بحران و بازگرداندن کشور به مسیر نرمالیزاسیون را داشته باشند.
مختصات فعلی سیاست و جامعه ایران، ضرورت کارآمدی، تخصص‌گرایی و به ویژه مدیریت‌بحران را بیش از هر زمان دیگر نمایان می‌کند.
کشور در حال حاضر، ظرفیت آزمون و خطا ندارد. پزشکیان در انتخاب وزرا و مدیران ارشد اجرایی، باید خطوط قرمز جدی در مقابل سهم‌خواهان داشته باشد که خیلی اوقات با شعارِ جذابِ جوان‌گرایی هویدا می‌شوند.
رئیس‌جمهور منتخب، طبق وعده‌های خود، اولین سفره‌ای که باید جمع کند، سفره سهم‌خواهان در پوشش‌های جذاب و عوام‌فریبانه است.

@sm_emamifar
🔺 فقر و گرسنگی!

سید محسن امامی‌فر

آیت‌الله میرباقری یکی از مهم‌ترین مراجع فکری و عقیدتی جلیلیسم گفته است: "پایه‌ریزی فرهنگی جدید بر مبنای اسلام، سختی و گرسنگی به همراه دارد و مردم ما این راه را خود انتخاب کرده‌اند!"

فرض می‌گیریم واقعا مردم خودشان این راه را انتخاب کرده‌اند_فرضِ محال که محال نیست_اما چرا نهادهای تبلیغاتی و فرهنگی و اسلامی شامل این سختی و گرسنگی نمی‌شوند؟!
بودجه این نهادها ۳۶ هزار میلیارد تومان است.
یا مثلا چرا موسسه فرهنگستان علوم اسلامی تحت زعامت آیت الله میرباقری که ۳۰ میلیارد تومان جهت حمایت از برنامه‌های آن بودجه صرف می‌شود، شامل سختی نمی‌شود؟
یعنی می‌فرمایند از یک‌سو مردم سختی و گرسنگی را متحمل بشوند، و از سوی دیگر نهادهای فرهنگی و تبلیغات اسلامی، چند ده هزار میلیارد تومان بودجه بگیرند تا مردم گرسنه و فقیر را هدایت کنند؟!
شاید سوال بشود که احیانا ارتباطی بین فقر و گرسنگی مردم و افزایش بودجه این نهادها وجود ندارد؟!

@sm_emamifar
🔺 خوزستانِ شریف!

سید محسن امامی‌فر

می‌گویند آن دو جوان خوزستانی مصداق شرافت هستند. پس شریف‌اند و شرف به معنای ارجمند و ارج را ارزش معنی کرده‌اند.
ارزش نیز معنای بهای زیاد دارد.
در واقع آن دو جوان بابت ساختن شخصیت خود، بهای فراوانی پرداختند تا چنین ارجمند و شریف شوند.
شخصیتی که نه تنها انجام وظیفه، که از خودگذشتگیِ عیان در آن موج می‌زند. در زمانه‌ای که به قول شاملو "انسان، دشواریِ وظیفه است".
دمای ۷۰ درجه، شوخی نیست، هر شخصیت را توانایی شکستن دارد.
آن‌که نشکند را شریف نامند. این ویژگی مردمانِ خوزستان است.
این دو جوان، نماد خوزستان هستند که بارها تا مرز جان‌دادن رفته است اما، جان نمی‌دهد. می‌ایستد و قامت راست می‌کند.
با این وجود، امان از تبعیض! از بی‌عدالتی!
از بی‌عنایتی به مردمانِ باعنایت این دیار!
از بی‌مهری به سرزمین مهرپروران!

@sm_emamifar
🔺 مصلحت!

سید محسن امامی‌فر

می‌گویند امام حسین برای همه است. اما ظاهرا فقط تا پایان عاشورا!
فرماندهی انتظامی البرز از شناسایی و احضار دخترانِ بی‌حجابی که زنجیرزنی می‌کردند، خبر داده است.
هر چه مرور می‌کنم، به خبری مبنی بر شناسایی و احضار بانوانِ بی‌حجابِ حاضر در راهپیمایی‌های ۲۲ بهمن برنمی‌خورم.
همان "با ما باش، هرچه خواهی باش".
آیا مسئولی نیست از حقوق این دخترانِ مظلوم دفاع کند؟!
یا این‌که باز ساکت باشیم و سخن نگوییم؟! این سکوتِ مرگ‌بار تا کی ادامه خواهد یافت؟! گستره این مصلحت چقدر وسیع است؟!
هرچند قرار بود حقیقت جای مصلحت را بگیرد!

@sm_emamifar
🔺 توهم!

سید محسن امامی‌فر

حامیان سیاسی پزشکیان تا حدود زیادی علیه او شدند و رئیس‌جمهور زیرِ تیغِ تیزِ انتقادات‌شان قرار گرفته است.
محل منازعه، ترکیب کابینه است. اما این آغازِ یک پروسه است که هر چه زمان بیش‌تر می‌گذرد، حامیان او بیشتر و جدی‌تر در مقابل‌اش جبهه خواهند گرفت.

اصلاح‌طلبان در تحلیل مختصات سیاسی کشور پیش از انتخابات، دچار اشتباه بزرگ محاسباتی شدند. تایید صلاحیت پزشکیان را نشانه‌ای از تغییر رویکرد عنوان کردند، حال آن‌که نظام سیاسی از مسیر خود که از نیمه دوم دهه ۹۰، پای در آن نهاده، به عقب بازنمی‌گردد. در این مسیر، هزینه‌های جدی پرداخت کرده است. با کدام دلیل و برهان، اصلاح‌طلبان به صِرفِ تایید صلاحیت پزشکیان، رای به تغییر در رویکرد حاکمیت دادند و امید واهی به مردم؟!

این سطح از ساده‌انگاری، برای یک جریان سیاسی که فراز و فرودهای زیادی را تجربه کرده، حقیقتن غیرقابل توجیه است. بسیاری از رای‌دهندگان به پزشکیان، الان ناامید و سرخورده شده‌اند.

تایید صلاحیت پزشکیان، نهایتن یک تغییر تاکتیک از سوی طراحان بود که در اوج هوشمندی، یک بازیِ به ظاهر برد_برد اما در واقع برد_باخت را طراحی کردند.
"توهمِ بازیگریِ فعال" در صحنه انتخاباتِ به اصطلاح رقابتی را به اصلاح‌طلبان القا کردند و زمین بازی را به‌ گونه‌ای تعیین کردند که جبهه اصلاحات تمام هستی خود را جهت افزایش مشارکت به میدان آورد تا پیروزی را از آنِ خود کند، غافل از این‌که، ریاست‌جمهوری پزشکیان، نه برد، که باخت اصلاح‌طلبان بود.

نتیجه این بود که مشارکت ۵۰درصدی و نامزدِ پیروز را به طرفِ مقابل هدیه دادند. هیچ نیازی به مصادره از سوی مخالف هم نبود. پزشکیان اساسن، نسبتی با گفتمان پیشروی اجتماعی نداشته و ندارد.
او اراده‌ای برای تحقق مطالبات اجتماعی جامعه و به ویژه زنان نداشته و ندارد. پزشکیان هیچ نسبتی با آزادی‌های اجتماعی ندارد.
مصادیق آن در یک ماه گذشته وجود دارد. ترکیب کابینه نیز گواه این امر است.

همه این تذکرات، هشدار‌ها و انذارها، قبل از انتخابات بیان و تاکید شد اما گوش شنوایی نبود!
حال اما خطاب به اصلاح‌طلبان باید گفت، "خود کرده را تدبیر نیست"!

@sm_emamifar
🔺 قدیس‌سازی نکنید!

سید محسن امامی‌فر

پس از انتشار مطلبی در خصوص دکتر مصدق، که در ادامه می‌آید، با انتقادات دلسوزانه و البته حملات ناجوانمردانه و انواع اتهام‌زنی‌ها از سوی چپ‌ها مواجه شدم. که نشان می‌دهد از دکتر مصدق، بتی ساخته شده که حتا نزدیک آن جز به ستایش، نباید شد. بنابراین نیاز به توضیحات بیشتر وجود دارد.

مطلب اولیه‌ای که نوشته بودم از این قرار بود:
  " تاریخ را از دنده چپ نخوانیم! تاریخ را که بازخوانی کنیم، نه به کودتا، که به عزل دکتر مصدق می‌رسیم و نه به ملی‌کردن نفت، که به دولتی‌کردن آن خواهیم رسید! مصدق با انحلال پارلمان به شیوه‌ای که اصلن در قانون پیش‌بینی نشده بود، مجلس را منحل و مقدمات عزل قانونی خویش را فراهم آورد. با این محاسبه اشتباه که شاه به دلیل ترس، او را عزل نخواهد کرد. امان از چپ‌ها که نه تاریخ‌نگاری، که تاریخ‌سازی کردند! "

نکته مهمی که باید توجه داشته باشیم این‌که قدیس‌سازی از دکتر مصدق و هر شخصیت دیگر، مانع از نقد جدی و بدون ذهنیت و پیش‌داوری می‌شود. مصدق مردی بود ضداستعمار که تحول‌ساز شد اما این امر نباید ما را از نقد وی بی‌نیاز سازد.

در مواجهه با ۲۸ مرداد، باید به عقب‌تر برگردیم. جایی که مصدق، مجلس را منحل نمود. انحلال پارلمان از طریق رفراندوم، در قانون پیش‌بینی نشده بود. اما مصدق باوجود مخالفت نزدیک‌ترین یاران وفادارش مانند صدیقی و سنجابی، به هر شکل ممکن آن را برگزار و مجلس را منحل کرد. دلیل مخالفت آن‌ها، این بود که با انحلال پارلمان، شرایط برای عزل قانونی نخست‌وزیر فراهم می‌آید. چرا که در دوره فترت(عدم وجود پارلمان)، عزل نخست‌وزیر، حقی است که قانون به شاه داده است.

پس دکتر مصدق مرتکب یک خطای استراتژیک شد، با این توجیه که شاه از روی ترس، وی را عزل نخواهد کرد، که در عمل، محاسبات او اشتباه از آب درآمد. ضمن این‌که دکتر مصدق به اذعان کریم سنجابی از رهبران جبهه ملی، از سد استیضاح مجلس هفدهم، به سلامت عبور می‌کرد و اگر تن به استیضاح می‌داد، رای اعتماد اکثریت مطلق(۱+۵۰) را به دست می‌آورد و مسیر تحولات به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد.

یکی دیگر از اشتباهات اساسی دکتر مصدق این بود که با وجود این‌که به ایدئولوژی چپ‌های توده‌ای باور نداشت، اما آن‌ها را به هر شکل ممکن راضی نگاه می‌داشت تا علیه او پروپاگاندا نکنند. نتیجه این‌که چپ‌ها در تظاهرات‌های خیابانی خود در ۲۶ مرداد، نهایت حمایت خود را از مصدق، اعلام کردند و همین امر موجب واهمه جدی جامعه مذهبی و ملی ایران شد که ادامه نخست‌وزیری مصدق و سرنگونی شاه، حاکمیت چپ‌ها را به دنبال خواهد داشت. به همین دلیل ۲۸ مرداد، مردم در حمایت از شاه به خیابان آمدند و در این میان، به دستور زاهدی، ارتش و از سوی دیگر اراذل و اوباش نیز وارد میدان شدند. در واقع بخشی از تظاهرات‌های ۲۸ مرداد در مخالفت با مصدق، خودجوش و بخش دیگر سازمان‌یافته بود.

نکته مهم دیگر این‌که، نقد استراتژی‌های دکتر مصدق، نه به معنای مخالفت با او، که از منظر قضاوت بدون ذهنیتِ تاریخ در جهت تحلیل واقع‌بینانه و ترسیم درست مسیر برای نیل به آینده بهتر است.

باز هم تاکید می‌کنم مصدق اگر تن به استیضاح می‌داد، به سلامت عبور می‌کرد و شاید مسیر تحولات دگرگون می‌شد.

در پاسخ به این‌که چپ‌ها می‌گویند آمریکایی‌ها خود به کودتا اعتراف کرده‌اند و مثلن به کتاب خاطرات روزولت استناد می‌کنند، باید گفت کتاب مذکور را با گزارش‌های ۲۵ تا ۲۸ مرداد مقایسه کنند. برای نمونه، گزارش‌هایی که در روز ۲۸ مرداد صراحتن تاکید می‌کند، نمی‌دانیم چه اتفاقاتی در خیابان‌ها در حال رخ‌دادن است! در واقع نوعی شوک‌زدگی از تظاهرات علیه مصدق را به تصویر می‌کشد که اصلن انتظار آن را نداشتند. این همان بخش خودجوش مردمی بوده است. البته همان‌طور که ذکر شد، پس از آن، ارتش و اراذل و اوباش به صورت سازمان‌یافته وارد می‌شوند.

البته ذکر این نکته ضروری است که عزل مصدق در شامگاه ۲۸ مرداد، به شیوه‌ای خشونت‌آمیز بود. شاید به این دلیل که در شامگاه ۲۵ مرداد، نامه عزل از نخست‌وزیری را از نصیری تحویل گرفت و در واکنش، هیچ اعتنایی نکرد و به رهبری دولت خویش ادامه داد و حتا دستور بازداشت نصیری را نیز صادر کرد.

با همه این تفاسیر، واکاوی دقیق‌تری لازم و مستندات بسیار بیشتری وجود دارد که جای بررسی فراوان دارد اما فضای دیگری می‌طلبد.

@sm_emamifar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مدت‌هاست غزال تیزپای فوتبال ایران، با لوده‌گری، خود را در مرکز حاشیه‌ها قرار می‌دهد. این که خداداد عزیزی علاقه دارد از این طریق، در نظرها و بر دیده‌ها باشد، انتخاب اوست، هرچند نقد جدی وارد است، اما حتمن بستر پذیرش چنین حرکات و گفتارهای ضدفرهنگی در جامعه وجود دارد که چنین رفتارهایی را تحمل و حتا تشویق می‌کند.
شخصی مانند وی که زمانی اسطوره فوتبال ایران بود، چرا اکنون به جای این‌که الگویی مثبت برای جوانان و دوست‌داران فوتبال باشد، دست به چنین اعمالی می‌زند؟ آیا او نمی‌داند که هر کلام و حرکتی از سوی او، می‌تواند تأثیر عمیقی بر مخاطبان داشته باشد؟
از او انتظار می‌رود که در کنار مهارت‌های ورزشی خود، سطحی از آگاهی فرهنگی و اجتماعی را نیز حفظ کند و به جای ترویج رفتارهای نامناسب، به ارتقای فرهنگ عمومی کمک کند.
در نهایت، باید از خودمان بپرسیم که چرا جامعه ما پذیرای چنین رفتارهایی شده است؟ آیا ما به عنوان مخاطب، به اندازه کافی از رسانه‌ها و شخصیت‌های عمومی خود انتظار رفتارهای محترمانه و در شأن فرهنگ‌ این سرزمین داریم؟ یا این‌که با خندیدن به چنین حرکات و گفتارهایی، به نوعی به تداوم آن‌ها کمک می‌کنیم؟

سید محسن امامی‌فر
🔺 توافق با کدام هدف؟!

سید محسن امامی‌فر

پزشکیان در خصوص وزرای کابینه گفته است: "در ذهن من ایده آل‌هایی بود، ولی وقتی می‌دیدم تفاهم و توافق وجود ندارد پایین می‌آمدم. برای من تفاهم مهمتر از آن ایده آل است. برای وحدت باز هم کوتاه می‌آیم."

آقای رئیس‌جمهور! اگر برای تفاهم و توافق کوتاه آمدید، تنها به شرط امتیازگیری‌های ملموس در جهت بهبود وضعیت مردم و تحقق مطالبات ملت، امری قابل توجیه است. اما اگر با اهدافی غیر از این باشد، جز ضعف و وادادگی در مواجهه با بلوک‌های قدرت معنایی ندارد. ضمن این‌که مهم است که در این فرایند، اصول و ارزش‌ها قربانی نشوند و شفافیت در عملکرد حفظ شود تا مردم از دستاوردهای واقعی این تفاهم‌ها مطلع شوند.