1.16K subscribers
6 photos
7 videos
3 links
حرفای دلیمو اینجا برات میزنم اینجا مثل یک رفیق باهم هستیم
.
ناشناس من
t.me/HidenChat_Bot?start=557293190
Download Telegram
ساعت مطالعه بالای ۱۵ ساعت شاهکار نیست،معجزه نیست...اگرم نباشه باعث ننگ نیست
نامنظم بودن،ننگ نیست
توی هپروت رفتن و خیالبافی‌های مداوم،ننگ نیست
فقط حرف بودن،ننگ نیست
به هیچکدوم از هدفای شخصی و قلبی نرسیدن ننگ نیست
چاق بودن از سر پرخوری‌ و تبدیل معده به سطل‌زباله،ننگ نیست
دنبال تاریخ و ماه و روز و ساعت بودن،ننگ نیست
اهمیت ندادن به برنامه‌ریزی شخصی ننگ نیست
تغییر ایجاد نکردن توی زندگی شخصی،ننگ نیست
.
.
.
نیست،چون آسیبی به بقیه نمیزنه
انتخابه،برای زندگی شخصی خودمونه...تاثیرشم آسیبی به بقیه نمیزنه
کم‌کم بقیه هم عادت میکنن مارو اینجوری ببینن
میدونید...واقعا ایرادی نداره که درد تغییرو به جون نخریم...
چه آسیبی به بقیه میزنیم مگه؟

.
.
.
آسیبی به بقیه نمیزنی...واقعن ایرادی نداره...انتخاب خیلیا برای زندگیشون روزمرگی‌های بی‌برنامه‌س
فدای سرتون...
فقط،اگر یک در هزار،خواستین تغییری ایجاد کنید
دردش تا سه روزه...بعدش عادتت میشه...
.
.
.
27❤‍🔥3💔3🦄1
آدمها تغییر نمی‌کنند؛ فقط خودشان را بیشتر نشان می‌دهند.

خیلی از جوونای فکر می‌کنن که می‌تونن دوستِ بد رو یا رابطه سردشون رو درست کنن. یا فکر می‌کنن اگه یه آدم بهشون بی‌احترامی کرد، با محبت بیشتر عوض میشه. ولی حقیقت تلخ اینه:

هر آدمی در ۲۰ سالگی، نسخه‌ی فشرده‌ی شخصیت ۴۰ سالگیش رو نشون میده.

اگه کسی الان به تو دروغ می‌گه، ۱۰ سال بعد دروغ‌هاش حرفه‌ای‌تر میشه، نه کمتر.
· اگه کسی الان به تعهداتش عمل نمی‌کنه، با بچه و خونه هم عمل نمی‌کنه.
· اگه کسی الان به احساساتت بی‌اهمیتیه، با بزرگتر شدن فقط بی‌رحم‌تر میشه.

پس تکلیفت چیه؟

به جای تغییر دادن دیگران، تغییر بده کسی رو که انتخاب می‌کنی. وقت بذار برای شناخت، نه برای شفاعت.
به حرفها گوش نده؛ به الگوهای رفتاری نگاه کن. اگه سه بار پشت سر هم یه رفتاری رو تکرار کرد، باور کن که همون شخصیت اصلیشه.
خودت رو استثنا نکن. فکر نکن من اونقدر خاص هستم که این آدم برام عوض بشه. نه عزیزم، نه.

هر روز صبح قبل از هر تصمیم مهم، از خودت بپرس:
آیا این آدماین موقعیت، مرا به نسخه‌ی بهتر خودم نزدیک می‌کنه یا دور؟

شاید حرفام شما قبول نداشته باشی اما چیزی بوده که خودم هر بار تجربش میکنم اما ادم نمیشم.
26🦄1
میخوام یه داستانی تعریف کنم از زندگیم.

مربوط به سه سال پیشه این داستانی که الان میگم.
من یک روزی داشتم تمرین پرس سینه میزدم مربی گفت علی سه ماه دیگه مسابقات دوست داری شرکت کنی گفتم اره چرا نمیخوام از خدامه .

گفت باید مثلا تا سه ماه دیگه وزنه ای که میزنی ۳۰ کیلو سنگین تر بشه گفتم تلاشمو میکنم هر روز قبل تمرین چند ست براش وقت میذاشتم حتی مربی کمکمم نمیداد یعنی بالا سرم یک هفته وایستاد اخراش اصلا من باشگاه پیداش نمیکردم تنهایی وزنرو بلند میکردم و ریسک میکردم .


گذشت گذشت بعد سه ماه تمرین تا یک هفته قبل مسابقه میکفت عالیه همه چی اینا بعد یک روز قبل مسابقه گفت بنظرم شرکت نکن فعلا اماده نیستی شاید جزو سه تای اولم نباشی ، رفتم با بابام صحبت کردم گفتم اینطوری میگه مربیم گفت تو شرکت کن تهش تجربه میشه برات .

منم گفتم اینطوریع گفت پس رفتی خونه شام سبک بخور سعی کن زود بخوابی تا وزنت بیاد پایین . من حقیقتا گفتم‌نهایتش یک کیلو وزنم بیاد پایین مگه چقدر تاثیر داره روزی که رفتم وزن کشی وزنم ۴ کیلو اومدع بود پایین😂

خب خلاصش کن مسابقه شد اینا خیلی با دقت میدیدم هالتر چجوری میارن بالا که یوقت خطا نزنم . ۵ تا حریف داشتم چون وزنم اومدع بود خیلی پایین و رده سنی نوجوانان بودم حقیقتا دیدم نفر اولی خیلییی سبک زد حریف جدی نمیدیدمش .
فقط یکیشون قبل مسابقه دیدم ۵ کیلو از من سنگین تر زدع بود از اون میترسیدم .

مسابقه شد ۳ بار باید حرکت بزنی وزنه ای که سنگین‌تر باشه اون برای مسابقت ملاکه انگار سه تا شانس بهت میدن و طبیعتا از سبک به سنگین میزنی . من وزنه های سبک خیلیی راحت زدم رسیدیم به رقابت اصلی اون هالترو‌زد که افتاد من ذوق کردم چون ما تا ده کیلو از اون سنگین تر میتونستم بزنم .‌ حریف اصلیم یهو خالی کرد بدنش .

من وزنرو زدم و اول شدم ، خواستم بگم هیچوقت به حرف هیچکس گوش ندید مربی حتی نمیخواست من مسابقه برم میگفت هیچی نمیشی من رفتم و مسابقرو اول شدم و بهترین روز زندگیم بود
59❤‍🔥2🦄2🌚1🤣1
اگه کسی حست رو خورد کرد، یعنی جای تو توی زندگیش رو پر کرده بودی؛ ولی جای اون توی زندگیت، فقط یه اتاق اضافی بود.

بیا رک باشیم. اون آدمی که بهت بی‌احترامی کرد، بهت دروغ گفت، یا ناگهان ولت کرد، به اندازه‌ای که تو فکر می‌کردی، بهت فکر نمی‌کرد. تو توی ذهنش مهم بودی، ولی نه اونقدر که نتونه بدون تو نفس بکشه. و این تلخه، ولی حقیقته.

تقصیر رو بنداز گردن خودت که چرا انقدر جای بزرگ بهش دادی. نه از روی خودخوری، از روی درس گرفتن. دفعه‌ی بعد، قبل از اینکه کسی رو وارد عمق وجودت کنی، ببین چقدر براش ارزش قائلی، فکر نکن اگه برمی‌گشت، همه‌چیز درست میشد. آدمی که یه بار حست رو خورد کرده، دوباره این کار رو می‌کنه. فقط دفعه‌ی بعد با بهونه‌ای جدید. جای خالیش رو پر نکن با یه نفر دیگه. این کار فقط زخم کهنه رو تازه می‌کنه. بذار جای خالی بمونه تا خودت بزرگتر بشی و بفهمی چه کسی لیاقت پر کردنش رو داره
120❤‍🔥1🌚1💔1💊1
آدم‌هایی که در روزهای سخت کنارت می‌مانند، از هر موفقیتی ارزشمندترند. کسی که وقتی خسته و ناامید بودی به تو امید داد، دستت را گرفت و باعث شد دوباره به خودت و آرزوهایت ایمان بیاوری، لایق قدردانی است. اگر امروز به جایی رسیده‌ای و در مسیر موفقیت قدم برمی‌داری، فراموش نکن که شاید بخشی از این راه را به خاطر حضور کسی ادامه داده‌ای که بی‌هیچ چشم‌داشتی کنار تو ماند.

قدر آدم‌هایی را که در سخت‌ترین لحظه‌ها ترکت نکردند بیشتر بدان؛ چون خیلی‌ها فقط در روزهای خوب کنار آدم می‌مانند. اگر کسی در تاریک‌ترین روزهای زندگی‌ات نوری برای ادامهٔ راهت شد، همیشه جایی برای او در گوشه‌ای از قلبت نگه دار؛ چون ارزش بعضی آدم‌ها را فقط زمان ثابت می‌کند.
19❤‍🔥2
Forwarded from Hidden Chat
حالم داره بهم میخوره علی
از خودم حالم بهم میخوره
دیگه حالم از تلاش کردن و نرسیدن بهم میخوره
تو همیشه قشنگ حرف میزنی
خودمم برای بقیه قشنگ حرف میزنم ولی به خودم که میرسه حرفام ته میکشه
نمیدونم چیکار کنم دیگه واقعا خستم
اصلا نمیدونم چرا انقدر رندوم دارم اینارو اینجا میگم
💔26
Ali
حالم داره بهم میخوره علی از خودم حالم بهم میخوره دیگه حالم از تلاش کردن و نرسیدن بهم میخوره تو همیشه قشنگ حرف میزنی خودمم برای بقیه قشنگ حرف میزنم ولی به خودم که میرسه حرفام ته میکشه نمیدونم چیکار کنم دیگه واقعا خستم اصلا نمیدونم چرا انقدر رندوم دارم اینارو…
همونقدر که حرفات برای بقیه قشنگه، برای خودت هم حق داری که بشنویش. اما نه یه حرف قشنگ الکی، یه حرف واقعی.
می‌دونی چیه؟ خستگی که از تلاش کردن داری، نشون نمی‌ده که کم آوردی، نشون می‌ده که خیلی راه اومدی. اون ته کشیدن حرفات موقعی که به خودت می‌رسی، فقط یه آینه‌ست که داره بهت می‌گه بسه دیگه، یه کم برای خودت باش.
نرسیدن؟ مگه رسیدن آخرشه؟ آدمایی که همیشه رسیدن، هیچ وقت عمق راه رفتن رو نفهمیدن. تو داری عمق رو می‌چشی، تلخه، می‌دونم. ولی همینه که تهش یه روز می‌کنه به طعم شیرین‌ترین رسیدن.
واسه رندوم بودنش هم نگران نباش. گاهی رندوم‌ترین حرفا، صادقانه‌ترین‌ن.
خودت رو بغل کن الان. نه به خاطر اینکه به چیزی رسیدی، به خاطر اینکه با وجود همه‌چیز، هنوز داری تلاش می‌کنی. همین کافیه.
28💊2
❤‍🔥194🌚3💔1🦄1
بیا صادق باشیم با هم؛ حس اضافی بودن بدتریم حس دنیاست.
انقدر راحته که آدم فکر کنه اگه نباشه، هیچکی حتی نمیفهمه. ولی راستش؟ این حس دروغ میگه.
هنوز اون آدمایی که قراره عاشقت بشن رو ندیدی.
هنوز اون کارایی که قراره عاشقت کنن رو نکردی.
هنوز اون نسخه‌ای از خودت که به خودت افتخار کنی رو پیدا نکردی.
اضافی بودن یعنی جا موندن. ولی تو داری حرکت میکنی، حتی اگه آروم باشه.
اگه امروز توی جمعی حس کردی یکی نیستی، یادت باشه که همه‌ی جمع‌ها مال تو نیستن.
مال تو یه جای دیگست که هنوز پیداش نکردی.
و یه چیز دیگه:
اگه امروز کسی بهت نگفت دوستت دارم، به این معنی نیست که دوست‌داشتنی نیستی.
یعنی فقط امروز کسی یادش نبود بگه. مهم اینه که خودت یادت باشه.
19❤‍🔥6🦄1
۲۱ سالمه، ولی انگار ۴۰ ساله‌ام.
نه از کار، نه از درس، از این همه باید خسته‌ام.
باید فلان رشته رو بخونی، باید فلان جا کار کنی، باید فلان مدل باشی، باید تا فلان سن ازدواج کنی...
آدمای دور و برم می‌گن: جوونی، تازه اول راهی، چی خسته شدی؟
همین‌ش رو دوست ندارم.
انگار که ۲۱ سالگی یعنی حق نداری خسته باشی.
مگه جوونی یعنی بی‌خیالی؟
مگه ۲۱ سالگی یعنی شب‌ها راحت می‌خوابی؟
نه بابا...
۲۱ سالگی یعنی داری به فردا فکر می‌کنی، به کار، به پول، به آینده، به آدمی که قراره بشی.
یعنی هنوز هیچی نشدی، ولی همه منتظرن همه‌چیز بشی.
بعضی‌ها می‌گن: چرا انقدر جدی؟ چرا نمی‌خندی؟
آخه چی بگم؟ که دیشب تا ۳ صبح به این فکر می‌کردم که دارم از زندگی عقب می‌افتم؟
که امروز صبح با هزار تا نگرانی از خواب پریدم؟
که گاهی دلم می‌خواد همه‌چیز رو ول کنم برم یه جای دور، ولی نمی‌تونم؟

خستگیِ من، خستگیِ جسم نیست.
خستگیِ ذهنِ منِه که ۲۴ ساعته درگیره،
خستگیِ دلیِ منِه که می‌خواد دوست داشته باشه، ولی می‌ترسه،
خستگیِ چشامه که می‌خواد گریه کنه، ولی می‌گن : مرد که گریه نمی‌کنه.
پس اگه دیدین یه نفر خسته‌ست، نگید چیزی نشده.
بگید : میدونم، منم همون‌قدر خسته‌ام...
این یه جمله، دنیامونو عوض می‌کنه.
💔25🌚32💊2💘1🦄1
Forwarded from Hidden Chat
سلام علی
تا یکی دوماه پیش همش داشتم غر میزدم که چقد بد شد دو ماه(اسفند و فروردین) کنکور نخوندم ولش کردم اگ میخوندم چقد جلو میوفتادم و فلان ..
یهو دوستم گفت شاید اگ اون دوماهو خیلی میخوندی الان خسته بودی و انرژی نداشتی دیگ واسه خوندن مث الانت
این حرفش خیلی ساده بود ولی واقعا هربار بهش فک میکنم میگم راست میگ شاید اونوقت الان دیگ حال نداشتم و این بدتر بود که نزدیک ب خود کنکور ازش فاصله بگیرم
همینطور همش ناراحت بودم که چرا تعویق خورد و این داستانا پیش اومد که خیلی شانسی کانال شمارو پیدا کردم و تازه منابع و روش درست خوندن واسه زبانو پیدا کردم و فهمیدم چقد عقبم و با خودم فک میکردم وضع خوبی دارم ینی اگ واقعا تعویق نمیخورد من بیچاره میشدم
خواستم هم ازت تشکر کنم بابت اینکه اینقدر وقت میزاری جواب همه بچهارو میدی هم چقد منابع مفیدی میزاری تو چنلت و حتی یه چنل داری به بچها انگیزه میدی واقعا ادم دلسوز و همیشه همرایی هستی امیدوارم تو زندگیت همیشه موفق و سلامت باشی🫶🏼
و اینکه شاید بعضی چیزا واسمون خوبن و ما نمیدونیم:)
9💘1
Forwarded from Hidden Chat
مشکل اینجاست که اجازه میدی بهت القا بشه که زندگی همینه و چیز بیشتری نیست. نمیتونی چیزی رو تغییر بدی و چاره‌ای نداری جز اینکه خودت رو با هر سازی کوک کنی. اما کافیه کتابی که حتی به سلیقه‌ت نیست رو شروع کنی، یک فیلم دراماتیک که به شکل عجیبی همه‌چیز داخلش خوب پیش میره رو ببینی، برقصی، درس بخونی، شطرنج بازی کنی، با اونایی که دوستشون داری وقت بگذرونی، تئاتر بری، از ابرها عکس بگیری، به صدای فریاد کسی که داره از درد به خودش میپیچه گوش بدی، صدای لالایی مادری که بچه‌ش رو میخوابونه رو بشنوی... هر چیزی، غمگین یا شاد، نامتعارف یا جالب، داستان‌های شاهکار یا وحشتناک... اهمیتی نداره تو فقط غرق شو. غرق شو و بذار عمیق‌ترین چیزها رو احساس کنی. چون انسان بودن ترسناکه اما تا وقتی نفهمی که در هر حالتی باشکوهه، نمی‌تونی ازش لذت ببری، نمی‌تونی تغییرش بدی، نمی‌تونی هم‌صداهای خودت رو پیدا کنی. و بعد یک روز وقتی به عقب نگاه می‌کنی، میبینی لحظه‌هایی که فکر میکردی از دست دادی، همه‌جا بودند. فقط تو سرت رو پایین انداخته بودی.
💊1
Ali
مشکل اینجاست که اجازه میدی بهت القا بشه که زندگی همینه و چیز بیشتری نیست. نمیتونی چیزی رو تغییر بدی و چاره‌ای نداری جز اینکه خودت رو با هر سازی کوک کنی. اما کافیه کتابی که حتی به سلیقه‌ت نیست رو شروع کنی، یک فیلم دراماتیک که به شکل عجیبی همه‌چیز داخلش خوب…
می‌دونم که یه کتاب می‌تونه مسیر فکرم رو عوض کنه، یه فیلم می‌تونه یه جور دیگه به زندگی نگاه کنم، یه رقص می‌تونه انرژی رو برگردونه، یه بازی شطرنج می‌تونه تمرکز رو برگردونه، یه عکس از ابر می‌تونه آرومم کنه.
می‌دونم که غرق شدن توی لحظه‌ها، تنها راهِ فراره.
اما...
اما مشکل اینجاست که گاهی اونقدر خسته‌ام که حتی کتاب رو نمی‌تونم باز کنم. حتی فیلم رو نمی‌تونم شروع کنم. حتی بلند شدن برای رقص، سنگین‌تر از کوهه.
می‌دونم که باید غرق بشم، ولی گاهی غرق شدن توی احساسات، به جایی می‌رسه که دیگه نمی‌دونی داری غرق می‌شی یا نجات پیدا می‌کنی.
راست می‌گی، انسان بودن باشکوهه. اما باشکوه بودن، همیشه به معنی لذت بردن نیست. گاهی باشکوه بودن یعنی تحمل کردن. یعنی بیدار شدن با همه‌ی این خستگی و باز هم انتخاب کردن که امروز رو زندگی کنی.
و راستش رو بخوای، من نمی‌خوام خودم رو با هر سازی کوک کنم. می‌خوام روزی برسه که سازی رو پیدا کنم که خودش با من هماهنگ باشه. نه اینکه من مدام خودم رو بشکنم تا توی قالب دیگران برم.
7❤‍🔥6🦄1
از ورِ پنجره نگاهشان میکنم. عصر شده و خیابان پر از آدمهای بی هدف است. همانهایی که روزی فکر میکردم قرار است قهرمان قصه هام باشند. اما زندگی، چه شوخ طبع است و چه بیرحم، آنها را در میان آدم های اشتباهی جا داد که نه توی داستانم میگنجند و نه توی دلِ خالیام.

یکی می آمد با چمدانی پر از وعده، اما وقتی بازش کردم، تهش فقط یک آیینه بود و من، با همان چهرهی ساده لوحی که فکر میکرد عشق یعنی ایستادن پشت درِ بسته. یکی دیگر کتابی به دستم داد که تمام صفحه هایش سفید بود و گفت: «بنویس.» من نوشتم، اما او نخواند؛ فقط به خط هایم خندید و رفت تا برای دیگری قلم بشود.

بعضیها را اشتباهی دوست داشتم. بعضی ها را اشتباهی نادیده گرفتم. حتی یک نفر را اشتباهی بخشیدم، درحالیکه نبخشیده بودمش، فقط خسته بودم.

حالا میفهمم آدمهای اشتباهی، سایه هایی هستند که اندازه ی خودشان را به ما یاد میدهند. می آیند تا بدانی کجای راه، چراغ را خاموش کرده بودی. میروند تا بفهمی بعضی ایستگاهها فقط برای پیاده شدن اند، نه برای منتظر ماندن.

و من، با تمام وجودم، هنوز ایستادهام. نه برایشان، که برای کسی که شاید اشتباه نباشد؛ کسی که وقتی بیاید، حتی سایهاش هم رویِ زمین نمیافتد، بلکه رویِ قلبم مینشیند و میگوید: بالاخره پیدات کردم.

تا آن روز، گوشهای از خاطراتم را جارو میکنم. گردِ آدمهای اشتباهی را میزدایم، پنجره را باز میگذارم، و به رد شدنِ آدم ها از خیابان نگاه میکنم. آنها هم شاید روزی، اشتباهِ کس دیگری بشوند. اما من، دیگر اشتباه را از خطِ چشمانم تشخیص میدهم.

یا حداقل، این را دوست دارم باور کنم.
11🌚9💔1🦄1💊1
به نظرم ارزش واقعی آدم‌ها توی لحظه‌هایی معلوم می‌شه که دلت گرفته و یکی هست بدون سوال، کنارت می‌مونه.
همون‌هایی که بودنشون مثل یه نفس عمیقه، غرور رو می‌ذاریم کنار براشون، نه از روی ضعف، از روی این که می‌دونیم بودنشون کمیابه.
بعضی وقتا قوی‌ترین کاری که می‌تونیم بکنیم اینه که اولین پیام رو بفرستیم، اولین عذرخواهی، اولین قدم.
نه برای اینکه خودمون رو کوچک کنیم، برای اینکه به اون آدم بفهمونیم که ارزشش از حساس بودنِ من بیشتره.
غرور کهنه بشه هیچی جز پشیمونی نمی‌مونه، ولی اگه یکی رو از دست بدی که حست رو خوب می‌کرد، اون خاطره تا مدت‌ها می‌مونه.
پس اگه کسی رو داری که با بودنش دنیات آروم‌تره، بهش نشون بده.
حتی اگه یعنی یه قدم برداریش که تهش هیچی نشه، لااقل بدون که تو اون کاری که به دلت می‌ومد رو کردی.
بعضی‌ها میرن و می‌فهمی چقدر ساده بودن، بعضی‌ها می‌مونن و می‌فهمی چقدر ارزش بودن داشتن.
مراقب آدم‌هات باش.
12🦄1💊1
بعضی وقتا آدمایی که بهت نزدیکن، توی خودشون یه تصویر از تو ساختن که هیچ ربطی به تو نداره.
هرچی هم سعی می‌کنی نشون بدی کی هستی، اون‌ها تهش یه چیز دیگه می‌بینن.
واقعیت اینه که اعتمادِ نداشتنِ طرف، همیشه تقصیر تو نیست.
گاهی اون‌قدر زخم خورده که حتی اگه صادق‌ترین آدمِ دنیا هم باشی، بازم براش یه تهدیدی.
کاری که می‌تونی بکنی اینه که:
· سعی‌ات رو بکنی، ولی خودت رو خورد نکنی.
· حرف‌هات رو بزنی، ولی اگه نشنیدن، سکوت کنی.
· بهش نشون بدی که ارزش داری، ولی اگه ندید، بری.
چون اگه کسی نمی‌خواد ببینه، هزار تا آینه هم بذاری جلوش، بازم خودش رو می‌بینه، نه تو رو.
پس تهش اینه:
تو وظیفت رو انجام دادی، حقیقت رو گفتی، خوب بودی.
حالا وظیفه‌ش اینه که باورش کنه یا نه.
و اگه نه، این تقصیر تو نیست، این انتخابِ اونه.
23🦄1💊1
میدونم امشب چه حسی داری.

نه، واقعاً میدونم. اون حجم کتاب، اون تست های نصفه نیمه، اون صبح های زود و شبهای دیر، اون روزایی که جواب یه تست رو اشتباه زدی و دلت شکست، اون روزایی که گفتی «دیگه نمیتونم» ولی بازم ورق زدی.

خسته شدی، میدونم.
اما بذار یه چیز رو بهت بگم که شاید هیچکس نگفته:
این روزایی که الان داری میگذرونی، سخت ترین روزای زندگیت نیستن. ولی میتونن افتخارآمیزترین روزاش باشن. چون داری برای چیزی میجنگی که واقعاً برات مهمه. و هیچ چیز در این دنیا به اندازه جنگیدن برای آرزوت، آدم رو بزرگ نمیکنه.
کنکور فقط یه آزمون نیست. یه دورست که بهت یاد میده با وجود ترس، با وجود خستگی، با وجود شک، بازم ادامه بدی. این مهارت، تا آخر عمر با تو میمونه حتی اگه نتیجهٔ آزمون اون چیزی نباشه که میخواستی.
پس:
اون شبی که تا ۳ صبح خوندی؟ ارزشش رو داشت.
اون روزی که با چشمای خسته سر جلسهٔ آزمون آزمایشی رفتی؟ ارزشش رو داشت.
اون لحظهای که نتونستی یه سوال رو حل کنی ولی بازم تلاش کردی؟ ارزشش رو داشت.
نتیجه، مهمه. ولی چیزی که موندگاره، همون آدمیه که توی این مسیر ساختی.
و اگه امروز کم آوردی، فردا دوباره شروع کن. اگه امروز گریه کردی، فردا با چشای پفکرده بازم پشت میز بشین. اگه امروز شک کردی، فردا به خودت بگو: «من میتونم. تا الان که بیخود نیومدم.»
یادت باشه: خیلیا توی این مسیر کم آوردن، ولی تو هنوز اینجایی. پس یعنی قویتری از چیزی که فکر میکنی.
دستت رو بذار رو دلت، نفس عمیق بکش، و به خودت بگو: «من از پسش برمیام.»
چون واقعاً از پسش برمیای. فقط کافیه باور کنی.
40❤‍🔥4💔3🦄2💊1
درگیر باشید
درگیر درس، کار، هنر، موسیقی، هرچیزی به جز انسان ها
41❤‍🔥5💘2🦄1💊1