گندم زار
4.75K subscribers
13.6K photos
5.81K videos
13 files
674 links
از گـَندم زار مَن و تـو
مُشتی کاه می ماند برای بـادها....

آرزویـم برایـت این است،
درمیان مـردمی که می دوند برای زنـده بودن،

آرام قـدم برداری برای زنـدگی کردن.
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.

آرام باش عزیز من
آرام باش

حڪایت دریاست زندگی
گاهے درخشش آفتاب،
برق و بوے نمک، ترشح شادمانی
گاهے هم فرو می‌رویم،
چشم‌هایمان را می‌بندیم،
همه‌جا تاریڪے است

آرام باش عزیز من
آرام باش

دوباره سر از آب بیرون می‌آوریم
و تلالو آفتاب را می‌بینیم
زیر بوته‌اے از برف
ڪه این دفعه
درست از جایے ڪه تو دوست دارے،
طالع می‌شود

آرام باش عزیز من
آرام باش...

شمس_لنگرودی

@gandomzaran
5🥰1
ای تو امانِ هر بلا
ما همه در امانِ تو ...

مولانا
@gandomzaran
👍103🥰1
شهرِ غم-بابک بیات
@InjaZanVojuddarad
.
"شهرِ غم"

🎙 بابک_بیات
     
کاش می شد تمامِ آدم‌های غمگین و
تنهایِ جهان را در آغوش کشید،
کنارشان نشست و با چند کلامِ ساده،
به لحظاتشان رنگِ آرامش پاشید و
حالشان را خوب کرد.

کاش می‌شد این را قاطعانه و آرام
در گوشِ تمامِ آدم‌ها گفت؛
که غم و اندوه، رفتنی است
و روزهایِ خوب در راه‌اند،
که حالِ همه‌مان خوب خواهد شد...


✍️نرگس_صرافیان_طوفان


@gandomzaran
5👍3
.
پدرم گفته بود که عشق شریف است و شگفت‌انگیز و معجزه‌گر !
اما نگفته بود که عشق چقدر نَمَکین است و نگفته بود او که نوش دارو دارد . دست‌هایش این همه از نمک عشق پُر است و نگفته بود او هر که را دوست‌تر بدارد، بر زخمش از نمک عشق بیشتر می‌پاشد !
زخمی بر پهلویم است و خون می‌چکد و خدا نمک می‌پاشد. من پیچ می‌خورم و تاب می‌خورم و دیگران گمانشان که می‌رقصم !
من این زخم خونین را دوست دارم، زیرا به یادم می‌آورد که سنگ نیستم، چوب نیستم، خشت و خاک نیستم، که انسانم !
پدرم وصیت کرده و گفته است : از جانت دست بردار، از زخمت اما نه، زیرا اگر زخمی نباشد، دردی نیست و اگر دردی نباشد در پی نوش دارو نخواهی بود و اگر در پی نوش دارو نباشی عاشق نخواهی شد و اگر عاشق نباشی خدایی نخواهی داشت !
دست بر زخمم می‌گذارم و گرامی‌اش میدارم که این زخم عشق است و عشق میراث پدرم است ...


عرفان_نظرآهاری
📙 من هشتمین آن هفت نفرم

@gandomzaran
6👏5🥰1🎉1😍1
من
قلب قرمز کوچکی
آخر نامه
نامه
در دستهای لرزان پستچی پیری
افتاده ام در جوی آب...
جوهر آخر نامه پریشان!
من و نشانی ات
هر دو پاک شدیم.....

معصومه_صابر

@gandomzaran
💔9😢5🤷‍♀1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
2👍1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
3
.
سلام به امیدی که نمی‌دونیم از کجا میاد،
ولی هر صبح پیدامون می‌کنه.

@gandomzaran
🥰76😍2
کاش میشد بعضی عکس‌ها رو زندگی‌ کرد.

@gandomzaran
6🥰3😍2
.
و ما همان
دلتنگ های هميشه خواهيم ماند.
نسلی كه عمری همنشين اندوه و
حسرت و فراق ماند...

با اين همه،
اگر روزهای خوب آمدند
و من نبودم،
اگر عشق پادشاه دنيا شد،
“اگر پيامبران براي يادآوری
مذهب مهربانی از غارها برگشتند،
به يادم بوسه ای به باد هدیه كنيد.”


حمید_سلیمی


@gandomzaran
7😢4💔1
امن باشید و قابل اعتماد، که اگر روزی تمام جهان برای آدمی سیاه شد و امیدی اگر نبود، ‌‌‌تنها قسمت روشن جهانش شما باشید.
‌و روزنه‌ی نور و امیدی شوید، در بی‌نهایت تاریکی.
......

@gandomzaran
8👍2🥰2
کانال پایون
🆔 @payunn
محمد_اصفهانی
رفتن
جدید

و ما روزی خواهیم رقصید، روی همان زمینی که به ما درد را یاد داد.

@gandomzaran
👍5💔3
چه کسی باور می‌کند که
عمرِ خاطره بیش‌تر از عمرِ زخم است


غادة_السمان
💔7😢6
نخست ثانیه‌ها
کمی بعد
دقیقه‌ها
ساعت‌ها
روزها . . .
به خودت که می‌آیی
می‌بینی
سال‌هاست درد می‌کشی
و چیزی حس نمی‌ کنی . . .

سیدمحمد_مرکبیان

@gandomzaran
😢5💔4
گاهی سکوت،
بلندترین سوال و جوابی است
که میشود درمقابل بقیه
برای اثبات خود داشت...
وسکوت می کنم و
دردلم فریادیست
بی کلام از عمق احساس...
آرام

شب_بخیر


@gandomzaran
💔6👍2😢1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اجرای بی نظیر لارا فابین – آداجیو (به آهستگی) صدایی که مثل نسیم آهسته می‌آید، اما قلبت را با تمام قدرت تکان می‌دهد...ترانه‌ای درباره عشق،
دلتنگی و غمی که در عمق جان می‌نشیند.


🎙 لارا_فابیان
√●به هم‌راهِ زیرنویس فارسی

@gandomzaran
😢43💔2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
سلام به نور
این دلخوشی درخشانِ مکرر من
و
سلام بر کسانیکه  دل‌های بیدار دارند
و زمین به برکت نفسشان آرام است
و زمان به حرمت حضورشان
هنوز از تپش نیفتاده است.


@gandomzaran
13🥰4😍1
با شاخه ی گل یخ
از مرز این زمستان خواهم گذشت
جایی کنار آتش گمنامی
آن وام کهنه را به تو پس می دهم
تا همسفر شوی
با عابران شیفته‌ی گم شده

شاید حقیقتی یافتی
همرنگ آسمان دیار من
شهری که در ستایش زیبایی
دور از تو قهوه ای که مرا مهمان کردی
لب می زنم
و شاخه‌ی گل یخ را کنار فنجان جا می‌گذارم
چیزی که از تو وام گرفتم
مهر تو را به قلب تو پس می‌دهم

محمد_علی_سپانلو

@gandomzaran
7🥰2😍1
مهرواد ـ داروندارم
آویژه
درمیان این شلوغی
كاش پيدا كنم آنكه مرا آرام است


@gandomzaran
5🥰1