دلنوشته دختر بچه یک رفتگر:
هروقت نذری میدن، بابای من تا صبح از خستگی و کمردرد خوابش نمیبره،
کاش هيچوقت نذری ندن.😔
@ghamgi 💔
هروقت نذری میدن، بابای من تا صبح از خستگی و کمردرد خوابش نمیبره،
کاش هيچوقت نذری ندن.😔
@ghamgi 💔
- من اصلا بهش فکر نمیکنم..
+ به کی؟!
- خوب همون دیگه..
+ اگه بهش فکر نمیکردی در موردش اصلا حرف نمیزدی....!👍😢
@ghamgi💔
+ به کی؟!
- خوب همون دیگه..
+ اگه بهش فکر نمیکردی در موردش اصلا حرف نمیزدی....!👍😢
@ghamgi💔
جای او اگر بودم
عمیق تر نفس میکشیدم
زیباتر می خندیدم
دستش را محکم تر میفشردم
خوشحال تربودم
خوشبخت تربودم
بیشتر زندگی می کردم
کاش فقط جای او
لحظه ای کنارتو می بودم 💔
@ghamgi💔
عمیق تر نفس میکشیدم
زیباتر می خندیدم
دستش را محکم تر میفشردم
خوشحال تربودم
خوشبخت تربودم
بیشتر زندگی می کردم
کاش فقط جای او
لحظه ای کنارتو می بودم 💔
@ghamgi💔
Forwarded from روزهای عاشقی (reza)
دقیقا اونجایی که محمد یغمایی میگه:
نشسته ام وسط زندگی،
صبور، غمگین، امیدوار، خسته و
ادامه دهنده و ادامه دهنده ...
@rozaiashegi
نشسته ام وسط زندگی،
صبور، غمگین، امیدوار، خسته و
ادامه دهنده و ادامه دهنده ...
@rozaiashegi
In the darkness of the night, only God hears you.
در ظلمات شب،
تنها خداست که صدایت را می شنود
@rozaiashegi
در ظلمات شب،
تنها خداست که صدایت را می شنود
@rozaiashegi
پنج میلیون سکه رایگان همستر بخاطر چنل ما ☺️
بزنید حالشو ببرید