گندم زار
4.75K subscribers
13.6K photos
5.81K videos
13 files
674 links
از گـَندم زار مَن و تـو
مُشتی کاه می ماند برای بـادها....

آرزویـم برایـت این است،
درمیان مـردمی که می دوند برای زنـده بودن،

آرام قـدم برداری برای زنـدگی کردن.
Download Telegram
.
و من خودم را با خستگی تمام، از میان این فصل عبور می دهم.
فقط به امید نور کم سویی که در دوردست ها می درخشد.

👤اولگا کنیپر

@gandomzaran
👍53🥰1
کانال پایون
🆔 @payunn
معین
ایران
جدید

ای شراب تلخ من !
ترک تو تسکینم نداد
بی تو بودن هم
شبیه
با تو بودن
مشکل است ...!

فروغ_فرخزاد

@gandomzaran
5🥰2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.

فروغ شعرِ ایران،
زنی که با کلماتش آفتاب را
در دل تاریکی‌ها روشن کرد.
فروغ، تنها ۳۲ سال نفس کشید،
اما شعرهایش هنوز زنده‌اند، سبز و جاری.

او ساختارشکن بود، جسور بود، و به جهان
آموخت که زن می‌تواند عاشق باشد، شاعر
و آزاد باشد، بدون آن‌که هویت مستقل اش
نادیده گرفته شود.

نام و یاد فروغ فرخزاد، و همه‌ی عشقی
که در کلماتش جریان دارد، تا همیشه در
قلب‌های ما جاری خواهد بود.
....

@gandomzaran
7👍4
.
گاهی خستگی فقط
از کار یا بی‌خوابی نیست…
از «نشدن‌ها» خسته‌ای، از «نرسیدن‌ها»؛
از اینکه هرچقدر انرژی،
عشق و وقت می‌گذاری،
باز هم چیزی سرِ جای خودش قرار نمی‌گیرد.

در روان‌شناسی به این حالت
«فرسودگی عاطفی» می‌گویند
زمانی که ذهن و بدن،
زیر بارِ تلاش‌های طولانی و فرساینده،
آرام‌آرام دچار خاموشی درونی می‌شوند.

در این شرایط، آدم هنوز درد دارد،
اما دیگر توانِ جنگیدنِ بی‌وقفه را ندارد.
نه می‌تواند همان‌طور ادامه دهد،
نه می‌تواند همه‌چیز را رها کند.
در این نقطه، ذهن دنبال معنا می‌گردد،

واقعیت این است:
ما خسته‌ایم،
چون مدت‌ها با تمامِ قوا تلاش کرده‌ایم.

اما در دلِ همین تلاش، بذرِ بازسازی هم
پنهان است.آنجاست که کم‌کم یاد می‌گیری
پیش از نجاتِ دنیا،خودت را از زیرِ این همه
فشار روانی بیرون بکشی.

این تسلیم شدن نیست؛
انتخابی آگاهانه برای سالم ماندن است.

و درست همان‌جا
میان خستگی و ادامه دادنِ آگاهانه
آرامشی کوچک متولد می‌شود…
آرامشی که نامش «آشتی با خود» است؛
و همین، شکلِ تازه‌ای از قدرت است.

@gandomzaran
👍91
Don't let go of my hands, Mom.
Aashes
هوا
غمگین است
و دلگیر؛

گویی عاشقی
معشوقه‌اش را
زیرِ آوار
گم کرده است…

باد هم
با هیاهویی بی‌قرار
زیرِ هر آجر
نامی را
زمزمه می‌کند
و پاسخی
برنمی‌گردد.

باران نیز
از پشتِ پنجره‌های بی‌شیشه
خیره مانده است
و قطره‌قطره
بر شانه‌های شهر
اشک می‌ریزد…

آرام


@gandomzaran
😢71💔1
‌‌.
شب‌های هجر را
گذراندیم و زنده‌ایم

مارا به سخت جانیِ خود،
این گمان نبود!

شکیبی_اصفهانی

شب _ بخیر


@gandomzaran
💔5🙏4👍31🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.

آرام باش عزیز من
آرام باش

حڪایت دریاست زندگی
گاهے درخشش آفتاب،
برق و بوے نمک، ترشح شادمانی
گاهے هم فرو می‌رویم،
چشم‌هایمان را می‌بندیم،
همه‌جا تاریڪے است

آرام باش عزیز من
آرام باش

دوباره سر از آب بیرون می‌آوریم
و تلالو آفتاب را می‌بینیم
زیر بوته‌اے از برف
ڪه این دفعه
درست از جایے ڪه تو دوست دارے،
طالع می‌شود

آرام باش عزیز من
آرام باش...

شمس_لنگرودی

@gandomzaran
5🥰1
ای تو امانِ هر بلا
ما همه در امانِ تو ...

مولانا
@gandomzaran
👍103🥰1
شهرِ غم-بابک بیات
@InjaZanVojuddarad
.
"شهرِ غم"

🎙 بابک_بیات
     
کاش می شد تمامِ آدم‌های غمگین و
تنهایِ جهان را در آغوش کشید،
کنارشان نشست و با چند کلامِ ساده،
به لحظاتشان رنگِ آرامش پاشید و
حالشان را خوب کرد.

کاش می‌شد این را قاطعانه و آرام
در گوشِ تمامِ آدم‌ها گفت؛
که غم و اندوه، رفتنی است
و روزهایِ خوب در راه‌اند،
که حالِ همه‌مان خوب خواهد شد...


✍️نرگس_صرافیان_طوفان


@gandomzaran
5👍3
.
پدرم گفته بود که عشق شریف است و شگفت‌انگیز و معجزه‌گر !
اما نگفته بود که عشق چقدر نَمَکین است و نگفته بود او که نوش دارو دارد . دست‌هایش این همه از نمک عشق پُر است و نگفته بود او هر که را دوست‌تر بدارد، بر زخمش از نمک عشق بیشتر می‌پاشد !
زخمی بر پهلویم است و خون می‌چکد و خدا نمک می‌پاشد. من پیچ می‌خورم و تاب می‌خورم و دیگران گمانشان که می‌رقصم !
من این زخم خونین را دوست دارم، زیرا به یادم می‌آورد که سنگ نیستم، چوب نیستم، خشت و خاک نیستم، که انسانم !
پدرم وصیت کرده و گفته است : از جانت دست بردار، از زخمت اما نه، زیرا اگر زخمی نباشد، دردی نیست و اگر دردی نباشد در پی نوش دارو نخواهی بود و اگر در پی نوش دارو نباشی عاشق نخواهی شد و اگر عاشق نباشی خدایی نخواهی داشت !
دست بر زخمم می‌گذارم و گرامی‌اش میدارم که این زخم عشق است و عشق میراث پدرم است ...


عرفان_نظرآهاری
📙 من هشتمین آن هفت نفرم

@gandomzaran
6👏5🥰1🎉1😍1
من
قلب قرمز کوچکی
آخر نامه
نامه
در دستهای لرزان پستچی پیری
افتاده ام در جوی آب...
جوهر آخر نامه پریشان!
من و نشانی ات
هر دو پاک شدیم.....

معصومه_صابر

@gandomzaran
💔9😢5🤷‍♀1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
2👍1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
3
.
سلام به امیدی که نمی‌دونیم از کجا میاد،
ولی هر صبح پیدامون می‌کنه.

@gandomzaran
🥰76😍2
کاش میشد بعضی عکس‌ها رو زندگی‌ کرد.

@gandomzaran
6🥰3😍2
.
و ما همان
دلتنگ های هميشه خواهيم ماند.
نسلی كه عمری همنشين اندوه و
حسرت و فراق ماند...

با اين همه،
اگر روزهای خوب آمدند
و من نبودم،
اگر عشق پادشاه دنيا شد،
“اگر پيامبران براي يادآوری
مذهب مهربانی از غارها برگشتند،
به يادم بوسه ای به باد هدیه كنيد.”


حمید_سلیمی


@gandomzaran
7😢4💔1
امن باشید و قابل اعتماد، که اگر روزی تمام جهان برای آدمی سیاه شد و امیدی اگر نبود، ‌‌‌تنها قسمت روشن جهانش شما باشید.
‌و روزنه‌ی نور و امیدی شوید، در بی‌نهایت تاریکی.
......

@gandomzaran
8👍2🥰2
کانال پایون
🆔 @payunn
محمد_اصفهانی
رفتن
جدید

و ما روزی خواهیم رقصید، روی همان زمینی که به ما درد را یاد داد.

@gandomzaran
👍5💔3
چه کسی باور می‌کند که
عمرِ خاطره بیش‌تر از عمرِ زخم است


غادة_السمان
💔7😢6
نخست ثانیه‌ها
کمی بعد
دقیقه‌ها
ساعت‌ها
روزها . . .
به خودت که می‌آیی
می‌بینی
سال‌هاست درد می‌کشی
و چیزی حس نمی‌ کنی . . .

سیدمحمد_مرکبیان

@gandomzaran
😢5💔4